داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

موج های آبی رضوانشهر

1399/07/26

سلام. این داستانی که میخوام تعریف کنم کاملا واقعی هست و واسه یک سال پیشه.
زمانی که ۲۶ سالم بود.
اسم من علی ۲۷ سالمه. قد متوسط. فیس خوبی دارم. باسن نسبتا توپی و خوش فرمی دارم. ورزش هم میکنم.
از چند روز قبلش با دوستم تصمیم گرفتیم بریم استخر و یه حالی به بدن بدیم. موج های آبی رضوانشهر یزد یه جای قشگیه و واقعا خوش میگذره.
طرف های ساعت ۴ ظهر بود که رفتم دنبال دوستم و رفتیم استخر. اونروز خیلی شلوغ و خر تو خر بود! هیشکی به هیشکی نبود.
من یه مایو قهوه ای پاچه دار پوشیدم که زیرش آستر نداشت. وقتی میرفتم تو آب و مایو خیس میشد،کامل میچسبید به بدن و برجستگی کیر رو نشون میداد. همینطور از عقب قشنگ میرفت لای چاک کون.
موج های آبی چند قسمت داره مثل استخر،رودخانه که واسه ریلاکس کردن عالیه. سرسره و خیلی چیزهای سرگرم کننده.
دوستم همش میخواست تو استخر باشه. منم رفتم تو رودخانه و یه تیوپ برداشتم و از رو شکم خوابیدم روش. میخواستم ریلاکس کنم.
جوری خوابیدم که پاهام تو آب بود و بالا تنم (شکمم) رو تیوپ.
کونم قشنگ غمبل شده بود و مایو هم لا کونم رفته بود.
شلوغ بود،منم خوابیده بودم و در حال ریلکس. حس کردم دست خورد به کونم. برگشتم دیدم یه پسره هست کم سن و داره اون طرفو میبینه.
گفتم حتما اشتباه کردم.
دوباره تکرار شد و دیدم همون پسرست. راستش منم خوشم اومد و به رو خودم نیاوردم.
یه قسمت رودخانه خلوت بود و دو سه دفعه دیگه قشنگ انگشتم کرد. حرفه ای بود برعکس سن کمش.
منم ترسیدم یکی ببینه سریع برگشتم،یه لحظه جا خورد. دستشو گرفتم آوردم کنار خودم. شهوت از چشاش میبارید.
سوال پیچش کردم.
اسمش مرتضی بود. ۱۷ سالش بود،که بهشم میخورد. اهل مرودشت بود.
تقریبا هم قد بودیم،یه ذره کوتاهتر بود.
لاغر بود و سبزه. یه مایو تنگ آبی پوشیده بود. که قشنگ کیرش معلوم بود از زیرش.
مستقیم بهش نگفتم چیزی اما بهش گفتم بریم تو رختکن شماره همو بگیریم باهم در ارتباط باشیم. اونم گفت باشه.
دوستمو صدا زدم که بریم دیگه. حدود ساعت ۷ شب بود.
رفتیم دوش گرفتیم که نگاش همش به کیر و کون من بود.
بعد رفتم مایومو عوض کنم. در اتاق مایو از تا روبرو سینه هام بود. از پایینشم یه ۴۰ سانتی باز بود. اومد پشت در وایساد تا نوبتش بشه.
منو دید زد و خندید. گفت بدن خوبی داری. منم خندیدم.
بعد اون رفت مایوشو عوض کنه. من اونورتر بودم که الکی صدام زد و گفت حولمو میگیری. منم رفتم جلو و کیرشو دیدم. نیمه بیدار بود. یه کیر سبزه تیره که نسبت سنش بزرگ بود. فکر ۱۵،۱۶ سانتی میشد نرش.
بعد از هم جدا شدیم. سه چهار دفعه حرف زدیم و قرار هم گذاشتیم.
اما یهویی گوشیش خاموش شد.
دیگه ازش خبر ندارم. اما واقعا واسم لذت بخش بود که یه پسر کم سن و سال انگشتم میکرد.
امیدوارم لذت برده باشین.

نوشته: علی


👍 3
👎 23
14800 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

924707
2020-10-17 00:06:44 +0330 +0330

فقط یه سوال؟ کونت زیر آب خفه نشد؟؟؟:)
دیس

3 ❤️

924708
2020-10-17 00:08:01 +0330 +0330

😒😒😒😒

0 ❤️

924710
2020-10-17 00:10:04 +0330 +0330

«امیدوارم لذت برده باشین.»
از این که یه پسر کم سن سال انگشتت میکرد لذت برده باشیم؟

2 ❤️

924711
2020-10-17 00:16:35 +0330 +0330

لذتو که تو بردی!!:)

2 ❤️

924722
2020-10-17 00:37:58 +0330 +0330

خو الان کجاش سکسی بود?? یه بچه انگشتت کرده !! من تو مدرسه خیلیارو انگشت میکردم باید بیان اینجا داستان!!
ادمین چیه این داستانو تایید کردی??

2 ❤️

924745
2020-10-17 01:00:12 +0330 +0330

خیلی ریلاکس شدیم داستانتو خوندیم خدا خیرت بده روی بچه ۱۷ساله رو زمین ننداختی خدا بهت روزگار ریلاکسی بده

2 ❤️

924747
2020-10-17 01:01:12 +0330 +0330

یا تو پررویی کردی یا اون

2 ❤️

924760
2020-10-17 01:10:49 +0330 +0330

کونت میخاره برو بده چرا اینجا میایی از انگشت شدنات تعریف میکنی

2 ❤️

924761
2020-10-17 01:12:03 +0330 +0330

چه مثل سریالای تلویزیون کیری تموم شد

1 ❤️

924771
2020-10-17 01:25:14 +0330 +0330

بیشتر تبلیغ موج های آبی رضوانشهر بود😂

4 ❤️

924858
2020-10-17 08:30:56 +0330 +0330

چطوری دستش رسید

0 ❤️

924922
2020-10-17 16:03:18 +0330 +0330

از یزدم . دوست‌داشتنی بیا خصوصی

0 ❤️

924934
2020-10-17 17:15:27 +0330 +0330

تجربش باید جذاب باشه

0 ❤️

924973
2020-10-18 01:06:53 +0330 +0330

از یزدی
پایه هستی پیام بده

0 ❤️

925003
2020-10-18 10:52:57 +0330 +0330

ای خدا دوباره یه 15 ساله جقی اومد داستان نوشت
ادمین جان از این به بعد محدودیت بزار برا داستانا که هر کونی وجقی ای نیاد اینجا گوه اضافی بخوره
و در پایان القابی که به این کونی تن منصوب میشه کونی وجقی میباشد
در ضمن یه سوال بچه کجایی غول آباد یا اوشایی😂😂😂

0 ❤️

925009
2020-10-18 12:11:39 +0330 +0330

خاک بر سرت آبروی یزد و یزدیا رو بردی🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️

0 ❤️

925048
2020-10-18 19:23:13 +0330 +0330

۲۹ سالمه فاعل از مرودشت مکانم دارم .مطمعنم .یه نفر از خودم کوچکتر بیاد باهم باشیم

0 ❤️

925154
2020-10-19 01:05:37 +0330 +0330

اون پسر کم سن و سال از پهنا تو کونت با این لذت دادنت!

0 ❤️

925183
2020-10-19 01:54:03 +0330 +0330

بیا خصوصی کارت دارم .

0 ❤️

925226
2020-10-19 06:10:10 +0330 +0330

ناموسا دیگه ننویس

0 ❤️

925292
2020-10-19 14:45:19 +0330 +0330

از 9 شدنت زیر اب لذت برده باشیم؟!پوفففف
هم سنای تو 30 سال پیش رفتن جلو توپ و تفنگ واستادن تا از مملکتشوت دفاع کنن بعد توی الدنگ رفتی استخر کونتو نمایش بدی و بهش افتخار هم میکنی…چقد ننگ میتونی باشی.#پدر_اینده

0 ❤️

925339
2020-10-19 18:35:40 +0330 +0330

فقط قصدت پائین کشیدن پرچم یزد ر به احتزاز در آوردن پرچم مرودشت بود 😁😁😁

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom