داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مونا

1398/11/07

سلام من منصور هستم ۳۱ سالمه و همسرم مونا ۲۸ سالشه و میخاستم داستان یه ماجرای خیلی داغ و حشری کننده که شاهدش بودم را براتون بنویسم . خب اول از خودم و مونا بگم ، سه سال هست که باهم ازدواج کردیم و من از همون اول بهش فهموندم که راجب لباس پوشیدنش اصلا حساس نیستم مونا هم که قربونش بشم خیلی خوش استایل و قد بلنده و هرجا پا میزاره مورد توجه پیر و جوان قرار داره ، از مونا بگم براتون قدش ۱۷۳ هست و در عین اینکه بدن پر و گوشتی داره ولی اصلا چاق نیست از قسمت پایین تنه دیگه واقعا دل و ایمون هر مردی را میبره محال ممکنه تو خیابون کسی بهش خیره و جذبش نشه از کونش بگم که خودم دیونشم یه کون گرد و نسبتا بزرگ ولی نه از اون کونهای ولو و گلابی شکل قشنگ گرد مثل دوتا هندونه قربونش بشم کسشم که تپلی و پف کرده و سفید و بینهایت خوردنی پاهای مونا هم تو پر و خیلی مامانه . خب برم سر اصل مطلب که چه اتفاقی افتاده . منو و مونا یه سفری به بتدر عباس داشتیم و برگشتن چون هواپیما کنسل شد مجبور شدیم با قطار برگردیم که رفتم بلیط یه کوپه گرفتم و وقتی که برای سوار شدن به قطار رفتیم متوجه شدم که یه آقایی هم هم کوپه ای ماست راستش اولش خوشم نیوند چون فکر میکردم کومه را دربست گرفته ان ولی اینطوری نبود اون آقا بهش میخورد میان سال باشه حدودا ۴۰ یا ۴۵ ساله و با چهره ای که معلوم بود اهل جنوبه من که وارد شدم و سلامش کردم اونم خیلی موادب جوابداد و بعدش مونا وارد شد اونم سلام کرد و جواب مونا را هم داد و ساک و چمدونهامونو جابجا کردم و نشستیم . من خودمو معرفی کردن اونمخودشو معرفی کرد که اسمش میزارم سعید کم کم داشتم بهش عادت میکردم و دیگه اون حس بد را بهش نداشتم اونم مرد جا افتاده ای بنظر میرسید قد بلند و چهارشونه بود پوستش کمی تیره بود ولی در عین حال خوشتیپ بود کن کم باهاش سر صحبت را باز کردیم چون راه طولانی بود و نمیشد اصلا باهم حرف تزنیم ، اون روز مونا یه شلوار لی ابی کمرنگ از اونایی که پارچه نازک داره و جلوی رون پاش هم که نخ نما شده پاش بود و سفیدی و قشنگی رونش تو چشم بود یه مانتوی جلو باز هم تنش بود وقتی دیگه قطار راه افتاد و مانور قطار هم بلیطها را چک کرد دیگه فهمیدم جز من و مونا و سعید کسی تو کوپه ما نمیاد . با سعید گرم صحبت بودم که یهویی مونا بلند شد گفت من گرممه منصور و بدون اینکه بپرسه شروع کرد مانتوشو از تنش دراودن و وقتی مانتوشودراورد زیرش فقط یه تاپ قرمز استین حلقه ای تنش بود که چاک سینه اش هم کامل دیده میشد وقتی مونا اونطوری جلوی سعید نشست دیگه همه حواس سعید به اندام زیبای مونا خیلی بیشتر از قبل جلب شد منم فهمیدم سعید بدجور تو کفه مونا رفته حق بهش میدادم هرکی دیگه هم بود زنی به اون خوشگلی و خوش هیکلی با اون تریپ جلوش قرار میگرفت براش راست میکرد ، راستش من اصلا بدم نمیومد که مردی تو کفه زنم باشه وبراش راست کنه حالا هرکی هرجی دلش میخاد بگه ،وقتی دیدم سعید چطوری داره بر و بازو و سینه و رون و کون مونا رو با چشماش میخوره یهویی یه فکر عجیبی زد به سرم تا اون روز فقط فاتتزی گائیده شدن مونا را بامرد دیگه تو ذهنم داشتم ولی الان یه موقعیتی داشت