من یک زنم، جنسم از خاک، کمی هم آتش

    من یک زنم ، جنسم خاک و کمی هم آتش.. مرا نوازش کن و روی خاکی ام را ببین .. لمس کن تن مرا.، برجستگی های تنم را زیر گرمای دستانت ب بازی بگیر، دستانت را آنگونه ک کودکان را نوازش میکنی بر پاهای من بکش ، آرامتر از نوک انگشتان پا آرام بالا بیا مچ پایم را قلقلک بده ، قوزک پایم را ضربه بزن،آرام دستان نوازشگرت را بالاتر بیاورچاله ی پشت زانویم را نِشگون بگیر ، مایوس نشو قسمت های سختش را گذراندی بالاتر از این سرانگشتان گرمت ، کمی در پوستم فرو می رود.. ب قسمتی رسیده ای ک پرقو رویش نمی شود در مقابل آن ادعای نرمی کند، کمی وحشی باش نرمی باسن های یک زن خشونت دستان یک مرد را می طلبد، مکث میکنی ب باسن های من ک میرسی به وضوح ضربان قلب یاغی ات را حس می کنم.. دستانت تب می کنند ..فشار دستانت را بیشتر حس میکنم، قلبم گرم میشود، از باسن های یک زن نمیتوانی بگذری ، گرمای لب هایت روی باسن هایم همانند انداختن کبریت در گالن بنزین است.. گُر میگیرم دستانت روی تب باسن هایم مارگونه میخزند، بالاتر بیا ، کمر یک زن مظهر زیبایی است.
    وقتی کمرم را میمالی بیشتر خود را به تو می سپارم بالاتر بیا از پشت گردن مرا بگیر برگردان ،، چه جنگی می شود بین لب های داغ و آتشین ما،، دستانت دیوانه وار تنم را در بر میگیرند.. از گردن پایین میایی.. بگو چ میبینی؟؟
    زیباترین خلقت آفریدگارت را خوب تماشا کن ، سینه ها ی یک زن تحریک می کنند.. ببین سینه های مرا و چنگ بزن همچون نوزاد ک سینه مادرش را ب دهان میگیرد سینه های بلوری و سپید مرا به دهان بگیر.. هر لحظه ک داغ تر میشوی دیگر نشانی از نوزاد بی آزاری در تو نمیبینم همچون یک گرگ وحشی ک بره ای بی دفاع را ب دندان گرفته سینه هایم را گاز میگیری ، پایین تر بیا یک حوض کوچک ک انگشت سبابه ات را ب شوخی در آن فرو‌میکنی .. میخندی ، میگویی : انقد تازه است ک انگار تازه بندش(ناف) را بریده اند.. قلقکم میشود.. حشری کننده میخندم و لبم را گاز میگیرم .. تمام تنت روی تمام تنم می افتد .. مثل یک مشت زن ک روی حریفش افتاده.. جسمی سخت و محکم بین پاهایام فشار می آورد.. انقدر عجول نباش..لحظات عاشقانه مان را خراب نکن ..نمی توانم کنترلت کنم ..مرا تسلیم خود کردی ،، وحشیانه جامه ام را دریدی ..تنها حجاب من شورت توری و سفیدیست ک از زیر آن منظره ی ک..سم خودنمایی میکند ..زبان لزجت را از روی شورت ب ک..سم میکشی.. از ته دل آه میگویم و گویی این آه تورا میسوزاند نفس هایم عمیق شده و ب شماره افتاده اند .. یک..دو..سه..
    تنها حجاب را پایین میکشی ب چشمان خمارم نگاه میکنی سریع تر از پلک زدن لباس هایت را پرت میکنی ..صدای عشق بازی..صدای جیر جیر فنر های تخت چوبی..دو تن یکی زیبا و پر از برجستگی .‌سفید و بلوری و خواستنی.. و دیگری قوی و محکم و استوار ..حتی محکم تر از کوه.. آرام پاهایم را باز کن ..با کی..رت.. ک..سم را نوازش کن..آه ..اوم.. این چیزیه ک ی زن رو از خود بیخود میکنه زبانت را روی ک..سم حس میکنم کاملا خیس شده ترکیبی از لزجی ک..سم و آب دهانت چ مخلوط زیبایی ک..سم لیز شده لیز تر از یخ های یک زمستان سرد.. انگار ک در جه ی گاز رو تنظیم کنی ک..یرت رو دم ک...سم بالا و پایین میکنی.. بیشتر از این مرا در خماری نگذار.. میخوام تمام حجمش را در خودم احساس کنم.. میخوام وحشیانه چنگم بزنی لب های هم را می مکیم و با اولین فشار کل جانم گُر میگیرد..حالا تماشا کن روی آتشین مرا.. در دنیای خود بی توجه ب آه و ناله های پر از هوس من ک..یرت را در ک..سم حرکت میدهی.. یک حرکت ب داخل ..ب بیرون..باز ب داخل باز بیرون.. و این مدام تکرار میشود..ناله میزنی..بدن ظریف زنانه ام زیر تن زمخت مردانه ات کم آورده.. با هر حرکت تمام تنت نیز در حال رفت و آمد است.. ب من بگو ک سکس زیباترین تجلی گاه دو عاشق است، زیباترین بعد وجودی آفرینش... دوست ندارم اما از لرزش تنت حس می کنم ب آخر این درام نزدیک شده ایم گرمای لذت بخشی در خودم حس می کنم و همزمان خالی میشوم خالی از نیرو و خالی هوس.. چ هوس برانگیز و لذت بخش... برای بار آخر لبانت را ب من بچسبان..
    آری من یک زنم یک رویم خاک و یک رویم آتش..


    نوشته: lovely _grl

  • 9

  • 9




  • نظرات:
    •   Aida_moongirl98
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • ایراد زبانی...ایراد زبانی...ایراد زبانی!
      دوگانگی...دوگانگی...دوگانگی!


    •   Neshane21
    • 3 ماه،1 هفته
      • 4

    • بنده حرفی ندارم و صحنه نقد و تجلیل رو به اساتید واگذار میکنم


    •   داریوشم
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • سلام
      خوب بود،ولی ایراد داره...متن کوتاه بود و گویا،و این خوب بود.ولی همین متن کوتاه رو آدم ناچار میشه کلمه به کلمه بخونه چون روان نیست،سکسکه داره...میتونی خیلی بهتر بنویسی چون حسشو داری،حس نویسندگی رو داری.فقط روان بنویس تا خواننده هم بتونه راحت متناتو بخونه...پیشنهادم اینه که بعد از نوشتن،اول خودت سعی کنی ببینی میتونی راحت بخونیش یا نه... و ... مرسی


    •   Sousha
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • برام خیلی قابل احترام و محترمی و محترمانه و دوستانه بگم که ، دوستش نداشتم ، به دلم ننشست :)


    •   MASIӇA
    • 3 ماه،1 هفته
      • 5

    • متاسفانه از اینجور گفتار متنفرم و اجازه نداد چند خط بیشتر بخونم.


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • اساتید جوابتونو دادن من فشام تموم شده گلم


    •   kokarostam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • تخیلی


      خب بعضی جاها خوب بود و بعضی جاها خوب نبود. یک متن ادبی و غیر سکسی که سعی کردی سکسی جلوه بدی. در کل بزرگترین ایرادش قسمتی بود که رسیدی به باسن و فقط یک بوس کوچولو داشت و فوری خودتو جمع و جور کردی که وای آتیش گرفتم و بیا بالا به سمت کمر. قطعا اگر قرار باشه چنین اتفاقی بیوفته به باسن که برسیم دیگه ول کن نیستیم تا لای باسن و سوراخ آن که به سوراخ کون معروف است رسیدگی و نوازش و کنکاش و جستجو نکنیم دست بردار نیستیم. معمولا تلاش زیادی هم خواهد شد که این سوراخ را فتح کنیم و اگر غفلت کنی و گول حرفای ما را بخوری به طرفه العینی جر خواهی خورد. حال خود دانی. البته این که من گفتم متاسفانه ذهن جوانهای رشید و دلاور ایران زمین است. در نتیجه متن شورانگیری که نوشتی نه کیری را راست میکنه و نه در جایی دیگر کاربرد دارد. نمیشاشم به داستانت که زیاد غصه نخوری.


      ها کوکا


    •   sexivsexi
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • سکس زیباترین تجلی گاه عشق است
      زیبا نوشتی


    •   doki-kar balad
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ایده نو و جالبی بود ولی یا محاوره ای بنویس یا ادبی
      بخاطر این ایراد صدمه نخوره داستان
      در کل مضمون قشنگی داشت ضمنا وقتی اسم از خاک و آتش میاری برای خواننده تو داستان نشانه گذاری کن،که بفهمه این بعد داستان خاکه، این بخش آتش
      خواننده آتش و خاک رو حس کنه
      موفق باشی دوست عزیز


    •   Weed-m@n
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • ناموسا تا حالا ندیده بودم معلم ادبیات بیاد شهوانی داستان بزاره ک اونم دیدیم . شوخی ب کنار خیلی دیگ ادبیش کردی ساده تر میگرفتی بازخورد بهتری داشت . ن لایک ن دیس لایک . منتظر داستانای بعدیت هستم تا ببینم این نقدا رو قلمت تاثیر گذاشته یا نه


    •   Quf_x
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • شاید این جمله ها مناسب باشه واسه مقدمه ابتدایی داستان . منظورم فقط دو سه خط واسه مقدمه بعدش ی داستان حماسی که دهن همرو سرویس کنه . به شخصه منتظر ی داستان حماسی بعد این لحن بودم که خرابش کردی


    •   بیجن
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • جالب نیست نوع نگارش


    •   An_Ahwazian_Good_Boy
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • قشنگ ،زیبا ، فوق العاده ، محشر


    •   Jagger
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • من یه مردم . جنس کیرم از سنگ کمی هم آب:| از کسشرای ادبی حالم بهم میخوره


    •   girl+angel
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • خواستی ادیب باشی و کسشعرگو شدی


    •   sikir
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • مثه آدم بگو جنده ای دیگه، این کسشعرا چیه تلاوت کردی...


    •   amiralilol
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • چرت میگی درحد نقی ممولی


    •   Abolmaly
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • ما اینجا اومدیم بزنیم نه اینکه تو مشاعره شرکت کنیم?


    •   no-roots
    • 2 ماه
      • 1

    • لایک کردم ://///


    •   shureshy
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • تم خوبی ولی نتونستی خو از اب درش بیاری


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • سبک قدیمیه و به روز نیست. (من یک زنم. جنسم از خاک) پس خاکی باش و خاکی بنویس.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو