مهسا که بعدا زنم شد

    سلام،اسم مستعار من احسان و زنم مهساست تمام حرف های من واقعیه و دروغی در کار نیست، داستان ما به سال ۹۱ برمیگرده اون موقع مهسا ۱۸ سالش بود و من ۲۸ سال داستان از اینجا شروع میشه که توی مراسم عروسی یکی از اقوام مهسا رو دیدم مهسا از بستگان دور ما بود در نگاه اول عاشقش شدم واقعا خوشکل بود و مهمتر از همه یه کون خیلی خوشکل داشت دو روز بعد از جشن‌شمارش رو پیدا کردم و بهش پیام دادم اونم خیلی خوب تحویلم گرفت و باهام چت کردیم و بعضی پیامهامون سکسی بود مهسا هم خوشش میومد بعد از دو سه روز بهش گفتم خونه خالی هست میای پیشم گفت آره، اولش فکر کردم دروغ میگه ولی روز قرار اومد پیشم تا در رو باز کردم بغلم کرد و بوسیدم رفتیم رو تخت دراز کشیدیم و باهم حال کردن راضیش کردم لخت شه که گفت پریوده ولی سینه هاش رو دراورد ک بخورم واقعا سینه های خوشکل و خوش فرمی داشت بعد از یک ساعت ک حال کردیم مهسا از پیشم رفت و توی این مدت باهم در ارتباط بودیم تا اینکه یبار دیگه خونه خالی جور شد و مهسا اومد پیشم ی ساعت قبل از اومدن ی قرص ترامادول خوردم و وقتی مهسا اومد باهم یخورده لاس زدیم و بردمش رو تخت همدیگه رو لخت کردیم مهسا دراز کشید روی کمر و منم کیرمو خیس کردم و گذاشتم در سوراخ کون مهسا کیرم خیلی راحت رفت تو و من شروع به تلنبه زدن کردم مهسا به شدت حشری شده بود و فقط می گفت بکنننننن منم هر چی میکردم ارضا نمیشدم تا اینکه بعد از چهل دقیقه کردن آبم اومد و خالی کردم تو کون مهسا که مهسا گریه کرد جرا ریختی تو میخاستم آبتو ببینم باید میریختی رو سینم،اونروز گذشت و من پیش خودم گفتم چرا مهسا خیلی راحت از پشت خورد و به این فکر میکردم که شاید مهسا قبلا کون داده تا اینکه بعد از چند وقت واقعا با این فکر حال میکردم بیشتر وقت ها که سکس چت میکردیم بهش میگفتم دوس داری یه کیر مصنوعی هم بود میکردی تو کونت؟اوایل بدش میومد و میگفت نه ولی بعد از چند وقت قبول میکرد و حال میکرد منم وااااااااقعا داغ میشدم بعد از چند وقت میگفتم دوس داری یه کیر واقعی دیگه بود وقتی گفت آره بلافاصله از شهوت ارضا شدم واااااقعا حس خوبی بود میگفتم کیر کی رو دوس داری بخوری که اسم هنرپیشه ها خارجی یا فوتبالیست ها رو میگفت این قضیه چند سالی ادامه داشت تا تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم.
    ببخشید طولانی شد و اذیت شدین ادامه ی داستان رو بعد می نویسم


    نوشته: احسان

  • 5

  • 47




  • نظرات:
    •   خوشگلخانم
    • 2 هفته،6 روز
      • 5

    • جواب سوالو ندادی چراراحت رفت تو کونش ؟؟؟


    •   Orginalboy
    • 2 هفته،6 روز
      • 4

    • عجب راحت شده ...دوران ما که البته زیادم دور نیست تا روز سوم جواب سلامتم نمیدادن الان سه روزه میدن حتما ی هفته نشده هم بچه میارن واست راستی خودت کلاس چندمی بالام جان!!!


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 هفته،6 روز
      • 7

    • از کی تا حالا سکس کردن راحت شده اونم تو ایران؟تا جایی که می دونم اگر شخصی جنده هم باشه و کل شهر بشناسنش به این راحتی ها نمی ده.


    •   Parniyan.queen
    • 2 هفته،6 روز
      • 4

    • کم بزنید همیشه بزنید


    •   Prometheuss
    • 2 هفته،6 روز
      • 3

    • فوتبالو دیگه بذارید برامون بمونه (dash)


    •   TheBitchKing
    • 2 هفته،6 روز
      • 4

    • وقتی اسم مستعار میدی، دیگه قسم حضرت عباس هم بخوری، داستانت دروغه. این از این.
      دوما ارواح عمه ت. جنده هم بیاری خونه هزار تا ناز و ادا در میاره تا لخت بشه. این پریود بوده و با یه زنگ اومده و لخت شده و داده؟ اونم به توی کونپشمی که 10 سال ازش بزرگتری؟
      خودتی عامو. کیرم تو کمر خروست که به نصف صفحه نرسیده آبت اومد و سر و ته داستانت رو هم آوردی.
      تورا به عامون بزرگ دیگه ننویس.


    •   Cleverman1358
    • 2 هفته،6 روز
      • 7

    • داستان که تعریفی نداشت
      جوونای قدیم اگه میفهمیدن دختره قبلا داده باهاش کات میکردن امروزیا برعکس باهاش ازدواج میکنن ، انگار دادن قبل ازدواج یه معیاره برای پسرای امروزی
      نگران شاه ایکسم ، کسی ازش خبر نداره؟


    •   Mr_gh99
    • 2 هفته،6 روز
      • 4

    • بعد سه روز اومد خونتون؟
      اونقدر اینجا تو داستان ها خوندم که طرف نوشته بخدا واقعیه و بعدش کسشعر دراومده که تو واقعیت هم یکی واسم قسم بخوره الان روزه من خورشید رو نگاه میکنم میگم دروغ میگی


    •   Mehranpoiut
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • ادامشو ننویس لطفا اه اه اه


    •   Prometheuss
    • 2 هفته،6 روز
      • 5

    • کلور من عزیز اگه سری داستانای شاه ایکس رو خونده باشی متوجه میشی این بشر بادمجون بمه (biggrin) الانم یحتمل خواب مونده یا اینکه کنیزکی اختیار کرده جهت ماساژ و سکس


    •   Sorosh5283
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • مشغول باش شما
      از قدیم گفتن کس شعر مالیات نداره


    •   saeedno15
    • 2 هفته،5 روز
      • 4

    • جنده هم به این راحتی پا نمیده,خب وقتی راحت میره تو یعنی قبل شما باغچش بیل خورده بوده (biggrin)


    •   سامان.اصف
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • میشه لطف کنی ادامه اش رو ننویسی؟


    •   ARAD_SM
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • شعروکس باهم تلاوت شد


    •   Gayaneh
    • 2 هفته،5 روز
      • 4

    • جون مهسا دیگه ننویس،همینقدر که باهاش ازدواج کردی لطف بزرگی انجام دادی مارو از بقیه فیوض زندگیت معاف کن


    •   اشی۸۵مشی
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • جان من فقط ُدور سیکتیررررعععه


    •   anonym.masi
    • 2 هفته،5 روز
      • 3

    • اینهمه مقدمه چینی کردی که بگی زنت جنده بوده الانم آمار میدی براش مشتری جمع کنی ؟ البته تقصیر تو نیست جمهوری اسهالی کاری کرده مردا کوس زنشونو به حراج بزارن


    •   زندگی+فانتزی
    • 2 هفته،5 روز
      • 3

    • قدیما
      دختره با کلی اصرار میومد وقتیم میومد
      اگه دست ب پوششش میزدی کلی گریه وزاری میکرد


      ولی جدیدا
      دختره بخاطر اینکه تو آبت رو بهش نشون ندادی گریه کرده


    •   HYPERMAN98
    • 2 هفته،5 روز
      • 3

    • یعنی تا فهمیدی که خانوم کیرخور قهاریه تصمیم به ازدواج گرفتی!!!


      الا برکت الله


    •   esiiishahi30cm
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • بله ...... اینطوری ها بود که باعث شد تا مُهر کوس کشی بخوره به پیشانی ت و رسمآ از یک روز بعد به مدیر عاملی مهسا خانم در بیای .....!!!!


    •   ژوسف
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • انگشتتو از کونت در بیار بعد داستان واقعی بنویس احمق


    •   Alone.boy1988
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • دوخی نازوحشری پیام بده ازتهران ...تنها زندگی میکنم ..


    •   lillvampire2
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • ????


    •   Mandil.hot
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • سه سوته اومد داد و عروس هم شد. مبارک باشه


    •   sexybala
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   ناصر39
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • ادامه هم داره ؟
      نه طولانی بود و خسته شدم
      زحمت نکش
      دیسکلایک


    •   Caboos1
    • 2 هفته،5 روز
      • 3

    • خاک برسرت چرا گرفتیش؟اونجوری گاهی بی صف بهت میداد الان که ازدواج کردی باهاش میفهمه چه آدم کسخولی هستی باید تو صف وایستی


    •   frgrtfer
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • (rolling) (rolling)


    •   Nima_21sant
    • 2 هفته،5 روز
      • 1

    • چهار خط کسشر نوشتی بعد عذرخواهی میکنی که طولانی بود؟؟؟ موقع تایپ داستان دستت کجات بود؟؟؟ ?


    •   Winston991
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • واقعا واژه زن جنده برازنده خودته رفیق
      مبارکه


    •   marjan_aydin
    • 2 هفته،5 روز
      • 2

    • چند سالو توی یه جمله خلاصه کردین و بعدش ازدواج
      تبریک میگم :///


    •   AYou
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • سه روزه کزدیش؟ پس زنت جندس داداش (erection) (wanking)


    •   Hashariman17
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • اون 4تایی ک لایک کردن بیان به خط شن تا بکنمشون


    •   f.f.life
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • چقد شما سکس چت هاتون دوز واقعیت مجازیش بالاس که اولش از کیر مصنوعی خوشش نمیومد و بعدش عاشقش شد
      ۱:دارم فکر میکنم که اگر دروغ میگفتی داستانت چه شکلی میشد مثلا اونجا که زد زیر گریه که چرا ریختی تو کونم اسپرم ها گفتن بچه ها عقب نشینی کنید اشتباه اومدیم بعد هم تو میریختیش رو سینه اش؟
      ۲: فک کنم برای ادامه داستان میخوای بگی برای ازدواجتون از رونالدو دعوت کردی بیاد جفتتون رو بکنه
      ۳:you are koskhol and you know it


    •   Smtbt
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • تبریک میگم ، زنت دست خورده بوده ، البته قبل از ازدواج هر کاری کرده به خودش مربوطه اما بعد از ازدواج هم هر کاری بکنه به خودش مربوطه ، کلا انسان آزاد آفریده شده ، آزاد هم از دنیا میره


    •   آقای بلند
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • ننت تورو از کون زاییده که اینقدر عنی مینویسی؟ کیرم دهنت جنده دیگه ننویس


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • از قدیم گفتن جاکشی اسمشو بد گذاشتن که دست زیاد نشه وگرنه درآمدش که خوبه، خوشبختانه مشکل عنوانشم که شما حل کردی اسمشو روشنفکری میذاری


    •   ali80xx
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • فقط میتونم برینم رو صفحه گوشی


    •   Hamidarakii
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • مبارکت باشه. یه کونی گرفتی خودتم با پیشنهاداتت جندش کرد رفت. بابا جنده بازی کنین جنده سازی نکنین. به اندازه کافی خراب و جنده داریم


    •   حسام_آنالیست
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • چقدر کونی زیاد شده
      بعد از شیشه کشیدن نیایید کصشعر بنویسید اینجا


    •   Asim_Rastaan
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • والا چی بگم عموجان؟
      دیس ۴۴...
      یکم دیگه سناریو جقتو کش میدادی تا لااقل ارزش فحش داشتن داشته باشه


    •   Spiritual_boy
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • بابا خیلی باحالی (biggrin) دمت گرم بازم بنویس. هرچه نکته تخمی بود جمع کردی تو یه داستان. عالی بود واقعا، بازم بنویس، منتظرم (biggrin) (biggrin)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو