داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

من و غزل دختر باهوش

1399/05/14

سلام
میدونم داستان بلند طرفدار کم داره اما چیزی که با بقیه فرق داره داستانه وگرنه همه یه کیر دارن یه کس و کارای تکراری پس تا اخر بخونین چون به دردتون میخوره
اسم من علیرضاست و ۱۹سالمه خاطرم مال ۷سال پیش هستش زمانی که میخواستم امتحان تیزهوشان بدم و صد البته کلاس هایی میرفتم برای بهتر شدن درسم
مامانم اصرار داشت که من توی این ازمون قبول بشم (چون دختر عموم قبول شده بود و داستان های همیشگی)
به خاطر بزرگ شدنم توی یه شهر کوچیک من مسائل سکس رو ازسوم دبستان بلد بودم و از اون دسته پسرایی بودم که
به هوا بده بستون بقیه رو خام میکرم و فقط خودم یه حالی میکردم
اما به خاطر نبود فضا و ادم پایه نمیتونستم اونچنان سکس کنم در حد کلاس و استرس هاش
۳ماهی مونده بود تا ازمونم که یه کلاس رفتم و به خاطر اینکه تعداد کم بود ما قاطی کلاس میرفتیم توی جلسه های اول من خودمو نشون ندادم و سکوت میکردم چون درسم خوب بود سوالا رو بلد بودم ولی میخواستم کلاس بزارم
تو جمع ما یه دختر اصفهانی بود که به نظر خیلی باهوش بود و از اصفهان اومده بودند که اینجا امتحان بده که اسون تر باشه و حتما قبول شه
طبق هر اصولی که میشناسید پسر ها با دختر ها کل میندازن و این دختره که اسمش غزل بود همیشه مارو مسخره میکرد
من چیزی نمی گفتم و فقط نگا میکردم هفته ی اول گذشت منم یه ۲ روز خرخونی کرم در حدی که دیگ سوالارو از بر بودم
رفتیم کلاس و معلم با یه سری سوال اومده بود که انصافا خیلی سخت بود و ما شروع کردیم به حل کردن وقتی سوالا تموم شد نوبت به این رسید که پای تخته حل کنیم غزل رفت پای تابلو و حل کرد همینطور که کلاس رو با راه حلاش تو هوا برده بود اشتباه کوچیکی کرد وسوالش کلا بهم ریخت من نمیدونم چرا ولی پوزخندی زدم که کل پسرا خندیدن
و غزل سرخ شده بود و از من عصبانی به من گفت:هه هه تو که بلدی بیا حل کن (اون نمیدونست من درسم خوبه و فکر میکرد با یه کودن طرفه)
رفتم پای تخته و وایسادم زرتو پرت یه جمعو طوری حلش میکردم که معلممونم شاخ در اورده بود وقتی سوال حل کردم دختر های کلاس از اون خنده هایی کردن که ادم موهاش سیخ میشه
از اونروز به بعد منو غزل با هم کورس میزاشتیم و توی درس جفتمون پیشرفت عجیبی رخ داده بود
۱ماه گذشت جو کلاس به قدری سنگین میشد که هیشکی صحبت نمیکرد معلم هم که دید جفتمون داریم پیشرفت میکنیم اومد یه کاری کرد که من الان دارم دعاش میکنم تیم بندی کرد
منو غزل رو گذاشت تویه گروه و به ما سوالای خیلی سختی میداد که توی خونه حل کنیم به ما گفت که ببینین شماره ی همو بگیرین یا برین خونه ی هم دیگ و سوالارو مشورتی حل کنین خونواده ی من که عمرا میزاشتن برم چون بابام از من پیش ضمینه ی بدی داشت
اونروزو خیلی خوب یادمه وقتی شماررو داد بهم گفت فقط مزاحم نشو منم گفتم فعلا تو مزاحمی کاملا میدونستم میخواد ناز کنه ولی من رسما ریدم بش تا اینکه به گو خوردن افتادم
هرچی زنگ میزدم بر نمیداشت سوالا هم خیلی سخت بود و فردا کلاس بود و قرار بود هرکی حل نکرده بود به خونوادش گفته بشه منم واقعا نمیتونستم حل کنم هیچی صبح رفتیمو من خیلی ناراحت بودم همه رو من حساب کرده بودن رفتم نگا به غزل کردمو سری به نشانه ی اعتراض تکون دادم
توی اون دوران من خیلی فیلم میدیم ولی اصلا جق نمیزدم چون با عوارضش اشنا بودم
اقا گفت سوالرو بیارین من با خودم گفتم من یه دوست دختر میخوام چون خیلی تنها بودم و غرق درس بودم معلمم گفت علیرضا چرا اینارو حل نکردی من نگاهی به غزل کردمو غزل یه ذره ناز کرد منم بی انصافی نکرم و گفتم تقصیر من بود من کوتاهی کردم
غزل کفش بریده بود که منی که همش باهاش تو دعوا بودم ازش پشتی کردم وقتی رفتم خونه گوشیمو برداشتمو دیدم نوشته پیام از طرفه اسگوله (مخاطبم بود ) عوضش کردمو نوشتم gh چون گوشیم چک میشد دیدم نوشته سلام خیلی ممنون امروز هوامو داشتی جبران میکنم منم دیگ چتو بردم تو دوستی گفتم با چی؟
خیلی سریع پیام نوشتو گفت بات دوست میشم در ضمن دوستی که غزل گفته بود دوست دختری دوست پسری نبود
من اینطور فکر میکردم
که دیدم نه بازم گو خوردم کلاس شروع شدو نشست پیشم و گفت سلام رفیق من در حال صادرات برگ بودم که گفتم رفیق؟ گفت اره داداش رفیق(غزل اصلا جنده نبود در که بخواد بکنمش)
باهم حرف میزدیم منم چون داستان های اینجا خونده بودم اشنا بودم که ممکنه بکنمش و ولش کنم
برا همین چتو تو سکس نبردم به هیچ مقدار خخخخخ
۲ سال گذشت و هر دوی ما توی تیزهوشان قبول شدیم یه روزمامانم گفت منو پدرت میریم بیرون حواست باشه به خونه (که البته بعدش صاحب یه داداش شدم)
زنگ اخر خورد اومدم بیرون دیدم غزلو مادرش دم در وایسادن و مامانش گفت علیرضا من همه چیو میدونم حالا میخوام ازت تشکر کنم برای اینکه دخترم برای تو قبول شد
من دو دل بودم از طرفی اینا غریبه بودن و احتمال دزدیه شدنم بود از طرفیم میدونستم جشنی برپاست رفتم خونشون من توراه تو این فکر بودم که پوزیشن خوب چیه که وقتی رفتم دیدم غزل رفت تو اتاقش ولباس های مدرسه رو در اورد یه لباس که همه جای بدنشو گرفته بود پوشیدو اومد بیرون منم گفتم ای خدا ریدم توش چون توی داستانای اینجا خونده بودم به یه تاپو یه صحبتهای غلیظو بدنی اکنده از شهوت میاد که واقعا هیچ کودوم نبودنشست پیشم مامانش رفت بیرون تا غذا بگیره با خودم گفتم ریدم تو غرور بش گفتم عزیزم با سکس که اشنایی داری (دوسالی گذشته بود و ما باهم راحت بودیم)نگاهی بم کردو گفت نه پ تو داری همینطور که از سکس حرف میزدیم دستمو بردم جلو زیر گوشش
دیدم حرکتی نکرد رفتمو ازش لب گرفتم سینه های بزرگی نداشت ولی خوب بودن ولی بدنی داشت که هوری نداره
با خودم گفتم باید شهوتیش کنم دستمو بردم توی لباسش دیدم خیلی سخته لباساشو کندم و نوک سینه هاشو خوردم دیدم ای خاک من چقد نوبم نگام میکرد اصن شهوتی تو کار نبود منم قاطی کردم رفتم برای کسش تا ته دهنمو کردم تو کسش و میخوردم دیدیم اهی ریز داره میاد ادامه دادم که دیگ غرورو زد کنارو پیاده شد اه اهی میکرد در حد بوندس لیگا
گفت بیا بکنم منم گفتم اصلا گفت بیا گفتم اصلا میدونستم دیر یا زود از پیشم میره اصفهان و اصن درست نیست من کاری باش بکنم که ناراحت باشه گفت بکن تو کونم گفتم نه چون وقتی یه دختر اینجا پست میزاره یعنی از همه چیش گذشته و از خیانت ها و پشیمونی هاش میگه منم نمیخواستم غزل اینطوری شه
از طرفیم توی شهوت بود و گناه داشت خودمم داشتم میمردم ولی تحمل کردم و به فکر اون بودم با خودم گفتم ارضاش میکنم وایسادم خوردن خوردم خوردم خوردم تا دیگ داشتم خسته میشدم ولی بازم گفتم نه یه دختر معصومه نباید زنش کنم
انگشتمو با حواس جمعی کامل کردم تو کسش و سریع براش زدم چون مامانشم معلوم نبود کی بیاد
ارضا شدم بقلش کردم گفتم خودت بعدا ممنونم میشی اونم ناراحت نبود بوسم کردو رفتیم تو هال مامانش اومد غذا خوردیمو من رفتم تا الانم من بهش تجاوز نکردم و خیلی باهم خوبیم با هم درس میخونیم و …
دوستان نظر بدین خیلی ممنون خوندین
در ضمن در این دنیا همه چی شهوت و سکس نیست شهوت یه بار عاشقی یک عمر

نوشته: dsmegho


👍 4
👎 19
18500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

905540
2020-08-04 00:33:10 +0430 +0430

عالی ، دوستم سو سکسی

0 ❤️

905576
2020-08-04 01:01:56 +0430 +0430

به خاطر بزرگ شدنم توی یه شهر کوچیک من مسائل سکس رو ازسوم دبستان بلد بودم و از اون دسته پسرایی بودم که
به هوا بده بستون بقیه رو خام میکرم و فقط خودم یه حالی میکردم
اما به خاطر نبود فضا و ادم پایه نمیتونستم اونچنان سکس کنم در حد کلاس


یعنی پیشنهاد سکس نوبتی از کون به پسرای دیگه میدادی بعد از کون میکردیشون خودت نمیدادی!! اونم قبل 12 سالگی!! تازه تیزهوشانم قبول شدی!!
بنده کلاسهای تیزهوشان نرفتم نمیدونم در 14-15 سالگی قاطی است یا نه ولی اینو میدونم که اسگلی مثل تورو خرهوشانم راه نمیدن!! 😁


905578
2020-08-04 01:04:36 +0430 +0430

من تالا نظر ندادم ولی اینجا میخوام بدم
کیرم تو داستانت کس کش خر

3 ❤️

905586
2020-08-04 01:10:37 +0430 +0430

کیرم تو تیزهوشانی که توی بیسواد رو راه دادن. هوش و شعورت به اندازه همون نقطه ای که سواد یا کون گذاشتنشو نداشتی هم نیست.

ینی چون شهر کوچیک بودی از سوم دبستان با سکس آشنا بودی؟ منم شهر کوچیک بودم، ولی تا سوم راهنمایی نمیدونستم اگه دست به کیر بزنم شق میشه. فک میکردم صبحا که بلند میشه بخاطر سحرخیزیشه.

کیر تو کونت. دیگه ساده تر از این نمیتونم فحوای کلام رو برسونم.


905594
2020-08-04 01:17:17 +0430 +0430

تا تصفه خوندم از بس کص شر بود. ۲ روز خرخونی کردی سوالا رو حفظ کردی؟؟ سوالایی که معلم چند روز بعد اورده سر کلاس رو تو قبلا خوندی؟؟ بزرگ شدن تو شهر کوچیک چه ربطی به دونستن مسایل سکسی داره؟
کیر معلمتون تو کونت

0 ❤️

905617
2020-08-04 01:45:59 +0430 +0430

این کسشعر کجا به درد میخوره تو زندگیمون؟
اون کسخلی که لایک کرد کی بود ناموسا؟
خب با افتخار تعریف کردی که از بچگی تو شهوانی بودی بعدش ادمین چرا کونت نزاشت؟؟

3 ❤️

905619
2020-08-04 01:52:33 +0430 +0430

وقتی تیزهوشانی ها هم جقی میشوند
“به خاطر بزرگ شدنم توی یه شهر کوچیک من مسائل سکس رو ازسوم دبستان بلد بودم” هرچی دارم فکر می کنم تا لتش رو بفهمم به هیچی نمی رسم. فکر کنم باید ببرم مدرسه تیزهوشان از اونا بپرسم…
والا از قدیم بچه خرخونا کونی بودن و میبردن میکردنشون حالا داستان بردن و ترتیبتو میدادن رو عوض کردی که چی؟
“زرتو پرت یه جمعو طوری حلش میکردم که معلممونم شاخ در اورده بود” نه غزل خانوم با یه کودن طرف نبوده با یه جقی تمام عیار رو به رو بوده. زرتو پرت اون دیوار کو من با سر خودمو بکوبم بهش. کونی یه جمع حل کردی دیگه این گوه خوریا چیه؟
خودت خسته نشدی اینقدر چرت پرت نوشتی؟ من که خسته شدم اینقدر خوندم تو چجوری این همه رو تایپ کردی؟

4 ❤️

905643
2020-08-04 04:16:02 +0430 +0430

مگه‌ مسائل فیزیک‌ کوانتوم رو حل کردی که معلمت شاخ درآورده
یه ذره بلد بودی میدونستی یادگرفتن مسائل سکسی هیچ ربطی با بزرگی یا کوچیکی‌ محل زندگی نداره
کیر معلمت‌ تو کونت با این کسشعرت

1 ❤️

905656
2020-08-04 06:31:31 +0430 +0430

ی جاهایی خوب اومدی اما
مامانش ازت تشکر میکنه… اونم دم مدرسه
بعد باهاشون میری
وسط داستان داداش دار میشی…دایی مگه اسنپیه بچه…
دو سال یهو پریدی کجا…
کلاسای تیزهوشان میکس هم اونم تو شهرستان…
اینا به کنار…
فاز سکس و پ ن و …
انگار بیشتر شخصیت دختر داستان ی پسر بوده که باب تشکر از چند جهت ترتیبتو داده و تو هم محض آروم کردن خودت این جفنگیات رو نوشتی

1 ❤️

905687
2020-08-04 08:27:15 +0430 +0430

تو ۱۳ سالگی سکس میکردی ؟؟ خدایا این عدالتیه که میگفتی ؟ داستانت متوسط رو به پایین بود .

0 ❤️

905726
2020-08-04 10:46:53 +0430 +0430

نکشیمون یوسف پسر یعقوب

0 ❤️

905740
2020-08-04 11:57:59 +0430 +0430

پیش ضمینه تیزهوش خان؟!😐
هوری؟؟😐😶
احتمال دزدیده شدنت؟؟😶😁
بی سوادِ دهاتی😂

3 ❤️

905744
2020-08-04 12:34:26 +0430 +0430

ب کیرم

0 ❤️

905774
2020-08-04 14:30:53 +0430 +0430

یعنی کیرم تو اون وزی که تو به دنیا اومدی کسمغز جقی

0 ❤️

905779
2020-08-04 14:46:37 +0430 +0430

داستان (خاله پسرت منو …) نوشته منه اگه دوست داشتید بخونید
داستان جدیدم هم تازه آپلود کردم (تقصیر مامانم بود)
اونم به زودی میاد اگه خوشتون اومد قسمت دومش رو مینویسم

1 ❤️

905784
2020-08-04 15:17:46 +0430 +0430

🤮 🤮 🤮

0 ❤️

905798
2020-08-04 16:18:54 +0430 +0430

به به داش علیرضا چطوری؟ میگن که میخای پیامبر بشی خدا بهت نگفته نه؟ 😂

0 ❤️

905830
2020-08-04 21:14:48 +0430 +0430

شاشیدم به سردر مدرسه ی تیزهوشانتون. تا “ضمینه” خوندم.

0 ❤️

905921
2020-08-05 02:07:57 +0430 +0430

کون‌ نشووور
کیر جنتی تو کونه گهیت بره
شهر کوچیک چه ربطی به یاد گرفتن زود هنگام مسائل جنسی داره؟
اخه کله کیری تو ۱۲ سالگیت این گهارو‌خوردی؟؟
الانشم‌که چن ساله بچه ها تو این چیزا پیشرفت کردن همچین اپشنی روشون نیست
بعدشم تا جایی که من میدونم این کلاسا اصلا مختلط نیس
برو کونتو بده جقتو بزن گه زیادیم نخور دیگه

0 ❤️

905962
2020-08-05 07:09:23 +0430 +0430

تو تیزهوشان رفتی و نگارش داستانت اینه؟؟؟ کیرم ب سر در اون مدرسه جقی

0 ❤️

906049
2020-08-05 14:46:41 +0430 +0430

ایول مرد که زن نکردیش

0 ❤️

906094
2020-08-05 19:02:47 +0430 +0430

شما میگین اینم نباید بکنی عقده ای فقط از خودت تعریف کردی قسم میخورم تو رو میکردن

0 ❤️

906122
2020-08-05 23:52:56 +0430 +0430

کسکش ۱۲ سالگی میومدی شهوانی تو که بز هوشان میرفتی اون نوشته رو نمیدیدی.
حالا واقعیت ماجرا چیه:
آقا معلم به این کونی میگه نمونه سوال بز هوشان لو رفته میخوای؟؟
اینم میگه آره
معلم میگه پس بیا خونمون
اینم میره خونشون و معلم میگه اگه نمونه سوال هارو میخوای باید کون بدی
اینم میگه باشه و معلم همونجا به صد روش ممکن و ناممکن میکنتش.

0 ❤️

906124
2020-08-05 23:56:29 +0430 +0430

کسکش ۱۲ سالگی میومدی شهوانی تو که بز هوشان میرفتی اون نوشته رو نمیدیدی.
حالا واقعیت ماجرا چیه:
آقا معلم به این کونی میگه نمونه سوال بز هوشان لو رفته میخوای؟؟
اینم میگه آره
معلم میگه پس بیا خونمون
اینم میره خونشون و معلم میگه اگه نمونه سوال هارو میخوای باید کون بدی
اینم میگه باشه و معلم همونجا به صد روش ممکن و ناممکن میکنتش.

0 ❤️

917854
2020-09-18 13:36:53 +0430 +0430

تو شهر کوچیک بودی از سوم دبستان بعد ما ک تو شهر بزرگیم باید دیر تر یاد بگیریم یا زود تر؟
کیرم افقی تو تفکراتت

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom