من و عموم

    میرم سر اصل مطلب. من چند سالی بود مفعول بودم و لذت میبردم ولی همیشه علاقه داشتم با پسر عموم رابطه داشته باشم اخه هم شیطون بود هم خوش هیکل. فقط میترسیدم بهش بگم یکدفعه قبل نکنه و ابروم بره. برای همین با یک شماره تلفن دیگه تو تلگرام باهاش تو یک گروه با اسم دیگه و مثلا از شهر دیگه باهاش دوست شدم. یکمدت چت میکردیم تا اینکه یکروز بحث و کشوندم سمت همجنسبازی. دیدم شدیدا علاقه داره و بهش گفتم چند سال قبل تو شهرشون با یکی رابطه داشتم. گفت میشه معرفیش کنم . منم گفتم الان اسمم یادش نیست ولی مشخصات خودم دادم. اخرش گفت فکر کنم میشناسه کیه. منم گفتم اگر شناختی ولش نکن بدجور حشری هست.
    چند رومزی از اون چت گذشت و خبری از پسر عموم نشد تا اینکه یکروز صبح زود دیدم پیام داده میای بریم بازار. منم حدس زدم میخواد پیشنهاد بده و با خوشحال قبول کردم. باهم رفتیم یک کافی شاپ و برد سر میزی که از همه دور بود و خلوت. یواش یواش سر صحبت و باز کرد و هی با دستش به پام میزد ولی رک حرف نمیزد. برگشتم گفتم پسرعمو مثل اینکه حرفی داری ولی نمیتونی بزنی راحت باش بگو. برگشت گفت چند وقتیه با یکی چت میکنه و شک کرده که من مفعولم و میدم. برگشتم گفتم خوب اگر بر فرض باشم چکار میکنی. برگشت گفت اگر ناراحت نشی میکنمت. گفتم خوب پس واقعیت اینه اره هستم اما بشرطی میدم بهت که دهنت قرص باشه . گفت نترس. گفتم خوب برای کی قرار بزاریم گفت فردا بریم باغ ما اونجا باهم باشیم گفتم بابات نیاد بالا سرمون گفت نترس کار داره نمیاد. شب دیدم پیام داد پسر عمو جان ببینم تو سکس ساک هم میزنی . گفتم نترس هرکاری بخواهی میکنم.
    فردا صبح قرار گذاشتیم رفتیم باغ. ته باغ یک جای سقف دار بود که دورش درخت زیاد بود.من تا رسیدم لخت شدم و برگشتم دیدم داره نگاه میکنه گفتم چیه دربیار اون لامصب و میخوام بخورمش. تا شنید لخت شد و موکت انداخت و دارز کشید. لامصب عجب کیر درشتی داشت. منم بعد چندسال به خواسته دلم رسیده بودم. رفتم سراق کیرشو شروع کردم به خوردنش چه لذتی داشت. اونم داشت کیف میکرد. بعد مدتی خوردن گفت میشه بکنمت گفتم تو هرچی بخواهی میشه. دیدم از لباسها وازلین در اورد و مالید به سر کیرش و یکم هم مالید به سوراخ من. برگشت بهم گفت فکر نکنم بار اولش هست قبلا با چندتا زن بوده و منم خیالم راحت شدیواش یواش سرش و کرد تو وای چقدر داغ بود و کلفت حال میداد.اینقدر حال داد که نفهمیدم کی کیرش تا ته رفت تو بعد گفت خوب حالا شروع کنیم. بعد اروم اروم تلمبه زد چه حالی میدا و رفته رفته محلم میزد. یکربعی سکس کردیم و ابشم خالی کرد تو کونم. بعد تموم شدن سکس گفت میشه بازم تکرار کنیم در اینده گفتم هروقت خواستی بگو با کمال میل میام. بعد اون قضیه 5 باری بازم باهم بودیم. بار ششم بازم قرار شد بریم باغ. رفتیم تازه کیرش و کرده بود تو کونم که یکدفعه صدای از پشت شنیدیم. تا برگشتیم دیدم عموم هست و یک سیلی محکم به پسر عموم زده و گفت میکشمت و پسر عموم زود لباس پوشید و رفت خونشون . منم از ترسم تا خواستم لباس بپوشم دستم گرفت نگهداشت گفت صبر کن با تو کار دارم. گفتم عمو غلط کردم دیگه از این کارها نمیکنم به بابام چیزی نگید. گفت غلط میکنی . گفتم اره دیگه نمیکنم گفت به ما رسید دیگه نمیکنی. اول فکر کردم داره اذیت میکنه تا بعد به بابام بگه. اما بعد چند دقیقه فهمیدم نه برعکس عموم هم دلش کون منو میخواد. اما بازم ترسیدم گفتم شاید کلک میزنه ولی دیدم دستش اورد سمت کونم و گفت چیزی که به پسر عمو میدی به عمو نمیدی. گفتم عمو شما بخدا به بابا نگو هرکاری بخواهی میکنم. گفت دیگه مجبوری بکنی باید بهم بدی .گفت اما به یک شرط که نباید پسرش بفهمه باهم رابطه داریم و من رابطم رو با پسرش کم کنم.
    گفتم چشم عمو هرچی شما بگید. گفت افرین پسر خوب حالا بریم ببینم چطوری به عمو حال میدی. رفتیم پشت و عموم لخت شد کیرش یکم از پسر عموم بلندتر بود ولی با کله بزرگتر. بعد گفت حالا میفهمی سکس یعنی چی. بعد گفت بخورمش من شروع کردم به خوردن گاهی کلم و میگرفت و تو دهنم تلمبه میزد گاهی تا ته میکرد تو دهنم. وقتی حسابی خوردم و کیرش ابکی شد گفت برگرد میخوام بندازم توش برگشتم دیدم تف زد به کیرش و گفت مال من سوسول بازی نیست با تف خشک خشک میکنمت.بعد کرد تو سوراخم و درد زیادی داشت و محکم تا ته کرد توو بعد حسابی تلمبه زد اونروز حدود 40 دقیقه ای فقط کرد. اخرش گفت برگرد میخوام ابمو بریزم دهنت. منم برگشتم و خالی کرد و گفت باید بخورمش. خوردم و چه لذتی داشت. بعد در اخر گفت لباسام رو بپوشم و گفت از این به بعد مال اون هستم. و اینجوری شد که من تا الان با عموم رابطه دارم و لذت میبرم از این رابطه
    نوشته: علیرضا کونی

  • 12

  • 29




  • نظرات:
    •   .Nazanin.
    • 4 ماه،3 هفته
      • 10

    • علیرضا کونی دیسلایک تقدیمت شد.


    •   laleh1380
    • 4 ماه،3 هفته
      • 12

    • محارمو گی و همه چی قاطی اه
      گرایشت محترم!
      حالا چرا با عموت !
      همممم؟


    •   شاه ایکس
    • 4 ماه،3 هفته
      • 20

    • بزار حدس بزنم دفعه بعد پدر بزرگ مچتون رو گفت بعدشم اون یکی پدربزرگ!! و این سریال همچنان ادامه دارد!!! (biggrin)


    •   Daniani
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • ریدم تو این خاطرت با یه دختر تو تلگرام چت میکنم نکنه تویی علی کونی


    •   varna008
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • بارکیلا شما به مقام کونی ارشد فامیل رسیدی


    •   Irish..GuNNer
    • 4 ماه،3 هفته
      • 13

    • به پسرم میدی به من نمیدی؟ چند بار این جمله تو گوشم پیچید . آیا دلیل داره کسی که به من میده به بابام هم بده (بر فرض محال)؟
      انگشت به کون چجوری میتونین بنویسین آخه ! هرجور فک میکنم میبینم نمیشه .
      دیس


    •   arsh2452
    • 4 ماه،3 هفته
      • 9

    • یه مقدار رو املا و نگارشت کار کن . در اون باغ تخمیتون رو هم درست ببند تا بقیه مردای فامیلتون نیومدند ! دیس میدم .


    •   Boy0513
    • 4 ماه،3 هفته
      • 5

    • چه عَمویه خسیسی .. همه چیزای خوبُ واسه خودش میخواد (biggrin)


    •   saeedno15
    • 4 ماه،3 هفته
      • 8

    • مگه داریم آخه (dash)
      یه راند به همه مردای فامیلتون بده که یوقت کسی از قلم نیوفته شرمنده بشی (biggrin)


    •   Chem30
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • ببین چقد کونی ای ک تو یه شهر گفتی ایکس، دریافته تویی
      بعد تو ک کونی ای طبیعتا مدل جق زدنت یجوریه فرو میکنی دگ
      سخت نیست هم تو کونت چیزی فرو میکنی هم تایپ؟


    •   hellboy3343
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • چطور تو تلگرام مشخصات دادی که گفت میشناسم به منم یاد بده .مثلا شاخ داری که از مشخصاتت فهمید تو اون شهر خراب شدتون احتمال نداره کسه دیگه ای نباشه زد تو هدف فهمید تویی .


    •   zanbory
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • (biggrin)


    •   ایکاروس
    • 4 ماه،3 هفته
      • 8

    • دوستان حالا فهمیدین چرا باید تلگرام فیلتر باشه ؟
      من برم به وزیر ارتباطات نامه بنویسم ..‌


    •   samsepg
    • 4 ماه،3 هفته
      • 7

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   ehsan9705
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • چه روزیه امروز با گی شروع شد و با چی تموم بشه صلوات؟
      اصلا ماذا فازا؟


    •   ehsan9705
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • چه روزیه امروز با گی شروع شد و با چی تموم بشه صلوات؟
      اصلا ماذا فازا؟


    •   .zy.zy.
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • چرا اوب این نسل از جامعه زده بالا.آیا باید از این ک کونی نیستیم خجالت بکشیم؟


    •   nilajooni
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • بسلامتی


    •   milman
    • 4 ماه،3 هفته
      • 4

    • یه جابود ک سقف داشت دورش درخت بود؟؟؟
      کیرم تو کون عموت و پسرعموت (biggrin)


    •   hamid30gari
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • دهنتون رو سرویس شما باید کمدین میشدین، چقدر خندیدم به این خزعبلات (rolling) .
      خوشم میاد یکم عقل هم ندارید، راحتید به قرآن


    •   m_mashhad
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • خاک تو سرت کونی


    •   Ginglz
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • توهمی چاخان


    •   Kirkoloftbaghotr6sant
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • خداوکیل این نظراتی که بچه ها میدن سرگرم کننده تر از داستانای شهوانیه


    •   _joniPanbe
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • پسر دایی خاله عمه اینارو هم ساپورت کن باباهاشونم بکش رو خودت کلا بنیان خانوادتون رو برین توش (rolling)


    •   arash.abi
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • معمولا گی نمیخونم،
      بنظر من گی ماله دوره راهنماییه و 15سالگی به قبل، که کص در دسترس نباشه، البته دهه هشتادیا گند زدن به ارمانهای ما
      داستان گی اونم با عمو، خدایی حالمو خراب میکنه
      کاش میشد یه نیسان بهت بزنه بعد بگه خطای انسانی بوده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو