داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

من چادری ام؟

1399/06/24

حس میکنم بهم تجاوز شده …

از وقتی که این اتفاق برام افتاده دقیقه ای نبوده که بهش فکر نکنم. آخه روز راهپیمایی و همه تو حال و هوای معنوی هستن، وقت دست درازی کردنه
  چادر سرم بود ،چادر کیفی  بدون کش سر   چون دوست نداشتم کش سرم به چادرهم بزنم و بادست کاملا خودمو میپوشوندم ،کاملا گشاد ،کوچکترین قسمت از بدنم  مشخص نبود . هیچ جلف بازی و خنده و به اصطلاح خط دادنی هم درکار نبود …
روز  راهپیمایی بود  از ایستگاه مترو کنار خانه مون دروازه شمیران وارد مترو شدم چون مترو زود وارد ایستگاه شد فرصت نشد قسمت زنونه برم و وارد قسمت آقایون شدم خلوت بود البته تا ایستگاه تئاتر شهر و من قرار بود میدون انقلاب پیاده بشم جمعیت خیلی کثیری حداقل دوبرابر جمعیتی که داخل مترو بودن وارد شدن  کاملا  تو حال و هوای معنوی بودم داخل جمعیت  که یک دفعه متوجه شدم از پشت سر دارم توسط کسی لمس میشم … اول سعي كردم همه چيز را يك تماس اتفاقي فرض كنم و به حساب ازدحام جمعيت بگذارم اما خيلي زود فهميدم كه اينطور نيست. حسابي كلافه و عصباني شد چادرمو محکم گرفتم تا از سرم نیوفته البته اگه هم محکم نمیگرفتم نمیوفتاد چون اینقدر به من چسبیده بود که وقتی برگشتم سرم خورد رو شونش و دیدم حدود 50 ساله میشد من دستمو از جلو محکم چادرمو گرفته بودم و اون متاسفانه از زیر بغلم دستشو  به جلوی من قفل کرده بود هرکی مارو میدید فکر میکرم با همیم  فکر کنم نگران بود داد و فرياد راه بيندازم و آبرويش را ببرم. مي‌خواستم همين كار را هم بكنم اما احساس مي‌كردم با اين كار، خودم رسواتر مي‌شوم . آرزو مي‌كردم فقط زودتر به ايستگاه برسم و پياده شوم. ولی بدبختانه ترافیک مترو در اون روز خاص زیاد بود و مترو ما در داخل تونل وایستاده بود . لذت نمي‌بردم بلكه احساس گناه هم مي‌كرم ، لحظه به لحظه فشارش بيشتر مي‌شد. یک جایش از روي چادرم مي‌لغزيد و گاه در شكاف … مي‌افتاد و به آرامي بالا و پايين مي‌رفت و گاهي روي باسنم بي حركت مي‌موند . انگار دنبال جايي مي‌گشت كه بيشترين لذت را به او بده نفسش را روي چادرم حس مي‌كردم. لحضه ای یکی از دست های قفل شده اش رو برداشت و به نزدیکی کمرم برد حس کردم چادرمو رو دستاش مشت کرده و داره میکشه پایین تا چادرم که به جونم بند بود رو از سرم بکشه ولی دستم اجازه نمیداد یکدفعه دیدم یکی از دستاش که جلوی من بود رو دست من گذاشت و فشار میداد دستم درد گرفت و مجبور شدم تا اینکه جیغ نزنم دستم رو که چادرمو تو مشتم  بود رو برداشتم.
و این حرکت من باعث شد چادرم از روی سرم بیوفته و تا کمرم بیاد  به لرزه افتاده بودم پیشونیمو تکیه دادم به سمت دری که باز نمیشد تا شاید کمی آروم بگیرم . یک لحظه متوجه شدم کش سرم که موهای بلند کاملا مشکیمو باهاش  بسته بودم از سرم جدا شد و این مسئله باعث شد موهای بلندم از روسری مشکیم از پشت بیرون بزند. این وضعیت طرف رو وقیح تر کرد و با صورتش موهای من رو میبویید. طرف انقدر بهم چسبیده بود که چادرم بینمان از پشت گیر کرده بود  و همچنان بین کمر و زمین بود. یکدفعه دست راستشو گذاشت رو شونم و چند لحظه بد انگشت شصتشو از کنار روسریم رسوند به نرمی گوشام آروم روی اون می‌کشید. من هیچی‌ نمیگفتم و زمینو نگاه می‌کردم و خودمو از شیشه در میدیدم.
به ایستگاه مقصد رسیدم  کمی‌ خودمو تکون دادم و طرف فهمید می‌خوام پیاده بشم بلند گفت که راه بدن طوری که انگار همراه منه چادرمو نتونستم رو سرم بندازم از چسبیدن زیاد ، طرف چادمو دستش گرفت و با من اومد بیرون چون مرکز راهپیمایی ایستگاه مقصد من بود ایستگاه بشدت شلوغ بود به حدی که جای سوزن انداختن نبود چادرو از دست طرف کشیدم و سرم کردم کاملا خودمو پوشوندم  و با عصبانیت نگاهش کردم من هیچ وقت با مرد نا محرم تماس نداشتم و این برام یک تجربه عجیب بود که یک غریبه اینجوری تحقیرآمیز دست به بدنم بزنه.

روی صندلی های ایستگاه نشستم تا از جمعیت کمتر بشه و اونوقت برم بالا دیدم جمعیتی زنانه دارن خروج میکنن خودم رو وسطشان رساندم تا راحتر باشم کاملا  تو حال و هوای معنوی راهپیمایی  بودم داخل جمعیت زنونه که یهو  متوجه شدم از پشت سر دارم توسط کسی لمس میشم …

من وسط خانوما بودم فکرشم نمیکردم مردی بتونه پشت سرم باشه همون طرف بود که داخل مترو ولم نمیکرد

اینقدر شوکه شده بودم که ن تنها تمام بدنم بی حس شده بود قدرت جیغ کشیدنم هم  نداشتم … فقط خشکم زده بود سرجام و اون عوضی با اینکه فهمید من فهمیدم داشت به کارش ادامه میداد. کاملا بهم چسبیده بود ، دستش رو روی شونه هام حس میکردم اگه کسی مارو میدید فکر میکرد همسرم هستش . من  مثل یه آهو تو چنگال گرگ گیر افتاده بودم از ایستگاه به همین صورت بیرون اومدیم هوا آفتابی بود ولی باد ملایمی میومد. همین باعث شده بود که چادرمبچسبه به بدنم و تمام برجستگی باسن و گودی کمرم معلوم بشه.
مرده پشتم داشت پابه پای من میومد و مردم هم شعار میدادن و اون  تو شلوغی باسن منو میمالید  چون هیکل طرف  بزرگ بود اجازه نمی داد کسی دیگه بین ما قرار بگیره . ناچارا ادامه میدادم جلوتر  بعلت شلوغی بیش از حد جمعیت تردد امکان پذیر نبود. چون از پشت سر جمعیت هل میدادن همه به هم چسبیده بودن.
دستای مرده رو کمرم قرار گرفته بود و پهلوهامو  نوازش می داد کم کم دستای مرده احساس کردم از جلو به هم قفل شدن و منو تو آغوش گرفته بود و از پشت … که از رو شلوار برجستگیش زیاد شده بود گذاشته بود رو باسنم . جرات اعتراض نداشتم و خجالت میکشیدم نمیتونستم کاری کنم و مجبور بودم  خودمو بسپارم بهش  منتظر بودم از اون شلوغی رد بشم تا زودترآزاد بشم.حدود یک ربع طول کشید از اونجا رد شدیم و تو این فاصله  حسابی مالیده شدم
تا جاییکه شلوغ شد دیگه دستاش از جلو به هم قفل شد.منم چون تو شلوغی نمی تونستم چادرمو بگیرم جلو چادرم باز مونده بوده و چهارتا انگشت دست راستشو از زیر چادر گذاشت رو کسم و میمالوندش. حتی در گوشم هم گفت اگه راضی باشی لبه های کستو بخورم که وقتی  شنیدم این جمله رو  ارضاء شدم. متوجه شدم پشت چادرم خیس شده
 لذتم به سرعت تبديل به احساس گناه مي‌شد. دنبال یک جای خلوت بودم  یک جایی  پيدا كردم ورفتم نشستم. از خودم تعجب كرده بودم. و رفتم سمت مترو یک لحظه فکر کردم چادرم خیس بود مجبور شدم چادرمو دربیارم که ببینم چه هستش دیدم لکه های سفید رنگ پشت چادرم هستش مجبور شدم چادرمو سرم نکنم تا بیشتر از این آبروم نرفته ، متاسفانه کش موهامم که داخل مترو افتاده بود باعث میشد موهای بلندم از روسریم بزنه بیرون . وبیشتر و بیشتر خجالت بکشم . اون روز تموم شد فقط یک سوال برام مونده

سوالم اینه آخه من چادری دیگه چرا

نوشته: لعیا


👍 26
👎 32
43500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916608
2020-09-14 00:33:47 +0430 +0430

واقعا بعضی ها وقیحند
عذرخواهی از سمت من

1 ❤️

916609
2020-09-14 00:34:39 +0430 +0430

مگه چادریا کوس ندارن؟


916612
2020-09-14 00:35:29 +0430 +0430

هرچی قر هست زیر چادره


916615
2020-09-14 00:37:50 +0430 +0430

میای شهوانی داستان بنویسی حتما چادرتو سرت کن


916617
2020-09-14 00:38:55 +0430 +0430

معنوی کی بودی تو؟
اخه راهپیمایی فضای معنوی داره شاسکول؟


916618
2020-09-14 00:39:07 +0430 +0430

تو از اونایی که موقع کص و کون دادن میگی ثواب کردم!!!
امان از دست این چادری ها!
کش رو کجای دلم بزارم!


916620
2020-09-14 00:39:24 +0430 +0430

چادری و غیره نداره بعضی ها (دور از جون خیلی ها) کلا از بدو تولد حروم زاده ان

4 ❤️

916631
2020-09-14 00:52:45 +0430 +0430

این یکیم پسر از آب دراومد!! ای بابا!!


916636
2020-09-14 01:03:58 +0430 +0430

گفت اگه راضی باشی لبه های کستو بخورم بعد تو ارضا شدی؟؟
جل الخالق!!!


916643
2020-09-14 01:15:10 +0430 +0430

لحضه نه، لحظه
قرار نیست تو حس معنوی هستی برینی به زبان فارسی که…


916645
2020-09-14 01:15:43 +0430 +0430

این داستان جریان توی مترو اتوبوسای تایلند اتفاق نمی افته توی که چادر از سرت نمی افته الان چادرت از سرت افتاده اومدی شهوانی داری کوس میگی چرا شرو ور میگین


916648
2020-09-14 01:24:00 +0430 +0430

معنوی؟
قسمت‌مردونه ی مترو؟
راهپیمایی؟
همون یارو بهت گفت برو شهوانی داستان بنویس؟
تا سه خط آخر به جای کیر و کُس،سه نقطه گذاشتی ولی آخرای جقت،چیز،داستانت،کامل اسم اوردی.
چادرت گشاد بود مثل کونت ولی باد ملایم میزد و می چسبید بهت؟
الان که چی؟چی کار کنیم؟فقط می تونم بهت بگم‌توی دستشویی های مترو،نزن!

  • حمید جان سیگاری خوش برگشتی داداچ! 👋

916651
2020-09-14 01:28:08 +0430 +0430

خوشگل ، جنده جندس! حروم زاده حروم زادس! چادری و غیر چادری نداره!
اصلا مگه حجاب به چادره؟!
تو نجابت نداشتی…
خودتم شهوتی شده بود
پس ببند دهنتو
فکر نکن دو متر پارچه گذاشتی رو سرت با حجاب شدی و از بقیه بالاتری
خب با حرفای بالا نتیجه گرفتیم اسم داستان خوب نبوده
این بود آرمان های عمامِ راحل؟
برو غسل کن حآچ خانـِــم!

5 ❤️

916657
2020-09-14 01:35:01 +0430 +0430

لکن چیز کلفتی دارم

2 ❤️

916659
2020-09-14 01:37:42 +0430 +0430

هر چی کس عشقیه زیر چادر مشکیه 😛

3 ❤️

916676
2020-09-14 02:32:52 +0430 +0430

من فقط اومدم بگم تو که راهپیمایی و ارزوی مرگ برای مردم وملت دیگه رو معنوی میدونی گوه میخوری میای سایت داستان سکسی😂😂😂


916677
2020-09-14 02:35:02 +0430 +0430

گفت کصتو بخورم آبت اومد؟ هر چقدر که امشب حشری بودم با خوندن این داستان خوابییید😂😂😂

5 ❤️

916682
2020-09-14 02:45:56 +0430 +0430

داستانت شبیهه فیلم های مترو ژاپنی هستش فقط اونجا طرف چادری نبوده یحتمل شما پسری اینو نوشتی.

3 ❤️

916691
2020-09-14 03:06:56 +0430 +0430

ریدم به داستانت به جوری میگی اخه چرا من چادری اخه جنده من ۵ ساله عضو شهوانی ام هنوزم خواننده ام تا حالا به خودم جراُت ندادم بنویسم. تو جندا چادری داستان نوشتی. قدیما تلعن و موبایل نبود نامه بود یاد این شعر افتادم.
دختران از بحر عفت میکنندچادر به سر نامه را از زیرچادر میدهنددست پسر
حالا من خودم بیت اخر طبق داستانت عوض میکنم.
کص را از زیز چادر میدهی دست پدر
ریدم به خودت و چادرت و اونی که چادر کردن یادت داد واونی که به اونی که به تو یاد داده والی اخر تا برسه به اونی که چادر اختراع کرد و … 😀 😀 😀

3 ❤️

916700
2020-09-14 03:28:46 +0430 +0430

شما به بزرگواری خودتون ببخشید بعضیا آدم نیستن.

2 ❤️

916702
2020-09-14 03:29:49 +0430 +0430

یارو فقط مونده بود کونت بزاره بعد تو هیچی نگفتی از ترس ابرو… خودتم دلت میخواسته کلک

2 ❤️

916705
2020-09-14 03:46:06 +0430 +0430

حس خیلی خیلی بدیه از من هم تو مورد مشابه سوء استفاده شده،وقتی گفتی حس گناه با تمام وجود حسش کردم. تا ماه ها نمیتونستم فراموشش کنم .
امیدوارم کارما انتقام من و امثال منو بگیره.

0 ❤️

916715
2020-09-14 05:21:04 +0430 +0430

چرت به تمام معنا

1 ❤️

916721
2020-09-14 05:39:48 +0430 +0430

سلام من از چادریها بیشتر خوشم میاد و دوست دارم بیشتر با اونا دوست بشم نمی‌دونم انگار زن هرچه پوشیده تر باشه لذتش بیشتره باهاش حال کنی
البته اینجور که شما گفتی نه اینجور خیلی ضایع است من تا حالا به زنهایی که توی مترو حتی بهم چسبیدن دست نزدم
ولی دوست دارم کوس چادری بکنم

1 ❤️

916723
2020-09-14 05:47:07 +0430 +0430

یه بار تو مترو که بودم یه شلوغی دروازه شمرون یه خانم چادری از پشت کونشو چسبوند پشت من
و وقتی کیرم لای کونش قرار گرفت شروع کرد خودش را مالوندن به من تو متروی دروازه دولت بود که با سفت کردن خودش فهمیدم ارضا شد
پیاده شد و همراهش پیاده شدم اما تو شلوغی مترو گمش کردم
واقعأ شما زنها موجودات عجیبی هستید

4 ❤️

916728
2020-09-14 06:21:06 +0430 +0430

این داستان کونی ها چادر میزارن تا مالیده شن

2 ❤️

916736
2020-09-14 07:08:36 +0430 +0430

همون که خودت گفتی روز تظاهرات بود و فضا معنوی …
بر حسب قائده ،اون بسیجی مخلص فکر کرد حور العین اومدن به زمین تا صفایی داده باشن به یاران خدا که حاج آقا یه اشتباه محاسباتی کرد تو رو با حوریا اشتباه گرفت. الانم احساس گناه نکن در راه پاسداری از انقلاب مالیده شدی.


916737
2020-09-14 07:12:12 +0430 +0430

اول کیرم دهن ادمای متجاوز دوم اینکه مگه راهپیمایی هم فضای معنوی داره؟

4 ❤️

916739
2020-09-14 07:12:25 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی

0 ❤️

916740
2020-09-14 07:13:43 +0430 +0430

قابل توجه خانمهای محترم

یک قاعده کلی هست، هرجا و در هر مکانی که متوجه شدید کسی داره به حریمتون تجاوز میکنه، و واقعا شما ناراضی هستید، بدون شک کمک بخواید و داد و بیداد کنید…

آخه این چه تصور غلطیه که فکر میکنید اگه چیزی بگید آبروی خودتون میره؟؟؟؟


916745
2020-09-14 07:57:50 +0430 +0430

داری ادا تنگارو در میاری

حالا یه قرار بزار بریم راه بگایی

3 ❤️

916746
2020-09-14 08:03:55 +0430 +0430

دو سه سال پیش یه شب تو خیابون دولت داشتم پیاده کز میکردم …یه طرف خیابون ترافیک سنگینی بود…تو حال خودم بودم وکائنات رو بسته بودم به کیر خر اسب و حواله نابدتر معنویاتچی ها میکردم که یهو از پشت صدای دایره زنگی بگوشم خورد …برگشتم دیدم یه مرد لخت مادرزاد …خیر سرش یه کیری داشت درازیش تا یه وجب بالای زانوش میرسید …دایره میزد و اهنگ لب کارون رو میخوند…ببیشتر از یه نظر روم نشد نگاه کنم …راننده های زن از شرمشون سرشون پایین بود الا زنی چادری که راننده ماشین زانتیا بود که معلوم بود از مدلِ معنویاتی حکومتیه…بهش زل زده بودم …جنده خانم چشم از یارو برنمیداشت … اخرش یکه و تنها دستش هم قفل فرمون اومد پایین رفت سمت یارو …طرف هم تا دیدش شروع کرد کمرش رو تاب دادن با این حرکت کیرش هم شروع به حالت دایره وار تاب خوردن…میگفت بیا خور جنده …ببین چی دارم قائده کُست که نمیشه ولی نصفش رو میتونه پر بکنه …زنه همچنان میرفت جلو …یارو هم به تاب دادن ادامه داد …هیچکس هم دخالت نمیکرد حتی پلیس راهنمایی …زنه تارسید بهش شروع کرد یارو رو با عصا زدن …اولین جایی هم که مورد اصابت قرار داد کیر یارو بود …جیغ میزد فحش میداد …یارو از جاش تکون نخورد فقط کونش رو قنبل میکرد تا کیرش از ضربات در امان بمونه …داد میزد جنده نزن به شوهر دیوثت هم اینجوری کس رو زهر مار میکنی …زنه گوشش بدهکار نیود از هر 10 باری که عصا میکشید رو یارو 9 تاش به کیر و اطراف کیر یارو اصابت میکرد…طرف هم که خیلی کارکشته بود …میگفت ای وای که تو جنده معلومه کسی نمیکننت…بیا که خوب اومدی خودم جرت میدم …آخرش زنه از حال رفت نشست گوشه پیاده رو یارو هم یه دونه خوش فرم جلوش تابوند …وقتی که برگشت بره زنه عصا رو پرت کرد سمتش …زنک مرتب جیغ میکشید و به زن و مردهای عابر و راننده های دیگه فحش میداد آی همتون بی غیرتین …کسی بدادم نرسید …شماها هستید که اسلام رو نابود کردید…دیگه زنه شروع کرد …به واسلاما و اشریعتا گفتن …همینطوری واسه خودش تفت میداد…
یه پیرمرده رفت سمتش داد زد که آخه زنیکه خودت داوطلب رفتی دم چاک کیر یارو …؟ با عصا رفتی به جنگ افراسیاب ؟ حتما خوشت اومد که رفتی دیگه…بما چه مربوط ؟ جنگیدنت رو هم دیدیم که دنبال چی بودی؟ زنه داد میزد برو کسکش بی غیرت …برو مادر… !!ملت از خنده مرده بودن صدای همه دیگه دراومد و همه هو میکردن …افسر سر چهارراه که تمام فیلم رو شاهد بود اومد کمکش کنه …زنه تا دیدش عصبی تر شد …داد زد سرش …گمشو کنار بی غیرت …اگه رو زنت میپرید هم وامیستادی تماشا میکردی…؟ بیچاره از خجالت اب شد …یارو هم معلوم نشد کجا غیب شد.
حالا داستان اصلی که یقینا کسشعره و یه پسر جنده خانم نوشته …اگه زن چادری مترو اهل معنویات این مدلی بود ننه یارو میگایید …حتی اگه زنیکه کون برهنه ام میشد ابایی از این کار نداشت…


916749
2020-09-14 08:36:12 +0430 +0430

راستش واسه من که مرد هستم. تجسم این داستان، بسیار دردناک بود
اگر به مسئله ارضا اشاره نمیشد، دردناک تر هم بود
دوستان تو جامعه ما خیلیها اعتمادبنفس کافی واسه بیان تجاوز رو ندارن… هرچند من خودم فانتزی مالوندن تو مکان های شلوغ رو دوس دارم، ولی این کار درقبال کسانی مثل ایشون تجاوز وحشتناکی هست… امثال ایشون بعدها فوبیای ترس از ازدحام و شلوغی میگیرن و خیلی اذیت میشن…
بهتره دوباره تو اون مکان برید… و شرایط امن برای خودتون ایجاد کنید تا این ترس از بین بره

0 ❤️

916750
2020-09-14 08:36:12 +0430 +0430

جنده

کاملا مشخصه که جنده هستی. از اول سوار قسمت مردونه شدی چون کونت میخاریده. کسی که در حال و هوای معنویه و چادر به سر میکنه که فقط در قسمت زنانه میشینه. تو میخاریدی و طرف فهمیده. بعدش هم که از اول تا آخر فقط ساکت بودی یعنی دلت میخواسته. اگه جنده نبودی که جیغ میزدی، آبت هم اومد. دیگه اومدی اینجا از معویت حرف میزنی؟ شاشیدم توی حالت‌های معنوی و روحانی و جنده‌گانه‌ی جنده‌ها.

ها کـُ‌کا


916761
2020-09-14 09:25:30 +0430 +0430

جنده‌ی معنوی

این معنویاتت چنان روی من اثر گذاشت که دلم نیومت برات شعر نگم.

من یک زنِ چادری و نازم
دنبالِ کلفت، ولی درازم
کونم رو ببین چه نرم و داغه
بهر کیرِ تو همیشه بازم

ها کـُ‌کا


916762
2020-09-14 09:54:30 +0430 +0430

حالو هوای معنوی رو خوووب اومدی واقعا منم دلم میخاد برم!خخخ یه ویدیو دیدم از یه راهپیمایی ، طرف تو بلندگو داد میزد مرگ بر امریکا ! دختر مدرسه ای ها جواب میدادن ،گوه نخور! گوه نخور!

1 ❤️

916763
2020-09-14 09:55:29 +0430 +0430

تو اگه چادری و اهل راهپیمایی هستی تو این سایت چه غلطی میکنی؟؟
اگه اهل دلی و تو این سایت میگردی تو راهپیمایی چه غلطی میکردی؟؟
انقدر هم که معذب بودی و خوشت نمیومد آخرشم که ارضا شدی
واقعا گیج شدم

2 ❤️

916771
2020-09-14 10:24:42 +0430 +0430
R8T

فقط اونجاش که گفتی: “یک جایش از روي چادرم مي‌لغزيد و گاه در شكاف …”
اصلا گه گیجه گرفتم با این لفظ.

1 ❤️

916772
2020-09-14 10:27:50 +0430 +0430
R8T

البته کل داستان جالب بود، لایک دادم، بقیه دوستان این لایک هاتون رو که قرار نیست پس انداز کنید، حالا بار اولش بود لایک بدید انرژی مثبت بگیره، این بهتر نیست؟

1 ❤️

916779
2020-09-14 10:40:25 +0430 +0430

واقعا باید یادی کرد از ایرج میرزا و شعرش در باب حجاب:

دو دست او همه بر پیچه اش بود
دو دست بنده در ماهیچه اش بود
بدو گفتم تو صورت را نكو گیر
كه من صورت دهم كار خود از زیر

حجاب زن كه نادان شد چنین است
زن مستوره‌ی محجوبه این است
به كُس دادن همانا وقع نگذاشت
كه با روگیری الفت بیشتر داشت

رو ای مرد فكر زندگی كن
اه ای خر، ترك این خربندگی كن
برون كن از سر نحست خرافات
بجنب از جا، فی التأخیر آفات

حجاب دست و صورت خود یقین است
كه ضد نص قرآن مبین است
به عصمت نیست مربوط این طریقه
چه ربطی گوز دارد با شقیقه

3 ❤️

916797
2020-09-14 13:30:13 +0430 +0430

کس گفتی ای کس گفتی …

مثل یک کسخول گفتی …

0 ❤️

916798
2020-09-14 13:40:23 +0430 +0430

لاکغلطگیر جون فدامدا داداشی.

2 ❤️

916799
2020-09-14 13:52:20 +0430 +0430

احمق جون خب تو راهپیمایی یه سروصدا راه می انداختی برادرا می گاییدنش مردک رو، قشنگ اجازه دادی تو خیابون بگایتت
گرچه راستش برام قابل باور نیست که تو فضای عمومی بشه دست رو تا کس هم رسوند!!

ولی درکل متأسفم، از حیوانیت اون حیوون متأسفم نباید بهش اجازه می دادی، اینکه گفتی چرا چادی، اتفاقا اینجور آدمای مریض از چادر بیشتر تحریک می شن و یه جورایی هم می خواد همه حقد و کینه ش از حجاب و نظام رو سر توی چادری خالی کنه

0 ❤️

916813
2020-09-14 14:55:00 +0430 +0430

یه سوال؛ ایستگاه مقصد محل تجمع برای راهپیمایی بود و جمعیت اونقدر زیاد بود که نمیشد راه بری، اونوقت رفتی روی صندلی ایستگاه نشستی؟!! برای شما جا نگهداشته بودند؟!

1 ❤️

916814
2020-09-14 14:57:12 +0430 +0430

یه چیز دیگه؛ چطور برای گفتن اسم آلت مرد شرم و خجالت داشتی و نوشته بودی “اونجاش” اما به خودت که رسید گفتی کسمو… ؟!

2 ❤️

916818
2020-09-14 15:05:20 +0430 +0430

راهپیمایی بود یا دیسکو که انقدر راحت بغلت کرد و دستمالی.چیزی هم زده بودی؟

2 ❤️

916825
2020-09-14 15:24:03 +0430 +0430

گوزویی در عالم معنویت و روحانی. اخه گوزو تو که معنویت و در حال روحانی هستی چرا میای اینجا تعریف می کنی؟! خوب معلومه پسری. گوزو

2 ❤️

916840
2020-09-14 17:23:42 +0430 +0430

اینجا احساس گناه نمیکنی؟

2 ❤️

916841
2020-09-14 17:34:58 +0430 +0430

والا جای نظر نذاشتن دیگه
راهپیمایی یا شهوانی
انتخاب کن گلم
بعد درباره داستان باهم حرف میزنیم

2 ❤️

916843
2020-09-14 17:38:01 +0430 +0430

گریه نکن دیگه
بزرگ تر بوده احترامش واجبه

2 ❤️

916844
2020-09-14 17:40:28 +0430 +0430

شینیم بینیم بابا اسگل تو اگه واقعا نجابت داشتیو دلت نمیخواس حتی خوده هالکم نمیتونس بهت دست بزنه پس الکی نیا واس کصشر تفت نده من صدتا زن بی حجاب میشناسم که از امثال تو نجابتو وفاداریشون بیشتره.مجبور بودم خودمو بسپارم به دستش مجبورو خوب اومدی بابا ی ساکم میزدی براش راه دوری نمیرف ک.فاک بابا

2 ❤️

916847
2020-09-14 17:47:00 +0430 +0430

چون دلربایی عزیزم
حالا اگر تمایل داشتی به ای دی تلگرامم ی پیام بده تا بیشتر برات توضیح بدم
K102030

0 ❤️

916863
2020-09-14 18:57:46 +0430 +0430

کسشر

1 ❤️

916882
2020-09-14 22:20:27 +0430 +0430

اون که عوضی بود شکی نیست ولی خو حسابی باهاش راه اومدی😒😒😒

0 ❤️

916893
2020-09-14 22:56:19 +0430 +0430

پسر جون شاید به عنوان به پسر تو مترو کولونوسکوپی ات کرده باشن ولی امکان نداره یارو همین‌طور بهت بچسبه و تو شلوغی دربیاره آبش رو هم روی چادرت بریزه . این داستان‌ها تو متروی تایلند هم قفله هنوز .گ

خواستی یه عنی بخوری در مورد زنهای چادری و راهپیمائی برو که خودت عن شدی . انتر

3 ❤️

916897
2020-09-14 23:09:35 +0430 +0430

البته در کامنت بالا منظورم این نبود و نیست که زنای چادری همه شون خوبن و … میبینی یه زن حتی کون لخت شرفش از هزار تا پتیاره چادری و مسجد برو بیشتره

یه همسایه داشتيم دو تا زن تنها بودن اون موقع من ۲۰ سالم بود و این زنه حدودا ۲۵ سالش . تو کوچه چادر داشت و مسجد میرفت نماز و قران میخوند . تو خونه هم که من شبها میرفتم پیشش تنها نباشه D))) خداشاهده کتاب قرآن رو میبست میومد لخت میشد جلوم .

اون موقع هنوز تریاک ها قاطی نداشت و خوب بود میشستم میکشیدم و …‌ ‌

‌محض اطلاع بعد از سربازی کلا مستقل زندگی کردم.

خیلی ساله ندیدمش، هر کجا هستی سلامت باشی فریده

2 ❤️

916898
2020-09-14 23:09:52 +0430 +0430

علتش مشخصه یعنی تو نفهمیدی جدی تو این سایت با چادرت اومدی حاج خانم

1 ❤️

916903
2020-09-14 23:37:34 +0430 +0430

به خاطراین که مملکت جنده خونه نداره همه مثل من نیستن که وقتی میزنه بالا بشینن دو دست جق بزنن تا بخوابه یه سری هم میرن بیرون دنبال این کارها

0 ❤️

916905
2020-09-14 23:52:17 +0430 +0430

جالب نبچد میتونستی بهتر بنویسی

0 ❤️

916941
2020-09-15 00:26:19 +0430 +0430

نوشتار متنتون و جمله بندیها قشنگ بود 👍

1 ❤️

916962
2020-09-15 00:55:59 +0430 +0430

اشکال نداره خوبه هنوز چادر و داری چادر مهمه بقیش و ولش کن

1 ❤️

916966
2020-09-15 01:05:29 +0430 +0430

جالب بود

0 ❤️

916982
2020-09-15 02:00:33 +0430 +0430

تو که اینقد معنوی هستی و احساس گناه میکنی تو شهوانی چه غلطی میکنی کیرم تو کونت؟

1 ❤️

916983
2020-09-15 02:01:23 +0430 +0430

موارد لازم برای داستان نویسی
یکی شربت بود و دیگری اینکه اسامی مستعار هستند

ظاهرا جدیدا چادر هم یکی از ملزومات داستان نویسی شده

1 ❤️

916993
2020-09-15 02:50:24 +0430 +0430

اولا چند کیلومتر راهپیمایی کردین فقط داشت انگولک و دستمالیت میکرد . تجاوزی در کار نبوده . دوم اینکه تو که راهپیمایی رفتنی پس حقته . سوم اینکه با این افکار مذهبی اینجا چه غلطی میکنی؟ اینارو برا شوهرت میگفتی تا قلم پاتو بشکنه دیگه راهپیمایی نری
چهارم اینکه فحش خوری هم لیاقت میخاد که تو نداری .

1 ❤️

917029
2020-09-15 07:58:27 +0430 +0430

تو که ارضا شدی و حال کردی دیگه ننه من غریبم نداره
اگر راضی نبودی همون تو اولین تماس اعتراض میکردی و داد و هوار میکردی مثل خیلی از زنهای دیگه که حتی با یه متلک چنان دعوایی راه میندازن که همه به اونی که مزاحم شده حمله میکنند ، پس خودتم داشتی لذت میبردی

2 ❤️

917111
2020-09-15 19:19:33 +0430 +0430

فضای معنوی ؟؟؟

1 ❤️

917118
2020-09-15 20:21:34 +0430 +0430

واقعا نمیدونم میخواستی بگی چادری هستی
اندامت و برخ بکشی
چادری خوش اندام
مرده بد بود
ما اسکلیم
راهپیمایی نریم بریم
مرده چیبیده بود بهت والا تو خونه خالی اینطوری نمیچسبند به هم تا اخر خخخخ
کلا شر و ور بود

2 ❤️

917226
2020-09-16 01:23:36 +0430 +0430

اتفاقا چادری کردن داره خصوصا اگه خشکل باشه و باشی

2 ❤️

917229
2020-09-16 01:36:12 +0430 +0430

خیلی معنوی بود😂

2 ❤️

917235
2020-09-16 01:43:43 +0430 +0430

شیشصدتاچادرچادر گفتی

2 ❤️

917362
2020-09-16 14:01:02 +0430 +0430

حالا فهمیدم این همه چادری موقعه راهپیمایی واسه چی میرن😂😂😂

2 ❤️

917403
2020-09-16 21:16:15 +0430 +0430

من تو تظاهرات شرکت نمیکردم ولی ازاین به بعد برای حفظ آرمان های نظام شرکت میکنم. مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟

2 ❤️

917677
2020-09-17 23:18:17 +0430 +0430

اگه تو چادریی هستی اینجا چیکار میکنی

0 ❤️

918177
2020-09-19 17:15:54 +0430 +0430

بهش ایراد نگیرین منم نوجوون بودم میرفتم راهپیمایی فقط شماره بگیرم😂 ولی وقتی میمالنت داد بزنی میگیرن طرفو عین این ماجرا برام پیش اومد و داد زدم

0 ❤️

917550
2020-09-23 15:10:52 +0330 +0330

باید یکی میزدی زیر گوشش

وقتی زنا کار نمیکنن مردا فک میکنن خوششون‌میاد

1 ❤️







Top Bottom