مهرداد سگ خانومشه (۱)

    دوستان این داستان فانتزیمه
    و دوس دارم تجربه کنمش
    و اینکه تخیلی هست.




    سلام اسم من شیرینه و 23 سالمه دوساله که ازدواج کردم و اسم شوهرم مهرداده ، ما از طریق دوستامون باهم آشنا شدیم و مهرداد علاوه بر اینکه شوهرمه برده و سگه منه.
    و وقتی که باهم آشنا شدیم خودش درخواست داد و از حس خودش خبر داشت و منم روحیه ی سلطه گری داشتم و اون عاشق همین مسئله بود.
    چند روز پیش مهرداد گفت که یکی از دوستاش که کانادا زندگی میکرده داره میاد ایران و به جز مهرداد هیچکیو نداره و خیلی پولداره آخه خانوادشو از دست داده و هرچی بوده ارث رسیده به اون وقتی پرسیدم کانادا چیکار میکنه گفت باشگاه بدنسازی داره وقتی مهرداد اسم باشگاه و آورد تو ذهنم دوستشو به مرد خوش هیکل و جذاب تصور کردم خلاصه مهرداد که سگم بود و نمیتونست بدون اجازه من آب بخوره ازم اجازه گرفت که میتونه دوستشو دعوت کنه خونه؟ منم با کمال میل قبول کردم و اون دستمو بوسید و تشکر کرد .
    سه روز بعد رفتم اپیلاسیون و حسابی به خودم رسیدم و از شر تموم موهای تنم راحت شدم حالا پوستم و اندامم بهتر به چشم میومد . همینجوری داشتم تو آینه خودمو نگاه میکردم و تصور میکردم که دوست مهرداد چه شکلیه که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره مهرداد بود جواب دادم و گفتم چی میخوای؟ مهرداد گفت شروین رسیده ایران، اجازه هست برم دنبالش فرودگاه ؟ گفتم اوکی برو . گوشیو قطع کردم و دو رو برمو نگاه کردم نوک انگشت اشارمو گذاشتم تو دهنم و گفتم حالا چی بپوشم ؟ رفتم سمت کمد دیواری و درشو باز کردم از بین لباسا یه ست شورت و سوتین مشکی برداشتم و انداختم رو تخت و یه روبدوشامبر یاسی رنگم برداشتم که تا بالای زانو بود. در کمدو بستم شورت و پام کردم شورتش خیلی سکسی بود و وسطش باز بود و خط کوسم و چوچولم میوفتاد بیرون بعدش سوتینمو برداشتم و بستمش و روبدوشامبرمو تنم کردم و باهاش تنمو پوشوندمو محکم گره دادم و سفتش کردم یکم از عطر 212 ام برداشتمو زدم ب مچ دستام و زیر گردنم ،ی برق لب به لبای صورتیم و ریمل به مژه های مشکی و خوش حالتم و موهای لخت مشکیمم که تا زیر باسنم بود و باز گذاشتم.
    به نظر خیلی سکسی شدم و دلبری میکنم با این تیپ ساده و خوشگلم ، داشتم تو آینه خودمو میدیدم که صدای در اومد و دیدم مهرداد داره ماشینشو میاره تو حیاط خونه شروینو دیدم که پیاده شد و منتظر مهرداد شد که مهرداد سرشو از شیشه آورد بیرون و گفت شروین جان برو بالا خانومم خونس من چمدونت و میارم ضربان قلبم رفت بالا و سریع رفتم نشستم رو مبل نیم دقیقه بعد صدای در اومد یه نفس عمیق کشیدم و بلند شدم و آروم به سمت در رقتم دستگیره رو کشیدم پایین و درو باز کردم شروین بود یه پسر خوشگل چشم ابرو مشکی و پوست سبزه و بدن عضلانی یه تیشرت ساده سفید پوشیده بود و بازوهاش خیلی تو چشم بودن موهاش مشکی و پر پشت و لبای قلوه ای. خیلی مردونه بود . از جلوی در کنار رفتم و گفتم سلام خوبید شما خوش اومدین بفرمایید خواهش میکنم لبخندی زد و گفت سلام مرسی لطف دارین ببخشید مزاحم شدم گفتم ای بابا این حرفا چیه بیا تو ببینم اینجا خونه ی خودته اصن بیا بغلم و قدمی جلو گذاشتم و دستامو باز کردم یکمی نگام کردو اومد جلو و بغلم کرد تو بغلش عین مورچه بودم خیلی هیکلی بود یکم فشارم داد تو بغلش و از بغلش در اومدم و گفتم حالا بیشتر احساس راحتی میکنی نه خندید گفت آره چه جورم . درو بستم و گفتم برو بشین رو مبل چی میخوری بیارم برات گفت یه چیز خنک چون خیلی گرممه گفتم چشم و رفتم سمت آشپزخونه و با خودم گقتم که لیموناد ببرم براش شروع کردم آماده کردنش و یخ ریختم تو لیوانش و نی و گذاشتم و یه لیمو ام زدم سر لیوان و لیموناد و ریختم براش.
    گذاشتم تو سینی و بردم جلوش و خم شدم گفتم بفرمایید تقدیمه شما آقا شروین ،
    تو چشمام نگاه کرد و لیوانشو برداشت سینی و گذاشتم رو میز و رفتم کنارش نشستم پاهامو انداختم رو هم و گفتم خب چه خبر شروین جان یه ذره از لیمونادش خورد و گفت کار و زندگی دیگه ولی کشورای دیگه آنچنان محیط صمیمی ندارن و اصلا حال نمیکنم اونجا. همینجوری که بهش نگاه میکردم گفتم آهان بله دیگه هیچ جا ایران نمیشه.
    تایید کرد و گفت مهرداد کجا رفت که در باز شد و مهرداد اومد تو و یه چمدون هم باهاش بود میخواستم سلطه ای که روی مهرداد دارم و به شروین نشون بدم و یه جوری شروینو جذب خودم کنم چون خیلی ازش خوشم اومده بود.مهرداد گفت خب اینم از چمدونه آقا شروین .
    و رو به من کرد و گفت خانومم چیزی نمیخوای؟ گفتم نه آزادی و آروم پوزخند زدم ، خیلی خوشم میومد که مهرداد و بشکنم و خوردش کنم حالا هر فرصتی گیرم میومد مخصوصا جلوی شروین روش امتحان میکردم.
    مهرداد گفت چشم و رفت شروین یکم هنگ بود ولی به روی خودش نمیاورد خودمو یکم چسبوندم به شروینو گفتم پس دوس دخترتو چرا نیاوردی گفت دوس دختر ندارم الکی تعجب کردم و گفتم مگه میشه پسر به این خوشگلی سینگل باشه گفت بله چرا نشه گفتم پس ی شیطنتایی میکنی چشمک زد و گفت خخ بله منم ک تصمیم داشتم حشریش کنم و خودمم داغ کرده بودم دستمو بردم سمت موهامو یه تاب به گردنم دادم و با عشوه پلک زدم و اصلا نگاه شروین نکردم و بلند شدم و به
    سمت آشپزخونه رفتم مهرداد و دیدم که داره واسه خودش لیموناد درست میکنه گره روبدوشامبرمو شل کردم و رفتم سمتش و با ناز گفتم مهرداد مهرداد برگشت سمتمو گفت جون شیرینم دستمو گذاشتم رو کسم و مالیدمش مهرداد نگاهش رفت پایین و فهمید چی میخوام آروم آروم و با ناز رفتم نزدیک اپن و یه پامو گذاشتم روش و به مهرداد اشاره کردم مهرداد اومد و زانو زد جلوی من یه جوری که انگار سگمه بهش گفتم پاهای ملکه‌اتو ببوس و مهرداد سرشو برد پایین و شروع کرد به بوسیدن پاهام یه پنج دقیقه پاهامو میبوسید که با پام سرشو آوردم بالاو گفتم آروم بیا بالا از همونجا اومد و شروع کرد از روی شرت کوسم و بوسیدن میبوسید و بو میکشید که احساس کردم مثانه ام پر شده شورتمو دادم کنار و گفتم دهنتو باز کن دهنشو باز کرد از موهاش گرفتم و سرشو کامل چسبوندم به کسم شروع کردم به شاشیدن تو حلق مهرداد، مهرداد میک میزد و نزاشت یه قطره ازش حروم شه و همشو خورد همونجوری گفتم تمیز کن کس خانومتو شروع کرد لیسیدن من که خیلی حشری بودم کسم و میمالیدم رو صورتش اونم میک میزد و چوچولمو خورد که گفتم آه مهرداد بخورش اااه دستشو آورد و شروع کرد چوچولمو مالیدن و با زبونش کسم و لیس میزد حسابی داشتم حال میکردم که صدای شروین اومد سر مهرداد و هل دادم عقب و رفتم سمت میز و مهردادم کشیدم پایین زیر میز شروین اومد و نشست رو به روم گفت مهرداد کجاست من که مهرداد و چسبونده بودم به کسم گفتم میاد.
    تو یکم از زندگیت بگو شروین شروع کرد حرف زدن و من داشتم کسمو میمالیدم رو دهن مهرداد شروین گفت من برم لباسامو عوض کنم بهش گفتم بر طبقه بالا اونجا میتونی شروین رفت و من به مهرداد نگاه کردم یکی زدم تو گوشش و گفتم بدو کثافت میخوام همش دهنت زیرم باشه بلند شدمو سرشو گذاشتم رو صندلی و نشستم رو صورتش زبونشو حس میکردم که سوارخ کونمو لیس میزد شروین اومد ودوباره نشست من که رو صورت مهرداد بودم و از پایین با کفشام از رو شلوارش کیرشو فشار میدادم و میمالیدم صدای مهرداد اومد که اوم اوم میکرد و داشت خفه میشد زیرم بلند شدم و تلفنو برداشتم و گفتم چی میخوری سفارش بدم برات شروین؟ گفت فرقی نداره گفتم پس دوتا پیتزا گفت پس مهرداد چی گفتم مهرداد چیزای دیگه ای میخوره سرشو انداخت پایین و گفت آهان.
    غذارو سفارش دادم و منتظر شدم تا بیاد و دوباره رفتم رو صندلی این دفعه برعکس نشستم و پشتم به شروین بود کسمو بالا نگه داشتم و آروم به مهرداد گفتم دهنتو باز کن و شروع کردم شاشیدن تو دهنش صدای شر شر شاشم میومد وقتی شاشیدم تو دهن مهرداد کامل کسمو کردم تو دهنشو اون یه میکه بزرگ زد و چوچولمو مالید دیوونه شدم و یه تاب به کمرم دادم و آه غلیظی کشیدم کسمو از دهن مهرداد کشیدم بیرون و گفتم تشکر کن و فدای کص خانومت شو مهرداد شروع کرد بوسه زدن رو کوسم و میگفت الهی بمیرم واسه کوس خوشگلو تنگت الهی جون بدم زیرش فدای کوس خانومم میشم قربون کوست برم منو با شاشت خفه کن دور سوارخ صورتیه کوست بگردم بمیرم واسه کوست تا اینکه بلند شدم و سرشو هل دادم زیر میز و گفتم همونجا زانو بزن یه نگاه به شروین کردم که تعجب کرده بود و چشاش چهارتا شده بود ، به روی خودم نیاوردم که صدای زنگ در اومد گفتم شروین جان غذا هارو آوردن میری بگیری بی زحمت؟ پولم رو میز دم در هست.
    گفت باشه و رفت
    به مهرداد گفتم سجده کن جلوی من مهرداد سجده کرد پامو گذاشتم رو سرش و منتظر شروین شدم.
    شروین اومد و غذا هارو گذاشت رو میز گفتم مرسی شروین جان لطف کردی گفت خواهش میکنم وظیفه است.
    در جعبه پیتزامو باز کردم و شروع کردم به خوردن و شروینم شروع کرد به خوردن.
    آخرای غذام بود.
    یه تیکه پیتزا مونده بود ، برداشتمِ‌ش و انداختمش رو پارکت جلوی مهرداد گفتم بخورش سهم توعه و روی تیکه پیتزاش تف کردم.
    مهرداد سعی میکرد برسه به تیکه پیتزاش.
    به شروین نگاه کردم و دیدم حالت صورتش عادیه فکر کنم رابطه ی بین منو مهرداد و فهمیده بود چجوریه که دیگه تعجب نمیکرد.
    غذاش که تموم شد تشکر کرد گفت میتونم یکم استراحت کنم؟ گفتم آره حتما برو طبقه بالا گفت ممنون و رفت منم بلند شدمو به مهرداد گفتم میزو تمیز کن و همینجا زانو میزنی تا بیام.
    نگاه کردم به کیرش که سفت و برجسته شده بود . رفتم بالا و تو اتاق خودمون خوابیدم
    2ساعت بعد .
    بلند شدم و رفتم پایین مهرداد و دیدم که سرش افتاده رو شونش و خوابش برده، رفتم و یکی زدم تو گوشش که از خواب پرید و دورو برشو نگاه کرد بهش گفتم چرا خوابیدی هان ؟
    ترس و تو چشماش میدیدم گفتم مگه با تو نیستم کثافت گفت ببخشید گفتم باید تنبیه شی تا یادت بمونه رفتم و کونمو چسبوندم به صورتش و روی پاهاش وایستادم و آرنجامو گذاشتم رو اپن و نفسای عمیق میکشیدم
    صدای پای شروینو شنیدم که میومد
    سر مهرداد بین کون من و کابینت بود بیشتر کونمچ فشار دادم به صورتش
    شروین اومد و سلام کرد گفتم سلام عصربخیر شروین جان.
    همونطور که اون طرف اپن ایستاده بود گفت راستش شیرین میخواستم یه چیزی بگم بهت گفتم بگو گفت من از همون اول که دیدمت از تو خوشم اومد و خیلی به دلم نشستی نوک انگشتمو گذاشتم تو دهنم و گفتم اووم خب منم همینطور و لب پایینمو گاز گرفتم گفت گازش نگیر اون لباتو بزار من گاز بگیرمش ابرو هامو بالا انداختم و نگاهش کردم که اومد جلو لبمو بوسید یکم جلوتر اومد و گفت اینطوری نمیشه و دور زد و اومد تو آشپزخونه وقتی مهرداد و زیرم دید گفت اوه چه خوب ولی زیاد اهمیت نداد و اومد جلوتر و لبامو کشید تو دهنش لبامو میخورد و دست چپش سینه امو میمالید سر مهرداد و خم کردم و با کوسم نشستم رو دهنش و خودمو تاب میدادم رو دهنش شروین خیلی دستای ماهری داشت همونجوری که لبامو گاز میگرفت با دست راستش سینه سمت راستمو میمالید و دست چپش و برده بود و کوسمو و میمالید، لبامو لیس میزد و زبونمو میک میزد.
    دستشو محکم فشار میداد و کوسمو میچلوند تو دستش ،منم هی تکون میخوردمو کمرمو پیچ و تاب میدادم مهردادم که از پایین کوسمو لیس میزد یکم جیش داشتم پس همونجوری تو دهن مهرداد شاشیدم و مهرداد یه میک گنده از کوسم زد و من گفتم آااه آروم بخورش کوسمو
    مهرداد شروع کرد بوسه زدن رو کوسم و قربون کوسم میرفت
    میدونست که عاشق اینم که کوسمو بپرسته و قربونش بره
    و شروین کوسمو میمالوند و لب بازی میکردیم شروین تند تر کوسمو مالید و چوچولمو فشار داد که گفتم آیییی آهههه شروین
    شروین گفت جونه شروین ناله کن برام و مهرداد از پایین کوسمو میخورد و میلیسید
    شروین تند تند کوسمو مالید و من آه میکشیدم و تاب میخوردم آهه شروییین وایی آه آره جوون بمالش
    تند تر میمالید که یهو لرزیدم و تموم آبم ریخت تو دهن مهرداد
    خودمو شل کردم که شروین گرفت منو و بغلم کرد شروین مهرداد و نگاه کرد و گفت بیا باقی مونده‌ی آب کوسشو بخور مهرداد چهار دست و پا اومد جلو
    و جلوی صورتش کوس صورتی و تپلم بود که از لای پاهام قُلپی زده بود بیرون
    شروع کرد لیسیدن گفتم آااااه شروین واای شرویین میبینی چه سگ خوبی دارم و یه تاب به کمرم دادم اااااهههه اووههه
    من که حشری شده بودم یکم پاهامو باز کردم و سر مهردادو با کف پام چسبوندم به کوسم
    شروین دید خیلی خوشم میاد صندلیو کشید کنار و نشست روش و پاهاشو باز کرد و منو گذاشت بین پاهاش و منو هل داد جلو و پاهام و با پاهاش باز کرد و
    نگه داشت و دستشو آورد رو کوسم و شروع کرد کوسمو مالیدن ، مهرداد زانو زده بود و نگاهش میخِ کوسم بود
    به مهرداد گفتم میبنی شروین چقد خوب کوس منو خیس میکنه ؟ مهرداد گفت آره خانومم ، اجازه هست آب کوستو بخورم؟ گفتم از شروین بپرس و شروین بهش اشاره کرد و مهرداد اومد جلو و سرشو چسبوند به کوسم و لیس میزدش و شروینم از بالا کوسمو میمالید من ناله میکردم و میگفتم
    آه آه آههه اوووه اوممم آی آره

    بعد دو دقیقه
    بلند شدمو برعکس نشستم رو پاهای شروین و پاهام از دو طرف آویزون بود و پشتم به مهرداد . به شروین نگاه میکردم که خودش شروع کرد لبامو بوسیدن منم همراهیش میکردم.آروم نفسای مهرداد و زیرم حس میکردم مهرداد سرشو آورده بود زیرم و کوسمو بوس میکرد خودمو کشیدم جلو و حالا سوارخ کونم و میلیسید .
    بعد اینکه لب بازی کردیم
    به شروین گفتم بریم بالا شروین
    شروین گفت بریم و من با کف پام سر مهرداد و هول دادم عقب
    و گفتم پشت سر ما پارس کن و بیا بالا
    شروین منو بغل کرد و از پله ها رفت بالا و منو گذاشت رو تخت
    گفتم شروین میخوام برم حموم
    گفت باشه خوشگلم میخوای خودم ببرمت؟
    گفتم نه خودم میرم
    و بلند شدمو رفتم سمت حموم .
    وان و پر کردم و نیم ساعتی خودمو میمالیدم و لم داده بودم که بلند شدم و رفتم زیر دوش خودمو شستم و اومدم بیرون .
    یه شرت لامبادا مشکی چرم برداشتم که پام کنم سوتین نزدم و یه روبدوشامبر زرشکی تنم کردم
    سشوارو برداشتم و شروع کردم خشک کردن موهام که در باز شد و شروین اومد تو
    مهرداد تمام مدت پشت در زانو زده بود .
    شروین گفت بزار من خشک کنم موهاتو و اومد پشت سرم وایساد و سشوارو ازم گرفت و دستشو برد تو موهام و با سشوار موهامو خشک میکرد .
    کم‌کم پامو باز کردم و روبدوشامبرمو از یکی از شونه هام یکم دادم عقب تر
    حالا یکی از سینه هامو از تو آینه شروین میدید
    گفت نکن هواسم پرت میشه
    گفتم هواس من که پرت شده
    گفت پرت کجا
    گفتم تو
    خم شد و لبامو بوسید و گفت الهی قربونت برم.
    یکم ناز کردم و لباسمو برگردوندم به حالت اولش
    شروین گفت اِاِ بزار هوا بخوره
    چرا پوشوندیش ، گرمشه بزار در بیارمش و دستشو آورد و لباسو از سر شونه هام انداخت تا آرنجم
    منم که خوشم اومده بود
    خودمو دادم عقب و گفتم آره فکر خوبیه
    شروین خوشحال شد و گفت کجاشو دیدی و سشوارو خاموش کرد و اومد نشست کنارم
    دستشو زد روی رون پاش و بهم اشاره کرد خودمو کشیدم سمتش و با ناز نشستم رو پای راستش
    شروع کرد بوسیدنم و لبامو گاز گرفت
    و با دستش سینه هامو میمالید
    دستمو انداخته بودم دور گردنش و لباشو میک میزدم شروینم نوک سینمو فشار داد و من از پایین کوسمو میمالیدم به زانوش تا بیشتر لذت ببرم
    که شروین رفت عقب و گفت وایسا به سگمون بگیم بیاد با زبونش خارش کوستو بر طرف کنه هوم؟
    گفتم اه آره بگو بیاد صدا زد
    توله سگ؟ بدو بیا
    و دوباره شروع کرد بوسیدنم و مالیدن سینه هام
    دیدم در باز شد و مهرداد چهار دست و پا و کاملا لخت اومد تو تنها پوششی که داشت شورت پاش بود و یه قلاده هم دور گردنش و زنجیرش تو دهنش بود
    با پام دوبار زدم رو زمین که بیاد جلو
    چهار دست و پا اومد و سرشو برد سمت پاهام شروع کرد بوسیدن پاهام و لیس زدنشون انگشتای پامو میکردم تو دهنش و میک میزدش، کف پامو گذاشتم رو صورتش و مالیدم به صورتش و با کف پام به صورتش سیلی زدم و با اون یکی پام کیرشو فشار میدادم .
    شصت پاهامو کردم تو دهنش و گفتم که ساک بزن و مهرداد شروع کرد لیسیدن و ساک زدن انگشتام
    شروین گفت دیگه طاقت نداره و شلوار و شورتشو کشید پایین ....
    ادامه دارد ...


    نوشته: Shry

  • 11

  • 17




  • نظرات:
    •   A....k
    • 2 ماه
      • 4

    • حاجی ببین وقتی مینویسی فانتزیه یعنی اینکه یه چند سطر کصشعره درباره اینکه مثلاً دوست داشته باشی چطوری یکیو بکنی یا بدی یا یه بلایی سر یه نفر بیاری.
      اما اینی که تو نوشتی داستانه فانتزی نیست یه قسمت هاییش شاید فانتزی باشه ولی اینکه رفیقش از کانادا بیاد و هیچکس رو نداشته باشه جزو فانتزی حساب نمیشه.


    •   sajad.ru
    • 2 ماه
      • 0

    • در مجموع که کس خارت
      ربط نداشت ولی حقیقت داشت


    •   TheBitchKing
    • 2 ماه
      • 4

    • یکی بره به مهرداد بگه تو کیر منم نیستی. سگ خانومت به کنار ...


      و اما بعد:
      یخورده خوندم حس کردم میخواد فانتزی سکس گروهی باشه انگار! برا همین دیگه نخوندم.


    •   Sara.mehdi
    • 2 ماه
      • 1

    • نوشته یک ادمدمریض ی زنی ک مثل سگ کردنش نتونسته گوهی بخوره حالا اومدهداینجا داره با داستان نوشتن تلافی میکنه


    •   barde9920
    • 2 ماه
      • 2

    • کاش من مهرداد بودم


    •   Feri7371
    • 2 ماه
      • 1

    • کیرم تو ناموست زنه بدبخت عقده ای


    •   Pragmatism
    • 2 ماه
      • 0

    • کیر پوتیفار تو کونت تا سیاتیک کمرت بگا بره


    •   Mmdijavad
    • 2 ماه
      • 1

    • خدا وکیلی حیف اسم مرد نیست ک اینجوری خرابش میکنین
      مرد حرمت داره بابا این چرتو پرتا چیه خاک تو سر اون مرد بی غیرت کنن ک بزاره یکی دیگ حتی نگاه چپ ب زنش بکنن????


    •   شادوکس
    • 2 ماه
      • 5

    • ازبس جرت دادن و تحقیرت کردن پسرا بدجوردلت میخواد انتقام بگیری اما حیف که دیگه فرسوده شدی و شدی هزاری فوقش دوهزاری کوس دوهزاری هم که دیگه نمیتونه کسی رو تحقیر کنه حتی کسی نمیکندش که بخواد تحقیر کنه الان تو فقط واسه این راننده های بیابونی خوبی اونم درحد ساک زدن ودیگر هیچ برو دنبال راه دیگه باش دوهزاری


    •   Jalaljamali5353
    • 2 ماه
      • 1

    • کسشعر واقعی


    •   +A
    • 2 ماه
      • 1

    • کسکش بزار اول فحشتو بدم چرا اینقدر طولانی نوشتی بعد میخونم نظرمو مینویسم


    •   +A
    • 2 ماه
      • 0

    • کدوم نوکری این فرمان رو میگیره کوس خانمشو تمیز کنه اونم با لیس!!!


    •   peyanmoradi76
    • 2 ماه
      • 0

    • ادامه بده


    •   sepehr.rad
    • 2 ماه
      • 0

    • قشنگ بود کاش مهرداد بودم ?


    •   zanbory
    • 2 ماه
      • 0

    • خداشفات بده


    •   ziba1981
    • 2 ماه
      • 1

    • ببینید این یه فانتزی هست و خیلی اقایون متاهل مثل شوهر خودم واقعا این پزیشن رو دوست دارن. دلیلی نداده توهین کنیم .بنظر من واقعا زیبا و لذت بخش نوشتی


    •   iman_big_dick
    • 2 ماه
      • 0

    • اثراته قرنطینه رو مشاهده گر هستیم که چجوری باعث شده ملت کصشر تفت بدن
      شروین تو کونت


    •   Siyavas
    • 2 ماه
      • 0

    • این همه توشاشیدی دهن مهرداد حالا من میشاشم به تو میرینم به داستانت حول خانوم


    •   ziba1981
    • 2 ماه
      • 0

    • لطفا قسمت دوم رو هم زودتر بذارید


    •   H.s.Pesarak
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کس کش بی ناموس فیلم زیاد میبینی


    •   Sajediiiiii
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • سایت واسه گف و داستان تحقیر امیز می خواید فقط حقارت!!!


    •   hajamoo
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بعضیا دوسدارن سگ باشن. چه سگ زینب و رقیه چه سگ کس دیگه!


    •   Arminsep8
    • 1 ماه
      • 0

    • ارباب خانم از تهران اگر هست درخدمتشم


    •   Arminsep8
    • 1 ماه
      • 0

    • من بردت میشم خواهشا بیا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو