من و کونی بچگیم

    1398/10/30

    داستان گی هست اگه دوست ندارین نخونین.
    داستان بر میگرد به سال ۹۳
    ما یه بچه کونی داشتیم تو محلمون که اسمش میزارم اینجا مسعود از بچگی عاشق کون دادن به کل محل بود. از منم یه ۵ سالی کوچیکتر بود خلاصه ما این تو دوران بچگی همیشه میکردیمش موقع بازیهای اون دوره.
    گذشت تا اینکه دیگه نداد و ما بزرگ شدیم یادم آخرای دوره دانشگاه کارشناسی بودم دقیقا عید بود خونه خالی حشرم زده بود بالا که چیکار کنم گفتم بزنم بیرون یه سیگار بکشم از کله ام بپره یهو مسود دیدم گفتم یادش بخیر بچگی میکردمش الان دیگه بزرگ شده نمیشه. یهو باهاش سلام علیک کردم و خوش بش کردم یهو گفتم بیا بریم خونه یکم کار و نقشه ها من ببین( آخه رشتم معماری و اونم یجورای مرتبه رشته اش) که قبول کرد امد تو منم دیگه فکرای شیطونی بهم زد گفتم باید بکنمش که یکم نقشه بهش نشون دادم تو لپ تاپ بعدش زدم تو حرف گذشته و از بچگی گفتم و با خجالت چنتا سوپر بهش نشون دادم دیدم نه یکم پایه اس منم یهو دستم زدم به کیرش دیدم راست کرده بهش گفتم ای شیطون راست کردیا که خندید گفتم بیا بریم اتاقم بردمش اونجا از ماهواره کانال پی بی و پی جی داشت براش سوپر گذاشتم و شروع کردم مالیدن کیرش دیدم راه افتاده حشری شده بد گفتم مسود میخوام بکنمت مثل بچگیا گفت باشه به شرطی که منم بکنمت گفتم باشه تو لخت شو لختش کردم و خودمم لخت شدم دادم دستش یکم مالید گفتم بخورش که گذاشت دهنش برام ساک زد حسابی داشت آبم می امد که گفتم بخواب بکنمت خوابوندمش خوابیدم روش افتادم به سوراخش تف کردم و با دست بازش کردم یکم که ور رفتم کیرم گذاشتم دم کونش که فشار دادم دادش رفت هوا گفت تو نکن لاپایی بزار مثل بچگیا که گفتم پاشو از کیرش گرفتم بردمش رو تخت خوابوندمش کرم برداشتم مالیدم به کیرم و کونش خوابدم روش کردم توش حسابی کردم آبمو ریختم توش روش خوابیدم خیلی خسته شدم دید که تو کونش ریختم رفت خالی کرد منم دمر رو تخت بودم که امد گفت حال من بکنمت گفتم ول کن من نمیدم از اون اصرار از من پیچوندن که آخر گفتم بیا لاپایی بزار که خوابید روم لاپایی گذاشت تا آبش امد بعدش امدم راهی کنم گفت میدونستم هوس کرده بودی بکنی منو منم هوس کردم که بدم گفتم باشه سری بعد بازم میکنمت کونی بچگیام. اینطوری بود که بعد چندین سال در سن ۲۸ سالگی شروع به کون کردن مجدد کردم.
    ببخشید اگه بد تعریف کردم آخه اولین داستانم بود اگه بد بیرا حواله نکنین داستانهای بعدیم میگم با مسود


    نوشته: بکن بچگیااا

  • 19

  • 31




  • نظرات:
    •   samsepg
    • 3 هفته،6 روز
      • 11

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   .سامان.
    • 3 هفته،6 روز
      • 16

    • کون کونک بازیا که تموم شدنی نیست...
      ادمین بسههههههههههههههههههههههههههههههه


    •   TheBitchKing
    • 3 هفته،6 روز
      • 18

    • یهو مسعود رو دیدی، یهو باهاش سلام علیک کرد، یهو گفتی بریم خونه ما ... بقیش رو من میگم:
      یهو دیدی دمر خوابیدی رو زمین و مسعود داره بالا سرت میخنده. یهو متوجه شدی عه چرا بی اختیاری مدفوع گرفتی. یهو فهمیدی بیمه بخیه مقعد رو قبول نمیکنه. یهو پدر و مادرت باخبر شدن. یهو دیدی پدرت سر همین قضیه کونت میذاره و ...


    •   rastin2769
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • چقد خنک بود?? یکم ابو تابش میدهدی


    •   saeedno15
    • 3 هفته،6 روز
      • 10

    • ما تگ گی میبینیم نمیخونیم یه راست میایم سر کامنت پس انقدر اول داستان نگید اگه گی دوست ندارید نخونید. (dash)


    •   Irish..GuNNer
    • 3 هفته،6 روز
      • 15

    • داشتم یهو هارو مینوشتم دیدم کینگ نوشته پس این اولیش.


      دست شهردار درد نکنه. همه بکنا و کونیارو تو یه ناحیه میذاره که هیچوقت از ناحیشون بیرون نمیان و ما نمیبینیمشون.


      نکته جالبی اشاره کرد تو داستان. دیگه به ما نداد و بزرگ شدیم


      از طرف کاربرا درخواست میکنم که یه شب دیگمونو با کستانات بگا نده.
      با تشکر جمعی از کاربران شهوانی


    •   Sepehr_2000
    • 3 هفته،6 روز
      • 9

    • اینجور که معلومه خودتم کونی بودی و به بقیه انگ میزنی (rolling)


    •   M.tork
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • آره آره لاپایی زدت.ماهم که متوجه نشدیم


    •   hot_top_boy
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • بسّیکم بتقوالله (biggrin)


    •   goldengool
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • کونکش عزیز شما که افکار شیطانی بهت میزنه! سعی کن جای جق ممتد ناشتا که مغزتو کاملا پوسونده یاد بگیری جمله ها رو با "که" به هم پیوند ندی.
      در آخر گوزیدم تو مخچه عن گرفتت.


    •   As-pikc
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • اومدي بگي بكني
      خاطره ي لاپايي دادنت به يه كوني رو تعريف كردي


    •   Owji_mowji
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • تو خودت بچگیات دادی حالا اومدی از کردنات میگی؟ اصن میدونی گی چیه؟گی و کون کونک بازی باهم فرق داره شما گی و به گند کشیدین


    •   FuCkinGLaugh
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • خیلی خوبه که اول کصتاناتون میگید داستان بر میگرده به فلان سال انگار اگه اینو نگید داستان میره به آینده


      ریدم به داستانت مطمئنم کون نکردی کونتم گذاشتم چون جزئیاتی نداشت احتمال دادنت بیشتره در ضمن گوه میخوری دیگه بنویسی


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،6 روز
      • 11

    • ما که نفهمیدم مسعود خودت بودی مسعود جان.
      گفتی بد و بیراه حواله نکنیم بازم مینویسی؟
      خوب من اگرم نمیخواستم فحش بدم الان از ترس اینکه باز بخوای بنویسی مجبورم بهت فحش بدم تا ننویسی که.
      از دوستای عزیز خواهش میکنم در این امر کمکم کنید.
      سهم هرکس یک فحش، کونی ننویس.


    •   f.f.life
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • خوبه باز بهت لا پایی زده بود و تو خیابون مثل پنگوئن راه می رفتی اگر توش می کردم فکر کنم مردم با پیراشکی گوشتی اشتباه می گرفتنت


    •   Avvaaa
    • 3 هفته،6 روز
      • 10

    • همین کار ها رو کردی که ۲۸ سالگی،ترم آخر کارشناسی بودی....خاک تو سرت ،دیگه ننویس


    •   ایکاروس
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • !!! تمومی نداره این نوع داستانها !!!
      برم به ادمین یه نامه ی اعتراض آمیز بنویسم و شما هم امضاش کنید دوستان ...


    •   arash.abi
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • هدفم از خوندن داستانت فقط دیسلایک کردن بود
      .
      قوم لوط.. این همه دختر زن،، اخه چرا گی رو رواج میدین


    •   amirmiserable
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • منم نانازم هوس کیر کرد (sick)


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • یعنی بشاش تو این درسی که داری می‌خونی با این ۲۸ سال سنت که نمیدونی مسعود رو مسود نمینویسن! حالا که سواد نداری گوشیت رو ببر بده موبایل فروش سر کوچه بگو کیبرد فارسی گوگل برات نصب کنه تا غلطهای املاییت رو پیدا کنه. پس فردا دکترای معماری میگیری ولی املای فارسی رو معطلی ‌‌‌‌‌‌‌


    •   miss_thetis
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • آقا جریان چیه اینا آپ میشن مال من نمیشه :(
      هععی
      نه به گی


    •   ssonna
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • شما آقایون راست که میکنید دیگه به هیچی جز فروکردنش توی یه سوراخ فکرنمیکنید،سوراخ باشه سوراخ دیوار باشه!!واقعا که (dash)


    •   kokarostam
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • کونی


      میشه تشخیص داد که کونی هستی. شاشیدم به خاطرات.


      ها کـُ‌کا


    •   S123456799
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • نظر شما چیه؟عالی مغرمتفکر


    •   Hasko1365
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • واقعا انقدر راحت میدن چرا به ما نمیدن (biggrin)


    •   احسان با کون گنده
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • منم هوس کون دادن کردم


    •   Lucky.man
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • دوران لیسانس روز ثبت نام یه بچه خوشگل دورو ور ما بود که باباش آمد جلو سلام علیک کرد و لهجه جنوب تهرانی ما رو که دید و فهمید بچه شهرری هستیم، برگشت گفت پسر من کم تجربه اس میخوام مواظبش باشی و امانت به شما بسپارم. به خاطر همین لفظ امانت که قبول کردیم، خدا وکیلی سه ترم که تو خوابگاه بودیم، چند بار بخاطرش با بچه های دیگه که براش راست کرده بودند دعوا کردیم. جداً که درود و سلام به دانشگاههای جمهوری ایران که به جای درس و علم آموزی دانشجوهاش دنبال کون کونک بازی اند. امروز ورقه تصحیح کردم از 38 نفر معدل کلاس شده 4.25 با 9 نفر قبولی و بقیه افتادند. طرف شده 1 انتظار نمره قبولی داره. جالبه که از 38 نفر 7 نفر، تو ورقه امتحان نوشتن شب امتحان عمه و خاله شان فوت شدند. !!!! خخخخ


      کجا داریم میریم؟
      مادر پدرها و تحصیل کرده های آینده کیا هستند؟!


    •   kiakish
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • حالا اگه اسم واقعیشو بگی همه میشناسنش ؟؟اینقدر بدم میاد یه اسم میگن بعدم مینویسن مستعار مسخره بازی شده انگار یکی نشسته صبح تا شب داستان کصشعر سرهم میکنه داستان سکسی جوری باید نوشته بشه که ادم احساس کنه یکی از شخصیت های داستانه


    •   Alouche
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • کیا اینهمه لایک دادن به داستان مزخرفت واقعا!


    •   Arazgh
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • منم یهو داستانتو خوندم گوزم گرفت چه خبره ادمین امروز داستان میخونم دلپیچه میگیرم ??????


    •   M.k@
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • آقا من کاری به داستان ندارم فقط یه سوال داشتم،
      چطوری میشه تو شهوانی تاپیک زد؟


    •   Jan.hamid
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • Juuun


    •   MoHsEN._.M
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • عاشق این یارو ام میاد زیر همه داستانا مینویسه سکس بدون کاندوم باعث انتقال ویروس اچ ای وی میشه معلم بهداشت کثافت?


    •   Jent
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خوب نوشتی به داستانت شاخ و برگ ندادی اگر هم حقیقت داشته باشه نوش جونت گوارای وجودت که حال کردی


    •   khodam2079
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • تجربه نشون داده هر داستانی که توش اتفاقات «یهو» بیفتن از دم کصشره.


    •   hmjns
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • یه بچه محل داریم اسمش عباسه
      منو بپچگیام کرده
      خیلی دوست دارم بازم بکنه
      حیف نمیشه


    •   sarakospanbeh
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • تو یک فهرمانی


    •   Ginglz
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • من بچگی جرات بروز حسمو نداشتم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو