من و زن همسایه محل کارم

1392/12/18

سلام هادی هستم 24 ساله داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به 2سال پیش ماتویه شهرکوچیکی زندگی میکنیم بهتون بگم که من طراح داخلی ساختمان هستم یه روز که یه جا مشغول کار بودیم یه زن خوشگل اومدمحل کارم که خونه نوساز بود و کسی توش زندگی نمیکرد اولش فک کردم زن صاحب خونست اومدگفت آقا من همسایه هستم میشه یه لحضه بیاین خونه ماروهم ببینین ماهم قصد داریم دکور خونمونو عوض کنیم خلاصه رفتم خونشون و دیدم و گفتم هزینه اش تقریبا فلان قد میشه گفت باشوهرش صحبت میکنه و بهم خبر میده شمارمو گرفت و گفت بهتون خبر میدم بعدش خداحافظی کردیم و رفتم سرکارم چند روزی گذش که یه خانومی زنگ زد و گفت حله میتونی بیای منم که کارم خیلی شلوغ بود یادم رفته بود همچین کاری داشتم گفتم شما؟ گفت من همونی ام که اومدی خونمو نودیدی داشتی خونه همسایمون کارمیکردی تازه یادم افتاد گفتم ببخشیدیادم رفته بود گفتم اگه وقت کردم میام که گفت توروخدازود بیاین کارمارو انجام بدین قراره بریم مسافرت خارج از کشور تابرگردیم هم عید میشه بازم میمونه به سال بعد خلاصه هرجوری که بود راضیم کرد منم رفتم خونشون که که کارمو شروع کنم دیدم کسی نیست خودش تنهاست گفتم شماشوهرندارین ؟ گفت راننده کامیونه 2روز درماه خونه ست الان هم قزاقستانه منم بهش گفتم من برم شاگرد و وسایلمو بیارم که یه گفت من میخوام خودتون تنهاکار کنینن منم گفتم اگه تنها کار کنم 5یا6روز طول میکشه که گفت اشکالی نداره شب ها هم کار میکنی این حرفوکه زد دلم هوری ریخت گفتم خانوم شماتوخونه تنهایین اگه یه مردقریبه شبهاخونتون باشه برا آبروتون خوب نیست که گفت تو با اونجاش کاری نداشته باش اون پای خودم خلاصه کارو شروع کردم ساعت 8شب بودکه خانوم شام آورد داشتیم شام میخوردیم که شروع کرد به سوال پرسیدن که ازدواج کردی؟دوست دختر داری؟…منم گفتم تاحالاوقت نکردم به این چیزافک کنم ازم پرسیدچندسالته منم گفتم 24گفت تا الان هیچ کاری نکردی؟ منم گفتم چرا کارکه زیادکردم نگوکه خانوم منظورش یه چیز دیگه بوده یواش یواش داشت حرفاش بوی سکس میداد که گفت میتونم بهت اعتماد کنم؟ منم گفتم منظور؟ که گفت شوهرمن هر ماه 2روز خونه ست و این2روز هم خسته و کوفته نمیتونه با من باشه تو میتونی به جای اون … که تلفن زنگ زد و حرفش قطع شد منم رفتم سر کارم داشتم به حرفی که میخواست بزنه فکرمیکردم کیرم داشت باد میکردو میترکید که دل و به دریا زدمو ازش پرسیدم خانوم علوی چی میخواستین بگین که تلفن زنگ زد؟ اینو که گفتم بغلم کرد و شروع کرد به بوسیدن من منم که بدم نیومدباهاش همکاری کردم بعداز5دقیقه لب و لیس گفت هیچ وقت یه زنو منتظر نزار اون موقع نفهمیدم چی میگه بعد لباساشودر آوردلباسای منم درآورد رفت سراغ کیرم همین که کیرمو دید شوکه شد تعریف ازخودنباشه ولی کیرمن تقریبا 23سانته گفت این چیه منم گفتم تاحالا از اینا ندیدی؟گفت چرا دیدم ولی اینجوریشوندیدم یه اسپری زد به کیرم گفت این کمک میکنه بیشترحال کنیم بعدازچند دقیقه کیرم باد کردو اندازه دستم شد گفتم چیکارکردی باهاش گفت نترس اسپری که زدم هم تاخیری بود هم کلفت کننده منم گفتم به حال من که فرقی نمیکنه به فکرخودت باش که قراره بره تو کست که گفت من میمیرم برا همچین کیر شروع کردم به تلمبه زدن داشت نفس نفس میزد که یه هو جیغ کشید گفت وااااااااااااااااااااای ماماااااااااااااااااااااااااااااااان گفتم چی شده گفت ادامه بده پاره کن کسمو جرم بده عزیزم منم ادامه دادم تا اون روز هیچ لحظه ای مثل اون لحظه برام لذت بخش نبود کیرمو تا ته کردم تو کسش با انگشت هم میکرم تو کونش بعد گفت بخواب پایین من بیام روت منم خوابیدم اومد کسشو گذاشت بالا کیرم که کیرمو قورت داد داشت محکم میکرد انگار کیر مال اون بود و کس مال من بعدازچند دقیقه یه جیغ بلندی کشید و خودشوانداخت روی من گفتم چی شده گفت ارضا شدم گفتم پس من چی گفت دربیاربکن تو کونم درآوردم کردم توکونش دوسه سانت که رفت تو ازشدت درد گریه کرد گفت در بیار برات بخورمش 10دقیقه داشت کیرمو میخوردکه دوباره حشری شد و کیرمو برد سمت کسش گفتم چیکارمیکنی گفت بکن توکسم یکم کیرمو به کسش مالیدومنم کیرمو تا ته کردم تو کسش 20دقیقه ای تلمبه زدم که هردو باهم ارضاشدیم آبموتوکسش خالی کردم بعدبلندشد و منو بوسیدوگفت نمیدونم چه جوری ازت تشکر کنم گفت اگه دوس داری هروقت خواستی بیا منو بکن ولی اولش یه زنگی بزن که شوهرم خونه نباشه … دوستان این داستان واقعی است من تا حالا داستانی ننوشتم قبول دارم یه کم حس سکسیش کمه ولی از من قبولش کنین مرسی از همه

نوشته: هادی


👍 4
👎 1
143355 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

414315
2014-03-09 12:24:51 +0330 +0330
NA

کورنومتر سر کیرت وصل بوده عایا !!
بچه کجایی؟خوزستان؟دزفیل؟هرهرهر!

0 ❤️

414316
2014-03-09 13:27:02 +0330 +0330
NA

با نظر دوستم راجع به زمان موافقم. من همیشه آخر کار ساعت و نگاه میکنم ولی وجدانی نمیدونم چقدر چیکار کردم.

0 ❤️

414317
2014-03-09 15:14:21 +0330 +0330
NA

23سانت؟! من ک میگم مال تو شَق بشه 7-8سانته!

0 ❤️

414318
2014-03-09 18:21:29 +0330 +0330
NA

یه موضوع هست که خیلی به افکار کیری فشار میاره؟!!
این اقایون و پسرهایی که تو سایت های مشاوره پزشکی و تبلیغات دنبال وسیله ای واسه بزرگی کیرشون وکلفتیش میگردن به نظر شما دروغگو هستن یا مردم ازار؟؟؟؟؟؟؟میگن کیرشون کوچیکه و زیر12هست و…خلاصه من گیر همین موضوع هستم…!!!
با این حال که نویسنده عزیز کیرش23سانت هست پس ملت 75میلیونی ایران بزرگ ترین امار رشد کیر در دنیا رو دارن!!!
چی بگم!!!

0 ❤️

414319
2014-03-10 02:30:52 +0330 +0330
NA

من تا حالا 90درصد داستان هایی رو خوندم باور نکردم ولی این یکی رو قبول دارم میدونم دروغ نگفته چون من خودم هم دکوراسیون داخلی منازل کار میکنم از این جور چیزا زیاد به پستم خورده.

0 ❤️

414320
2014-03-10 06:41:50 +0330 +0330
NA

داستان مربوط به دوسال پيش بود و هم اونموقع 24 سال بود كس شعر ميگفتي و هم حالا كه دوسال گذشته 24 ساله داري زرت و پرت ميگي . سن شما وقفه دوساله داره برو بده ثبت احوال درستش كنن . يا حداقل جمع و تفريق ياد بگير
فكر كنم حتي بلد نيستي خط كشو بخوني احتمالا 13 را 23 خوندي يا همون طور كه سر صاحب كارت در اندازه گيري كلاه ميذاري سر خودت هم كلاه گذاشتي .

0 ❤️

414321
2014-03-10 14:31:54 +0330 +0330

ای جق پرست . . . ای کیر بدست . . ای برترین جقال مست . . ای جوق جوق ، ای کس پرست . .در آرزوی کون بدی . . در فکر کس هایی که هست . . .

0 ❤️

414322
2015-04-14 04:58:08 +0430 +0430
NA

چه دورغ باشه چه راست نوش جانت کاشکئ منم از این شانس ها داشتم

0 ❤️

414323
2015-07-15 18:38:04 +0430 +0430

خوب نبود,مرسی

1 ❤️

566823
2016-12-01 01:41:07 +0330 +0330

اگه توجه کنید اینا میخوان فقط سکس ممنوع رو خوب جلوه بدن همه داستان هارم چند نفر مینویسن تعداد اونا 5نفر بیشتر نیست از نگارششون مشخصه

0 ❤️