من و سکینه زن داداشم

    سلام .دوستان چند سالی هست سایت شهوانی رو دنبال میکنم همیشه دوست داشتم یه خاطره واقعی براتون بنویسم ولی بلد نبودم من کامران اسمم هست اهل اهواز هستم سال ۸۸ ازدواج کردم ۲۰ سالم بود دوسال از ازدواجمون میگذشت و خانومم یه برادر بزرگتر داشت که عاشق یکی شد رفت خواستگاریش عقد کرد هنوز من ندیده بودم عروس خانوم برای ازدواج رفتیم عروسی که توی شهردیگه ای بود چشمم خورد به عروس یه دختر تقریبا قد کوتا لاغر سینه هوش که از لباس عروس زده بود بیرون گرد صورت گردی داشت خلاصه مانکن بود اینقدر زل زدم بهش که تابلو شدم من تو کف این دختر موندم دو سالی طول کشید با هم مسیج بازی میکردیم بعضی وقتها یه مسیج بدی براش میفرستادم بعد میگفتم اشتباه اومد برات واونم همین کارها رو میکرد .یه روز تلفنم زنگ خورد دیدم خودشه گفت که من اهوازم بیا دنبالم منم خانومم معلم بود سر کار رفتم دنبالش سوار ماشینش کردم کارهاش انجام داد بردمش خونه خودم چون هوا گرم بود گفت میخام دوش بگیرم تو حموم بود که صدام زد لباسهام بیار من بی توجهی کردم هنزفری تو گوشم بود تو یه اتاق دیگه این فکر کرد رفتم بیرون اومد رفت تو اطاق که لباس در بیاره تا چشمم بهش خورد کیرم سیخ شد تو شلوارم رفتم وایسادم پشت سرش برگشت چشمشش به من خورد خشکش زد لخت وایساده بود جلوم بغلش کردم رفتم برای لباش خیلی زور زد التماس کرد ولی ولش نمیکردمخودم بهش چسبوندم گردنش میخوردم دیدم شل کرد ایستاد لباش میخوردنم بغلمون تخت خواب بود درازش کردم رو تخت افتادم روش شروع کردم به لباش خوردن اومدم گردنش این قدر خوردم که خون شده بودسینه هاش تو دستم بود شروع کروم به خوردن سینه هاش یه اهی میکشید میگفت نکن من با این صدا هاش بیشتر حشری میشدم چشاش بسته بود فقط اه کامران نه اخ کامران نکن من کلا خوشم از کوس لیسی نمیاد برای همین پاهاش به زور باز کردم چون نمیذاشت کیرم که معمولی بود گذاشتمش جلو کسش سرش خیس کردم یواش هل دادم داخلش یه اخی گفت دیدم چشارو باز کرد زل زد بهم با خنده گفت کیر تو از کیر رامین شوهرم بزرگتره گفتمش زبون باز کردی شروع کردم تلمبه زدن اونم جیغ میزد گفتم یواش سر وصدا نکن گفت حالا که این کارو کردی منم جیغ میزنم بدتر جیغ میکشید یه دستم گذاشتم جلو دهنش یه دستم هم سینه هاش میگرفتم تلمبه میزدم چون قرص میخوردم دیر ابم میومددستم برداشتم لبام گذاشتم رو لبش تلمبه زدم احساس کردم ابم داره میاد گفته بود یه وقت ابت اومد نریز تو کسم ولی حرفی نزدم لباش تو لبام دوتا دستم حلقه کردم دورش ابم اومد نمیتونست تکون بخوره تا قطره اخرخالی کردم تو کسش همین طور بیهوش شدیم تو بغل همدیگه رفت حمام اومد هنوز خودش خشک نکرده بود رفتم تو حمام براش گفت خیره گفتم راند دوم هم مونده گفت مگه میشه گفتم چی گفت شوهرم یه بار اونم ۳۰ ثانیه دیگه نمیتونه گفتم جبران میکنم برات دراز ش کردم کف حمام به روش سگی خابوندمش کیرم گذاشتم در سوراخ کونش کشید جلو گفت نه درد داره گفتم مگه تا حالا خوردیش گفت نه ولی درد داره. گفتم بهت قول میدم یه کم بیشتر درد نکنه راضیش کردم کرم از تو کمدم اوردم مالوندم رو سوراخ کونش مالوندم رو کیرم کیرم گذاشتم پاهام گذاشتم رو پاش دستام حلقه کردم دورش کیرم هل دادم تو کونش یه جطغی زد خواست بره نتونست منم داشتم قربون صدقش میرفتم اون گریه میکرد تا اروم شد شروع کردم به تلمبه زدن داشت لذت میبرد میگفت کامران بکن تو تا ته بکنش تو منم تا جا داشت میچسبوندمش دیگه زانوهام درد اومد درش اوردم گفت بلند شو برو زیر دوش ربتم زیر دوش دیدم اومد کیرم گرفت شروع به خوردن کردیه جوری میخورد که انگار ۳۰ سال حرفه ای کار میکرد ازش پرسیدم تا حالا هم خوردی یا به کسی کون دادی گفت نه ولی خیلی حرفه میخورد بعد ها بهم گفت که فیلم زیاد میبینم تو اوج لذت بودم که ابم اورد خواستم درش بیارم نذاشت وابم با مک زدن کشید بیرون ا
    این اولین سکسم با زن داداش زنم بود تا حدود ۷ سال هر موقع میومدن اهواز یا ما میرفتیم شهرشون میکردمش الان هم از هم جدا شدن خونه داره توی یه شهردیگه منم مرتب بهش سر میزنم دوستاندهمش واقعیت داشت .




    گفتم که سکینه اسم مستعاره زن داداش خانوممه که یه خانوم لاغر قدش حدود ۱۶۵ و وزنش ۵۵ باید باشه و این ماجرای سکس بعدیمونه
    یه روز رفتیم شهرستان خونه برادر خانومم ظهر رسیدم داشتم استراحت میکردم که سکینه داشت شیطونی میکرد وسیله پرتاب میکرد یعنی به قول خودمون داشت کرم میریخت منم دیدم کسی تو اطاق نیست بهش حمله کردم گرفتمش یعنی داریم کشتی میگیریم کیرم خورد به کونش یه دفعه کیرم بلند شد بهش چسبوندمش یه لبخندی زد گفت این چقدر بیجنبه من دیگه فکرم درگیر شده بود شب گفتم امشب میخامت گفت خونه نمیشه گفتم نمیدونم موقع خواب شد منم خوابم نمیبرد دیدم فایده نداره بلند شدم رفتم خابیدم پشت سرش شوهره هم جلوش خواب بود گفت برو گفتم نمیرم گفت الان بیدار میشن گفتم نه ولی صادقانه قلبم داشت در میومد بلند شدم رفتم چند دقیقه دیگه اومدم خوابیدم پشتش شلوار شرتم دادم پایین یه خورده کشیدمش عقب از شوهرش فاصلش دادم پاهام بین پاهاش رد کردم دامن پاش بود شرتش در اورده بود خاستم از کون دیدم نمیشه سر صداش در میاد تف انداختم رو کیرم گذاشتم جلو کس تنگش که شوهر بی عرضه اش نتونست بهش برسه برای همین طلاق گرفتخلاصه گذاشتم جلو کسش یواشهل دادم داخل دیدم به پاهام چنگ مینداخت فشار میداد با هر بار تلمبه ای که میزدم زخم مینداخت رو بدنم که بازوم گذاشنم جلو دهنش من میکردم تو کسش در میاوردم اونم از درد از لذت زیاد دست من گاز میگرفت که یه دفعه خودش جمع کرد که من ترسیدم گفت بریم بیرون رفت بیرون منم دو دقیقه بعد رفتم پشت سرش دیدم تو حمومه تا رسیدم بهش کشیدم تو در حمام بست مثل وحشی ها شده بود شروع کرد خوردن لبام محکم میمکید بعد رفت پایین شروع کردخوردن کبرم منم از کیر خوردنش خوشم میومد تو اوج لذت بودم گفت دراز بکش دراز کشیدم رو کمر دیدمدامنش داد بالا نشست رو کیرم بالا پاین میکرد محکم سینم فشار میداد هر یه دقیقه ای یه بار هم میخابید روم لبام میخورد گفتم کون میخام گفت تو رو خدا نه گفتم دوست دارم گفت چون دوسش داری منم تو رو دوست دارم باش کرمی چیزی پیشمون نبود فقط خودش کیرم کرد تو کس خیسش کرود درش اورد یواش نشست روش خیلی درد کشید ولی به رو خودش نیاورد یه خورده مکث کرد بعد یواش بلند شد رفت پاین منم داشتم لذت میبردم یه زن خوشکل لاغر اندام مانکنی کون گرد قلمبه سینه ها کوچلو نشسته بود رو کیرم داش بالا پایین میشد گفتم بلند شو بلندش کردم گفتم بخواب زیر سگی خابید کیرم که سفت بود یه دفعه کردمش تو کونش که صداش در اومد که خودش کنترل کن گفت یواش که شروع کردم تلمبه زدن محکم که داشت التماس میکرد بکن میگفت کامران بکن محکم بزن اخ بکن تو پارم کن بکن تو کسم کسم جر بده این طوری که حرف میزد منم حشری میشدم محکم میکردم تو کونش در میاوردم یه دفعه ابم خاست بیاد گفتم میخاد بیاد دیدم سرش گذاشت رو کاشی دو تا دستاش اورد پشت پیرهنم گرفت کشید سمت خودش محکم چسبوندم که تمام ابم خالی شد تو کونش گفتم چکاری بودگفت همیشه که پیشم نیستی بعضی موقع حصرت یه قطرش میخورم رامین (شوهرش )اون که نمیکنه گفت خوش به حال( پرستو )زنم رو میگفت که همیشه این طور میکنیش گفت کاش ایکاش من زنت بودم از شب تا صبح باید کیرت میذاشتی تو کسم تا صبح از صبح تا شب هم باید از تو کونم درش نمیاوردی گفتم باز خوب زنم نبودی دو روزه تموم میشدم


    نوشته: کامران

  • 3

  • 22




  • نظرات:
    •   Soroush_Khi
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • مثل این که جدیدا حرف اضافه ی "را" کلا از زبان فارسی حذف شده یا شایدم تو اصلا فارسی بلد نیستی؟!


    •   Milad.t.z.n
    • 4 ماه،1 هفته
      • 4

    • اولین کیر حواله ات شد


    •   amirkhan6262
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • ببین تو که این همه بستی دو چیز اساسی یادت رفت
      یکی قد و هیکلت که باید مثل بقیه چاخان میکردی قد ۱۹۰ وزن ۹۰ بدن ورزشکاری و رو فرم
      دوم باید تو داستانت شربت باشه با حداقل آب میوه


    •   ک+ک+ک
    • 4 ماه،1 هفته
      • 4

    • کوس کش زنه برادر زنت میشه زن داداشت،من باور میکنم بذار هرکی هرچی میگه بگه من باور کردم تو یه الدنگ خارکوسه بی مغز هستی که باجق مغز نداشتتو نابود کردی رفتی پیش شوهرش طرف رو گاییدی نه اون فهمید نه زن تو،این قضیه رو به اسکلت چنگیز خان بگی بلند میشه برات مغولی میرقصه،بعد انتشار این داستان ترامپ توئیت زده: گوه خوردم


    •   Fe4rless
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • دو تا آدم بالغ بودین رفتی حمله کردین و آخر کشتی گرفتین؟ باغ وحشه یا شما حیوان تشریف دارین؟


      دوست گرامی کسخل عزیز وقتی نمیتونی یک داستان ساده بنویسی چرا میای یک داستان(کستان) سکسی و بسیار کسشعر رو می نویسی؟ رو سرتون تفنگ گذاشتن که بیاین اینا رو بنویسین؟


    •   lovely_grl
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • ی بار خودت داستانو بخون بینم متوجه میشی؟؟؟؟
      احیانا تو قضا شوهره دیازمام نریخته بود؟؟
      و اینکه بدم‌میاد از کسشرایی که دختره انقده زود پا میده بابا جنده پولیم ی ناز میکنه.. فقط میخواید سریع تموم کنید داستانو و کون‌گشادتون نمیذاره جذاب ترش کنید


    •   Mhm13621m
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • منکه باور نکردم مرتیکه قرصی جغی تو پس برای زنت وقت نمیزاری فقط سیکین رو میکنی کی زنتو میکنه پس


    •   nimax96
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • عن تو تخيلت كسمغز


    •   Javane.jahel
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • میگومو خوب بو ولی ولک همه تو او خنه‌هه مرده بودن تو داشتی میکردیش عمو!؟


    •   وب.گرد
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • اونوخ چجوری از شوهرش طلاق گرفته بود که شوهرش جلوش خواب بود.؟


    •   royaei
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • چرت بود ؛
      ننویسی سنگین تری ؛
      هیچ حسی به خواننده نمیده داستانه بیخودت ؛
      فکر کنم زاییده تخیلاتت باشه ؛
      موفق باشی


    •   yousef_021
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • دیس لایک شونزدهم بهمراه کیر فیل از پهنا تو کوص زنداداشت و زنت و ننت


      تا اونجاییش خوندم که گفتی لخت دیدمش کیرم سیخ شد


      بعدشم جمله ات تموم میشه نقطه بزار پنج خطت تو 10 دقیقه خوندم گوز پیچ شدم بس که فعل داشت


      بعدشم این که زنداداش خودت نبود کوصخل


      یه جق بزنید سبک بشید تموم چرا میاید اینجا چرند مینویسید!؟


    •   mehran1346
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • توی حمام پیرهنت رو کشید؟ بیناموس خالی بند.اصلا تا بحال کوس دیدی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو