من و همسرم و دوستامون

    سلام
    علی هستم 33 ساله
    بوتیک دارم و منم وقتای شلوغ همسرم میاد کمکم
    اوایل فروشنده میگرفتم و زنم دوست نداشت تا اینکه گفت هر وقت بخوای خودم میام کمکت
    دیگه بیشتر وقتا اون میومد پیشم
    خیلی وقتا فانتزیای سه نفره داشتیم موقع سکسمون ولی هیچوقت خارج از سکس بهش فکر نکرده بودیم
    یه روز که من داشتم تو بالکن بالای مغازه دنبال چند تا سایز از لباسا میگشتم دو نفر اومدن تو مغازه. من از بالا میدیدمشون. دو تا اقای ورزشکار و خوشتیپ. نمیدونستن من بالام و زنمم فکر نمیکرد من صداشونو میشنوم
    یکی از پسرا گفت که یه شلوار و تیشرت میخواد و خانومم چند مدل اورد و توضیح داد و گفت برا اندام شما که ورزشکاری و ورزیدست مدل جذب و کشی رو پیشنهاد میکنم. منم گوشامو تیز کرده بودم بینم زنم سر و گوشش چقد میجنبه
    پسره یکی از لباسا رو برداشت و رفت تو اتاق پرو بعد چند دقیقه خانمم و صدا کرد و گفت خانم به نظر شما که انقدر خوشگل و خوش سلیقه ای این چطوره.
    زن منم انگار که هیچ خجالت نکشیده باشه با پر رویی تمام گفت نفیسه صدام کنیدو به نظرم از قسمت باسن و جلو گشاده و بهتون نمیاد بهتره یه سایز کوجیکتر بپوشین بعد رفت و یه سایز کوچیکتر اورد و داد به پسره
    پسره هم پوشید و دوباره گفت نفیسه جان میشه دوباره منو ببینی نفیسه هم رفت و نگاه کرد و گفت به نظرم این سایزش خوبه حالا میتونید چند تا طرح دیگه از این سایز رو امتحان کنید
    من داشتم از بالا میدیدم
    تا اون موقع فکر میکردم خیلی کم رو باشه و حالا با تعجب یه چهره دیگه ازش میدیدم. چند تا لباس برداشت و برد داد به پسره. پسره دوباره صداش کرد و گفت این چطوره در اتاق پرو باز شد و نفیسه هم جلوش بود. دیدم پسره با شرته و نفیسه هم یهو جا خورد و گفت اااای وای چرا هیچی نپوشیدین
    پسره گفت میخوام نظرتو در مورد اندامم بدونم. نفیسه گفت اقا الان مشتری میاد تو زشته. گفتش حالا نظرتو بگو. نفیسه هم گفت خیلی خوبه. اصلا عالیه. فقط تورو خدا در و ببند الان آبرومون میره
    پسره گفت خوب کرکره رو ببند که کسی نبینه!!!
    نفیسه گفت آقاااا اینجا مغازس چرا باید در و ببندم خوب شما در اتاق پرو و ببند
    پسره گفت اخه میخوام شما هم ببینی
    زنم رفت جلو اروم گفت اقای عزیز همسرم اون بالاست و مشغوله کاره دردسر درست نکن
    منم چون خیلی کنجکاو بودم ببینم چهره واقعی زنم چیه تا در اتاق پرو بسته شد اومدم پایین و به زنم گفتم نفیسه جان سایز متوسط نداریم
    میرم از بازار بگیرم دو سه ساعت دیگه برمیگردم
    کمک احتیاج ندا ی؟
    زنم که رنگ و روش پریده بود با صدای لرزون گفت که نه عزیزم برو خواستی بیای یه زنگ بزن چند تا خریدم من دارم برام انجام بدی
    گفتم خوب الان بگو
    گفتش که نه ه ه برگشتنی بزنگ الان بگم یادت میره
    قشنگ فهمیدم تنش میخواره و یه نقشه هایی تو سرشه
    دوست اون پسره هم که اونجا بود فهمید زنم چرا این حرف و زد
    زنم که خیلی سعی میکرد طبیعی رفتار کنه پسره رو صدا کرد و گفت بیاید انتهای فروشگاه تا مدلای دیگه رو هم نشونتون بدم
    تا رفتن اروم از پلکان پریدم تو بالکن و ساکت پشت یکی از قفسه ها نشستم و گوشیمو سایلنت کردم
    چند دقیقه صبر کردم زنم زنگ زد گفت کجایی گفتم توی تاکسی
    گفت چرا خداحافظی نکردی گفتم دیگه با مشتری حرف میزدی منم رفتم
    تا خیالش راحت شد که من رفتم پسره گفت. حالا که همسرتون رفته کرکره رو بیارید پایین دیگه
    نفیسه گفت اخه چرااا
    گفت مگه قرار نبود در مورد اندام رفیقم نظر بدین
    نفیسه گفت آقاا دردسر درست نکنین برامون. من متاهلم
    پسره گفت مگه میخوایم چکار کنیم
    اندام فیقمو ببین و نظر بده بهترین لباس چیه براش
    بعد خود پسره رفت پشت ویترین و دکمه کرکره رو زد
    زنم که میخواست دوباره دکمه رو بزنه پسره دستش و گرفت و گفت نفیسه جااان چرا میترسی
    ما ادمای بدی نیستیم
    فقط میخوایم ایندفعه با سلیقه شما لباس بخریم
    تو حین این صحبتا کرکره رفت پایین
    پسره رفیقشو صدا کرد گفت داداش بیا بیرو
    کرکره پایینه. شوهر نفیسه خانومم رفت
    در اتاق پرو باز شد پسر لخت مادر زاد اومد بیرون
    من که از بالا میدیدم رنگ و روم پرید قلبم رو هزار بود
    نفیسه گفت آقاایون میخواین چکار کنین چرا اینجوری
    پسر اومد تا پیش زنم و گفت حالا خدایی هیکلم خوبه؟
    نفیسه گفت چی بگم اخه... خوب بله
    پسره گفت حالا میشه ما هم هیکل شما رو ببینیم
    نفیسه گفت اشتباه گرفتین اقا من اونی نیستم که دنبالشین
    یه تیکه چوب برداشتم که اگه خواستن
    کاری کنن برم سراغشون
    اون یکی پسره گفت نفیسه خانم شما اشتباه گرفتین
    ما اگه کاری اشتیم با شما تا الان انجام داده بودیم. درست نمیگم؟
    نفیسه هم گفت چی بگم
    حتما باید اندامم رو ببینین
    جالب اینجا بود که اونا هیچی از لخت شدن نگفته بودن ولی نفیسه گفت نمیشه لخت کامل نشم
    پسره گفت هر جور راحتی
    نفیسه شروع کرد روسریشو در آورد و بعد مانتوی جلو بازشو در آورد و انگار خودش دوست داشت لخت شه
    هم فوق العاده عصبانی بودم هم شهوتی شده بودم
    زنم داشت برا دوتا غریبه لخت میشد و اون غریبه هم لخت با بیست سانت کیر جلوش وایساده بود
    نفیسه شروع کرد پیرنشو در آورد و یهو پسره پرید بغلش کرد و شروع کرد بوسیدن لبش
    دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم
    بدو اومدم پایین و تا منو دیدن نفیسه جیغ کشید دوید اون سر فروشگاه و دو تا پسرا خشکشون زد
    گفتم کثافطا با زن من چکار دارین
    لباستو بپوش گم شو بیرون تا زنگ نزدم پلیس
    پسره که لباس داشت گفت اقا همسرتون خودش راضی بود بخدا
    ما به زور کاری نکردیم
    گفتم خدمت اونم میرسم شما گم شین بیرون
    پسره لباسشو پوشید و داشتن میرفتن بیرون که دم در گفت به هر حال ما فیلم لخت شدنشو داریم
    باهاش جق میزنیم
    گفتن و هرهر خندی ن و رفتن
    دویدم دنبالشون گفتم برگردین تو مغازه
    برگشتن و گفتم بده گوشیتو ببینم
    با لبخند گفت برا چی
    گفتم میخوام فیلمو پاک کنم
    گفت نه دیگه ه ه ه نشد
    این فیلم خییییلی میارزه میفروشمش
    با صورتی خیس عرق سرد گفتم چقدر
    گفت یا بار زنتو ترتیب بدم بعد خودت پاکش کن
    گفتم خجالت بکش گوشیو بده من وگ رنه زنگ میزنم پلیس
    گفت این کار و نمیکنی
    خلاصه زنم اومد پشت سرم التماس که تو رو خدا یه کاریش بکن
    خلاصه هر چی باهاشون صحبت کردم نشد که نشد
    یکیشون پاشد کرکره رو دوباره داد پایین و شروع کردن لخت شدن دوتاشونم
    فهمیدم که دیگه راهی ندارمو باید تسلیم بشم
    اون یکی رفت دست نفیسه رو گرفت و اومد یه پتو از بالا اورد انداخت کف مغازه
    منم همینجوری ماتم برده بود و دست و پام بی حس ولی راستش کیرم پر شهوت عجیبی که تا حالا تجربش نکرده بودم
    یکیش شروع کرد لب گرفتن و اون یکی سینه هاشو میمالید و مشغول بودن
    نفیسه گفت علی جان
    دیگه چاره ای نیست بیا از این فرصت استفاده کنیم به نفع خودمون
    مگه همیشه موقع سکس حرف همچین سکسی رو نمیزدیم
    هیچی نگفتم
    یکی از پسرا نفیسه رو نشوند زمین و کیرسو گذشت لب دهن نفیسه
    نفیسه با اشتیاق خاصی شروع کرد به خوردن کیر بزرگ پسره
    انگار خیلی دلش بوده از اول
    بدون اینکه خجالت بکشه یا شایدم بار اولش نبود
    اون یکی پسره اومد پیش من و دستم و گرفت گفت ناراحت نباش بیا حالشو ببریم
    دست برد به کمربندم و بازش کرد و منم لخت کرد
    بردم نزدیک و گفت ببین کیر تو هم راست شده بیا جلو دیگه
    یکی گذاشته بود دهنش اون یکی رد میکرد تو کسش
    منم وایساده بودم نفیسه با دستش داشت با کیرم ور میرفت
    یکی از پسرا اومد دیت انداخت پشتم و تف زیادی تو دستش بود مالید در کونم
    گفتم این چه کاریه گفت هیسسسس
    هیچی نگو
    انگشتشو رد کرد تو سوراخم و شروع کرد بازی کردن
    بعد اومد پشت سرم کیرشو گذاشت پشتم گفت چیکار میکنی یهو رد کرد تو
    یه لحظه درد عجیبی گرفت ولی بعد اروم شد
    خلاصه اون روز من و زنم و حسابی کردن و رفتن
    ما هم انقد حالمون بد بود نشد فیلمو پاک کنیم
    الان بعضی وقتا میان پیشمون و باهم کلی حال میکنیم
    این داستان برا منم لذت بخش شده
    بعضی وقتا از دوستاشونم میارن میشن سه چهار نفری
    به هر حال فعلا از این اتفاق پشیمون نیستیم تا ببینیم بعدا چی میشه


    نوشته: علی

  • 10

  • 75




  • نظرات:
    •   مهتاب عشق
    • 3 ماه،2 هفته
      • 6

    • اسم کستانت رو می گذاشتی بوتیکی در هند . مردک اوبی


    •   Annahita
    • 3 ماه،2 هفته
      • 7

    • چقدر این مرد ها دارن کونی میشن آقایونی که از مرد بودن فقط یه دودول و یه ریش و سیبیل به ارث بردن کیر خواستن ما درخدمتیم من فقط نفهمیدم تیزهوش کسخل اونا کی اسم زنتو پرسیدن که بعد نفیسه و نفیسه جان کنن؟


    •   miago
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • بعضي از داستانا رو نه ميشه مثبت كامل داد ، نه منفي كامل


      مثل اين


      مثلا بايد يكم ديرتر ميامدي بيرون ، يا سكس گروهي اخرش رو واقعا بد و تيتر وار نوشتي ، اما سوژه كلا خيلي خوب بود


      در ضمن به فحش محش هاي اين جماعت محدود مريض اينجا هم كار نداشته باش ، سي چهل تا هستند فقط كارشون فحش نويسيه ، احتمالا يا تو بچگيشون بشدت مورد تجاوز قرار گرفتند و اينجا عقده گشايي مي كنند، يا مامور دولتي هستند


      اينا هر چي بنويسي ، فحش مي دهند


      به منفي دادنشون هم كار نداشته باش، تاپيك هاي بيغيرتي تو انجمن ها هميشه صدها هزار بازديد داره از همه بيشتر


    •   zetroos
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • کیرم تو غیرتت حروم زاده ریدم تو داستانت


    •   Tanha9329
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • ریدی تو داستان از اولش با جزئیات آخرش هم کیری تمام شد


    •   haji.mamad
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسکش بی غیرت مادرخراب خب شما تهرونیا همین جوری بی غیرتیت غیرت فقط غیرت کوردها


    •   ARYA52
    • 3 ماه،2 هفته
      • 5

    • این همه گفتی بوتیک دارم فروشنده داشتم بعد فلان شد وقت ما رو گرفتی که چی؟.
      فیلم داریم پلیس میاد .کرکره رو بالا پایین کردی از بالکن پریدی پایین در اتاق پرو باز بسته کردی.
      همون اول بگو هم زنم جنده است هم خودم کونی . دیگه این همه کس تف نده کونی


    •   ghajini4848
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟یعنی شهرستانی ها یا شهرهای بزرگ همین جوری مفت مفت زنشون میدن دست مرد غریبه ک واقعا ک خار کسد ه های کثافت دیوث حرامی


    •   kokarostam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • کونی


      بچه کونی همون اول تیتر میزدی که داستان گی است. شاشیدم توی تخیلاتت کله کیری.


      ها کـُکا


    •   khabzadeh
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • دوستاتون!!! :D


    •   Kabirik
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیرم به کوس زنت نه! کیرم به کوس خواهر و مادر و همه‌ی زن‌های امواتت حرااااام زاده! نصفه شبی اعصابمو ریختی بهم بی‌غیرت بی‌شرف! .... اگه اونا دوستت بودن برام مهم نبود ، اما طرف اومده با پررویی به زنت تجاوز کرده و توئه کونی اومدی با افتخار تعریف می‌کنی!! کوس کش میزدی کونشونو پاره می‌کردی اگه با رضایت خودت اینکارو میکردن مهم نبود. اما اونا در واقع گذاشتن در خودت و جد و آبادت!


    •   megamaind
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • داستانی بود از یک بچه کونی جغی که هم خیار در کونش می کند و هم حغ می زند بهتر است این قدر در نوشتن عجله داشته که آخرش را نتوانست تمام کند و در خیالش شروع به جغ ردن کرده


    •   lovely_grl
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • اون چوبم ک ورداشتی اخر سر نیکردی تو کیون خودت بدبخت هَوَل


    •   saeed4705
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • رد دادی


    •   Jnoobi18cm
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • ادرس بده منم بیام


    •   Erfan_Khan_1380
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کص در چم فرواونه....آخ برم کجا کص کنم؟....همینجا،همینجا.....کیر تو کونم فرواوونه....آخ آبشونو کجا بریزم؟....همینجا، همینجا


    •   jamlghachaghchi21
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • جقی صابونت عوض کردی لابد


    •   sikir
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • خدا شفای عاجل بهت بده عزیز جان
      یه تیکه ش خیلی گنگ بود، اونجا که با چوب اومدی پایین سراغشون بعد چطور شد یهو کونت گذاشتن؟؟؟


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • موندم به این نویسنده داستان چی بگم دق دلم خالی شه،
      فحش که بهش کارگر نیست و ازش لذت میبره،
      یهو به دلم برائت شد که خدا خودش اونو زده تو چیکار داری خودش به خود کثیفش که منشأ لجن،تعفن وکثافته.


    •   Zhazha
    • 3 ماه،2 هفته
      • 6

    • به نام خدا، من از این داستان فهمیدم تو دعوا چوب بر ندارم که کونم به باد میره.


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • ديگه گرما و گروني و همه چي باعث شده ملت كلن رد بدن!!!
      اخه بيشعور عنتر احمق كدوم زن و شوهري تو محل كسب تو بازار ميان خودشونو انگشت نما ميكنن و ميدن!!! زن مشتري ممكنه ب مرد مغازه دار بده!!! ولي هرگز مرد مشتري ي زن مغازه دار رو تو محل كسب خانمه نميكنه !!! اخه چرا از درك ساده ترين مسايل عاجزيد!!!!


      الاغ نفهم چهار تا بچه ميان ميخونن جدي ميگيرن ميرن تو مغازه اي ك زن و شوهرن فك ميكنن با زنه لاس بزنن هيچي نميشه!!! بعد ب گاي سگ ميرن!!!
      ننويس!!!!


    •   mrsx1100
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • ۱- مثلا اومدی غیرتی بازی در بیاری فحشت ندیم با چوب اومدی پایین؟ بعد اونم دوید حتما گفت هه هه اگه میتونی منپ بگیر
      ۲- اون از کجا میدونست پتو بالاس که رفت آورد ؟!!
      ۳- من مریض شدم دکتر شیاف نوشت دهنم گاییده شد کردمش توو، یارو یه تف زد کرد توو کونت یکم دردت گرفت؟


      نتیجه : تو یه کونی هستی که بصورت مخفیانه کونی هستی، دوست داری بدی اما نتونستی تا حالا بیشتر از خیار و هویج توو کونت بکنی. مجردم هستی خداروشکر ولی قبل ازد حتما یه روانپزشک خوب برو برادرانه میگم بهت


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • فکر کنم زنت فهمیده بوده که تو کونی هستی این ماجرا رو با دوتا از بکناش واست ترتیب داده که هر دو با هم به مرادتون برسید


    •   میسترس_لز
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • خیلی بی معنا و غیر منطقی و غیر عقلانی بود. رو دور تند جق نزن


    •   Masih6996
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • (dash) (dash) (dash)
      بینهایت کسشر و دروغ فحش نمیدم چون نمیخوا به شعورم توهین بشه خوارکسده


    •   EnZo0
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی کسکشی دیوص


    •   Arvin2u
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس شعری بیش نبود.


    •   Arash6131
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوبه حالا بیا با من هم باش دیگه


    •   Aliiiis
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • آدرس بوتیکت رو بده ماهم بیایم برا خرید


    •   Amirxxx_41148
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • حرومزاده ی بی ناموص و نگا حاجی راستشو بگو از کدوم سایت دیدی منم بدم دانلود کنم خیلی فیلمش خوبه لامصب


    •   xTrishx
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • نمیدونم چرا بطرز عجیبی دوباره داستان های بیغیرتی ، ضربدری و سکس با نوامیس زیاد شده
      جوری هم به خواننده القا میکنن که ما همیشه فانتزیشو داشتیم که اونم بفکر فرو بره منم این فانتزی رو داشته باشم یا نه .
      همه چیز رو ازمون گرفتین تنها چیزی که داریم خانواده و ناموس لطفا کاری به این ارزشها نداشته باشید


    •   JimzZz
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • کیرم تو ذهنیتت :/
      زنتو جلوت خشک خشک کردن تو عم چیزی نگفتی:/
      کیرم به صورت عمودی تو کونت


    •   سکس_69
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • اوایل داشتی خوب تعریف میکردی که دستت ناگهان رفت روکیرت ریدی به داستان تخیلیت جغی خان


    •   asadaghaa
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • بیغیرتااا.... واقعا حال آدمو امثال شما به هم میزنین... انسانم آرزوست رو برا همین مواقع گفتن. متاسفم واستون


    •   وب.گرد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خسته نباشی دلاور...


    •   وب.گرد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خسته نباشی دلاور...


    •   dadyar59
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • آقا چه خبرته؟!!! حشر امونت نداد زود زنتو جنده کردی خودتو کونی. حتماً یکم دیرتر آبت میومد مادرت و خواهرتم میبردی زیر کیر اعضای باشگاه بدنسازی


    •   mahdi52ha
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خاطراتمو زنده کردی


    •   Mehi58
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس کش جقی


    •   Wishmaster67
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • کسکش چجوری روت میشه بنویسی من تاحالا اینجا به هیچکس فوش ندادم ولی توحرومزاده هستی من خودم نفرسوم میشم اما حالام ازتوبهم خورد کسکش


    •   Eli.elixxx
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • از هر چی مرد آدم حالش بهم میخوره وقتی تفکرات و تخیلاتشون اینجوری هستش...ادمین چرا این داستانهای فوق تخیلی رو نشر میدی؟ نمیگیم خیانت نیست و همه جا هست الان ولی اینجوری زن و شوهر با یکی دیگه واقعا اونایی که خیانت نمیکنن هم به همه مردها و زنها بدبین میشن..واقعا هدفتون چیه؟


    •   ک+ک+ک
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • خارکوسه ی کوس کشه هیچی ندار به شعور مخاطبت احترام بذار اومدن مث سگ زنتو گاییدن فیلم گرفتن توهم نهایت تخمت این بوده بگی به پلیس زنگ میزنم،نرینی ترمیناتور ریدم به طرز فکرت هر کی زنتو به زور بکنه میشه دوستامون خب جاکش خان آدرس بده همگی بیاییم واسه عرض دوستی


    •   M.F.M
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • عاشق گاییدن زوجم
      پیام بده زنتو بگام


    •   Tezab2
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • از این کونی ها زن جنده ها چرا به پست من نمیخوره هااا


    •   inner
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • نوش جونتون گوارای وجودتون شما خواستید حال کنید و لذت سکس چند نفره رو ببرید حالا ملت چرا عصبانی و ناراحت میشن بعدشم این داستان بود ن فیلم مستند آقا بازم با خانمتون از دوستانتون پذیرایی کنید و توی سکس هیچ کم و کاستی برای همدیگه نذارید داستان سکس هاتون رو بفرستید.


    •   cuckmamad
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • یعنی از این تخمی تخیلی تو نمیشه کوس شعر نوشت


    •   Dostiparty
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • علی جون چطوری میتونم باهم چت کنیم


    •   arashsaei
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • کس و شعر محض بود


    •   farhad.bi
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • وای خدا مردم ازخنده
      چطوری از پله ها پریدی تو بالکن مغازه که زنت و بقیه نفهمیدن
      میشه بگی چرا نمیشد زنگ بزنی به پلیس و تویی که دوست نداستی زنتو بگان و یهو مثل هوخ شتره از بالکن پریدی پایین چرا اصلا مغازه رو ترک کردی و همون اول یارو رو بیرون نکردی
      دیوث ننویس


    •   zamankhan400
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • حتی حرف زدن در این مورد چندش آوره


    •   پیمان.کامیار
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • فقط متاسفم یعنی فکر کردن به همچین داستانی هم حال آدمو بهم میزنه چیشد و کجا رفت غیرتمون


    •   چرت.خوان
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • روح امواتت و عمه و همه فک و فامیلت شاد و سرنگون که اینقدر ما رو خندوندی. چند سالته کوچولو اینقدر شجاعی؟ آخه اون پدر سگی که دخترشو داده به تو بی خایه و اوبی نباید یه تست شجاعتی یه جوری حداقل به حرف و روانشناسی ازت میگرفت. مطمینم بچه هاتم مثل خودت و زنت میشن بالاخره


    •   Saeedbigh
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • چه خوب


    •   royaei
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • عجب ؛ چی بگم آخه الان من ؛
      میگم بیایید پول جمع کنیم براش غیرت بخریم ؛
      غیرتم که فروشی نیست آخه ؛
      چیکارکنیم برات ؟
      فکر کنم کاری نمیشه کرد شما به کارت برس


    •   Minow
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستانت ک صددرصد تخیلی بود فقط نمیدونم چ لذتی داره کونی شدن ک مردا همه دنبالشن اوسکولا


    •   Farshidooo
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • یعنی اونا فیلم گرفتن و تو ندیدی!!!!؟
      اینجور مواقع طرف هر چی هم خایه داشته باشه در میره چون 110 بیاد همون فیلم میشه مدرک اگه هم فیلم داشته باشه میره بعدا دوباره میاد برای اخاذی
      اینکه خودت کونی هستی شکی توش نیست و مطمئنم اگه زن داشته باشی حتما کسه


    •   aref.3200
    • 1 ماه
      • 0

    • مذخرف بود خیلی خیلی مذخرف ریدی


    •   انسان.خوب
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • خدا قسمت من وزنم کنه .به حال درست وحساب کنیم.هیچ لذتی از این بالاتر نیست که خودت وزنت رو بین چند تا گیر خوشگل بنداز ی وحال کنی


    •   Plasmid
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • منکه میگم شما حداقل تااااااا دوسال دیگه هیچی ننویس
      فققققط بخون حتی اسمتم ننویس افرین هم برا خودت خوبه هم برای خانواده ی محترم


    •   Plasmid
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • بعد ببخشید اینو یادم رفت بپرسم چرا تو و همسرت و دوستااااتون؟!!!!!!
      اونا دشمن بودن گل من


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو