من 16 ساله و زن 40 ساله

    سلام.اسم من امیره 35 سالمه قدم 190 و وزنم 93 کیلو.داستانی که میخوام بگم برمیگرده به سال 76 وقتی 15 سالم بود.خونوادم از نظر مالی ضعیف بودن و مجبور بودم کنار درس خوندن کار هم بکنم.تو یه مغازه کار میکردم و از اونجا که صاحب مغازه بهم اعتماد کامل داشت و من هم بهش خیانت نمیکردم همیشه منو تو مغازه میذاشت و خودش میرفت.تقریبا سه ماه گذشت که یه زن میانسال اومد تو محلمون.خیلی جیگر بود راه که میرفت لمبر های کونش بالا و پایین میشد و از جلو هم ممه هاش خودنمایی میکردن.صورت گوشتی و بدن چاقی داشت.قدش 168 بود(بعدا که آشنا شدیم ازش پرسیدم)روز ها گذشت تا اینکه مامانم بهم گفت این زنه یک ساله طلاق گرفته و این خونه رو با مهریش گرفته.
    یه روز تو مغازه بودم که یهو فریده (اسم زنه)اومد تو مغازه.بهم گفت یه بسته صابون واسم بذار که حالم داره از تنم بهم میخوره.کیرم یهو شق شد و فهمیدم تنش میخاره خلاصه یه جور که متوجه کیرم نشه رفتم واسش آوردم و بهش دادم پولو ازش گرفتم و گفت فدات و رفت.اون شب همش به این حرفش فکر میکردم و یه بار جق زدم. روز ها گذشت و اون بارها اومد مغازه و کیرمو شق کرد و رفت تا اینکه.یه روز ظهر که داشتم از مغازه برمیگشتم یهو جلوم سبز شد و گفت آقاپسر میخوام غذا درست کنم دستم نمیرسه ماهیتابرو بیارم تو که قدت بلنده بیا و واسم بیارش. من هم از خدام بود و قبول کردم و رفتم کوچه خلوت بود و کسی ندید.رفتم تو خونش و گفتم ماهیتابه کجاست دستمو گرفت (وای دستش خیلی داغ و سکسی بود )و برد تو آشپزخونه و نشونم داد منم واسش آوردم.معلوم بود فقط میخواسته منو بکشونه تو خونه چون ماهیتابش همچین هم بالا نبود و دست خودش بهش میرسید.آقا از خونش در اومدم و رفتم خونمون.
    روز بعد اومد مغازه و گفت راستی دیروز از یادم رفت تشکر کنم حالا که اینجوری شده باید کاری کنم که دیر تشکر کردنم جبران شه.گفتم چیکار میخوای بکنی گفت به نظرت یه جوون 16 17 ساله چی میخواد.گفتم نمیدونم گفت تو خیلی گاگولی دوستات تا حالا ده بار منو دسمالی کردن. اینو که گفت یهو خشکم زد.گفت چیه پس افتادی. گفتم نه فقط تعجب کردم.گفت امروز میخوام از این پاستوریزه بودن درت بیارم و بهت یه حال حسابی بدم اینو گفت و رفت کارم تموم شد و از مغازه در اومدم تو راه خونه بودم که باز خفتم کرد و کشوندم تو خونش .قلبم داشت از جا کنده میشد و فکر اینکه تا چند دقیقه دیگه میکنمش دیوونم میکرد.اومد رو پام نشست و گفت از بین دوستات من تو رو انتخاب کردم چون پسر خوب و مهربونی هستی بهش گفتم داره دیرم میشه مامانم اینا تو خونه منتظرمن.فریده گفت نترس یه چاخانی سرهم کن گولشون بزن. پا شد و دامنشو از پاش دراورد وای چه رونایی داشت بهم گفت تو هم لخت شو.پاشدم و شلوارمو درآوردم شورتمو که کشیدم پایین گفت واااای چه کیر کلفت و درازی داری. گفتم قابل شما رو نداره. زد زیر خنده.نشستم رو زمین و شروع کرد به ساک زدن عجب حالی میداد داشتم از حال میرفتم که گفت حالا نوبت توه. من هم اول از ممش شروع کردم با یه دستم یکیشونو میمالوندم و اون یکی ممشو میخوردم و از نوکشون گاز میگرفتم.گفت داری دیوونم میکنی برو سراغ اصل کاری.رفتم پایین و به کسش رسیدم واااااااااای چه بویی میداد عجب کس تپلی بود شروع کردم به لیسیدنش اقریبا 5 دقیقه خوردم و لیسیدم که بهم گفت پاشو برو کیفمو بیار منم پاشدم رفتم آوردمش از توش یه کاندوم درآورد و کشید رو کیرم حس خوبی داشت بهم گفت چرا نمیکنی.منم گفتم چشم هرچی تو بگی.کیرمو یواش دادم تو کسش و شروع کردم به تلمبه زدن اولش بلد نبودم اما بعد از چن لحظه یاد گرفتم صدای چالاپ چولوپش داشت دیوونم میکرد که یهو حس کردم روحم از بدنم داره خارج میشه و خودمو روش ولو کردم.بوسم کرد و گفت خیلی وقت بود کسی به کسم حال نداده بود.اینو گفت و پاشد رفت دسمال آورد و کیرمو تمیز کرد.لباسامونو پوشیدیم و بهم گفت بازم به ما سر بزن من گفتم از خدامه
    خدافظی کردم و رفتم سمت خونمون رسیدم خونه یه کتک حسابی از مامانم خوردمو گرفتم خوابیدم. از اون روز به بعد هفته ای دو سه بار تا سال 80 میکردمش تا اینکه از اون محله رفت.
    من هم ازدواج کردم و دوتا بچه دارم.
    دیروز بعد از 15 سال دیدمش منو برد یه گوشه و از مشکلات زندگیش بهم گفت و از این گفت که دو هفتس از کارش اخراج شده.بوسش کردم و گفتم امیدوارم زندگیت بهتر بشه و رفتم.
    برای زندگیش دعا کنید


    نوشته: امیر

  • 6

  • 27




  • نظرات:
    •   مازیار خان
    • 2 سال،5 ماه
      • 6

    • 1 - تو عنوان داستان نوشتی 16 سالت بوده ولی تو متن داستان گفتی 15
      2 - چالاپ چولوپ؟
      فک کنم کُصش زیادی فرسوده بوده که همچین صدایی میداده؟ :D
      3 - همون نظر چیمن (biggrin)
      4 - زن مطلقه به لطف نظام مقدس تو این مملکت تا دلت بخاد خریدار داره. واسه اون زن کیسهای به مراتب بهتری نسبت به یک جقی شونزده ساله پیدا میشه.
      5 - شونزده سالت بوده بخاطر یه ساعت دیر اومدن از ننت کتک خوردی؟ با اون قد؟ با اون هیکل؟
      ماهیتابه تو کونت...
      دیگه توهمات جقتو اینجا ننویس


    •   123masood123masood123
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • میگم اون موقع ها کاندوم به راحتی تو ایران پیدا میشد یا نه؟سال ۷۶ خب خیلی ساله تقریبا ۲۰سال


    •   اقاگلم
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • مجلوق.. کسی که سال 75 سنش 15 بوده اصلا تو این فازا نبوده..اونوقت تو رفتی و یه زن 40 ساله رو کردی.. بعدشم ننت که تورو اینقد ادم حساب نمیکرده که بخاطر یه ساعت دیر رفتن کتک خوردی چجوری نشسته در مورد زنه با تو حرف زده که طلاق گرفته.. انگشتتو از تو کونت در بیار بعد بنویس تا اینجوری نرینی


    •   vilsun
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • میشه ننویسی و فقط چلقتو بزنی ریگو (dash)


    •   وب.گرد
    • 2 سال،5 ماه
      • 2

    • به جای اون واسه خودت دعا میکنم که خوب بشی پسرم. (biggrin)

      خوب میشی!


    •   Paranoidguy1990
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • داداش من مردم دهه هفتاد عمرا اینقدر لوندی و جندگی نمیکردن اینا مال بعد از سال نوده که اینترنت و شو خارجی و فیلم و اینا با اینرنت دانلود شد


    •   arshmor949494
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • بد


    •   ممه-خوار
    • 2 سال،5 ماه
      • 6

    • دوستان ایشون جقی هستند و داستانو در شرایط عادی ننوشته داستان واقعی اینه:
      وقتی 16 سالم بود مرد همسایه که چهل سالش بود گفت بیا بریم موتور سواری منم رفتم تو زیرزمین خونشون گرفت منو کرد و در حال حاظر کونم جر خورده و چنان گشاد شده که وقتی رو صندلی میشینم صندلی با پایه هاش میره تو کونم برام دعا کنید!


    •   rezasex20
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • الان 20سال داره میگذره اون خانم ۶۰ سالشه یعنی الان هم میره سرکار!؟ بازنشسته نشده؟ گاگول میدونی به کی میگن! بقیه دوستان سلام گرم من رو هم به خانواده محترمت میرسونن


    •   shadow69
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • ye baste sabon bde jaqo zdi alan na
      hala har roz miomd migoft ye baste sabon bde toam har roz mizdi na
      goft maytbro biar vay chqdr thrik shodm gofti brm ye toke pa brm daska ab br migrdm dobare zdi jaqo
      dastt zad bazm rfti jaq zdi na kire maziar ba mokhalftsh/: to kione jenabe awli az bas jaq zdi chinaye mokht saf shode dige nmitoni fkr koni na
      ye baste sabon bde alanm boro bzn/:


    •   0هادی0
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • اغا تابه رو چجوری گذاشته بود که نمیتونس برداره؟


    •   لوگو
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • تصورات یک جقی. خواهشن به شعور بقیه احترام بزار.


    •   Torento97
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • تبر زدی کسخلシ
      کمتر جق بزن کمتر بنویس نه کلا ننویس
      اون حروف کیبورد ب صورت عمده تو کونت


    •   zenadost
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • من تازگی اول نظرات دوستان رو میخونم بعد خود داستان رو. جالبه بعضی دوستان توهم میزنن و داستان مینویسن یا چیز دیگه ای !!!!


    •   Master-Fucker
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • من داستانتو باور کردم عامو ولی خدایی خعلی کصخلی (biggrin)


      طرفو بعد 15 سال دیدیش بنده خدا انتظار داشته حق و حقوق کیر قلمیتو باها کس گشادش صاف کنی واست ز مشکلاتش گفته تا یه چیزی بزاری کف دستش بلکم بزاره رو یکی ا سوراخای زندگیش اونوقت تو بوسش کردی گفتی امیدوارم زندگیت بهتر شه،؟؟؟ (rolling)


      فانتزی هم مینویسید کصخلانه ننویسید لطفا


    •   szz
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • مثلا قبوله و حرفهات درسته البته مثلا فقط یک سئوال حالا که بزرگ شدی مثلا چندسال کردیش ودیدیش وضع اش خرابه نباید دست تو جیب مبارک میکردی حال اساسی میدادی یا ترسیدی مامانت کتک ات بزنه بگذریم یک رویای بچگانه بود


    •   Silent22
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • اصل داستان این بوده اصغرسگ سیبیل صاحب همون مغازه بوده که توش کارمیکرده امیررومیبرده خونه باصابون میکرده توسوراخش که ازتو فی خالدونش درمیومده حالا اسمهارو اینجا عوض کرده (rolling)


    •   kamrouz
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • کیرم تو داستانت لاشی سال ۷۶ آدامس خرسی به زور وارد ایران میشد بعد طرف کاندوم از کجا میاورد؟؟؟


    •   Nimi5566
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • اگ بوسش نمیکردی امکان داشت ب فاک بره


    •   لیتووو
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • اخه اینو کجا تو مخم جا بدم کسکش اخه مگه میشه یه زن میانسال به تو که کیرت به کونت نمیرسه پا بده <img class=" />


    •   pinesCunt
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • (rolling) (rolling) (rolling)
      مایه تابه از گردیش- به سمت دستَش تو کونت (rolling)
      نظر دوستان خیلی با حال بود ؛ وای مُردم از خنده (rolling)


    •   بی_ادعا
    • 2 سال،5 ماه
      • 3

    •          [بسم الاه ممه الی وسلم]

      1_صابونی که خرید تو کونت
      2_دست سکسیش تو کونت
      3_جقی که شب به یادش زدی تو کونت
      4_کوچه ای که توش خفت شدی با تمام امکانات تو کونت
      5_کیرهمه رفیقات تو کونت
      6_چالاپ چولوپ تو کونت
      7_موشک با سرعت 400 کیلومتر در ثانیه تو کونت
      ننویس جقی


    •   هومن-166
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • به نظر من که کوس شره.................


    •   Sina_boy
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • حیف کیر که نثار تو بکنم برو جقت بزن


    •   parviz_parviz
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • خيلي وقته كه نظر ندادم.اخه احمق.اولا پسر16ساله سكس حاليش بود اون زمان كه سينه بماله؟
      دوما اون زمان كسي كاندوم ميخريد؟
      سوما اون زمان زنا از اين كارا ميكردن اخه؟


    •   tanaz71p
    • 2 سال،5 ماه
      • 2

    • اگه با سوالم شق نمیکنی میشه بگی تو ۱۵ سالت بود قدت ۱۹۰ میشد حالا ۳۵ سالت شد قدت دقیقا چنده؟؟؟
      میوه در آوردی یا نه؟؟
      چی مصرف میکنی که با وجود این همه جق زدن هنوز نمردی؟؟؟
      از ماهیتابه چه خبر؟؟؟؟؟
      صاحب کارت چی شد؟؟؟
      مامی جونت هنوز دست بزن داره؟؟؟


    •   shahriarjooon
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • در اصل برای تو دعا یکنم خدا تورو شفا بده ایشالله


    •   lady majic
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • خوب یا بد ولی فکر کنم اولین داستان واقعی سایت بود.مرسی.


    •   lady majic
    • 2 سال،5 ماه
      • 1

    • واقعاً برای اونهایی که با مزخرف گفتن حسادتشون به یک خاطره رو نشون میدن باید ...
      .بیخیال جلقتون رو بزنید نظر نمیخواد بدین... (clap) (clap) (clap) (clap) (clap)


    •   amin.njm
    • 2 سال،4 ماه
      • 0

    • من ک میگم با پستوناش کردت =)))


    •   rastinfar
    • 2 سال،1 ماه
      • 1

    • ب جای دعا کمکش میکردی..بیشتر ب کمکت نیاز داره تا دعای تو


    •   shiraz-m-m
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • ماهی تابه با دسته و مخلفاتش یجا تو کونت مردم جقی توهمی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو