من و محبوبه

    می خوام حواستو پرت کنم یه کم از اتفاق های دور و برت. از نگرانیا. از ترس ها. از سختی ها. از طبیعت و کاری که انجام میده. و قوی ترین چیزی که من بلدم برای اینکه حواستو پرت کنم اینه. اما ادامه ش نمی دیم. مگر اینکه یه بار دیگه احساس کنم دوباره خیلی نیاز داری که حواست پرت بشه. دوباره بعد از امشب می ریم روی قراری که داشتیم. می دونم که برای دلداری های از نوع دیگه دوستا و به قول خودت ستاره های شب خیلی خوشگلی داری. من می خوام فقط اون چیزی رو بهت بدم امشب برای پرت کردن حواست که بقیه نمی تونن بهت بدن.
    برای این لطفا تصور کن توی یه اتاق تماما چوبی هستی. پر از گل و گیاه. پرده ها رفته کنار. از پنجره یه کوه خیلی خوشگل معلومه و آسمون گرگ و میش نزدیک صبح. اینجا هیچ کس وجود نداره. یه دنیای دیگه س. فقط تو هستی و یه مرد دیگه. هیچ چیز تنت نیست. دست هات بسته شده به یه چیزی بالای تخت. پاهات هم نیمه باز بسته شده به پایین تخت. هیچ چیزی دست تو نیست. هیچ اختیاری از خودت نداری. با این وجود احساس ترس نداری. احساس امنیت می کنی. می دونی که این بندها برای آزار دادنت نیست. و می دونی که اون مردی که توی خونه س هیچ آسیبی بهت نمی زنه. حتی احساس هیجان و خوشحالی داری. مرد توی خونه از در وارد میشه. اون هم کاملا لخته. کیرش از هیجان کاری که قراره بکنه سفت سفت شده و رو به بالا ایستاده. یه شیشه شکلات صبحانه توی دستشه. دوست نداره خیلی عاشقانه شروعش کنه. پاهاشو می ذاره دو طرف بالا تنه ت. طوری که باسنش با سینه ها تماس داره. توی چشمای شهوت زده ت زل می زنه. در شکلات صبحونه رو باز می کنه. انگشت کوچیکشو می کنه توش. یه مقدار از شکلات رو با انگشتش بر می داره. میاره جلوی لبات. با لبخند بهت می فهمونه که می تونی انگشتشو بخوری. دهنتو باز می کنی که شکلات روی انگشتشو مزه مزه کنی. دستشو می کشه عقب و ناکام می مونه. لبخند می زنه. شکلات رو روی کیرش می ماله. این دفعه کیرشو میاره و جلوی دهنت می گیره. دوباره موج شهوت میاد توی چشمات. سر کیرشو می بوسی. شکلات رو مزه مزه می کنی. با زبونت فقط سر کیرشو لیس می زنی. چشماشو می بنده. به لیس زدنش ادامه می دی. دوباره انگشتشو می کنه توی شیشه شکلات صبحانه و با ظرافت یک مقدار کم برمی داره. میماله به بدنه کیرش. کیرشو نزدیک دهنت میاره و تو با اشتیاق دهنتو باز می کنی. کیرشو هول می ده تو دهنت. باورت نمی شه برای اولین بار داری براش ساک می زنی. آروم کیرشو توی دهنت جلو و عقب می کنه. نمی ذاره خیلی طول بکشه. عادتشه. هیچ کاریو توی سکس بیش از حد انجام نمی ده. حواسش هست که کیرشو تا ته نکنه توی دهنت که اذیت بشی. فقط می خواد لذت ببری. از روت بلند می شه. میاد قب تر و این دفعه بین پاهات می شینه. یه کم دیگه شکلات با انگشتش برمی داره و می ماله روی سینه هات. نوک سینه هات از شهوت سفت شدن. احساس خوبی داره از لمس دستش با نوک سینه هات و سرمای شکلاتی که توی یخچال بوده مور مور لذت بخشی بهت می ده. یه کم که با دستاش بازی کرد با سینه هات شروع می کنه به خوردنشون. اینکه دستات بسته س لذت بیشتری داره بهت می ده. می خوای خودتو مچاله کنی از فرط لذت. اما نمی تونی. فقط دو یا سه دقیقه. هیچ کاریو بیش از حد انجام نمی ده. با یه گاز کوچولو تمومش می کنه خوردن سینه هات و با شهوت توی چشمات نگاه می کنه. میره عقب تر. وسط زانوها می شینه. شکلات رو آروم آروم روی لبای کُست می ماله. و سرشو میاره بین پاهات و شروع به خوردن می کنه. از فرط لذت نمی دونی چیکار کنی. دست و پاهات بسته س. فقط می تونی با کلی تمنا کُستو محک تر به دهنش فشار بدی. دلت می خواد برای مدت طولانی بخوره. اما این کارو نمی کنه. فقط دو یا سه دقیقه !
    بلند میشه. کیرش بیش از حد بلند و سفت شده. روی تو دراز می کشه. لباتو می بوسه و می خوره تا می رسه به گردنت. گردنتو با مک زدناش کبود می کنه و حالا آماده آماده ای. یه گاز کوچولو از گردنت می گیره. احساس می کنی اون قدر خیس شدی که آب داره از کُست میاد بیرون. چند ثانیه بعد کیرشو حس می کنی که خیلی آروم وارد کست میشه و داغِ داغِ. کُست از شدت شهوت دوست داره کیرشو ببلعه. هنوز با زبونش داره با گردنت بازی می کنی. با یه دستش یکی از سینه ها تو ماساژ می ده و کیرش خیلی آروم و مهربون تا وقتی که ارضا بشی توی کُست عقب و جلو می شه. وقتی ارضا شدی کیرشو در میاره و دوباره میاره نزدیک صورتت. روش شکلات می ماله و می کنه توی دهنت. بعد از یه دقیقه دوباره می ره پایین و کیرشو می کنه توی کست. شروع می کنه با سرعت تلنبه زدن. دلت می خواد دوباره ارضا بشی. اما تلمبه زدنش بیش تر از 30 ثانیه دووم نمیاره. آبشو خالی می کنه توی کُست و شروع می کنه تا بیرون اومدن خورشید از پشت کوه هایی که از پنجره معلوم هستن به بوسیدن لبات.


    نوشته: امانوئل

  • 5

  • 3




  • نظرات:
    •   As-pikc
    • 3 ماه،1 هفته
      • 7

    • بیا پرتت کنم
      فرض کن تو یه اتاق پر از کیر نشستی
      پرده رفته لای کونت
      پاهات بازه دستت بسته مغزتم تعطیل


      کیرا که از دستگاه نوبت گرفتن
      دونه دونه میان میکننت


      و تو اولین نفری هستی که از کون حامله میشی


      دایی نوئل


    •   A.t1363
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • حلا خونه چوبي وميشد نميشد !!!؟


      به ما ميخواي بدي مگه !؟


      شكلات صبحانه فرمند تبليغ ميكردي !؟


    •   پیرفرزانه
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • توهم فانتزی یه پسر کوچولو! ببینم بچگی خیلی شکلات دوست داشتی و بابات بجای شکلات کله کیر بهت میداد.مثل فیلم بیلی و کارخانه شکلات سازی!تمام شکلات ها رو حروم کردی مالیدی به کوس بو گندو و کیر نشسته. بیا مثل بقیه پسر بچه های جقی حرفت رو بزن برو. مجبوری ادای دخترا رو دربیاری!راوی مثلا دختره. . . . . اسم داستان به نام پسره. . . .


    •   Soroush_Khi
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بازم یه هنرمند جقی دیگه
      بسه دیگه!
      کمتر بزنید!


    •   Zhazha
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • این داستان رو که نخوندم زنگ خور و خواب شلمان خورده. ولی شماره ۱۳ کجایی که پریشب یه اسکولی یه کیرش رو تو دستشویی خونه مردم شسته بود و با حوله صورت اونا خشک کرده بود.


    •   bidelll
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • هر چیزی خواستم بگم دیدم همه ی بچه ها گفتن مخصوصا اولین نظر و 13 برای همین تمتم نظر ها رو به توان 2 برسون


    •   ناصر39
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • دوستان دست تون درد نکنه ! همه موارد رو با ادبیات مختلف بیان کردند ! فقط من نمی دونم این پوزیشن سکس دقیقا چطوری امکان پذیر هست! اون هم مداوم! دیسکلایک


    •   ARAD_SM
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • اخرش نفمیدم کی داده کی کرده بیشتربه تخیل نزدیکه تاواقعیت


    •   Weed-m@n
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • میدونی با جقیایی مث تو باید چیکار کرد شکلات بمالم درکونت جوری بکنمت ک تا ی ماه شکلات برینی


    •   girl+angel
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • حالمو بهم زنی.ممنون از بروبچ شهوانی برای ترور شخصیتی این امانوئل ملجوق


    •   ssonna
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • واقعا نميدونم بعضيادنبال چين اينجا زير همه ي داستانا دري وري مينويسن ،يچيزايي منويسن كه به شعورشون شك ميكني ، "معلومه بچگيات شكلات خيلي دوست داشتي"!!! مثلا اين ايرادت ازين نوشته ي فوق العاده زيبا بود؟!!!
      شما ديدين بعضي از دوستان كه نمونه ي شناخته شدشون "مهتي پاشنه طلا"ست مياد با لحن بد زير داستانا كامنت ميذاره،شماهم خوشتون مياد و بدون فهمه ففهومي كه توي مغز نقداش هست مياد از نظر نوشتاري اداشو در بيارين ولي دريغا كه بد ميرينين .
      عالي بود عزيزم موفق باشي 


    •   shiraz-m-m
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • نگارشت رو دوست داشتم اما موضوع داستان رو نه ، با عرض پوزش دیس لایک


    •   manomaman
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • یه پیشنهاد دارم برای کسایی که زیر داستان ها فحش و بد و بیراه می نویسن. اینکه لیست داستان هایی که خودشون نوشتن هم زیر کامنتاشون بذارن که ما بدونیم داستان خوب یعنی چی؟


    •   ssonna
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • آقاي مهتي پاشنه طلا
      شما ديگه چرا سر سري ميخوني ؟!!!
      اصلا متوجه حرف من شدي؟!!
      من گفتم اگه آقاي مهتي پاشنه طلا كامنتاش تنده و با بد دهني همراهه ولي نقداش مغز داره و درست و مفهموميه ،شما ميايين اداي ايشونو در بيارين ولي ميرينين .
      شما ازتون تعريف ميشه بهتون بر ميخوره ؟!!!
      من هر چي كه هستم زير و روم يكيه دوست من تا حالا هم كاري كه ازش شرمنده باشم نكردم ،شايد از ديد ديگران ظاهرا مرد نيستم ولي از خيلي بظاهر مردا مرد ترمو پاي هر حرفي ميزنم وايميستم و يجا يكيو ازش تعريف و تمجيد نميكنم جاي ديگه خرابش كنم.
      نه شما با تعريف و تمجيد يا نقد و تخريب يكي مثه من بالا ياپايين ميرين نه من .اين خيلي رفتار بچگانه ايه كه مسائلو باهم قاطي كنيم ، درصورتيكه من اصلا هيچوقت نه با شما نه با هيچكس ديگه خصومتي نداشتم، اگه يكجا نياز ببينم كسيو نقد كنم ميكنم و جاي ديگه از همون آدم نبوغ ببينم با تمام وجودم تشويقش ميكنم واحساسات خوبمو بهش تقديم ميكنم .دنيا كوتاه تر ازاونه كه بخوايم با كينه هاي گذشته خرابش كنيم،
      من كه اينجا ازشما تمجيد كردم ولي حتي اگه جايي لازم ببينم نقدتون كنم حتما ميكنم ولي نه از سر خصومت بلكه از سر درايت و احترامي كه براي شما قائلم
      موفق باشي دوست عزيزم
      مشك آن


    •   ssonna
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • نصفه موند
      مشك آن است كه خود ببويد
      نه آنكه عطار بگويد


    •   ssonna
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • مهتي.پاشنه.طلا
      دشمنت شرمنده باشه ، فداي سرت عزيزم،احتمالا بخاطر اين بوده من يكمي گنگ و با غلط نوشتم شما هم تند خوندي ،گذشته گذشته ، الان مهمه كه خدارو شكر همه چي خوبه.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو