من و مریم کون درشت

1400/01/16

سلام دوستان شروع داستان مال ۶سال پیش هست من اونموقع ۲۵سالم بود
مریم ۳۳ سالش بود ، هنوزم مجرده و از فامیلایی بود که خونشون تو تهران بود و سالی یکی دو بار رفت و آمد داشتیم البته پدرش فوت کرده بود و مادرش بود و یه خواهر و برادر که برادرش ازدواج کرده بود
عروسی یکی از فامیل ها بود و اومده بودن شهرستان و خونه ما بودن
مریم خیلی با نمک و خوش اخلاق بود البته خیلیم شیطون و پسرباز
قدش متوسط و یکم کوتاه بود و با اینکه چاق نبود سینه هاش درشت و کونش برجسته
خیلی تو کفش بودم خیلی سکسی بود ولی میدونستم که با یکی از پسرای فامیل دوسته بخاطر همین نزدیکش نشدم فقط دو سه ماه باهم اس‌ام‌اس بازی کردیم
مادرم و مادرش و من و مریم فقط خونه بودیم و من تو اتاق خودم مشغول کامپیوتر بودم که اومد پیشم نشست و گفت حوصلم سر رفته منم گفتم برو خودتو سرگرم کن به من چه ، یه لحظه به خودم اومدم گفتم بهترین فرصته که بهش نزدیک بشم
بهش گفتم یه چیزی بگو تو اینترنت سرچ کنم بخونیم سرگرم بشیم گفت تو گوگل بنویس “چگونه با دختر لاس بزنیم” اینو گفت حساب کار دستم اومد گفتم نوشتن نمیخواد خودم بلدم . آرنجش رو گذاشت رو میز و صورتش رو گذاشت رو دستش ، خیلی بهم نزدیک شده بود یه دفعه بی اختیار لپ ها شو بوسیدم . جا خورد و رفت عقب گفت خیلی بی ادبی این چه کاری بود خیلی زود پسرخاله شدی منم گفتم بی اختیار بود آخه خیلی خوشگلی . گفتم بذار لباتو ببوسم گفت اگه پر رو نمیشی باشه منم با هزار ترس و لرز دهنمو گذاشتم رو دهنش و لباشو خوردم ، بازم شوکه شد داشتم برنامه‌ریزی میکردم واسه حرکت بعدی که مادرم صدام زد و فرستادم خرید . ظهر بعد نهار رفتم استراحت کنم که مریم مسیج داد و باهام حرف زد گفت خیلی غافلگیر شدم و البته خیلی لذت بخش بود و دوس دارم فرصت شد دوباره این کارو بکنی منم که تو کونم عروسی بود گفتم باشه . غروب تصمیم گرفتیم واسه شام بریم بیرون و تو پارک شام بخوریم و من شروع نقشه کشیدن کردم . همه رفتن و مریم به بهانه کار داشتن (تو یه شرکت غیرحضوری کار میکرد) گفت دیر میام و قرار شد داداش و زن داداشم که خونشون جدا بود برن دنبالش بیارن منم که طبق معمول رفتم مغازه دوستم بعضی وقت ها میرفتم کمکش
مسیج مریم اومد و گفت همه رفتن من تنهام منم با سرعت رفتم خونه
دیدم دامن پاش نیست . شلوار تنگ و یه تاپ پوشیده بود که ممه هاش خودنمایی میکردن
رفتم جلو و بغلش کردم و ازش لب گرفتم کلی مسخرم کرد که چته یهو میری سر اصل مطلب
نشستیم دستاشو گرفتم خیلی میلرزیدم متوجه شد بهم خندید و گفت آروم باش
لباشو آورد جلو و از هم لب گرفتیم . من بی قرار ممه هاش بودم دستمو گذاشتم رو ممه هاش و مالوندمش .
بهش گفتم بذار بخورمش گفت نه فقط لب و بغل . یکم ادامه دادیم دیدم دیوونه شده و منم دستمو انداختم تو لباسش و ممه هاش رو از زیر مالوندم نوک سینه هاش درشت شده بودن . یقه لباسش خیلی باز بود یکم سینشو آوردم بالا قشنگ دراومد منم فورا نوک سینشو بوسیدم و شروع کردم به خوردنش و لیسیدنش که همه لباسشو داد بالا و دوتا ممه رو انداخت بیرون منم عین قحطی زده ها دیوانه وار ممه هاشو میخوردم که کیرمو گرفت و مالید . میدونستم دختره و نمیشه بکنمش ولی کیرمو درآوردم اینقدر مالوندش که آبم پاشید بیرون و همش ریخت رو شلوارش . ازش خواستم بذاره کسشو بخورمش ارضا بشه نذاشت گفت فقط دست بزن منم دستمو بردم تو شلوارش و چوچوله هاشو مالیدم تا ارضا شد
فردای اون روزم یه بار دیگه ممه هاشو خوردم و همدیگه رو ارضا کردیم و اونا برگشتن تهران
شب ها نمیتونستم بخوابم خیلی بهم حال داده بود همش تو فکرش بودم و خیلی وقت ها شب ها سکس چت میکردیم تا اینکه کم‌کم رابطمون کم رنگ شد آخه اون دوس پسر داشت منم یه دوست دختر پیدا کرده بودم
سه سال گذشت و تو این ۳ سال دو بار دیگه دیدمش ولی اولا مدتش کم بود دوما روم نمیشد بهش نزدیک بشم
تا اینکه تهران رفتم یه دوره آموزشی که یک ماه طول میکشید . بخاطر دوری مسیر نرفتم خونه اقوام و تو خوابگاه آموزشگاه ساکن شدم
یه شب مسیج اومد از طرف مریم و گفت تهرانی منم گفتم آره ، مادرم بهشون گفته بود . دعوتم کرد گفتم نه نمیتونم بیام و اون شب دوباره مسیج بازیمون شروع شد و کم‌کم رومون باز شد و از خاطرات اون روز گفتیم
چهارشنبه شب گفت روز جمعه همه دعوت عروسی هستن اگه دوس داری بیا پیشم من نمیرم عروسی . اول ترسیدم گفتم ممکنه خانوادت بفهمن ولی کیرم بدجور سیخ بود و قبول کردم و اونم خودشو زد به مریضی و نرفت عروسی
عصر بود پیام داد گفت کم کم حاضر شو بیا دارن میرن . تا رسیدم همه رفته بودن و منم رفتم تو
نشستم یکم حرف زدیم و گفت یه ازدواج ناموفق داشته که هیچکی از فامیل نفهمیده چون فقط عقد محضری کردن و قبل عروسی طلاق گرفتن ولی با طرف سکس کرده که بعدها فهمیدم داستان بوده و هیچ عقدی نبوده و دوس‌پسرش پردش رو زده و بخاطر آبرو خانوادش این داستان رو درست کردن
این

حرف ها رو زد تو دلم خالی شد با خودم گفتم یعنی الان مریم رو از کس میکنم که بهم چسبید و لبامو گرفت من که از اون دیوونه تر شروع کردم و اینبار کم کم داشتیم لخت میشدیم و من فقط شورت پام بود و مریم شورت و سوتین
اومد بغلم نشست و منم سوتینش رو باز کردم وایییییییی ممه هاش هنوز به خوشگلی دفع قبل بود . دستمو گذاشتم رو یکی از ممه هاش و اون یکی رو خوردم و اونم همش ناله میکرد . تلفنش زنگ خورد و رفت جواب داد وقتی برگشت شورت منو پایین آورد و تخم هام رو مالید سر کیرمو گذاشت دهنش و حسابی خوردش ، داشتم ارضا میشدم که بهش گفتم بسه و شورتمو پرت کردم و دوباره اومد تو بغلم بازم ممه هاشو گرفتم و لباشو خوردم . مطمئن نبودم میتونم بکنم تو کسش یا نه واسه همین گفتم برم تو ؟ گفت بفرما . شورتش باریک بود یکم بلندش کردم و کنارش زدم و کیرمو کردم توش . عالی بود تنگ بود داغ بود داشتم میمردم از لذت آخه من فقط پنج بار سکس کرده بودم اونم با جنده ، اولین بار بود با یه دختر سکس میکردم . شروع کرد به تلمبه زدن احساس کردم کمرم داره مچاله میشه یه دفعه آبم اومد و همش رو خالی کردم تو کس مریم و از لذت خشکم زده بود
. دستمال گذاشت زیر کسش و رفت خودشو تمیز کرد و برگشت من همینجوری خشک بودم . دوباره اومد تو بغلم و به خودم اومدم گفتم مریم خالیش کردم چیکار کنیم گفت غصه نخور قرص اورژانسی دارم با خیال راحت خالی کن ازش پرسیدم ارضا شدی یا نه گفت نه گفت تو خیلی تازه کاری باید یه بار آبت رو میاوردم تا عادی میشدی . دستمو گرفت برد تو اتاقش و خوابید رو تخت و گفت حالا شروع کن دیدم کیرم بازم سیخ شده پریدم روش و پاهاشو باز کردم و شروع کردم به تلمبه زدن و خوردن لباش . خیلی کردنش حال میداد کسش تنگ بود قشنگ سر کیرم رو مالش میداد . همچنان که تلمبه میزدم دهنش رو باز کردم و زبونمو کردم تو دهنش و کلی دهن و زبون همدیگه رو خوردیم . چند پوزیشن عوض کردیم . عاشق این بودم که نشست رو کیرم و تلمبه میزد خیلی بهم حال داد . عاشق داگی بود و منم رفتم تو کارش و تو همین حالت ارضا شدیم . بعد یک ساعت دوباره سکس کردیم و من رفتم
قبل برگشتن به شهرستان یه بار دیگه هم سکس کردیم
پارسال هم دوبار دیگه کردمش و بعدش دیگه ازدواج کرد البته هنوز تو کفشم و اگه فرصت بشه ازش میخوام بذاره بکنمش نمیدونم میذاره یا نه
اگه خوشتون اومد یه داستان دیگه هم دارم مال سکس با صاحبخونه دوستم اونم مینویسم.

نوشته: حامد


👍 6
👎 8
16601 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

802054
2021-04-06 00:04:50 +0430 +0430

میمردم از لذت آخه من فقط پنج بار سکس کرده بودم اونم با جنده ، اولین بار بود با یه دختر سکس میکردم …

اون جنده ها پسر بودن؟ راستی نگفتی اونجام فاعل بودی؟؟ 😁

4 ❤️

802055
2021-04-06 00:05:10 +0430 +0430

چون محارم و گی نبود، لایک

0 ❤️

802105
2021-04-06 01:20:18 +0430 +0430

بزن به چاک کیری با ۳۳سال سن اومد به توعه جقی گفت سرچ کن چگونه با دختر لاس بزنیم کله کیریه پوفیوز یا داستان ننویس یا اگر مینویسی حداقل یبار بخون ببین خودت باورش میکنی انتر

0 ❤️

802135
2021-04-06 07:13:36 +0430 +0430

شب قبل از خواب دو شات جلق بعد داستان بنویس خیلی نگارش ات بهتر میشه

0 ❤️

802161
2021-04-06 10:10:13 +0430 +0430

از نمونه جنس ها هستن
برا سفارش بیاید پی وی

0 ❤️

802247
2021-04-06 23:49:07 +0430 +0430

حامد جون عزیزم پسر خوب مشتی با صابون گلنار بزن ی نصیحت حتما حمام میری با خودت چسب دوقلو بی رنگ هم ببر اونطوری که تو داری پیش میری یهو کلاهک دودولت کنده میشه که بتونی سریع بچسبونیش از ما گفتن بود جقی متوهم راستی اینهمه که گفتی بود الان مرده 😂😂😂😂

1 ❤️

802334
2021-04-07 03:52:50 +0430 +0430

ننویس

0 ❤️

802347
2021-04-07 07:38:18 +0430 +0430

خوش بحالت ملت چقدر شانس یه فامیل باحال اینجوری هم نداریم 😒 😒 😒 😒

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom