من و زنم و آرمين پسرداييم

    من و زنم و آرمین پسرداییم


    من نیمام و اسم زنم لیلاست من ٣٠ سالمه و لیلا ٣٥ سالشه و چادری البته بزور خانوادش چادری بود ولی چون منم تعصب داشتم نذاشتم چادرو بذاره كنار. من و لیلا هر دمون حشری و گرم هستیم و تو سكس خیلی حرفای سكسی میزنیم. بعضی وقتا موقع سكس با لیلا فك میكنم مرد دیگه ای هم هست كه داره با لیلا سكس میكنه و من با این فكر كه لیلا داره حال میكنه لذت میبرم ولی تو واقعیت نمیدونم لیلا دوس داره یا نه؟ ولی هویجوری موقع سكس ازش پرسیدم دوس داشتی یه كیر دیگه داشتم الان میرفت تو كونت وقتی مثلا من این كیرم تو كست بود؟ لیلا موقع سكس نفس زنان میگفت عاره سه تا حتی دفعه بعد گفت ٥ تا
    ولی بازم مطمئن نبودم واقعی میگه یا تو واقعیت میزنه این حرفا رو.
    تو خیال خیلی با این فكر حال میكردم اما مطمئن نبودم تو واقعیت بتونم باش كنار بیام.
    ما یه پسر سه ساله داریم اسمش رامتینه و با مامانبزرگش چند روزه رفته شمال. عاخر هفته پنجشنبه غروب خونه داییم بودیم و من با پسرداییم كه ١٦-١٧ سالش بود گپ میزدم؛ پسرداییم كه اسمشو میذارم ارمین خیلی خوشگله و منی كه پسرم دوس دارم بخورمش چه برسه به دخترا. من و ارمین تو گوشیم باهم فیلم سكسی میدیدیم و حال میكردیم یبارم یواشكی رفتیم تو اتاق و در رو بستیم و كیر همو میمالیدیم و من كیر ارمین رو میخوردم و حتی ابشم در عاوردم و خوردم یه مزه بدی داشت خوشم نیمد ولی انقدر حشری بودم كه خوردم اونم كیرمو مالید و عابم زد بیرون ریخت رو دستش و با دستمال تمیزش كرد.
    بعدش رفتیم تو سالن پیش بقیه. عاخرای مهمونی به ارمین گفتم دوست داری امشب و فردا بیایی پیشم ارمین هم گفت باشه و از خدامه. از داییم اجازشو گرفتمو قبول كرد.
    خدافظی كردیمو منو زنمو ارمین حركت كردیم رفتیم سمت خونه. ولی قبلش رفتیم خیابون دور دور كردیمو عابمیوه خوردیمو رفتیم خونه. جاتون خالی خیلی خوش گذشت. خونه كه رسیدیم لیلا گفت من میرم حموم منو ارمین هم لباس عوض كردیم نشستیم پای تی وی؛ ارمین با خودش لباس منزلی اورده بود. منم یه ركابی و شلوارك پوشیدم و اومدم نشستم كنار ارمین و ماهواره رو زدم رو كانالای سكسی و دستمو كردم تو شرت ارمین و مالیدن و دوباره كیف و حال؛ ارمین هم كیر منو از تو شرت میمالید كه دیدم یهو لیلا با حوله لباسی از حموم زد بیرون. چون مشغول فیلم بودیم حواسمون به لیلا نبود كه حمومش تموم شده و صدای عاب نمیاد. در هر حال سریع دستمونو از شرت هم سریع كشیدیم بیرون ولی فرصت نكردیم كانالو عوض كنیم؛ لیلا هم اومد دید داریم فیلم سكسی میبینیم و پوزخندی زد و گفت چشمم روشن امانت مردم دستمونه اونوقت داری بچه رو منحرفش میكنی؟ منم واسه اینكه حساس نشه گفتم این بابا خودس استاده منو منحرف نكنه خودش خیلیه و ارمین خندش گرفت؛ لیلا هم گفت بایدم بخندی دور از چش بابا و مامانت داری سوپر میبینی خنده هم داره؛ داشت میرفت سمت اتاق كه من رفتم از پست بغلش كردمو از پشت چسبوندم بهش و سینه هاشو از رو حوله مالیدم و بش گفتم حالا تو حرص نخور گلم اینا خودشون حرفه این و همین حین سینشو میمالیدم. لیلا هم نگا كرد تو چشام و گفت بله بله تو درست میگی(تیكه انداخت) بعد دهنمو بردم سمت گردن و گوشش شروع كردم خوردن و لیسیدن و لیلا گفت نكن پیش ارمین زشته. گفتم اون پشتمونه و حواسش به فیلمه. هنوز رو فیلم سكسی بود.
    منم لیلا رو میلیسدم گردن و گوشاشو؛ همزمان دستمو كردم تو حوله سینه و شكمشو میمالیدم. معلوم بود حشری شده عاخه هم چش خمار داشت فیلمو میدید كه دوتا مرد دارن یه زنه رو میكنن و هم اینكه صدای نالش در اومده بود. بش گفتم دوس داشتی جای اون زنه بودی و دوتا كیر میرفت توت جوابمو نداد دوباره پرسیدم و گفتم عاره دوس داری؟ بعد كمی مكث سرشو عاورد عقب روشونم خمار نگام كرد گفت اوووفففف عارررهههه دوس دارم كیررررر میخام كیییررررر نیما كیر بهم بده دوتا كیرررر. ارمین دیگه متوجه كار ما شده بود برگشتم نگاش كردم دیدم داره ما رو میبینه و كیرشو در عاورده میماله؛ بش اشاره كردم كه بیاد جلو. عاروم اومد جلو منم لیلایتش كردم سمت جلوی لیلا كه چشاش اونموقع بسته بود. قدا ارمین و لیلا یكیه چون لیلا قدش كوتاهه ١٦٥ قدشه و منم ١٧٥ سانت. به ارمین گفتم بغلش كنه و ارمین هم لیلا رو بغل كرد و منم از پشت دوباره چسبوندم به لیلا و یه لحظه چشاشو باز كرد ارمینو دید شوكه شد شاید فك نمیكردم حرفم جدی باشه؛ بعد چند ثانیه لبخندی زد و ارمین رو بغل كرد و شروع كرد ازش لب گرفتن؛ ارمین كه ظاهرن دفعه اولش بود شروع كرد همراهی كردن و لب گرفتن از لیلا. لحظه لذت بخشی بود. من از لیلا جدا شدم و لباسامو در عاوردم و لخت مادرزاد شدم و بعدش رفتم سراغ لیلا حولشو در عاوردم حالا من و لیلا هردمون لخت بودیم و فقط لیلا از این كلاه حوله ایا رو سرش بود كه موهاش ابشو بگیره. بعدش رفتم سراغ ارمین با لیلا لختش كردیم، لیلا تیشرت ارمینو در عاورد منم شلوارو شرتشو همزمان در عاوردم. باورم نمیشد لیلا و ارمین حالا لخت بغل هم دیگه ان و دارن لب و زبون هم میخورن و همزمان ارمین با سینه های لیلا ور میره و گاهی كس لیلا رو هم میماله. خیلی هوس انگیز بود. منم رفتم پشت لیلا همزمان گردن و صورت لیلا رو میلیسیدم و ازش لب میگرفتم. لیلا حسابی حشری شده بود. میگفت جووونننننن چه حالی میده همزمان با لای دوتا كیر بودن..... منم گفتم نوش جونت حالشو ببر لذت ببر تا فرداشب دوتایی حسابی بهت حال میدیم و لیلا هم میگفتتت اووووفففف جوووووننننن میخامممممتونننن مرسی شوهر بحالم مرسی نیماجونمممممم عاشقتممممم.
    دوباره خودمو چسبوندم به لیلا كیرمو گذاشتم لای كونش و خودمو بهش میمالوندم و میومدم پایین تا اینكه از پشت كونشو لیس میزدم و كسشم میخوردم و زبونمو تو كون و كسش فرو میكردم و لیلا هم لبای ارمینو میخورد و همزمان خودشو بغل ارمین تكون میداد و ناله میكرد. معلوم بود بدجور حشریه...
    بعدش رفتم بینشون رو زانوم نشستم و شروع كردم به خوردن و كس لیلا و كیر ارمین و اونا هم همدیگه رو میخوردنو ارمین بالخره رفت سراغ ممه های لیلا و شروع كرد به خوردنشون.
    بعد كمی خوردن كس و كیر بلند شدم دوتاشونو لیلایت كردم سمت اتاق خاب. لیلا رو رو تخت دراز دادمش وسط و من و ارمین دو طرفش چسبیده بهش خابیدیم و شروع كردیم به خوردن و مالیدن بدن لیلا واااییی چه لذتی داشت و لیلا چه كیفی میكرد.
    من لباشو میخوردمو بعد ممه هاشو بعد رفتم پایین كس و كونشو خوردمو شصت و نه شدم و لیلا هم كیر منو میخورد ارمین هم ممه های لیلا رو مشغول خوردن بود. بعدش چرخیدم اومدم روی لیلا یكم لباشو خوردم و نشستم پایین پاش، پاشو دادم بالا كیرمو تنظیم كردم دم كس لیلا و عاروم فرو كردم توش. ناله لیلا در اومد منم شروع كردم به تلمبه زدن و لیلا هم ناله كردن.
    موقعی كه لیلا رو میكردم لیلا میگفت جوووونننن بكنننن نیما جونم بكنننن جلو ارمین زنتو بكننن اوووففففف... ارمین جونم ببین نیما چجوری منو جر میده.... كیرتو میخام ارمین كیر بده كیرررر بده بخورمشششش
    ارمین هم بلند شد رفت طرف سر لیلا و كنارش رو زانوش قرار گرفت و بالش گذاشت زیر سر لیلا و كیرشو كرد تو دهن لیلا و لیلا هم با لذت كیر ارمین رو میخورد. منم پاهای لیلا رو كه رو هوا بود دادم پایینو پاهامو گذاشتم دورش و شروع كردم تلمبه زدن و همزمان سرمو بردم سمت لیلا و بش گفتم كیر ارمین جون چطوره خوشمزس لیلا هم كه دلش نمیومد كیرشو از دهنش در بیاره با سر تایید میكرد. اووووفففف چه صحنه ای بود موقعیكه من زنمو میكردم و یه كیر دیگه تو دهنش بوددد
    همینطور كه تلمبه میزدم كیر ارمینو از دهن لیلا در عاوردمو شروع كردم به میك زدن و لیلا هم تخمای ارمینو میخورد تا اینكه اب ارمین اومد و خالی كرد تو دهنم و منم از دهنم ریختم دهن لیلا و لیلا هم همشو قورت داد و بعدش كیر ارمینو كرد تو دهنش تا بقیه ابشو بخوره و كیر و تخم ارمینو تمیز كنه. ارمین كه حسابی حال كرده بود كنار لیلا دراز كشید و بدن لیلا رو نوازش میكرد. منم چرخیدم اومدم كنار لیلا طوریكه كنار لیلا روبروی هم به پلو دراز كشیده بودیمو كیرمو تو كس لیلا تلمبه میزدم
    به ارمین گفتم تو هم پشت لیلا به پهلو دراز بكش و سعی كن كیرتو بكنی تو كون لیلا. ارمین هم همینكارو انجام داد و كیرشو لیلایت كرد تو كون لیلا و عاروم فرو كرد تو كون لیلا و چون به نسبت من و سنش كیرش زیاد كلفت نبود لیلا دردش نیومد كه هیچ كیف هم میكرد. من و ارمین تو كس و كون لیلا تلمبه میزدیم و حسابی لیلا رو میگاییدیم و ما هم لذت میبردیم. انقدر تلمبه زدیم و لب و گردن لیلا رو خوردیم تا ابمون اومدو تو كس و كون لیلا خالی كردیم ولی لیلا هنوز دوس داشت ادامه بدیم منم به پشت خابیدم و لیلا اومد روم كیرمو كرد تو كسش و ارمین هم اومد پشتش از پشت كرد تو كونش و تلمبه میزدیم دوتایی. لیلا تو اسمونا بود و از لذت ناله میكرد و میگفت بكنین جرم بدین دارم حال میكنم اوووففففف عاخجون چه حالی میده دوكیر باهم.... بعد جامونو عوض كردیم ارمین رفت زیر منم رفتم رو و كیر من تو كون لیلا و كیر ارمین تو كسش بود و تلنبه میزدیم. موقع گاییدن لیلا از ارمین لب میگرفت و ارمین هم ممه های لیلا رو میمكید و انقدر تلمبه زدیم تا اینكه لیلا لرزید و حسابی ارضاء شد. بعدش چندتا تلنبه زدیم و ابمونو ریختیم تو كس و كون لیلا....
    بعدش كیرمونو در عاوردیمو كنار لیلا دراز كشیدیم و لیلا رو نوازش میكردیم و بوسش میكردیم و لیلا هم منو ارمینو بوس میكرد و ازمون تشكر میكرد لیلا روشو سمت ارمین كردو دوباره ازش لب میگرفت و بوسش میكردو بغلش خابش برد ما هم خابم برد بعد مدتی بیدار شدم دیدم نصفه شب شده و ساعت دوئه بدن لیلا رو نوازش كردم دیدم لیلا هم بیدار شد و پرسید ساعت چنده؟ گفتم دوئه. گفت جدی گفتم عاره عزیزم كه ارمین هم بیدار شد. من دوباره تحریك شدمو شروع كردم به مالیدن لیلا و از پشت چسبوندم بهشو ممه و كسشو میمالیدم و لب و گردنشو میخوردم و لیلا هم تحریك شد ارمینو بغلش كرد عاورد سمت خودش و در حالیكه من كیرمو كردم تو كونش از ارمین لب میگرفت و كیر ارمینو تنظیم كرد تو كسش و ارمین هم فرو كرد تو كسش. دو نفری لیلا رو میكردیم. شكلهای مختلف نصفه شبی لیلا رو كردیمو لیلا رو ارضا كردیم و خودمونم ارضاء شدیم. بعدش رفتیم حموم سه نفری تو حموم هم باز لیلا رو كردیمش... لامصب سیر نمشیدیم از هم دیگه....
    بعد رفتیم خابیدیم تا دم ظهر و لیلا بیدار شد صبونه عاماده كرد ولی هیشكدوممون لباس نپوشیدیم و لخت تو خونه میگشتیم بعد صبونه جلوی تی وی پای فیلم سكسی نشستیم و مجددن من و ارمین لیلا رو كردیم و جرش دادیم. خیلی حال داد اونروز حسابی سه نفری سكس كردیمو تصمیم گرفتیم جمعمونو بیشتر كنیم و سكس گروهی خفن راه بندازیم و حسابی لذت ببریم كه داستاناشو بعدن میذارم واستون كه بخونین حال كنین.


    نوشته: نيما

  • 10

  • 29




  • نظرات:
    •   ناصر39
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • یک مزخرف بی سر و ته - بعد از به لجن کشیدن سکس محارم و سکس با کودکان حالا نوبت اشاعه دیوث بودن هست ! - بچه جون برو به درس و مشقت برس


    •   دراكولا
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • كس خل


    •   myous
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • الان بچه ها میان کی...ر رو ( لیلایت ) میکنن به هفت تا سوراخت


    •   ممدپالیس
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • آخه ابنه ای یه فلسطینی تو میگی من مذهبی بودم بعدش سکس گروهی راه میندازی کیون بچه.کیرم تو دهنت.نه به خاطره داستانت.فقط میخوام مزه دهنت عوض شه.


    •   hasanjakesh
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • داستان خیالی بود


    •   @31401272
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • بی غیرت از یزد بیاد تل/teenwofl20


    •   amعمرو-عاص
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • من همه جور کسشعر توی این سایت خونده بودم این دیگه نوبرش بود! آخه (ک-سک-ش) مادر ج-نده همش گفتی ما لیلا رو کردیم! د-یوس عقده ای تو عقده کردن رو داری بخاطره اینکه همش کونت گذاشتند


    •   Nima.1397
    • 1 هفته،5 روز
      • 2

    • داستان از ذن یه بچه ی جقی در اومده بود ک رویکی از زنای فامیلون چشم داره. همش کسشر. دیسلایک


    •   عاشقجورابنازک
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • غیرت کیلویی چند حضرت نیما؟؟؟


    •   mazmah1984
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • لامصب اینقدر لیلا لیلا کردی که رفت لای لیلات :-/
      از این ببعد هدا رو کردی لیلا نیگا کن هدایت ات نشه لیلایت پفیوز
      هی فکر میکردم داره موهاشو رنگ میذاره لولایت کنه :-|


    •   pichpichak
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • خوب بود . فقط یه چیزی این لیلایت کردم سمت فلان جا همون هدایته منظورت ؟ اول فکر کردم اشتباه تایپیه ولی دیدم 3 جا گفتی لیلایت کردم . کسخلی ؟


    •   rohealef
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • کوسخول چی نوشتی اشغال


    •   Shahvani_new2
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • کونی زاده تو که تعصب داشتی یهو چیشد تو سکس تصورمیکردی گاییده شدنش رو یا تو این سن رفیق گپ زدن و فیلم دیدن یه بچه بود کسی نبود باهاش سوپر ببینی و کیرش رو بخوری تو یه جوری میخوری که معلومه همه عمرت تشنه کیری .
      اخه بچه کون تو چهارتا خط تایپ میکنی ۴۰تا غلط داری تابلو مخت تعطیل و بچه سال و توهم زدی بیا رونمایی کن خودت رو اینجا میسازنت دوستان


    •   n_f_404
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • خوبه تعصب داشتی اخوی
      خار دین و مذهبتو گاییدم پسر تو دیگه چه حرومزاده ای هستی
      هرچند داستانت که قشنگ داد میزنه دروغ بود (dash)
      ولی به خاطر ذهن و تصورات کثیفت به قول جادوگر :
      تو و زنت و آرمین ‌ ‌ پسر داییت رو گاییدیم (rose)


    •   sex-1100
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • خداوکیلی داستان مینویسی ۱۰ خط بنویس ولی کسشر ننویس ، عاخر هفته غروب جمعه؟؟؟؟ خب دیوثصص مگه آخر هفته روز دیگ ای هم داره ، مثلا عاخر هفته صبح شنبه؟ راستی عاخر نیستا پلشت آخر درسته ، پنجه خرس قهوه ای توو کووونت


    •   saman.32
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کس نگو یه بچه 17ساله چطوری اینقدر ارضا شد و خودتم همینطور جقی کسخل


    •   حسرتخور
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اینایی که به رشته تحریر دراومده کوس شعری بیش نبود ، من واقعیش رو میخام ، هر کی پایه بود به من بینوا کمک کنه


    •   redroz1413
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اکثر کسایی که اینجورین بچگیشون یکی کونشون گذاشته و لذت بردن و بیشتر واسه کامل شدن لذت خودشون براس سکس با زن یه کیر دیگه میخوان نه لذت زن چون زن اصلان اینجوری لذت نمیبره


    •   Gankr koy
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • تو نیمایی و اسم زنت لیلاس ،
      خوب باشه نیما میخوام سر لیلا رو برام بگیری دووم بیاره ،در نره از زیرم.
      به درد همین کار میخوری ...


      تف به ذات و غیرتت.تورو باس تو لجن انداخت خوراک لجن خوار شوی.


    •   کیر ابن آدم
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • یه رفیقی دارم، بهم میگه سلطان کزگویی خاور میانه. ولی خداوکیلی جلوی شماها باس خضوع کنم.
      فق توضیح بده چه طور این حجم از کس شر توسط اون مغز فندقیت تولید شده؟


    •   feeeeeriiiii
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • زنتو خودتو و آرمین خوشگلو همگیتونو باهم گاییدم


    •   Saba1001
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • میشه منم بیام باهم سکس کنیم ، خوش به حاتون پس بهتون خوش گذشته،اگه خواستی آشنا شیم


    •   mr.kir.bandari
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • مامان و باباش همراه ممدآقا بقال گروهي زدن حاصلش شده اين كوس مغز، چه انتظاري ميشه داشت از بچه ممدآقا بقال


    •   happysex
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • ازت ممنون
      از سر شب حالت تهوع داشتم
      با خوندن داستانت بالا آوردم خوب شدم


    •   omidario
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • می خواستم بهت بگم گوه دیدم همینم حیفه


    •   elnaz99
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • خیلی سوتی داشت داستانت
      تا نصفه خوندم جذبم نکرد


    •   Hh222
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • خواهر معلم فارسی تون گاییدم
      عاره ،عاب میوه


    •   sasanalavi
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • من تعجب میکنم داستان و چطور نوشتی.آخه اولین کلمه ای که انسان یاد میگیره کلمه آب هستش. تو آب رو عاب وآروم و عاروم و آورده رو عاورده نوشتی.خداییش کی تو عمرش این کلمات و اینجوری دیده. جل الخالق از این سواد


    •   Albinos
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کیر مغزِ کس ذهن


    •   Rakkkkkk
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • نظرات همه بچه ها محترم..من فقط یه سوال دارم نیما جان..عمویی تا الان جمعتون چند نفر شده ؟؟ میتونین یه محله رو تخلیه کنین ..تو و لیلا و ارمین و رامین و بقیه جمعتون ..فک کنم همه هم بچه سالین و بی مو.. الان خوراک دادنین ..میتونی از همینجا شروع کنی بکناتو زیاد کنی


    •   dodareh
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • نظریاتودوستان گفتندومیگن .من میگم یکمشت مزخرفیات ازمغزپوچ یکبیسوادعامی وامل تراوش کرده که ارزش خواندن نداره


    •   sex-1100
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • خارتو گاییدم، لباس مجلسی شنبده بودیم لباس منزلی دیگ چیه؟؟


    •   mjavad19
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • فقط میتونم بگم کم بزن همیشه بزن


    •   hesammosbat27
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • خاک توسرت فقط همین


    •   hooman.folkan
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اوسکل باحال بود فقط حواست به درسات باشه تجدید نشی


    •   MSMK
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خیلی عالیخوش بحالت که زنت پایه است
      البته اگه راست بگی


    •   محمدیاسی
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اخه حروم زاده این چه تخیلات کیری بود که نوشتی?


    •   Gaybiigass
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • عالی بود منم میخوام بیام بین کیراتون


    •   armin17460
    • 1 هفته
      • 0

    • اراجیف چیه اخه
      چرا نشر میدی ادمین
      حیف فوحش که بهت بدن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو