من و زندگیم و شهوانی

    راستش نمی خوام داستان بنویسم دوستان . من یکی جزو اون نفراتی هستم که همیشه شهوانی می خوندم . می خوام یه گوشه ای از زندگیم رو براتون بنویسم . تا 24 سالگی کارم کف دستی زدن بود چون به هیچ عنوان نتونستم مخ بزنم . هم اعتماد به نفسش نداشتم هم اینکه شرایط بد بود ولی خب بیشتر به خاطر اعتماد به نفسم بود. تا اینکه این موضوع رو با یه دوستی در جریان گذاشتم بهم زندگی رو اموخت . بهم یاد داد هر انسانی در جایگاه خودش مهمه و هیچوقت نباید قبل از هر اقدامی منظورم اقدام در برابر جنس مخالفه قضاوتی کرد و نتیجه کارو پیش بینی کرد. بهم یاد داد نه شنیدن رو یاد بگیرم . بهم یاد داد هنر اینو داشته باشم وقتی یکی رو انتخاب می کنم دقیقا اونم عین من حق انتخاب داره و می تونه منو انتخاب کنه یا ردم کنه. در کل بگذریم ما شروع کردیم عوض شدن و یکی از راه هایی که بهم کمک کرد برای اعتماد به نفس کتاب بود . شروع کردم کتاب خوندن تا الان شاید نزدیک سه هزار تایی هم کتاب خوندم . از25 سالگی دیگه رابطه های من شروع شد و چون بازی با کلمات رو یاد گرفته بودم خیلی راحت مخ می زدم . دوستان شاید حتی فحشم هم بدین ولی چون عقده کرده بودم بدجوری تو منجلاب فرو رفتم و مخ زدن من سیرمونی نداشت تا الانم هیچ راه درمونی واسش پیدا نکردم. مخ زدیم و زدیم و رفتیم کردیم . خیلی از داستان ها رو می خونم با جزئیات کامل می نویسن ولی واقعا من جزئیات رو یادم نیست فقط بهترین قسمت هاش رو بهتون میگم . اولین باری که یکی برام ساک زد وقتی گرمای نفسش به سر کیرم خورد حس کردم بهشت نزدیک ترین حس به اون لحظس. اولین باری که کس کردم یادمه زیاد خوب پیش نرفت چون طرفم فوق العاده حرفه ای بود و من هیچ قدرتی روش نداشتم و تقریبا اون همه کاره بود تو انتخاب مدل و روش سکس و این چیزا، اینجا یه نکته بگم که ما مردا عاشق اینیم حداقل من عاشق اینم که تسلط داشته باشم رو طرفم و حس کنم فتحش کردم اولین کسی که کردم چون طرف زیاد داده بود راستش گشاد بود و زیاد چنگی به دلم نزد . ولی اولین باری که یه کون کردم . کون یه دختر دبیرستانی بود یادمه لحظه ای که کیرم رفت تو کونش (راستش من هیچوقت نتونستم اروم اروم بکنم خیلی ها خوندم تو داستان ها می نویسن اول سر کیرم کردم بعد یه سانت یه سانت کردم توش ، این اتفاق برای من هیچوقت نیفتاده شاید هم بلد نبودم چون خب وقتی کون می کنی معمولا یه فشاری میدی حتی اگه طرف زیادی هم گشاد باشه به هر حال نیاز به یه فشاری هست و معمولا اگه قرص استفاده نکنی به خاطر استرس ها هر چند کم کیرت چنان شق نیست که کنترل داشته باشی انچنان ) البته شاید خب دوستان حرفه ای هستن و من نیستم . به هر حال از بحث اصلی دور نشیم اولین باری که کون کردم واقعا لذت بخش بود چون دقیقا فشار ماهیچه های کونش روی کیرم رو حس می کنم و واقعا از ته دلم لذت می بردم و وقتی زیرم داشت ناله می کرد و التماسم می کرد که اروم تر بکنم من شهوتی تر می شدم و واقعا لحظه خاصی بود برام . اولین باری که کس خوری کردم شد اخرین بارم چون هیچوقت نتونستم مزه و حالت کس رو یه جورایی هضم کنم و باهاش راحت باشم . البته از استرس های این اولین بار ها نمیگم چون قطعا همتون می دونین هر چقدر هم به قولی اوستا کار باشید دفعه اول واقعا استرس داره و بیشتر استرس هم به خاطر اینه که حس می کنی توانایی اینکارو نداری و ممکنه ضایع بشی. خب اینم از این مرحله . این زندگی نکبت بار ما ادامه داشت تا اینکه دیدیم کم کم حسامون از بین رفته از همه چیز زده شده بودم حتی از خودم چه برسه به سکس . یه مدت سکس خشن به قولی ارباب برده ای اونم در حد ساده نه این جوری که تو داستان ها می خونم منو تونست برگردونه به حالت عادی ولی خب باز نتونست ادامه دار باشه تا اینکه با این سایت اشنا شدم . اکثر داستان هایی که تو سایت هست زایده تفکر و خیالات نویسنده هست ولی خب من یه توصیه به این دوستان هم بکنم در نوشتن هیچوقت سعی نکنین خودتون رو جای خواننده قرار بدین بلکه اون چیزی که تو ذهنتون هست رو پیاده کنین بعد بذارید خواننده شمارو و نوشته شمارو قضاوت کنه . وقتی که خودتون رو جای خواننده می ذارید و سعی می کنین که جوری بنویسد که خواننده خوشش بیاد یا باورش کنه یه جورایی زیادی دیگه رویا پردازی می کنین و بال و پر میدین و این باعث میشه تابلوتر بشه دروغتون . ولی خب داستان های واقعی و خوبی هم تو سایت گاها گذاشته میشه که این داستان ها به زندگی سکسی من کمک می کنه چون لابه لای اینا فانتزی های خوبی پیدا میشه و من با داشتن فانتزی جدید یه سکس جدی می کنم .
    و توصیه به دوستان و هم جنس های خودم که شاید نیاز دارن با جنس مخالف باشن ولی نمی تونن. اونم اینکه هیچوقت از نه شنیدن نترسید . تا وقتی اینو یاد نگیرید که نه هم یکی از گزینه های انتخاب هست نمی تونین مخ بزنین اگرم بزنین نمی تونین کاری کنین . دومین توصیه مهم نیست شما قدتون چقدره یا وزنتون یا ماشینتون چیه مهمترین قسمت مخ زنی زیبا فکر کردنه . سعی کنین با کلمات بازی کنین
    سعی کنین زیبا فکر کنین و سعی کنین کاری کنین که طرفتون تلاش کنه شمارو تحت تاثیر بذاره شاید این حرفم خیلی گنگ باشه ولی بذارید یه مثالی بزنم . مثلا با دختری حرف می زنین که رواشناسی می خونه سعی کنین به دختره یه جورایی حالی کنین که علمش رو دوست دارید و طالب یاد گرفتن هستین و سوال هایی در مورد تخصصی که می خونه رو بپرسید و این حس رو بهش القا کنین که داره یاد میده و یه جورایی مفید واقع شده . بعد که این حس بهش منتقل شد یه جورایی بلند پروازانه تر میشه و اون موقع هست که شما باید تیر خلاص رو بزنین و کم کم مهارت ها و رشته هایی که خودتون ازش اطلاعات دارید یا مطالعه داشتین رو به صورت خیلی محسوس رو کنین . (اینم تو پرانتز بگم که کتاب بهترین گزینه برای بهتر شدنه و از نظر من بهترین هدیه خداوند به بشریت همین علمه ) سعی کنین کتاب زیاد بخونین که بتونین طرفتون رو با حرف زدن تحت تاثیر بذارید یادتون باشه که شما هر جوری باشید اگه ذهن زیبا داشته باشید می تونین با هر کسی که دلتون می خواد دوست شید. و اینم بگم دوستان اعتماد مهمترین قضیه تو این کاره که شما باید با احترام متقابل بدستش بیارید.
    خب فکر کنم چون داستانم سکسی نیست خیلی ها اذیت بشن اگه بخوام ادامه بدم. من یه مدته که این سایت رو می خونم و یه جورایی حس کردم که شاید با گفتن چند تا حقایق ساده می تونم به دوستانی که رویا پردازی می کنن کمکی کرده باشم . و حرف اخرم هم اینکه دوستان سعی کنین تو رویا پردازی ها خودتون باشید انسان ازاد افریده شده درسته گرفتار قوانین ساختگی دنیا شدیم ولی تو رویاهای خودمون کسی نمی تونه قانون بذاره ما حتی می تونیم تو رویاهامون پرواز کنیم پس هیچوقت سعی نکنیم به خاطر قضاوت دیگران رویا پردازی های خودمون رو خراب کنیم .
    هر چیزی متعادلش خوبه زیاد غرق نشید که نجات پیدا کردن یه ادم غرق شده خیلی سخته


    در کل اگه غلط املایی داشتم ببخشید چون ساعت فکر کنم سه نصفه شبه دارم می نویسم . اگه جسارتی به عزیزان شد شرمنده من فقط خواستم بنویسم مرسی که درک می کنین


    نوشته: ناشناسم

  • 12

  • 6




  • نظرات:
    •   mansour_tehran
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • فیض بردیم حاج آقا....تقبل الله


    •   jack.sparr0w
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • داداش تو برو به جلقت برس هنوزم همون ادم بی اعتماد بنفسی که سعی داره به جماعت خبره سایت راه سکس یاد بده نمیدونم چرا وقتی خزعبلاتت رو خوندم با یه شلوار خمره ای و پشت مو و یه کفش ورنی یا دمپایی لا انگشتی تو ذهنم اومدی که رو بازوت با سوزن خیاطی و دوده روش نوشتی بیاد تو (biggrin) جقت رو بزن و کلا ننویس


    •   Mr.Shelby
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اگه تا ۲۵ سالگی ۳۰۰۰ تا کتاب خونده باشی یعنی روزی میانگین باید ۳ تا و خورده ای کتاب خونده باشی :)
      اونم از اول عمرت یعنی از همون ۱ سالگی
      الان اخه حیف نیس این کامنتو بدون فحش تموم کنم؟


    •   kokarostam
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • کیری
      خودت نوشتی که در منجلاب گیر کردی و سیرمونی نداری و آدم تخمی و کله کیری هستی که در نتیجه‌ی خواندن کتاب حاصل شده، بعد به بقیه هم توصیه می‌کنی که راه تو را در پیش بگیرند؟ عقده‌ای؟ شاشیدم توی عقده‌هات.


      شنیدم قنبل کونت قشنگه
      ولیکن گردی آن تنگه تنگه
      کتاب‌های زیادی را که خواندی
      بدان که اغلب آنها جفنگه.

      ها کوکا


    •   narmina
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اگه حتی روزی یک کتاب هم بخونی هشت نه سالی لازمه که بشه سه هزار تا کتاب.


    •   Kamikoooontala
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • کییرت تو کیونم ، مفید بود (rose)


    •   kasra_hot
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • لایک کردم، چون حرفهات درست بود.
      ولی یک خالی بندی کردی سر 3000 تا کتاب که فحشش رو هم خوردی.
      ای خفن سکس! اولا وقتی که خالی بندی میکنی اونم اینقدر تابلو، دیگه خیلی ها حرفهات رو باور نمیکنند.
      دوم اینکه اینهمه ملت رو به چپ و راست سکس داشتن تشویق نکن.. HPV و زگیل تناسلی و سرطان هاش بیداد میکنه! herpes و تبخال تناسلی و ... که بماند!


    •   shiraz-m-m
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • عمام همه تو طول عمرش 3000کتاب نخونده بود،ینی رساله عمام تو کون آدم دروغگو


    •   r76m
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • احتمالا استادت بچه باز بوده........


    •   alone_boy73
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • از 24 سالگی شروع کردی کتاب خوندن و تا الان 3000 جلد کتاب خوندی؟!!! الان چند سالته ؟؟
      تو اگه واقعا ده جلد کتاب با تامل خونده بودی ، هیچوقت همچین کصی نمیگفتی!


    •   ShykhMohammad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • دوستان انقدر به این بدبخت فش ندید شاید 3000کتاب داستان کودک منظورش بوده است


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • گوساله ابله تو تو منجلاب گیر نکردی، ت. فاظلاب گیر کردی.
      یابو ۳ هزار تا کتاب خوندی؟؟؟؟ به اندازه بز حالیت نیست با این نگارشت . همون کتابهای ابتدایی ات رو هم فکر نکنم کامل خونده باشی . بقیه هم رویاهای یه بچه کونی جقی بود


    •   خوشگلخانم
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • حوصلتوندارم چقدرحرف میزنی اه


    •   sanaz jn
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • به نظر من همه این چرت و پرت ها زایده ی یه ذهن جلقیه
      چرت و پرت بوددد کاملا


    •   hesammosbat27
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • منظورت از 3000 جلد کتاب فکر کنم صفحاتش بوده یا شایدم فقط اسم روی جلد رو خوندی!!!!!

      خخخخخ ولی خو یه حرفاییت درست بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو