من و هاله افغان

    سلام به همگی
    علی هستم 22سالم
    تقریبا دوسال پیش تو دانشگاه کلاس ریاضی برداشته بودم و ترم دوم بودم و حسابی از ریاضی متنفر بودم.
    کلاس فوقالعاده شلوغی هم بود حدود 80 یا 90 نفر چون یه درس عمومی هم بودش برای همه رشته ها.
    خلاصه چون تعداد همه بچه ها زیاد بود و استاد هم میخواست کلاس فوق العاده بزاره خیر سرش و میانترم بده و... یه سر گروه انتخاب کرد و ما شمارهامون رو یه برگه نوشتیم و دادیم بهش البته من سر گروه ندیده بودم و گذشت و من تو یه گروه شلوغ تلگرامی دعوت شدم و فهمیدم گروه ریاضی دانشگاه
    بعد فهمیدم اسم سرگروهمون هالست.
    خلاصه حرف زدن هامون تو گروه زیاد شد و من هم تاحالا ندیده بودش و پروفایلش هم عکس خودش نبود

    خیلی باهم حرف میزدیم و من کلا تو حال مخ زدن نبودم بعد حدودا یک ماه زیاد باهم تو pv حرف میزدیم که من بهش پیشنهاد دوستی دادم و اونم گفت منم ازت خوشم میاد
    دوست شدیم و من برای اولین بار عکسش دیدم و خوشگل و صورت پری داشت
    بعد چند وقتبحثمون سمت سکس رفت و منم اولین دوست پسرش بودم منم اولین حرفم برای تحریک طرف اول با لب شروع میکنم و خوردن لباش و...
    بعد بهم گفت علی بسه دیگه باز من ادامه دادم
    دیگه ازون به بعد سکس چتامون زیاد شد

    فوقالعاده هم حشری بودش
    برای اولین بار باهم قرار گذاشتیم یه پارک خلوت
    در حال حرف زدن بودیم که یهو لبام گذاشتم رو لباش و جا خورد ولی خودش عقب نکشید
    منم چند دقیقه ای ازش لب گرفتم
    اهان یادم رفت بگم هاله یه دختر چادری از من کوتاه تر و یخورده تو پر و توپولی بود اما نه زیاد سینه هاش هم 85بود یک سال هم از من بزرگتر بود
    لباش خوردم و تو حال خودش نبود
    کارمون لب بازی شده بود و تو همون پارک موقع لب بازی دستم میذاشتم رو سینهاش و میمالیدم
    اون موقع یه مانتو میپوشید که جلوش باز بود زیرش هم یه تیشرت مشکی میپوشید و سینهاش میوفتاد بیرون چادر هم سرش میکرد نمیذاشت سینهاش بمالم براش ولی من بزور هم که شده میمالیدم
    یک سال گذاشت و من این همه مدت نمیدونستم جریان چیه که بلاخره خودش گفت که علی میخوام یه چیزی بهت بگم من افغانیم
    منم جا خوردم اصلا بهش نمیومد یعنی میدیدش میگفتی ایرانیه

    بعد گفت سنی هستش و کلی ازم معذرت خواست منم واقعا دوسش داشتم و میخواستمش
    بعد کلی غم و گریه
    چند وقت گذشت بهم گفت بیا بریم بیرون منم بهونه اوردم و گفتم پام پیچ خورده سرکار درد میکنه
    اگه میتونی بیا خونمون
    اونم بهم خیلی اعتماد داشت و میدونست پسری نیستم که اذیتش کنم
    صبح ساعتای 8 به بهونه دانشگاه خونه رو پیچوند و پدر و مادر منم صبح میرفتن سرکار و خونمون خالی بود
    با کلی استرس که یه وقت میاد کسی نبینش تو ساختمون و.. اومد خونمون
    اومدش اولش بغلش کردم صورتش بوسیدم گفت ای دروغگو تو که سالمی گفتم حال نداشتم بیام بیرون خندید

    بعد نشست رو مبل و چادرش دراورد یه ساپورت ازین کلفتا هم پوشیده بود باز هم همون تیپ همیشکی مشکی پوشیده بود
    سینهاش هم همیشه عالی بود
    منم بغلش کردم و لباش بوسیدم
    و شروع کردم خوردن لباش

    لباش میک میزدم و لبش بین لبام نگه میداشتم و میخوردم اونم همراهی میکرد
    دستمم رو سینش بود و میمالیدمش
    اروم رفتم سمت گردنش و گردنش بوسیدم و یواش بوسای ریز زدم و شروع کردم میک زدن بین شونه و گردنش
    دیدم بی حال شد و افتاد روی مبل همینجوری ادامه دادم
    گردنش یخورده سرخ شد و یواش یواش لیس میزدم گردن و زیر گلوش و رفتم سراغ گوشش و لاله گوشش لیس میزدم

    تو ابرا بود و منو محکم بغل میکرد
    زبونم تو گوشش کردم و لیسش زدم یه اه کشید

    سینش محکم فشار دادم
    دستم از سمت یقه پیراهنش بردم تو و سینش مالیدم گفتم سینت در بیار
    سینش دراورد
    سینهای سفید با نوک صورتی
    خودش انقدر هم سفید نبود که سینش اینجوری بودش شروع کردم نوک سینش خوردن لیس میزدم و اونم سرم گرفته بود تو دستاش
    دستم بردم وسط پاش که یهو پرید گفت بسه
    گفتم چی شد گفت هیچی ادامه نده
    منم گفتم دیوونه چیه
    گفت بسه علی نمیخوام ادامه نده
    منم حالم گرفته شد و پکر شدم رفتم تو خودم
    اونم هیچی نگفت بعد نگاهم کرد سرم میخواست بچرخونه طرف خودش نذاشتم بعد هرچی گفت علی جواب ندادم
    اومد جلو وایساد سرم گرفت تو دستاش و بلند کرد تا نگاهش کنم.نگاهش که کردم لبام بوسید و میخورد عالی بود
    نشسته بود رو زانوم رو مبل و یهو دیدم خودش داره همزمان با لب گرفت از من روی زانوم عقب و جلو میکنه و تند نفس میکشه
    کسش میمالید به زانوم دیگه بدجوری لب میگرفت ازم
    انداختمش اونور و لباش خوردم و دستم گذاشتم رو کسش از رو ساپورتش میمالیدم
    بلندش کردم و بغلش کردم زورم زیاده هیکلمم خوبه بردمش رو تختم اول گفت نه گفتم کاری نمیکنم دیوونه
    شروع کردم لب گرفتن پیراهنش دراوردم و سینهاش خوردم دور سینهاش لیس میزدم و چشماش بسته بود
    رفتم وسط پاش گفت نه ولی ساپورتش کشیدم پایین
    شرتش خیس خیس بود.
    شرتش یواش کشیدم پایین
    یه کس فوقالعاده با لبای بزرگ و توپل و ژله ای اوووف عالییی
    دستم کشیدم بهش و یخورده مالیدمش و بهش نگاه میکردم رو ابرا بود و چشماش بسته بود
    سرم بردم طرف کسش و لیسش زدم
    اه میکشید و لباش گاز میگرفت با دستام سینهاش میمالیدم و کسش میخوردم
    دستم گرفته بود و فشار میده و اه میکشید چوچولش کردم تو دهنم و محکم میک میزدم اه و اوهش بلند شده بود دیگه داشت جیغ میزد
    زبونم میکشیدم لای کسش و حسابی خیس بود و خودش هم با حرکت بیشتر میمالید به صورتم زبونم دور سوراخش کشیدم و یواش کردم توش اهه بلندی کشید
    هم زمان که میخوردمش با دستم چوچولش تند میمالیدم که گفت علی علی اییی بخور تند بخورش خوردم که یهو پاهاش قفل کرد به سرم و با دستش سرم گرفت به سمت کسش فشار داد و لرزید منم باز ادامه دادم کسش خوردم و انگشتم کردم تو کونش یهو گفت آییی بعد اولش هیچی نگفت بعد که بیشتر داخل کردم گفت درش بیار درد داره
    منم کار خودم میکردم چند بار عقب جلو کردم و اه میکشید بعد انگشتام زیاد کردم حدود 10 دقیقه ادامه دادم و جا باز کرد گفتم هاله بکنم گفت نه درد داره
    گفتم یخورده. درد گرفت نمیکنم.
    بازم گفت نه منم کیرم یواش گرفتم جلوش و حول دادم داخل یه جیغ بلدی کشید گفتم ساکت الان همسایه ها میشنون و اه و اوهش همراه با جیغ بود و منم تند تند عقب و جلو میکردم
    پاهاش انداختم رو شونم و میکردمش اونم اولش جیغ میزد یواش بعد اه و اوهش زیاد شد پاهاش لیس میزدم و میکردمش محکم و همزمان کسش میمالیدم
    که خودش شروع کرد کسش مالیدن
    تند تند میمالید و منم میکردمش محکم
    یهو گفت علی دارم میشم تند منم تند تند تلنبه زدم که لرزید و پاهاش باز قفل کرد کیرم داخلش موند
    و منم یواش عقب جلو میکردم و جیغ میزد منم آبم داشت میومد و درش اوردم و دستمال کاغذی کیرم تمیز کردم گفتم بخورش خوابیدم نشست رو پام و کیرم ساک میزدم و لیسش میزد
    گفتم تخمام بخورد تخمام داشت میخورد خودم کیرم مالیدم داشت آبم میومد گفتم کیرم بخور تا خوردش آبم داخل دهنش ریختم و اونم خوردش
    بعد بغلم کرد و خوابید
    بعد اون جریان بازم سکس کردیم ولی بعدش رسم افغان اینه که خواستگار،دختر از پدر میخره. پسرعموش پول میده به باباش خودشون که میگن مهریه اول ولی نمیدونم چرا میدن به پدرش..
    دیگه....مجبور شد نامزد پسر عموش بشه با این که دلش نبود همچنان همو دوست داشتیم ولی منم به عنوان یه ایرانی نمیتونم با یه افغانی ازدواج کنم چون عرف جامعه اینه که اون افغانیه و با چشم بدی بهش نگاه میکنن
    در صورتی که اون هم خارجی حساب میشه


    نوشته: آقای سایه

  • 1

  • 26




  • نظرات:
    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • بچه الاغ عوضی هایی مثل تو این افکار را دارند که افغانی هست یا سنیه
      بدبخت الدنگ فکرت رو اصلاح کن
      بعد تو جقی یارو رو هنوز ندیدی و اونم تو رو ندیده از پشت تلفن لب بازی میکنی باهاش ؟؟؟؟
      بچه جقی صابونت و عوض کن همه جات زخم شد


    •   Hamed eshghi
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • بد نبود


    •   بنجامین_فرانکلین
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • اخرش و خراب کردی با اون توهینات، افغانی یا ایرانی همه ادمن
      دیسلایک


    •   nike1992
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • اول اینکه رسم دختر خریدن یه حرف مفته، یه چیزی هست که دربین بعضی از طایفه های افغانستان هست به شکل شیربها ، که توی ایران خودمونم بین برخی اقوام هست
      افغانستانی هایی که شبیه کره ای ها و چینی ها هستن بهشون میگن هزاره که شیعه مذهبن ،و بسیار تحت ستم بودن و افغان لقب قوم پشتون هست که سنی هستن و چهره شون شبیه ایرانیاس و ظلم زیادی به هزاره ها کردن.
      در ضمن ما هیچ برتری به افغانها و ترکها و روس و عرب نداریم که بخوایم دختر گرفتنو ازشون کسر شان بدونیم
      عشق منم یه دختر هزاره افغان هست ک عاشقشم


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • پسر خوب من و تو شیعه و ایرانی چه گُلی به سر دنیا زدیم که اون بابای افغانی یا سنی نزده ؟؟؟
      یکی از دلایل عدم پیشرفت ما ایرانی ها و بدبختی هایی که توش گرفتار شدیم همین طرز فکرها هست.
      برای رسیدن به روزهای خوب، باید تغییر رو از افکارمون شروع کنیم .
      با تفکرات قدیمی و متهجر هزار سال پیش به جایی نخواهیم رسید.


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • متحجر درسته


    •   ک+ک+ک
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • کوس کش حواست به کونت باشه بن لادن و احمد شاه مسعود دنبالتن واسه کونت دومیلیون افغانی(واحد پولشون)جایزه گذاشتن


    •   ناصر39
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خودت اگر فهمیدی چی نوشتی یه لطفی کن و به من هم بگو


    •   salitahna
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • گه نخور فقط


    •   jack.sparr0w
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • بچه ها علیییییه علی عللییییه بچه ها (با صدای حمید لولایی تو متهم گریخت بخونید (biggrin) )


      کووونکشش ایییسته کون اییسسته کون تو کون دختری افغان گایییش نمودی؟ بی چشششمی بد دوختر افغان گایش نمودی؟ من تو را از کون گاییش مینمایم گولهای قالی پر پر نمایی کونککککش.افغانی مظلوم گیر آوردی .برادری افغان آن دوختر تو را نیظاره کرد و چنان کیری خود در کانی تو فرو نمود که گفتی در کوون درررر کون چشمی از من سوخت نافی از من بی در شد .پی در سگ برو کونی پیدر خود بی نیظاره بینشین


      گل محمد کنار می‌رود و نظیر شنبه برادر بعدی پشت آقای سایه قرار گرفت .گل محمد بیکون آن بی پیدر را رحم ننیما (biggrin)


    •   کوسگای
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • درست مثل قرون وسطای ها تو هم هیچ وقت فکرت باز نشده و نخواهد شد. من یک افغان هستم و سنی مذهب، چی بدی دارد مذهب من؟ چی چیزی تو شعیه را از من برتری میدهد؟


      تو با این داستان ملجوقانه ات، اول به مردم افغانستان و دوم ایران توهین کردی بدبخت. درحال حاضر خیلی دختران ایرانی با افغانی ها ازدواج کردند و در افغانستان بهترین زندگی رو دارند
      تو احمق زاده شدی و احمقانه تربیه شدی کس مغز!!!


    •   rezasex20
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • افغانی واحد پوله افغان درسته


    •   r76m
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • به یک عمو کاندومی نصیحت کن نیازمندیم


      با پورسانت عالی........


    •   Bikas2322
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • در کل سکوت کنم بهتره چون خیلی دلممیخواد فحش بارت کنم ولی سکوت میکنم (dash)


    •   mdm4039
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیرم تو عرف و عادت و فرهنگتون


    •   sina_699
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • فيلم سوپر كم نگاه كن يكمم ادبياتتو درست كن بچه


    •   Saleh0729
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • چرت و پرت بود اصلا واقعی نبود
      هنر یک جقی فقط همینقدر است


    •   لیامین
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • وقتی دختری نمیخواد با یه پسر باشه، بجای منطقی رفتار کردن پسره قهر میکنه و لوس بازی در میاره.
      حالم از این مدل نرینه ها بهم می‌خوره.
      میخوای بکنی، مث مرد رک بگو میخوام سکس کنم. حداقل طرف حساب کار دستش میاد. نه اینکه خودتو گول بزنی که چون افغان بود نمیتونستم باهاش ازدواج کنم.
      دوست خودم افغانه البته چندسالیه که ساکن فنلاند هستن. مدتی که ایران بود، یه دوست پسر عالی ایرانی داشت و همو میخواستن ولی پسره هرچی رفت خواستگاری بابای دختره جوابش کرد. البته همچنان باهم در تماسن.


    •   دکترروزبه
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • احمق متحجر نژاد پرست کودن,لاقل برو یکم کون بده که یه چیزی داشته باشی بش افتخار کنی که بعدش بیای بگی بهتر از یه افغانستانی ای


    •   mamad_alone
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • وقتی اینو دیدم (علی دارم میشم ) فهمیدم فیکه .


    •   Kirsaff
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اول اينكه تو هم اگر ميخواستي به تو دختر نميدادن
      اگه بدوني كه چه تعداد دختر ايراني با افغاني ها ازدواج كردن و حتي بسياري در افغانستان هستن
      ضمنا افغانستان فقط قوم پشتو كه سمت كابل هستن با ايراني ها و شيعه ها خوب نيستن ولي ولايت هاي هرات و غرب افغانستان با ايراني ها خوب هستن
      ضمنا من كه قوم هزاره افغاني كه حتي در تايباد و اطراف هم از اين قوم هستن هر چه ديدم اهل سنت هستن
      در كل انسان بودن مد نظر هست


      مذهبي كه از پدران و به صرف منطقه جغرافيايي به ما ارث رسيده اصلا نبايد تعصب نشون بديم


      فقط انسانيت


    •   Mehransharifi63
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • سنّی؟شیعه؟
      یک دو بیتی از حضرت جامی تقدیم کنم.
      ای مغ بچه از مهر بده جام می ام
      کامد ز نزاع شیعه و سنّی قی ام
      گویند که جامیا چه مذهب داری؟
      صد شکر که سگ سنّی و خر شیعه نی ام
      .
      .
      .
      بکشید بیرون از این مذهب بازیا بابا.


    •   Alfaalfa
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • كلا چرت بود خودت هم بخون


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو