من و مریم و کیرم و این بغل دستیم

    سلام به همه اسمم علیرضا بچه اصفهانم 17 یالمه اینم اولین داستانمه. خواستم یه داستان من در آوردی بگم اما یاد یه جریان جالب افتادم تو 11 سالگی:تو یکی از کثیف ترین خیابونای اصفهان{24 متری} آخر یه بن بست باریک و بلند پر از آدمای کثیف تر زندگی میکردیم و سرگرمیمون انگولک کردن دخترای محله و بعدشم کتک خوردن از ننه باباهامون بود ظهرا هم کارت نماز بهمون میدادند میرفتم تو دستشویی مسجد جق میزدیم. خلاصه کثافت خونه ای راه انداخته بودیم و جالبه بدونید راستیتش درست حسابی فرق بین دختر و پسر رو نمیدونستیم و من یادمه شبا خواب زن خوشگل کیر دار میدیدم. بعد ها فهمیدیم کیر همون عیبه! ی شب که بچه های بزرگتر محل داشتن برا هم داستان سکسی تعریف میکردنو ما هم از خوف اینکه قصدمونا نکونند عقب تر نشسته بودیم ی لحظه نگاهم به یه دختر بچه که بهش میخورد 8 یا 9 سالش باشه افتاد آخر بن بست داشت اسکیت بازی میکرد مثلا به قصد رفتن به خونه بلند شدمو رفتم در خونمون وایسادم ی ذره بر اندازش کردم مالی نبود {بچه که بودم توقعم بالا بود} خواستم صداش بزنم یاد باباشو اون سیبیلاشو حرفای بچه ها افتادم که میگفتند واسه لوات افتاده زندان {البته اون موقع نمیگفتند لوات یا بچه بازی میگفتند کون اصغر گذاشته! نمیدونم چرا؟!} خلاصه فهمیدم غلط زیادی کردمو برگشتم که برم تو خونه که ی صدایی از پشت سرم اومد دیدم از اسکیت افتاد رفتم زود یه دستمو گذاشتم زیر بغلش و اون یکیرو لای پاش گفت هوی عمو آروم تر گفتم ببخشید مال عادته قبلیه. گفت مرتیکه حالا میرم به بابام میگم! ب خدا تو اون لحظه مردم! التماسش کردم ام جنده داشت میرفت که بگه! بهش گفتم تقصیر منه که میخواستم یه چیزی بهت بگم اما دیگه ک نمیگم. یهو برگشت گفت چی؟{دختره دیگه خره} گفتم یه رازه گفت بگو رفتم در گوشش گفتم این پسرا که سر کوچه نشستنو میبینی؟ گفت آره گفتم میخوان باهات از اون کارا بکنن گفت کدوم کارا؟؟؟ گفتم همون کارا دیگه میخوان شلوارتو در بیارن!! گفت منظورت دکتر بازیه؟ {یادش که میوفتم خندم میگیره} گفتم : آره .گفت من با دختر عاموم خیلی دکتر بازی میکنیم گفتم من التماسشون کردم که اینکارو باهات نکنند گفت چرا؟؟ با کمال پر رویی گفتم چون خودم میخام دکترت باشم!!! گفت کیر داری؟ گفتم آره کلفتشم دارم گفت : کلفت بهتره؟ گفتم آره میاردت {نمیدونستم اصلا یعنی چی؟} گفت کجا بریم گفتم همینجا ! گفت باشه ولی کسی نفهمه. گفتم من بلدم . احمق شلوارو کشید پایین! منم یکی زدم در کونش رفتم تو خونه درو بستم. به خدا اون شب تا صبح خوابم نبرد و داشتم اون حرکت احمقانه رو هضم میکردم. دوستان از این جریان به تا 2 سال میگذره و تو این مدت روزی نبود خواهر و مادرمو زیر سوال نبرم به خاطر خریتی که کردم و اون تخم سگو نکردم. تو این دو سال بابام یه کار نون و آب دار تهران پیدا کرده بود ما هم رفتیم اونجا. بدترین دو سال زندگیم بود. نه جق گروهی نه داستان سکسی نه دختر ولگرد نه دعوای محله ای . از این لفظ قلم حرف زدن تهرونی هام که نگو و نپرس. دلم واسه اون لحجه ی غلیظ تنگ شده بود . و مهم تر از همه یاد این دختره {مریم} که کونش نذاشتم وقتی برگشتیم محل طبیعتا عوض شده بود ما هم دیگه اعتبار قبلی رو نداشتیم ولی خونه این دختره دگوری عوض نشده بود. تو این دو سال اندازه ی 3 یا 4 سال جا افتاده بود لامصب. تا منو دید شناخت ولی کودن بعد که ازش پرسیدم اون شبو یادش رفته بود. بهم گفت بابام تصادف کرده تقریبا فلجه ! بی برو برگشت داد زدم خدا رو شکر !!! بدش اومد ولی زود آشتی کرد. گفت هنوزم دکتر بازی دوست داری؟ چرا اونشب سر عمل جراحی ول کردی رفتی؟ گفتم زبون در آوردی؟! گفت چیزای دیگه هم در آوردم گفتم چی مثلا؟ اونم دستمو گرفت گذاشت رو سینه هاش گفت خوب رشد کردن؟ {تو کو چه} فهمیدم بد دریده ای شدس. منم که فورا چت کردم. گفتم تو این دو سال هر شب خوابتو میدیدم میخام بکنمت عشقم. گفت کور خوندی نمیدم. فکر کردم داره ناز میکنه ولی بعد متوجه شدم ن نمیده. خلاصه 2 یا 3 هفته ای شد که آخر خونه خالی شد و مریم راضی. آوردمش خونه بردمش تو اتاق بالا گفتم بیا کیرمو بخور گفت باشه صبر کن اول باید لب بدی بلد نبودم اما توله جن دست الکسیسمونا از پشت بسته بود یادم داد. تا شلوارشو کشید پایین تخم بر شدم. گفتم نه!!! مگه میشه؟ یه کس داشت انگار ی بازو ها پاتریکو گذاشتی لا پا باب اسفنجی کلمو کردم لا پاش آ کسا خوردما! داشت از حال میرفت که دستشو گذاشت رو کیرم شلوارو کشیدم پایین گفت بده بخورم گفتم نمیخاد بخواب سرشو گذاشتم رو زمین کونشو طاقچه ای کردم آ کردم تو کونش. دنیا مالی من شده بود. چند تا تلمبه زدم داغ شده بودم حالمو نمیفهمیدم که خیلی زود آبم اومد گفتم کجا بریزم این مایه ی حیاتو گفت بریز رو صورتم منم روم به دیوار ریدم بش آ ریختم تو کونش. بعد ها گفت نتونستم تا شب راه برم شبم خوابم نبرد. خلاصه اون جریان منو از یه پاپتیه امل از پشت کوه اومده به ی کونی شهوانی تمام صفت تبدیل کرد همین الانم ی جنده نشسته کنار دستم داره غلط املایی هامو صحیح میکنه دگوری واس امشب 15000 تومن خلاص کرد. ولی اونایی که با آتو گرفتن میکنی خیلی بیشتر حال میده. این اولیش بود خوشتون اومد بازم میذارم. اگه غلط املایی دیدید تقصیر این دگوریه. سعی کردم تو این داستان بیشتر از اینکه سکسی باشه معرف خودم باشه واسه شناخت بیشتر.


    نوشته:‌ ARREZA

  • 4

  • 0




  • نظرات:
    •   pepsi1975
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • افتضاح


    •   دختر اریایی
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • خیلی بد بود دوست نداشتم


    •   Mary69
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • Ajab


    •   mostoufi
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • با اینکه خیلی تخمی بود نمیدونم چرا خوشم اومد!!!


    •   MS.TEACHER
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • به شدت تخمی بود ولی منم بدم نیومد. مخصوصا یه جند جاش که با لهجه نوشته بودی کلی خندیدم.


    •   jigarmostafa
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • 17یاله ته احمق کونی


    •   kiram koos mikhad
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • خوب بود


    •   roooh savar
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • احمق کودن


    •   tandoor
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • میشه خواهش کنیم که ننویسی ? اصفهانی پر چونه !!! به درد نخور مزخرف با اون لهجه من دراوردی دلقکیت !!


    •   پوپو کرمانشاه
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • به جون خودم تا گفتی 17یالمه فهمیدم چند مرده حلاجی دیگه ادامه ندادم و نخوندم ولی به هر حال تو کونت


    •   doctorfarhang
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • منار جونبون واا توکونت دادا


    •   cleverson
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • 17 یالته آخر داستانت سخت تقلا كردم بخونم اما بد نوشتی مثل ولگردا


    •   pedram0018
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • برو بچه ما 17 ساله بودیم خلاف سنگینمون رفتن به گیم نت و بازی کردن کانتر ترور بود البته چندباری یوزر پسورد هایی را میزدیم و تا تهش بازی می کردیم احساس می کردیم سازمان سیا رو هک کردیم واه چیششش آدم چه چیزا میشنوه ها


    •   11mostafa
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • ینی مزخرف ترین داستانه سایت بود


    •   آرش5621
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • میگم ها چی چی موگوی راست موگوی


    •   sabooon
    • 6 سال،2 ماه
      • None

    • صابـــــــــــــــــــــــــــــــــــون


    •   Kianoosh4k
    • 3 سال
      • 0

    • (erection)
      کیرم تو اون لهجت مادرقحبه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو