من گریون واحسان خندون

1392/11/10

سلام دوستان من عسل هستم 22ساله و دانشجوداستانی که براتون مینویسم کاملا واقعیه.
حدود2ساله که با یکی از همکلاسی هام به اسم احسان دوستم و خیلی همدیگرو دوست داریم و قراره بعد تموم شدن درسمون باهم ازدواج کنیم احسان 26 سالشه اما بخاطر سربازی و برخی مشکلاتش چند سال دیر دانشگاه اومده.
منو احسان خیلی باهم سکس داشتیم و داریم اما میخوام مهمترین روز سکسمون رو براتون تعریف کنم:
بهمن ماه پارسال بود که احسان بهم گفت فردا مادرم خونه نیست و اگه تونستی بیا باهم باشیم منم قبول کردم و فردا صبحش ساعت 10رفتم خونشون اولش یه صبحانه مختصر باهم خوردیم و رفتیم اتاقش خوابیدم رو تختش اونم اومد کنارم دراز کشید و مشغول حرف زدن شدیم یکم که گذشت ازم لب گرفت حسابی لباموخورد انقدر ازم لب گرفت که احساس میکردم لبام سر شد!بلوزمو در آورد و سینه هامو مالید بعدش شروع کرد به خوردن .سینه هام زیاد بزرگ نیست اما احسان خیلی دوستشون داره.منم بلوزشو از تنش درآوردم تا راحتتر بدنشو لمس کنم.بعد از اینکه سینه هامو خورد بازبونش رفت پایین تا نافم بعدش شلوارمو در آورد و از روی شورت با کسم بازی کردوقتی دید حسابی حشری شدم شورتمو کشید پایین و شروع کرد به خوردن نفسم به شماره افتاده بود آخه تو این کار خیلی مهارت داره!یکم که چوچولمو خورد ارضا شدم و با دستم سرشو آوردم بالا که یعنی بسه انقدر بی حال شده بودم که حال حرف زدن نداشتم بغلم کرد و گذاشت تا یکم آروم شم چنددقیقه بعد حالم بهتر شد و نوبت من بود که جبران کنم.
رفتم بین 2تا پاش و شورتشو کشیدم پایین کیرشو گرفتم تو دستم یکم باهاش بازی کردم بعدش سرشو لیس زدم و کلشو کردم تو دهنم چون میدونستم از این کار خوشش میاد چند لحظه تو حلقم نگهش داشتم و میکش زدم تند تند براش خوردم ولیسش زدم بهم گفت بخواب اینطوری نمیاد(چون ورزشکاره خیلی دیر ارضا میشه)منم خوابیدم به پشت و وازلین مالید به کیرشو به کون من سرکیرشو کرد تو کونم با اینکه خیلی باهم سکس داشتیم اما همیشه اولش خیلی درد دارم یه چند لحظه نگهش داشت و دید جاباز کرد کلشو کرد توش و تلمبه زد آه و ناله جفتمون تو اتاق پیچیده بود داشتیم از هم لدت میبردیم که کیرش در رفت و رفت جلو و پردم پاره شد ملحفه تخت پر خون شد داشتم از درد و ترس سکته میکردم فقط خودمو میزدمو به جفتمون لعنت میفرستادم احسانم خیلی هول شده بود اما از من خونسردتر بودسعی داشت آرومم کنه اما هیچی نمیتونست حالمو خوب کنه گذاشت یکم گریه کنم تا آروم شم بعدش بغلم کرد و گفت خانم شدنت مبارک باشه عشقم!اینو که گفت نمیدونستم بخندم یا گریه کنم.بوسید منو گفت نگران هیچی نباش به شرفم قسم میخورم من نامردی نمیکنم تو زن خودمی اگرم بهم شک داری همین امروز میبرم پردتو میدوزم.اینو گفت دوباره گریم گرفت و اونم مبخندید میگفت من خوشحالم این اتفاق افتاد چون مطمئنم تو دیگه مال خودمی(آخه من تا هرچی میشه قهر میکنمو حرف جدایی میزنم)بعدش بغلم کرد و محکم بوسیدتم منم ازشدت درد و خونریزی فشارم پایین بود و سردم بود کمکم کرد رو تخت دراز کشیدم و 2تا پتو انداخت رومو رفت یه ربع بعد با 2تا معجون بزرگ برگشت.
مرسی از اینکه وقتتونو گذاشتین.

نوشته: عسل


👍 0
👎 0
61114 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

411389
2014-01-30 23:57:38 +0330 +0330
NA

:D نه کجاشششششششششش در رفت ? ماشالله این اقا احسانتون رو ک…شون کنترل ندارن زود در میره . باید مواظب باشه در اینده زنشون از دستشون در نره.
ههههههه. همینطوری در رفت .اومد رفت تو سوراخ بعد بکارتتو پاره کرد؟ دختره خنگ خرفت. اقا احسان راه باز کرده برای سکسهای بعدی . بعد عین اشغال پرتت می کنه بیرون . میای همین جا داستان می ذاری من باز باید فحشت بدم که چرا انقد ابلهی .

0 ❤️

411391
2014-01-31 01:07:04 +0330 +0330
NA

واقعا ؟
یعنی به همین.سادگی؟
چرت بود .

0 ❤️

411392
2014-01-31 02:08:00 +0330 +0330
NA

نه بابا درس میگه، تو اون پوزیشنی که اینا سکس کردن بعضی وقتا در میره و بجا یه سوراخ که هدف گرفتی از یه سوراخ دیگه سر در میاره ;)

0 ❤️

411393
2014-01-31 02:16:11 +0330 +0330
NA

من گریون؟؟؟

‏‎ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ
ﮔﺮﻳﻪ ﺳﻬﻢ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﻪ
ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻏﺮﻭﺭﻩ
ﻣﺮﺣﻢ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭﻩ
ﺳﺮ ﺑﺪﻩ ﺁﻭﺍﺯ ﺣﻖ ﺣﻖ
ﺧﺎلی ﮐﻦ ﺩلی ﮐﻪ ﺗﻨﮕﻪ
ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ
ﮔﺮﻳﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ…
‏‎3)‎یاوش قمیشی‎(‎

0 ❤️

411406
2014-01-31 02:24:29 +0330 +0330
NA

… .

0 ❤️

411394
2014-01-31 03:23:42 +0330 +0330
NA

جناب مکس :
غلاممممممم <):)
البته جناب مکس ناگفته نمونه من از صبح هر چی حساب می کنم ببینم این نفله چطور تنظیم کرده که یهوووو 2 تا سوراخو یکی دیده ناتوانم. می گم به همین برکت قسم هر طور حساب کنی و در هر زاویه قرار بدی می بینی اخرش باید ته ولدزنا عالم باشی که قالپاق و دسته جوری تنظیم شه که 2 سوراخ طرفو یکی ببینی . از ما گفتن.

0 ❤️

411395
2014-01-31 03:42:54 +0330 +0330
NA

:D :D

0 ❤️

411396
2014-01-31 03:58:48 +0330 +0330

جنده‌گانه بود، ننویس . . . . . . . . . . . . . . . .
دیر رسیدم و گفتنی‌ها را دوستان گفتند و شنیدیم و خندیدیم. شما هم که کیر گُهی را با پرده‌ی کُست پاک کردی و به جمع جنده‌گان روزگار اضافه شدی. عروسیتان مبارک. شعر زیر تحفه‌ای است از برای جلوگیری از گریه‌ی شما. باشد که کُس بدهی و لذت ببری.

حسام، هنگام سکس چون گاو نر شد
سر کیرش مثال شاه فنر شد
عسل خانم شد و مانند جنده
کنون دارای سبک و با هنر شد

0 ❤️

411397
2014-01-31 04:17:35 +0330 +0330
NA

دم همتون گرم، کلی خندیدم… =))

چند وقت دیگه که معلوم میشه پسره خیال نداره بگیرتش، همینجا داستان میذاره که بهم تجاوز شد و از این مزخرفات… اسمشم ميذاره: من گريون و احسان خندون!!! :D

0 ❤️

411399
2014-01-31 05:49:15 +0330 +0330
NA

ميگيرتتتتتتتتتتتتتت از در عقب هر وقت كيرش شق شد البته.دينگييييييييييل

0 ❤️

411400
2014-01-31 07:43:30 +0330 +0330

نمیدونم دیگه چرا باخوندن داستانها کیرم شق نمیشه ایا به خاطر اینه که ایام جوونیم داره تموم میشه اخه دارم کم کم به سن نود سالگی میرسم جوانی نو بهاری بود وبگذشت

0 ❤️

411401
2014-01-31 08:17:16 +0330 +0330
NA

نوکرمم مکس

0 ❤️

411402
2014-01-31 10:43:26 +0330 +0330
NA

عجب نمیدونم چرا این دخترا هر وقت پرده به باد میدن میگن یکدفعه در رفت اصلا از همراهی کردن خودشون در این در رفتن ها نمیگن که خلاصه مبارک باشه اونوقت شاید گریون بودی ولی الان خندونی حتما

0 ❤️

411408
2014-01-31 13:14:48 +0330 +0330
NA

مثلا

0 ❤️

411403
2014-01-31 13:30:26 +0330 +0330
NA

:-)

0 ❤️

411404
2014-01-31 16:31:39 +0330 +0330

یعنی کاملا تابلو که نویسنده داستان یه پسره…هیچ حس دخترونه تو داستان ندیدم…این معجون این وسط چیکاره بود؟بقول یکی از دوستان به فلانم که پرده تو زد یا پرده شو زدی…با دسته بیل زدی با لحاف زدی یا با کلنگ زدی…ولی این کنفرانس تحلیل کنندگان زیرمتن از خود متن قویتر بود…بنظرم پردشو بدوزی بهتره چون این فرصت رو پیدا میکنی که مجدد پرده دری کنی ویه معجون دیگه هم بزنی به بدن…دیگه هم ننویس…

0 ❤️

411405
2014-01-31 18:07:58 +0330 +0330
NA

مکس خدا حفظت کنه . یه ساعته دارم می خندم به توصیفی که از در رفتن و جا گذاریش کردی . قلمت حرف نداره . زنده باشی.

0 ❤️







Top Bottom