من و سپهر (۱)

1399/10/27

یه روز خیلی معمولی از روز های 17 سالگیم، رفتم خونه مادربزرگم تا نرده های حفاظ پنجره هاشو که تازه جوش داده شده بودن، به کمک پسرخالم “سپهر”، رنگ کنم.
تابستون بود و هوا گرم، ما مشغول کار بودیم و مادربزرگم یه هندونه ی بزرگ و قرمز رو برامون قاچ کرده بود و آورده بود که بخوریم، من و سپهر دست از کار کشیدیم و نشستیم روی تخت تو حیاط و مشغول گپ و گفت و هندونه خوردن شدیم، همون موقع مادربزرگم رفت تو اتاقش و مشغول کتاب خوندن شد، چون عادت همیشه اش کتاب خوندن بود و از اونجایی که گوشش خیلی سنگین بود و تلویزیون براش جذابیتی نداشت، مدام سرش تو کتاب بود.
من و سپهر چون یک سال و نیم بیشتر اختلاف سنی نداشتیم، و تو دوران اوج سن بلوغ بودیم، بیشتر وقتا تا بهم میرسیدیم راجع به مسائل سکسی و کوص و دختر و فیلم سوپر و این چیزا صحبت میکردیم.
اون روز هم گپ و گفتمون کشیده شد به سکس و فیلم سوپر تا اینکه من به سپهر گفتم، رو لپ تاپم فیلم جدید دارم و میخوای ببینیم؟! اونم گفت آره،،، رفتم لپ تاپم رو آوردم و فیلم رو play کردم، یه صحنه از فیلم bio بود و دوتا مرد در حین سکس با یه زن، با هم دیگه هم سکس میکردن… من و سپهر کیر هامون حسابی شق شده بود و سابقه ی با هم جلق زدن هم داشتیم… تو همین صحنه ها بود که یهو سپهر کیرشو از تو شلوارش درآورد و آروم مالشش میداد. منم تا دیدم سپهر کیرشو درآورده، راحت شدم و کیرمو درآوردم چون داشتم از شق درد میمردم… ما بی توجه به هم دیگه داشتیم جلق میزدیم و سوپر میدیدیم اما نمیدونم چی شد که یهو دستمو بردم سمت کیر سپهر و کیر اونو دستم گرفتم و میمالوندمش… سپهر تعجب کرده بود اما ممانعتی نمیکرد و بعد از چند لحظه اونم با دستش کیر منو گرفت و میمالوند…
جفتمون داشتیم لذت میبردیم اما به هم نگاه نمیکردیم، سپهر رو نمیدونم اما من تو اون لحظات با اینکه به مانیتور زل زده بودم اما انگار اصلا چیزی نمیدیدم و حواسم فقط به کیر سپهر بود، به داغیش، به کلاهک صورتیش، به بدنه ی باریکش و به تخمای آویزونش… کیر سپهر یه 10،11 سانتی بیشتر نمیشد، سفید و قلمی بود،،، با اینکه شپهر بدن پر مویی داشت اما کیرش و اطرافش تقریبا بی مو بود… یک آن هوس کردم کیرشو بکنم تو دهنم و سرمو خم کردم و سرشو بوسیدم و شروع کردم به زبون کشیدن رو کلاهکش… نگاهم به صورت سپهر افتاد که چشماش خمار شده بود و لباش از استرس و لذت خشک… با نگاهش داشت بهم میگفت: پارسا! داری دیوونم میکنی، تا تهشو بکن تو دهنت… اما من عاشق مزه ی شور و شیرین کلاهکش شده بودم و فقط سرشو میک میزدم و زبون میکشیدم.
سپهر طاقتش طاق شد و با دستش سرمو به سمت پایین تر فشار داد تا همه ی کیرش تو دهنم جا بشه،،، منم مقاومت نکردم همه کیرشو فرو بردم و میک میزدم،،، همزمان دست سپهر رو کیرم بود و آروم و با طمأنینه نوازشش میکرد و من احساس میکردم کیرم از همیشه بزرگتر و سفت تر به نظر میرسه…
خوردن کیرشو چند دقیقه ای ادامه دادم تا اینکه سپهر با دستش سرمو بالا آورد و کیرش از دهنم بیرون اومد، به چشمام زل زده بود و من اوج شهوت رو از رگه های خون شده ی تو چشماش میدیدم.
شرم میکرد که به زبون بیاره اما من میدونستم چی میخواد… بدون اینکه چیزی بگه بلند شدم و شلوارمو کامل در آوردم و برگشتم بهش پشت کردم و کونمو جلوی کیرش بردم… سپهر هم بلند شد ایستاد و یه تف انداخت روی کیرش، علی رغم اینکه کیرش از آب دهن من خیس خیس بود، کیرشو لای شکاف کون من میمالید و من صدای تند تند شدن نفس هاشو از اوج لذت و شهوت میشنیدم… کیرشو نزدیک سوراخم کرد و خودشو تنظیم کرد تا کیرشو داخل سوراخم کنه، کمی که فشار داد، درد و سوزش وحشتناکی تمام عضلات ماتحتم رو منقبض کرد،،، اما من تصمیم داشتم تحمل کنم و خودمو دست جریان زمان و اتفاقات بسپارم… سپهر کمی فاصله گرفت و دوباره جلو اومد و این بار فقط کیرشو به سوراخم میمالوند،،، احساس قلقلک و خارش خوشایندی داشتم و دوست داشتم این حالت رو قطع نکنه… سپهر دوباره کیرشو به سوراخم فشار داد و احساس کردم مقداری از سرش سُر خورد و واردم شد اما سوزش و درد وحشتناکش باعث شد خودمو جلو بکشم و از سپهر فاصله بگیرم…
سپهر انگار متوجه زجر من شد و احتمالا دلش نمیخواست من عذاب بکشم برای همین دیگه تلاش نکرد که کیرشو داخلم کنه،،، و مالوندن کیرشو به اطراف سوراخم و لای شکاف کونم ادامه داد تا اینکه متوجه ریتم تند مالش کیرش روی کونم شدم و شدت عقب جلو کردن کیرشو بالای شکاف کونم بیشتر کرد یهو گرمی مایعی رو روی کمرم حس کردم… سپهر خودش ولو کرد روی تخت و چند لحظه ای انگار بیهوش شد،،، من رفتم توی دستشویی توی حیاط تا کمرم و لای کونم رو تمیز کنم، وقتی برگشتم سپهر حالش جا اومده بود و با لبخندی به من حس رضایتش و یا شاید هم تشکرش رو بهم منتقل میکرد… من هنوز شق بودم،،، رفتم کنارش نشستم و لپ تاپ رو گذاشتم جلوی خودم و یه فیلم دیگه play کردم تا با اون فیلم واسه خودم جلق بزنم،،، کیرمو در آوردم شروع کردم جلق زدن که یهو دیدم دست سپهر اومد جلو و کیرمو گرفت،،، من نگاهش کردم و دیدم فقط زل زده به کیر من،،، انگار داشت با خودش میگفت نوبتیم باشه نوبت منه… سرشو جلو آورد و کیر کلفت و 14 سانتی منو تا ته کرد تو دهنش… احساس میکردم کیرمو روبروی بخاری گرفتم و دارم هی داغ تر میشم،،، یهو شروع کرد به میک زدن کیرم و زبون زدن دور کلاهک کیرم،،، من رو ابرا بودم و احساس کردم الآن آبم میاد، سپهر نگاهش به صورت من بود و میفهمید دارم دیوونه میشم و حرکات شهوتناک تری میکرد و با عشوه کیرمو میخورد،،، دیگه طاقت نیاوردم و کیرمو از دهنش کشیدم بیرون به سمت دیگه گرفتم و آبم با فشار خیلی زیاد پاشید بیرون، تا حداقل 15،20 ثانیه آبم با جهش زیاد میپاشید و احساس میکردم تمام جونم از سر کیرم داره بیرون میریزه،،، وقتی که تموم شد شلوارمو پوشیدم و مثل جنازه کنار سپهر رو تخت افتادم،،، فقط تو اون بیحالی از سپهر پرسیدم، حواست بود که مامان بزرگ نیاد بالا سرمون؟! اونم جواب داد که من رو ابرا بودم چیزی متوجه نمیشدم… از حرفش شروع کردم بلند بلند قهقهه زدن و جفتمون مثل دیوونه ها میخندیدیم، صدای خندمون اینقدر زیاد بود که مادربزرگم صدامونو شنید و اومد بیرون و مارو تماشا میکرد.
از اون به بعد بعضی وقتا که موقعیتش جور میشه واسه هم ساک و لاپایی میزنیم، اما کونمون هنوز آکبنده،،، هر چند سپهر رو دخترای زیادی رفته و منم تک و توک تجربه هایی داشتم اما با هم که میفتیم یه حس و حال دیگه ای داریم.

ادامه...

نوشته: پارسا


👍 10
👎 9
13201 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

786627
2021-01-16 01:23:57 +0330 +0330

fuck🖕🖕🖕🖕

1 ❤️

786656
2021-01-16 02:24:48 +0330 +0330

مزه شور شیرین کلاهکش!!! شوری که احتمالا کیرش کثیف بوده ولی اون شیرینی برای چی بود؟ نکنه کله قند ساک میزدی که روش نمک پاشیدن 😂

5 ❤️

786694
2021-01-16 08:21:44 +0330 +0330

سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره. یه ذره سرش بره یا تا بیخ، هر دوش خطرناکه. مراقب باشید توی کنجکاوی های جنسی و اولین تجربه های سکسی تون، یه عمر پشیمونی برای خودتون با بار نیارین.

3 ❤️

786763
2021-01-16 21:37:12 +0330 +0330

عالی😋

0 ❤️

786776
2021-01-17 00:00:12 +0330 +0330

فاعلم مفعول بیاد پیوی

0 ❤️

786895
2021-01-17 14:00:57 +0330 +0330

15 - 20 ثانیه آبت میپاچید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شیر آب و هم اینقدر باز نمیدارن آخه هدر میره !!!
آخه کونی ! عمو جانی هم اینقدر آب نداره …
وای داستانت قشنگ بود

0 ❤️

787008
2021-01-18 02:47:36 +0330 +0330

چقدر عالی که جفتتون از روی نگاه میفهمین طرف چی میگه و چی میخواد،،،میدونین که باقلم در بعضی از موبایل ها مینویسی بعد یه مرحله داره میزنی و خلاصه تایپ میشه،،،فکر میکردم تکنولوژی بعدی اینه که صحبت کنی و اون تایپ کنه(حالا نیا بگو این تکنولوژی اومده ،،،نیومده برنامه جا هست که جداگانه باید بخری و بریزی)خب الان متوجه شدم که تکنولوژی بعدی باید این باشه به موبایل نگاه کنی،،،،بعد موبایل باید بفهمه و متوجه بشه چی میخواهی و اون کار رو انجام بده،،،،اما در کل دمتون گرم که حین 3ک3 به هم نمیگفتین کونی من کیه،،،یا جنده من شدی،،،و از این چیزاااااا

0 ❤️

787477
2021-01-20 18:38:19 +0330 +0330

لایک

0 ❤️








Top Bottom