پیش میومد که امکان داشت این فانتزی واقعی بشه تو همین فکر بودم که چکار کنم تا این دوتارو باهم تنهاشون بزارم چیزی به ذهنم نمیرسید همیتطور که پیش میرفتیم کم کم هوا هم داشت تاریک میشد چون ساعت حرکتمون نزدیک غروب بود دیگه هوا کانلا تاریک شد یک بار دیگه مامور قطار اومد اخهدو سه تا ایستگاه را رد کرده بودیم یبار که اومد میخاست یه مرد دیگه را بیاره تو کوپه ما که سعید گفت ما کوپه رادربست گرفتیم و نزاشت کسی بیاد و ازش خوشم اومد ، همینطور تو فکر بودم که چکار کنم و داشتیم با سعید گپ میزدیم ولی بیشتر حواس سعید به مونا بود مونا هم که انگار ده ساله با سعید آشناست چه بگو بخندی باهم میکردن یهویی من گفتم وای سرم درد گرفت از صدای قطار سعید گفت من قرص دارم ولی خواب اوره میخواهی بدم؟ منم گفتم اره دستت درد نکنه آقا سعید خداخیرت بده قرص را بهم داد و منم از کوپه رفتم بیرونکه مثلا بخورمش ولی انداختمش دور چون قصدم این بود که الکی خودمو بزنم به خواب تا ببینم مونا که اونم شیفته سعید شده بود چکار میکنه یا سعید جرات میکنه وقتی من تو کوپه خوابم زنمو بکنه چون از وقتی مونا اونطوری جلوش نشسته بود دیگه منو تحویل نمیگرفت شاید قرص خوابم از قصد بهم داده باشه خلاصه هرچی بود که داشت نقشه درستپیش میرفت از طرفی هم میخاستم ببینم مونا هم جراتشو داره چنین کاری بکنه یعنی بامرد دیگه ای سکس کنه ؟ همه درونم پر از هیجان شده بود رفتم دستشویی و به یاد اون فانتزی جغی زدم که فورا ابم اومد چون خیلی خیلی طوتی شده بودم برگشتم تو کوپه و حدودا نیم ساعت شد که گفتم مونا جون من خواب گرفته و نمیتونم چشامو باز نگه دارم سعید هم گفت منصور جان خوابت میاد برو تخت بالا راحت بخواب تودلم گفتم ای پست فطرت من برم بخوابم ت بازنم لاس بزنی یا بکنیش ولی خوشحال هم بودم که بلاخره ببینم چی میشه؟ منم با حالت خمار و خواب الود گفتم اره برم بخوابم این صدا داره دیونم میکنه من رفتم تخت بالا که بخوابم مونا گفت عزیزم حالت خوبه؟گفتم اره نگران نباش بخوابم خوب میشم بعد الکی گفتم فکر کنم تا صبح بخوابم به سعید گفتم این چه قرصی بود دارم بیهوش میشم دیگه اصلا حرفی نزدم و چشامو بسته بودم چن دقیقه بعدشم الکی صدای خرپف دراوردم که باورشون بشه خوابیدم طولی نکشید که شنیدم سعید به مونا گفت ببین خوابه؟ مونا هم منو یه نگاهی کرداروم گفت اره خوابید بعد سعید گفت جون قربونت بشم موتا جون زود بیا که دارم برات هلاک میشم کیرم برات راست کرده وای چی میشنیدم مونا هم انگار رفت تو بغل سعید نمیدونستم چکار میکنند بعد صدای اه و اوه مونا بلند شد فکر کنم داشت با کسش یا سینه هاش بازی میکرد بعد صدا باز شدن زیپ روشنیدم که فهمیدم سعید شلوارشو دراورده چون مونا یه وای گفت از دیدن کیر سعید مونا گفت وای خدا این چیه دیگه چقدر بزرگ و کلفته . وای منم دلم میخاست کیر سعیدو ببین ولی نمیشد سعید به مونو گفت جون بیا بیا بخورش خوشگله مونا هم گفت جون سعید جون قربون این کیر کلفتت بشم بعد صدای اه و ناله سعید بلند شد که فهمیدم مونا داره براش ساک میزنه سعیدم هی میگفت جون جون جون بخورش چند دقیقه ای مونا ساک زد و سعید بهش گفت بسه اینطوری بخوریش ابم میاد باندشو ببین شوهر بی خاصیتت خوابه مونا گفت اره بابا خوابه اون خوابش سنگینه الانم که قرص خورده بیدار نمیشه بعد صدای اخ و وای گفتن سعید را شنیدنم که هی میگفت جون چه کسی داری او لامصب قربون کونت بشم دلم میخاد تا صبح بهم کس و کوت بدی منم دیگه از شنیدن این حرفها حسابی شق کرده بودم بعد دوباره صدای اه کشیدن مونا رو شنیدم فهمیدم سعید داره کسشو میخوره هی مونا میگفت وای جون کسمو بخور اخ وای بخوررررر سعید جونم باید تا صبح کسمو بلیسی اونم میگفت جون باشه باشه هردوشون حسابی داغ کرده بودن و اصلا انگار من اونجا نبودم داشتن اه و اوخ میکردن بعد مونا دیگه انگار داشت ارًا میشد که قشنگ معلوم بود داره میاد و با صدای بلتدی هی میگفت اخ اخ جون جون وای کسم اخ وای بعد یه جیغ تقریبا یواش زد و فهمیدم ارضاش کرده برای چند دقیقه ساکت شده بودن بعد سعید گفت مونا جون جیغ نزن کسکش خان بیدار میشه منم دوباره یه خورناسی کشیدم مونا و سعید خندیدن مونا گفت نه بابا نارس بیدار نمیشه حالا کیرتو میخام تا کسمو حال بدی سعیدم یه اخ جونی گفت و کمی بعد هی سعید میگفت جون قربون کست بشم چقدر داغی تو خوشگله مونا هم با اه و ناله میگفت وای بزن بزن جر بده اخ کلفته وای کسمو داری جر میدی دیگه سعید داشت زنمو میگائید کیرم داشت میترکید از شهوت دوست داشتم منم باهاشون بودمو کیرمو میکردم تو دهن زنم وقتی داره کس میده اون دوتا هی قربون هم میرفتن مونا هر میگفت کیرت مال منه کسمو جر بده پاره کن سعیدم میگفت جون میکنمت جنده خانم خلاصه همینطور داشتن باهم حال میکردن مونا چند بلر پشت سر هم جیغش دراومد ولی انگار سعید هنوز ابش نمیخاست بیاد ساعتمو نگاه کردم دیدم وای بی شرف راحت نیم ساعته داره کس زنمو میکنه من فقط یه بار تونسته بودم بیست دقیقه زنمو بکنم ولی سعید معلوم بود کمرش خیلی قرص و محکمه بعد یواشکی یه نگاهی به پایین انداختم دیدم سعید مونارو مدل داگی نشوتده و سرش لای کس و کون زنمه و داره مثل سگ تشنه میلیسه و مونا هم هی میگه جوووووونننننن جووووونننن بکن تو کسن لامصب بلندشو بکن منو سعیدم گاهی سرشو از لای کون مونا بلند میکرد میگفت میخام کس وکونتو جر بدم جنده تو یه جنده ای مونا هم هی میگفت اخ اره من جنده ام دارم بهت کس میدم سعید چک میزد به کون سفید مونا هی میگفت کیرم تو سوراخ کونت پتیاره جنده وای منکه دیگه حالم داشت خراب میشد دست به کیرم میزدم ابم میومد یه لحظه سعید بلند شد و کیرشو داشت میمالید اون موقع تونستم اون کیر فوق العادشو برای چند لحظه ببینم واقعا عجب کیری داشت همونطور که مونا هم از دیدنش تعجب کرده بود منم تعجب کردم چون واقعا بزرگ و کلف بود حدس میزدم حداقلش ۲۰ سانتی باید باشه برای همین بود که مونا مثل جنده ها زیرش اخ و اوخ میکرد و هی میگفت کسمو جر بده منم جای مونا بودم چنین کیری را براش جون میدادم مونا به سعید گفت وای سعید توروخدا بکن تو کسم بکن تو کسسسسسممممم اینارو با خواهش و التماس میگفت سعیدم کیرشو گذاشت تو کس زنم و دوباره شروع کرد گائیدن کسش مونا هم کمک میکرد و خودشو جلو عقب میکرد هردوشون داغ کرده بودن بدن سعید با اون پوست تیره رنگش کمی پشمالو بود که خیلی بیشتر جذابش میکرد کیرشم که یه نظر دیده بودم اونم خیلی تیره تر بود سیاه نبود ولی تیره و کلفت و با هیبت بود مونا که داشت خودشو برای کیر سعید هلاک میکرد سعید کیرشو دراورد به مونا گفت ساک بزن جنده مونا هم برگشت و کیر سعید کرد تو دهنش اونجا کامل کیرشو دیدم خوشبحالش با اون کیرش چند دقیقه مونا ساک زد بهش گفت برگرد جنده موناهم براش قنبل کرد هی میزد رو کون سفید زنم و میگفت امشب باید کون بدی مونا هی میگفت نه نه کسو بگا کسمو بکن سعید میخندید میگفت باشه ولی کونتو هم میکنم کیرشو داد تو کس مونا که اه و ناله مونارو دراورد بعد سعید دوتا انگشتشو با اب دهنش خیس کرد و داشتم قشنگ میدیدم که داره با سوراخ کون زنم بازی میکنه انگشتاشو تا بیخ کرد تو کونش مونای بیچاره از درد جیغی زد که سعید بهش گفت جیغ نزن لعنتی بیدار میشه منم سریع خودمو زدم به خواب فهمیدم سعید برگشته و داره منو نگاه میکنه به مونا گفت دیونه ساکت باش مونا نمیدونم چش بود انگار داشت گریه میکرد هی میگفت سعید توروخدا دربیار انگشتتو سعید گفت خفه شو جنده امشب میخام کونتو بکنم پس باید تحمل کنی وای مونا هرکاری میکردم اصلا نمیزاشت از کون بکنمش فقط دو سه باری یک انگشتمو کرده بودم تو کونش میدونستم سوراخ کونش تنگه و این کیر بره توش جر میخوره دوباره سعید شروع کرد از کس گائیدن و صدای ناله زدن مونا بلند شده بود دوباره نگاهشون کردم دیدم سعید دوتا انگشتشو از کون مونا دراورد و کرد تو دهنش هی میگفت جون جون مونا هم جلو عقب میکرد رو کیرش ناله میکرد میگفت جووووووووووونننننن جوووووووونننننن کیرت مال منه اخ وای بکنم بکنم سعید دوباره دوتا انگشتشو فرو کرد تو کونش ولی ایندفعه مونا دیگه جیغ نزد سعیدم گفت جون خیلی تنگه وای کیرم تو کونت جنده خانمی نمیدونم چرا ابش نمیوند بدمصب من بود صدبار ابم اومده بود هی انگشتاشو میکرد دهنش و میکرد تو کون زنم دیگه مونا انگار عادت اماده بود از کون هم گائیده بشه سعید شورت مونا رو که یه شورت توری مشکی بود کرد تو دهن مونا گفت هر چی میشه فقط شورتتو گاز بگیر باشه مونا سرشو به علامت تائید تکون داد مشتهاشو گره کرده بود سعید کیرشو پر از تف کرد هی میمالید تا همه جاش خیس بشه چندتا تف زیاد هم انداخت رو سوراخ خوشگل زنم و سر کیرشو گذاشت رو سوراخشو فروش کرد تو کونش بدبخت مونا از درد داشت به خودش میپیچید هی مشت میکوبید رو صندلی که بازش کرده بودن سعید گفت وای لامصب خیلی تنگی طاقت بیار طاقت بیار دردش کم میشه مونا سرشو بین دوتا دستش گرفته بود بدنش میلرزید احتمالا داشت از درد گریه میکرد دیگه سعید با هر سختی بود کیر لامصبشو تا بیخ تو کون زنم جا داده بود چند دقیقه بدون حرکت موند تا مونا کونش ول کنه منم داشتم یواشکی نگاهشون میکردم باورم نمیشد مونا که نمیزاشت من بکنمش کیر به این خرکی رو تو کونش جا داده کنه کم کم سعید شروع کرد عقب جلو کردن مونا هم که انگار به درد کونش عادت کرده بود شورتشو از دهنش دراورد یه فحشی به سعید داد سعیدم گفت جون قربونت بشم نمیتونستم از کونت بگذرم بعد از مونا پرسید انگار کون نداده بودی زنم گفت نه تو اولین مردی هستی که کونمو گائیدی لامصب کیرت خیلی کلفته سعیدم گفت عادت میکنی بعد شوهر کسکشتم میتونه از کون بکندت بهش گفت باور کن بعدش ازم تشکر میکنی مونا گفت خفه شو سعید خندید و کم کم شروع کرد تلنبه زدن تو کون مونا ، مونا هم اولش هی میگفت بسه بسه ولی سعید هی محکمتر میزد تو کونش دیگه مونا هم داشت از کون دادن لذت میبرد که به سعید میگفت بیشرف بزن لامصب کونمو جرش بده همینطور بازم نزدیک بیست دقیقه از کون گائید دیگه انگار سعیدم داشت ارضا میشد که دوطرف کون مونا رو گرفت و چندتا تو کونش کوبید مونا هم اخ و واخ داد میزد که سعید تو کون مونا ارضا شد و ابشو تو کونش خالی کرد و افتاد رو تن مونا خوابید روش هردوشون از بس تقلا کرده بودند دیگه جونی نداشتن سعید که رو کون و کمر مونا ولو شده بود داشت نفس نفس میزد مونا هم زیرش تکون نمیخورد سعید هی میگفت جون چه کونی کردم فدات بشم مونا جونم چند دقیقه سعید کیرش تو کون مونا بود و از کونش کشید بیرون دیگه نشد ببینم و سرجام بی حرکت خودمو زدم به خواب سعید گفت قربون کونت بشم دیدی کاری نداشت مونا هم یه ناله ای کرد و گفت کسکش کونمو جر دادی دردم اومد سعید گفت عیبی نداره دیگه راحت میتونی کون بدی حالا بلندشو برو دستشویی و خودتو ترتمیز کن بازم کارت دارم مونا گفت دیگه کون نمیدما فقط باید از کسم بهم حال بدی سعیدم گفت چشم خوشگله سعید به مونا گفت نمیخاد چیزی بپوشی شلوارتو پات کن و مانتو تنت کن مونا هم خندید و گفت اینطوری برم بیرون یکی دیگه ببینتم میبره میکندتم سعیدم گفت بزار ببرن بکننت مونا هم رفت دستشویی سعید میگفت منصورخان ندیدی چطوری زنتو گائیدم برات عجب کس و کوتی داشت جنده خانم ؟ بعد مونا اومد و سعید لختش کرد انگارداشتن لب بزی میکردن و عشق بازی میکردن مونا گفت سعید چطوری تونستی اون کیر کلفتو بکنی تو کونم من به شوهرمم کون نداده بودم سعیدم گفت خوب کار را باید کار بلد انجام بده اینطور که فهمیدم شوهرت یا بی عرضه است یا بی غیرته مونا هم گفت نه بابا خیلیم خوبه بعد دوبلره صدای اه و اوه دراومد و فهمیدم دور دوم سکسشون را شروع کردن هی اخ و اوخ میکردن یه نگاه کردم دیدم مونا دوباره قمبل کرده و سعیدم داره از کس میکنه و مونا هم هی میگه جون جون جون بکن سعید جونم بککککنننننن صدای مونا کوپه را برداشته بود بعد مونا به سعید گفت تو بخواب میخام خودم کسمو بگام سعیدم خوابیده بود و مونا داشت رو کیرش بالا و پایین میکرد و اه و ناله میکرد اینقدر کیف میکردم که اصلا دیگه حواسم نبود که شاید ببیند که بیدارم مونا داشت خودش کسش رو کیر کلفت سعید میگائید و حسابی ناله میکرد منم محو تماشای زن خوشگلم بودم که داره کس میده یهویی با سعید چشم تو چشم شدم بیچاره سعید کپ کرده بود که من دارم یواشکی سکسشونو دید میزنم سریع به علامت هیس بهش حالی کردم که ادامه بده و زنمو بکنه اونم که دید من ازم کاری برنمیاد داشت لپهای کون مونارو چنگ میزد و انگشت میکرد تو کون زنم منم داشتم بهشون نگاه میکردم دیگه هر مدلی که میشد کس گائید سعید رو مونا اجرا کرد دست اخر بع از فکر کنم یک ساعت گائیدن زنم ابشو تو کسش ریخت تو سکس هم هر چی دلش خواست به من و مونا حواله کرد اینقدر گائیده بودش که بدبخت زنم بیهوش شده بود و لخت لخت افتاده بود رو تخت و خوابش برده بود ، سعیدم خیلی خسته شده بود و اونم افتاد کنار مونا داشتم جفتشونو نگاه میکردم کیر خوشگل سعید هنوز نخوابیده بود و از کس زنمم اب منی میریخت انگار یه عالمه اب تو کسش ریخته مونا که واقعا از خستگی خوابش برده بود ولی سعید بلند شد منم بلند شدم باهاش چشم تو چشم شدم ازم مرسید چرا کاری نکردی ؟گفتم چکار میکردم تو که دیگه داشتی میکردیش سعید گفت ناراحت نیستی گفتم نه بهش گفتم من چنین فانتزی را داشتم خوب شد که توتونستی این فانتزی منو حقیقی کنی سعید گفت دمت گرم خیلی حال کردم زنت بینظیره مخصوصا کونش که حرف نداره منم پریدم پایین و داشتم کنار سعید به زنم که لخت خوابیده بود نگاه میکردم چشم افتاد به کیر سعید گرفتمش تو دستم از اب کس زنم و اب منی خودش چسبناک بود گرفتمش براش مالیدم سعید گفت خوشت اومده گفتم وای کیرت حرف نداره چطوری تونستی از کون بکنیش سعید گفت من بلدم چکار کنم گفتم دمت گرم یکمی با کیرش ور رفتم کیرش داشت دوباره شق میشد زودی سفت شد نمیدونم چم شد که هوس کردم کیرشو بلیسم نشستم جلوی کیرشو کردمش تو دهنم و داشتم براش میلیسیدمش اونطرف هم زنم برهنه بعد از یه سکس سخت و خفن مثل جنازه خوابیده بود چند دقیقه ای براش خوردم درش اوردم کله کیرشو بوسیدم گفتم جون خیلی عالیه خیلی خوشگل و کلفته دلم میخاد بازم کس و کون زنمو بگائی سعیدم گفت اره منم همینو میخام ساعت دیگه نزدیک سه صبح بود یه چیزی کشیدم رو مونا سعیدم خوابید کنار زنم منم رفتم تو تخت بالا ولی خوابم نمیبرد همش به سکس سعید و مونا فکر میکردم نزدیکای صبح شده بود رفتم سعیدو بیدارش کردم که اونم مونا بیدار کنه لباسشو تنش کنه همینکار را هم کرد مثلا اینطور شد که من تمام شب خواب بودم از هیچی خبر ندارم صبح که مونا رو دیدم اصلا انگار نه انگار دیشب چکار کرده و چطوری کس و کون داده خیلی مهربون باهام برخورد میکرد دیگه رسیدیم تهران و مونا معلوم بود دلش میخاد بازم با سعید حال کنه منم شماره سعیدو براش گرفتم و دادم به مونا گفتم توی گوشیت بزن شمارشو داشته باشیم پیش مونا نمیخاستم نشون بدم که میدونم سکس کرده ولی بعدا با سعید هماهنگ کردم که بره بازم با زنم بخوابن و از سکسش برام فیلم بگیره سعیدم لامصب نامردی نکرد و تو تخت خواب خودمون چی زنمو میکرد چند ماهی همینطوری کارشون سکس بود که یه روز سعید بهم گفت دوست داری ببینی زنت به سه نفر کس میده و همزمان از کس و کون خوشگلش بکنمیش و برات فیلم بگیریم ؟ گفتم وای یعنی میخواهید سه نفری بکنیدش گفت اره اگر توهم موافق باشی اخه تعریف مونا جونو میش داداش و پسرخاله ام کردم اونام ازم خواستن که اگر میشه اونا هم مونا رو بکنند گفتم من مشکلی ندارم مونا مال توه اگر خودت دوست داری ببر تا حسابی دوست دخترتو بکنند سعیدم گفت دمت گرم منصور جان بخدا حرف نداری هم خودت هم زن خوشگلت . بعد یه روز سعیدو دیدم کهیه فیلم تو گوشیش بود که داشتن سه نفری زنمو میکردن وای که اون دوتا هم مثل سعید خرکیر بودن ولی مونا دیگه به کیر کلفت و خرکی عادت کرده بود و هرچی میکردنش هی میگفت جون جون جرم بدین این سه تا کیر کلفت نوبیتی اول خوب از کس گائیدن بعد دوطرفه همزمان از کس و کون میکردنش یکی هم تو دهنش گذاشته بود مونا هم از هر جنده ای جندهتر شده بود براشون هرطوری اونا میخاستن بهشون حال میداد ولی همیشه رفتارش با من مثل سابق بود هیچ وقت بروز نمیداد که داره با سه نفر سکس میکنه . الان نزدیک به یک سال و نیمه که زنمو دادم سعید و برادرش و مسر خاله اش دارن میکننش و ازش کلی فیلم گرفتن .

نوشته: منصور


👍 6
👎 27
34272 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

840937
2020-01-27 20:01:40 +0330 +0330

بابا این انتقادهای ما رو به گوش بگیرید… تگ که واسه دیسلایک کافیه. نه پاراگراف، نه علائم نگارشی… (dash)


840942
2020-01-27 20:04:09 +0330 +0330

از موتوری جماعت جنس نگیرین لطفا (dash)


840943
2020-01-27 20:05:41 +0330 +0330

به کتگوری پابلیک سکس و سکس این ترین علاقه داری؟
مدیون اون دکمه ویرایش داستانی،پر غلط املایی


840966
2020-01-27 20:18:32 +0330 +0330

اخه شاسمیخ الدوله ایوبی که به عمرت قطار سوار نشدی مامور کنترل قطار یه جدول دستش داره که لیست کوپه ها و مسافران توش است اون خودش میدونه کدوم کوپه دربست گرفته شده کدوم نه!!! نه نیازی داره از تو بپرسه نه تو بگی باور میکنه!! حالا خودت بجز تراکتور سوار چیز دیگه ای نشدی فکر میکنی بچه های اینجا هم دسته جمعی از پشت کوه انلاین شدن؟؟ 😁


840969
2020-01-27 20:21:48 +0330 +0330

به تعداد غلط املایهات و کسشعرات و خالی بندیات کیر کرگدن افریقایی تو کیونت
تمام


840971
2020-01-27 20:22:47 +0330 +0330

تراوش‌های ذهنی جلغولانه.در دستی گلنار و در دستی دگرکیبوردی برای خالی کردن عقده های بچگی.پسر کوچولو اون قرص خواب آور رو بهت داد و وقتی از درد بیدار شدی کییری و کبیری بیست سانتی در ماتحت خودت دیدی.تازه فهمیدی سعید گی بوده و از حرف زدن با زنت منظورش کردن تو بوده و بعدا فک و فامیل دوست و آشنا رو آورده و کیر گردونت کردن.تمام اون قطار و ریل هاش توی مخت با این فانتزی مسخره ای که سر هم کردی…


840981
2020-01-27 20:31:28 +0330 +0330

ازین جمله ی" مونا هم که قربونش بشم" خیلی بدم اومد ، لطفا مردونه تر بنویسید -_-


840989
2020-01-27 20:40:54 +0330 +0330

تگ خودش به تنهایی برای دیسلایک کافیه. این جور مزخرفات ترویج نکنید. حیوانات هم اینکارو نمیکنن, تو به جفت یه گاو نزدیک شو از وسط جرت میده.


841004
2020-01-27 21:00:08 +0330 +0330

واقعا اگه صدا و سیما ی خورده تخیل تورو توی تبلیغاتش داشت الان همه آگهی ها بیشترین بازدهی رو داشتن چند خط اول ک از مونا تعریف کردی نشون میده ک میتونی بری جا سروش جمشیدی از یه چیز بامزه حرف بزنی 😁


841046
2020-01-27 22:32:10 +0330 +0330

مسر خاله میشه کیه ادم؟؟؟

6 ❤️

841056
2020-01-27 22:53:32 +0330 +0330

انسان اصیل، با وقار و با غیرته


841079
2020-01-28 01:16:29 +0330 +0330

تو انگار کوپه ی قطارو با اتاق خواب اشتباه گرفتی…اگ واقعی بود ک یعنی برو بمیررررر حیف اکسیژنی ک توی حروم زاده مصرف میکنی…واقعا چ جوری میشه ک این جوری میشه؟؟؟؟از این کصافت کاری ک زنتون ب خاطر بیغیرتی خودتون راه انداخته چ لذتی میبرین؟!!!


841114
2020-01-28 04:34:03 +0330 +0330

بیغیرتی = دیسی به بلندای تیر برق !
این حجم از چرت و پرت باور نکردنیه !
یه نامه به سازمان رجا می نویسم تا بیشتر مراقب باشند !


841148
2020-01-28 06:10:49 +0330 +0330

یاد اون داستانه افتادم که یارو رفته بود بالایی درخت سه تا سگ اومدن زنشو گاییدن
اصلا با داستانت یا اینطور فانتزی ها مشکلی ندارما
احترام قاعلم، ولی واقعا کسشعر نوشتی
به احتمال زیاد یه مجرد جقی هستی
متاهلم اگه باشی تا همون قسمت که رفتی خوابیدی حقیقت داشت
بقیه شو توی خواب دیدی
ولی در حقیقت سعید داشته میذاشته تو کون خودت

3 ❤️

841151
2020-01-28 06:26:41 +0330 +0330

من میفهمم دوست دخترم قبلا داده پاره میشم ، بعد اینا زناشونو حراج میکنن، مریضیه یا کمبود نمیدونم

5 ❤️

841167
2020-01-28 07:37:56 +0330 +0330

من کاری به جفنگیات این کسمعز ندارم
روی صحبتم با اون دوست نفر اوله
چرا فک میکنیم صرف ایراد گرفتن میتونیم هرجور خواستیم گیر بدیم به طرف
من خودم به شخصه به نویسنده های تخمی آلرژی دارم منتهی دوست عزیز این احمق تو همون چهار خط اول که گفتی یه غلط داشت از نقطه و ویرگول هم استفاده کرده


841170
2020-01-28 08:06:45 +0330 +0330
NA

ی خانم جنده میخواستم از عسلویه

0 ❤️

841171
2020-01-28 08:10:09 +0330 +0330

یه کسکش، یه جاکش، یه خاله رو دختراش و جندهاش بیشتر از تو متعصب تره.

6 ❤️

841178
2020-01-28 08:42:49 +0330 +0330

میدونستم جق عوارض داره ولی الا فهمیدم واقعا بده بچها نزنین که مغزتون از کیرتون میزنه بیرون


841187
2020-01-28 09:21:59 +0330 +0330

غلط املایی خیلی داشتی و انشات هم تخمی بود ! من بیغیرتی رو دیس میدم حتی اگه ویلیام شکسپیر نوشته باشه !
تو یه کونیه بیغیرتی ! احتمالا بعد از زنت ، کون خودتم گذاشتند ! 😁


841210
2020-01-28 11:25:57 +0330 +0330

چی بگم؟؟؟
مثلا بهت بگم کسکش؟جاکش؟
چی بگگگگم؟
اصلا من رفتم یبار دیگه داستان من و دختر همسایه و برادرش(کا میلاد)رو بخونم یکم دیگه بخندم.


841259
2020-01-28 16:21:11 +0330 +0330

قدش ۱۷۳ ؟؟ چ خبره جندس یا تیر برق

1 ❤️

841260
2020-01-28 16:23:05 +0330 +0330
NA

اگر املا بود نمره ات از بیست منفی ۴۰ میشد مرتیکه قرمساق بیسواد…

2 ❤️

841265
2020-01-28 17:09:54 +0330 +0330

فک کنم قسمت بعدی سعید کون خودتم میزاره
تو که دلت کیر میخاد ایدیتم بده دیگه
دلم به حال اون دخترایی میسوزه که جقیایی مثه تو میرن میگیرنشون فک میکنن ازادی بهشون میدین
بچه بدبختتون چی میشه
یه مدت جق نزن خون از دودولت به مغزت برسه

1 ❤️

841290
2020-01-28 19:13:04 +0330 +0330

باز هم جقی

تا اونجا که خوابیدی و صدای خروپف در آوردی رو خوندم فهمید که آب منی تمام رگ و ریشه و مغزت رو گرفته. بدبخت مگه ملت اینقدر خر هستن که تشخیص ندن تو خوابی یا بیدار؟ کون‌مشنگ به همین راحتی و با صدای بلند که تو بشنوی به زنت گفت ببین خوابه؟ خب جاکش اگر از تو میترسیدن که با صداب بلند نمی‌گفت که بشنوی و خون به پا بکنی. زنت در عرض نیم ساعت که بیرون بودی راضی شد زیر مرد غریبه بخوابه. یعنی زنت جنده بوده از اول خلقت بچه جقی. البته چون بچه کم سن و سالی هستی معلومه داستان تخمی رو از روی فیلم پورن نوشتی ولی واقعیت اینه که بچه‌های محل حسابی کونت میذارن. شاشیدم توی سرتاسر دوران زندگیت از طفولیت تا حال حاضر، بچه کونی.

یکی کون میدهد بالای کوپه
یکی از کردنت هم توپه توپه
ز کون دادن شوی تو غرقِ لذت
برایت آب کیر مانند سوپه

ها کـُ‌کا

3 ❤️

841492
2020-01-29 04:33:34 +0330 +0330

چقد من کس خولم که تا ی جاهایی از کستانت رو خوندم.ب ا خودم متاسفم

2 ❤️

841831
2020-01-30 03:22:32 +0330 +0330
NA

عن تو خودت و ذهن جقيت

0 ❤️

843100
2020-02-02 21:16:54 +0330 +0330

من فک کنم عروس تو تالار عروسی در شب عروسی شما طی یک حادثه با یه جنده جابجا شده !

0 ❤️

843105
2020-02-02 21:26:38 +0330 +0330

منحرف جنسی و جقی دیس

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom