موش کوچولو

    سلام من 21 سالمه اسمم محمد و میخوام داستان خودمو بگم.اول بگم این داستان جنبه هم جنسگرایی داره و گی هست اگر کسی دوست نداره لطفا وقت خودشو تلف نکنه.
    اگر غلط املایی داشتم هم دیگه ببخشید به زور دیپلیم دادن دستم. اینم در نظر داشته باشید که اولین بار هست که داستان مینویسم.
    در ضمن دلیلی نمیبینم واقعا بیام دروغ ببافم که شما باهاش خود ارضایی کنی این متن و مینویسم شاید اروم تر شم.به جر اسمه خودم اسم ها مستعار هستند.




    خب یکم از خودم بگم قیافه واقعا خوبه! چه تو مدرسه چه تو سربازی به عنوان یه بچه خوشگل شناخته میشدم.قدمم بلنده ولی خب عیبم این که همیشه یه یکم اضاف وزن داشتمو و دارم.در کل از قیافه ای که دارم راضیم اینا رو گفتم که یه ذهنیتی از من داشته باشید.
    من از بچگی گیم رو دوس داشتم الان هم اکثر وقتمو گیم بازی میکنم از بچگی وقتی میرفتم گیم نت بچه های هم سن و سالم زود با من ارتباط بر قرار میکردن چون بازیم خیلی عالی بود چه تو کانتر چه وارکرافت چه دوتا بگذریم داستان جایی شروع میشه که 15 16 سالم بود قشنگ یادمه داشتم تو کلوپ Guitar hero 3 رو بازی میکردم رو x box که ی دفعه چشمم به یه پسری خورد که ندیده بودمش یه پسر خیلی ریز اون موقع 12 13 سالش بود ( من 77 ایم و اون 80 ) با موهای بور پوستش هم بور با چشمایی که همیشه منو دیوونه میکرد.لب و دماغ خیلی کوچیک چشم های قهوه ایش صداشم که نازک و زیبا قدی حدود 150 اینا داشت.
    وقتی خوب نگاهش کردم حواسم دیگه کلا پیشه اون بود.رفیقم که پیشم نشسته بود بهش گفتم این پسره رو میشناسی؟گفت که نه ندیدمش فک کنم ماله اینجا نیست.
    یکم دیگه بازی کردم به حجت (صاحب کلوپ) گفتم وقت منو ببند پاشدم رفتم پیشه حجت حساب کنم که پرسیدم این پسره کیهه؟؟؟؟ گفت تازه امدن اینجا.منم امارشو گرفتم.دگ رفتم به سمت خونه.
    من که فکرم رفته بود پیشه پسره هر روز میرفتم اون کلوپ تا ببینمش بالاخره یه روز امد تو کلوپ منم عزم و جزم کردم رفتم پیشش گفتم
    + سلام خوبی؟
    - سلام مرسی
    + تازه امدید اینجا؟
    - اره یه چن وقتیه
    + اسمت چیه
    - حسن
    + منم محمدم Hermes( لقبه اون موقع م بود )میای یه دست فیفا بزنیم؟
    - اره بریم.
    اون روز گذشت واقعا خوشحال بودم که باهاش دوست شدم به معنای واقعی تو کونم عروسی بود =(((.
    گذشت و گذشت یه چن هفته ای باهم دوست بودیم یه روز (اون موقت تابستون بود ) هوا داشت تاریک میشد تو کلوپ بودیم دیدم خاحافظی کرد رفت منم به حجت گفتم حجت وقتو ببند حساب میکنم بعدا.رفتم بیرون کلوپ صداش کردم گفنم وایسا حسن با هم بریم اولین بار بود باهاش داشتم قدم میزدم استرس گرفته بودم شدید.تو راه بودیم داشتیم حرف میزدیم که
    من + یه چیز بگم ناراخت نمیشی؟
    - ن بگو
    + راستش دووست دارم خیلیییییی.
    هیچی نگفت یکم راه رفتیم لال شده بود منو اصن نگا نمیکرد.
    بعد یخش که یکم باز شد و حرف زدیم.
    رسیدیم به ی کوچه هوا هم تاریک بود و خلوت گفتم میشه ببوسمت؟
    با حالت خنده گفت چیه بوس دوس داری؟
    منم دیدم داره میخنده گفتم اره دوس دارم, بوس میدی؟
    گفت فقط یکی ها منم که دنیا رو بهم داده بودن سریع از لپش بوس کردم.بعدش تا دمه خونشون رفتیم اون رفت خونه منم رفتم خونه.اونروز به جرعت میگم بهترین روز زندگی من بود اون بوسه جلو تمامه لذت هایی که تو این 21 سال برابری میکنه برام.
    دیگه هر وقت همو میدیدم کارمون شده بود لب بازی تو کوچه پس کوچه ها موقع ای که هوا تاریک میشد.یا موقع اذان که خلوت میشد یا هر جا که مکان بود خلاصه هر روز من دیونهه ی حسن میشدم اونم همین طور هر روز برام جذاب تر میشد اون موشه کوچولو!!
    تا وقتی یادمه زمستون شده بود هوا تاریک رفتیم تو یه کوچه هوا سرد سرد بود گرفتمش بغلم لباشو میخوردم اونم همراهی میکرد که دستمو گذاشتم رو کون کوچولوش هر دستم اندازه یه کونش بود گفتم ناراحت که نمیشی؟ گفت نه خره ماله خودته گفتم اگه ماله منه میشه ببینمش ؟ یکم من و من کرد گفت سردهه گفتم یه لحظه گفت تو شب چی میخوای ببینی چیزی دیده نمیشه که بالاخره راضی شد.
    شلوار لی شو شل کردم کشیدم پایین شورتشو هم کشیدم پایین تو هوای سرد یه کونه خیلی کوچولو گرم تو دستم بود گفت بسه دگ گفتم باشه :D یه بوس از کونش کردم کشیدم بالا شورت و شلوارشو گوشیش زنگ خورد ( ایفون نداشت مثل خودم یه گوشی در پیت داشتیم اون موقع "داشتن دگ همه حداقل نوکیا ساده" ) بعد گفت بابام ه میگه کجایی پیدات نمیکنم بعد خدافظی کرد و رفتیم به سمت خونه هامون.یواش یواش این کارا عادی شد و همیشه با هم دیگه شیطونی میرفتیم.یه روز که رفتیم حاشیه شهر بعد ظهر بود دقیقا یادم نی کی بود ولی سگ هم اون موقع بیرون نمیومد ساعت 2 اینا ازش خواستم بکه پایین اونم گفت یکی میاد میبینه و این حرفا راضی شد کشید پایین منم اولین بار بود تو روز این صحنه رو میدیدم یه سوراخ صورتی کون کوچولو بی مو بی مو الان هم حتی که 19 سالشه صورتش ریش اینا نداره.
    منم عاشق سوارخ کونم اولین بار بود میخواستم این کارو بکنم بهش گفتم خم شه خم شد لپ های کونشو باز کردم از هم زبون میزدم سریع گفت محمددد چی کار میکنی کثیفه گفتم سوارخ عشقه من کثیف نیست ادامه دادم زبون زدن حدواد 5 مین زبون زدم سوارخشو بعد دگ گفت یکی میاد میبینه گرسنه شده بودیم رفتیم فلافلی یه چی بخوریم موقع فلافل خوردن گفتم اون سوراخه خوشمزه تره ها از این بازم میدی؟
    گفت نه خره قلقلکم میاد یواش بهم گفت دوست دارم اشغال ( خر و عوضی و اشغال و کثافت تیکه کلامش بود )
    منم خندیدم گفتم ولی من عاشقتم. اون روز ها ارزو این بود که هیچ موقع از دستش ندم 1 سال بود که با هم بودیم 1 سال که از هر 7 روز هفته 4 5 روز پیشش بودم.
    بقیشو بعدا بعد از دیدن کامنت ها مینویسم.
    اگر دیدم کسی درک میکنه و نمیگید پدوفیل ای و بچه بازی این حرفا مینوسم و گرنه دوس ندارم وقت شما و خودمو تلف کنم.موفق باشید


    نوشته: BenexTioN

  • 22

  • 18




  • نظرات:
    •   Arthurmorgan.RED
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • گی باشه مهم نیست با بچه باشه،ادمین انتشارش میکنه. (biggrin)


    •   شنل_قرمزی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • وقت خودت و مارو تلف نکن پس


    •   Hysterical_man
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • "همجنسگرایی"درسته
      داستان هم پدوفیلی هستش ولی خب...


    •   Gozaran
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • اسم ها مستراح هستند (biggrin)


    •   Kosdat
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ننویس


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • اصل داستان: رفتی کلوپ، اونجا پول ندادی، حجت دسته بازی رو از دستت گرفته و جوی استیک خودشو داده دستت باهاش باهاش بازی کنی. بقیش هم مث خودت کسشره.


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • تو خودت کوون بچه ای.
      از همونایی که تو بچگی بهشون تجاوز شده عقده کوون کوونک بازی دارن.
      کیرر تو ابا اجدادت حرومزاده


    •   koochebagh
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • خب چون من خودم گی ام از داستانهای گی استقبال میکنم. البته همجنسگرایی واقعی.


    •   hunterxxxx
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • قدت بلنده و اضافه وزن داری؟ اه نميدونم چرا الان یاد بیگ شو افتادم با این اوصاف کسی ميتونه جق بزنه؟


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • من خسته شدم از بس زیر گی(کونکونک بازی) کامنت گذاشتم ؛ شما دستتون نشکست؟!)
      الهی زیر تریلی بری که داستان تو یه سر و گردن از قبلیا بدتره که. چقدر کسشر آخه؟ تا کی ارضا با فحش؟ بسه دیگه. یاد ندارین، ایده ندارین یا مغز ندارین، ننویسین.


    •   Hello_world
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ادمین انقد داستان گی نزار حالا ما میخواستیم یه داستان بزاریم ریده شد توش


    •   zanbory
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • حسن جووون میوه میخای
      روچشاششش
      یه کیر دیگه میخای
      روچشاشششش
      محمد کیر چطوره
      زیادش دردسر داره حسن جوووون
      اخه کیر گرمی میاره حسن جون
      ننویس ادامشو ..دمت گرم پسرخوب و قشنگ..
      چندسالته عموووییی (biggrin)


    •   Benextion
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • Irish..GuNNer
      مهم نیست داستان مورد پستد قرار نگرفته فقط میخوام بگم اسکل [Sag Lahje] تو تایپ کردن هنوز بلد نیستی داری انتقاد میکنی از داستان خو پلشت اون بالا نوشتم داستان در مورده چیه چرا دگ فشار میخوری [یاد ندارین، ایده ندارین یا مغز ندارین].
      یاد ندارین؟ اول گویش مشهدی کیریتو نیار تو کامنت بعد گه بخور عزیزم.
      ارضا با فحش؟؟؟؟ شاید تو عادتت این باشه شایدم عادتت ننته!!!
      ببم جان تو کیره منم نیستی زیر هر داستان مث بیچ کینگ فقط گه میخورید!
      یه دونه شما بنویسید ما بخونیم!


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • حداقل اون چیزی که به زور تو کونت کردن رو درست بنویس .تو دیپلم رو اشتباه مینویسی بعد چه خواهر کصده هایی تو این آموزش وپرورش داریم که به تو کصمیخ مدرک دادن.هرچند گوسفندا هم بعد سه ماه تو دامپروری دیپلم مگیرن


    •   Harley_snow
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای ام کراش رو تپلا?


    •   kamel99
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستان خوبی بود ادامه بده


    •   kamel99
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • موش کوچولو
      با من هم یه تماس بگیر با هم بحرفیم
      خوب
      دوس ات دارم
      بوس بوس


    •   ممدعشقی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خخخخ قصه نخور عزیزم من و دوستان دل آورم قبلا این خواننده های عزیز رو تنبیه کردیم اونقدر کستان و کسشعر براشون نوشتیم که دیگه حض کردن حسابی خخخخخ یک سری کستان بخصوص هم واسه جناب بیچ کینگ آماده کردیم که اصلا هیچ نقطه ای در اونها گذاشته نشده باشد که رستگار شوند خخخخ


    •   Mah_mb7
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • اولا که اون دیپلمه بچه خوشگل.
      دوما که تو حتی قد و وزنتم نگفتی، بعد دقیقا ما از کون خر ذهنیتمونو راجع به تو دربیاریم؟
      سوما اینکه هیشکی به تخمش نیست تو چه بازی ای رو چه کنسولی میکنی و چه لقبی داری هرمس خان!
      عزم و جزم کردی؟ (rolling)
      چهارما اینکه به مخاطبت همیشه احترام بذار، چون خواهی دید که بعد از کامنتت چه کیری بهت فرو میره!


    •   arsh2452
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • کون خوردن تو کوچه سکس محسوب میشه؟ اون مدرکی که به عنوان دیپلم بهت دادند واقعا دیپلمه یا معادل سیکلمه؟ تو رو به روح اجدادت یه بار بعد از نوشتن ، داستان رو بخون که انقدر هنگ نکنیم ! کلمات رو باید خواند نه اینکه حدس بزنیم منظور نویسنده چی بوده !
      چندتا کون داشت این حسن ، که هر دستت اندازه یه کونش بود؟ من دیس دادم


    •   zerwin
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بنویس. مناظر ادامه ماجرا هستم. غلط دیکته ای داری ولی از این غلط هایی که دیگه رایج شده.
      جرعت نه، جرات
      پیشه من نه، پیش من
      ما به اونی که وسط چاک کون هست میگیم سوراخ ولی انگار شما سوارخ یاد گرفتین.
      اما تا اینجا خوبه. بنویس تا اشکال های دیگه رو بگیم :)


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • Benextion
      تو برو کونتو بده بنده خدا. من از احوال آیریش گانر خبر ندارم. ولی خیلی علاقه داری نوشته منو بخونی، اسماشون تو پروفایلم هست. چلغوز


    •   Gay_Daddy
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • نه_به_سکس_با_کودکان_زیر_سن_قانونی_


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوبه دسته بازی تو کلوپ تو کونت نکرده پهن


    •   nasrin1980nn
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • در قسمت قوانین سایت انتشار مطالب مرتبط با کودکان ممنوع اعلام شده. ادمین محترم چرا دلستانی رو منتشر کردی که خودت گفتی ممنوعه!
      هرچند دروغ باشه


    •   اسکلخان
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بچه کجایی بیام یه لست وارکرافت و دوتا بازی کنیم ??


    •   Ginglz
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • راست کردم.خخ


    •   Benextion
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • kheily Mamnonam Ke nazar Dadid Vala Dar moredeh on ghalat emlaii ha Man Vaghean Khondam ye bar dostano SAr sari Vali kho Nadidam Dg!Bebakhshid
      Dar moredeh inam ke Dastan Pedofilieh Tahe Dastan goftam ghazieh Chie Vali Kho Man Khodamam BAche budam!
      Agar chan ta nazar mosbat bud minevisam baghiyasho Osolan inaii ke Gay nistan ya dark nemikonan comment Gozashtna.
      Man Hich moghe ba bache Sex Nadashtam! Khodamam Mokhalef inam ke bache jammat sex Dashte basham.


    •   Gozaran
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خودت آخر داستانت خودتو قضاوت کردی
      پس بهتره ننویسی
      بری دکتر


    •   Gozaran
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • گی کلا یک کار بچگانس
      مثل با پستونک شیر خوردن
      مرد یا با نی میخوره یا با لیوان
      یا از ممه


    •   messaf81012
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای ریدم دهن اونی که به تو دیپلیم داد نه دیپلم


    •   Dorehami
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ادامشو بنویس خوب بود


    •   سرو_تنها
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اگه اینجا نویسنده ها بخوان با کامنتا جلو برن که شاه ایکس اینا باید تا الان خودکشی میکردن....پدوفیل هم نیستی دوست عزیز این ابوفیلیا یا نوجوان خواهی هست و بیماری نیست...


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو