مکانیک و مشتری دانشجو

    سلام قبل از شروع میخوام بگم که داستان کاملا واقعی و بدون تغییر هست و من نویسنده نیستم اگه بد نوشتم یا غلط املایی داشتم به بزرگی خودتون ببخشین


    تابستون سال ۹۷ بود من مغازه مکانیک دارم هوا کم کم داشت تاریک میشد و من هم داشتم مغازه رو میبستم لباس کارمو در اوردم با یه رکابی و شلوار داشتم دستامو میشستم که یه دختر تقریبا۲۳ساله با پوشش شیک و منظم با متانت کامل وارد مغازه شد تا نصف مغازه اومد و سلام کرد منم جواب دادمو دستامو شستم چند قدم برداشتم به سمتش که بهم گفت(ببخشین اقا اگه وقت دارین میشه یه نگاهی به ماشین من بندازین)گفتم چشه؟گفت ماشینم درست کار نمیکنه وقتی ماشین وایساده خود به خود گاز میخوره خلاصه بهش گفت یک لحضه لباس کارمو بپوشم تا یه نگاهی بندازم لباسامو پوشیدم رفتم کنار ماشین میدونستم که استپ موتور ماشین اشکال داره ولی یه جورایی دختره به دلم نشست گفتم سوار ماشین شو تا یک دور بزنیم مشکلشو پیدا کنیم سوار ماشین شدیم از چهار راه جلویی دور زدم اومدم جلو مغازه با اینکه کارش ۲۰ دقیقه ای حل میشد بهش گفتم ماشینت ۲ساعت کار داره که کنارم باشه تا بیشتر باهم اشنا بشیم که بهم گفت باشه شما تعمیرش کنین من برم کار هامو حل کنم ۲ساعت بعد میام میبرم ماشینو گفتم باشه پس شما یه شماره محبت کنین به من تا ماشین اماده شد زنگ بزنم بهتون گفت باشه شماره دوستمو میدم اماده شد زنگ بزنین بیاد ببره گفتم باشه تو دلم گفتم اه میخواستم باهاش اشنا شم که اینم پرید. یک ربعی ماشینو درست کردم اومدم اماده شدم تا یکم وقت بگذره زنگ بزنم یک ساعت بعد به شماره زنگ زدم دیدم پشت تلفن یه خانومه ،گفتم سلام من از مکانیکی....تماس میگیرم گفت سلام ماشینه نیلوفره؟ گفتم اسم نمیدونم ولی یه پراید نوک مدادی با پلاک فلان گفت بله خودشه ماشین ماله دختر خالمه دوتامونم دانشجو هستیم اینجا یه خونه مجردی داریم که دوتامون اینجا میمونیم منم تعجب کردم که چرا اینقدر اطلاعات میده راجب خودشون بهش گفتم خیلی خوب من ماشینو تموم کردم صاحب ماشین بهم گف ماشین تموم شد زنگ بزن به این شماره تا بیاد ماشینو تحویل بگیره دختره بهم گفت ببخشین شما وسیله دارین؟منم گفتم نه بهم گفت اگه امکان داره وقتی که مغازتون رو میبندین ادرس بدم ماشین مارو هم بیاری اینجا بعدش من خودم میرسونمتون تا مقصد منم گفتم باشه ادرسو بفرمایین ادرس رو داد منم به طرف مقصد حرکت کردم رسیدم جلو مجتمع زنگ زدم بهش گفتم سلام خانوم من مکانیکم الان جلو مجتمع فلان هستم گفت بیا داخل جلو ساختمانB3رفتم تو بازم زنگ زدم گفتم الان جلو ساختمانم با تمام پرویی بهم گف من الان از دوش اومدم بیام بیرون سرما میخورم میشه بیایین طبقه ۳ منم ناراحت از اینکه داره بهم دستور میده از ماشین پیاده شدم رفتم بالا رسیدم طبقه ۳ دیدم یه دختره تقریبا۲۱ساله باموهای سیاه
    بدنه مثله برف با تاب و شلوارک با موهای خیس وایساده جلو در رفتم جلو دستشو دراز کرد منم دست دادم با اینکه دوست دختر داشتم وسکس هم کرده بودم ولی تو خوانواده مذهبی بزرگ شده بودم و برام غیر عادی بود درو کامل باز کرد خودشو کشید کنار گفت بفرمایین تو تا با یه چایی ازتون پذیرایی کنم الکی تعارف کردم و رفتم تو نشستم رو مبل دختره اومد نشست روبه روم پاهای سفیدش داشت دیوونم میکرد شروع کرد که مشکل ماشین چی بود منم الکی گفتم ای سی یو ماشین اشکال داشت که با دستگاه دیاگ حلش کردم گفت ببخشین دیگه من اینجا هارو زیاد نمیشناسم واسه همون نتونستم بیام ماشینو تحویل بگیرم گفتم خانوم از کجا اومدین باخنده بهم گفت من اسمم المیرا هس پاشد اومد روبه روم دستشو دراز کرد منم پاشدم گفتم اسم منم محمده خوشبختم گفت از کرج اومدیم تبریز یکم تورکی بلدم ولی نه زیاد رفت آشپز خانه دوتا چایی ریخت اومد تا خم شد چایی رو بردارم چشم افتاد به سینه هاش هنگ کردم اب دهنمو قورت دادم یه نفس عمیق کشیدم که المیرا با پاش زد به پام گفت عه کجا نگاه میکنی من نمیتونم تا صبح اینجوری بمونما چایی رو برداشتم دیگه کم کم پرو شدم گفتم وقتی روبه روت یه ادم جذابی باشه اینجوری هنگ میکنی خندید پاشو انداخت رو پاش نفسم داشت بند میومد گفتم من دیگه رفع زحمت کنم گفت وایسا تا نیلوفر بیاد تا حساب کتاب کنین باهم منم گفتم که واجب که نیس شماره کارت میدم بعدا کارت به کارت میکنین گفت اخه نیلوفر بهم گفت خودم میام هم حساب رو صاف میکنم هم خودشو تا مسیرش میرسونم منم تعارف الکی میکنم که نه من خودم میرم نه بعدا حساب کتاب میکنیم که المیرا گفت عه نترس بابا نمیخوریمت که منم خندیدم گفتم که میترسم که شما معذب بشین بعد با دستم زدم به پیشونیم با خنده بهش گفتم که ماشالله شمام که معذب نیستین بهم گفت نه بفرما بشین تا میوه بیارم رفت میوه اورد بازم اومد جلوم خم شد منم بازم زل زدم به سینه هاشخندید گف انگار جن دیدی میوه رو برداشتم اونم یه موز برداشت رفت بشینه روبه روم عمدا موز رو انداخت زمین پشتشو کرد سمته من با عشوه خم شد موز رو برداره منم داشتم دیوونه میشدم با ناز و تکون های ریزی میداد به باسنش بعد پاشد نشست روبه روم چند دقیقه بعد گوشیم زنگ زد مامانم بود گف پسر داری میایی خونه نون بگیر منم بهش گفتم باشه جانم اومدنی میگیرم بعد قطع کردن تلفن، چشاشو درشت کرد گفت متاهلی؟ منم نیش خند زدم گفتم نه مجردم بعدش پرسید پس دوست دخترته منم بهش گفتم کی حوصله دختری بازی داره مامانم بود اونم با پوز خند بهم گفت معلومه که جلو دختر میگین دوست دختر ندارین تا دخترو از دست ندین منم خندیدم گفتم بیا ثابت کنم که مامانم بود پاشد اومد نشست کنارم چسبید بهم گوشیمو گرفتم سمتش گفتم ببین اخرین تماس اینه ۲ دقیقه قبله زنگ زدم گذاشتم رو ایفون گفتم مامان من یکم دیر میام تو شامتو بخور نون الان لازمه مامانم گفت نه پسر واسه فردا لازمه مهمون داریم خدافظی کردم بعدش بهش گفتم دیدی مامانم بود اونم خندید گفت ببخش دیگه الکی قضاوت کردم ولی چرا یکی دیگه از خوانواده وسایل نمیگیره منم گفتم که چون منو مامانم تنها میمونیم وقتی من ۱۰ سالم بود بابامو از دست دادیم برگشت بهم گفت ببخشید ناراحتت کردم فضولیم گرفت بعد دستشو از پشت انداخت رو شونه هام که مثلا داره دلداریم میده هی دستشو از بالا به پایین کمرم میکشید منم گفتم عیبی نداره بهم گفت چن سال پدرتو از دست دادی گفتم ۱۲سال گف پس الانتو ۲۲ سالته گفتم از کجا فهمیدی گفت خودت گفتی که وقتی ۱۰ سالم بود از دست دادیمش گفتم افرین خوب دقت کردی تو چن سالته گف منم ۲۱ سالمه یکم ساکت شدیم کیرم از روشلوار لی تابلو بود المیرا هم نگاه میکردم به کیرم تا یکم خودشو کشید سمت من یکم هم من رفتم سمتش کلا چسبیدیم به هم پاشو ریز ریز داشت بالا پایین میکرد منم دیگه کنترل رو از دست دادم دستمو انداختم به کمرش کشیدم سمت خودم و دستمو بالا پایین کردم رو کمرش مثه ماساژ بهم گفت به به بلدی ماساژ بدی گفتم اره من خدای ماساژ دادنم رو مبل دراز بکش تا ماساژت بدم دراز کشید رو مبل منم نشستم جلو مبل شروع کردم کمرشو ماساژ دادن چشماشو بسته بود هی میگفت یواشتر دردم میام بهش گفتم باشه قفل کردم رو ستون فقرانش تا حشریش کنم دستمو گذاشتم رو کونش یواش و ارام حرکت میدادم بعد بهش گفتم اگه مشکلی نداره پاهاتو هم ماساژ بدم یکم همممم(فکر) کرد بعدش گفت پس بیا بریم اتاق تا رو تخت راحت باشی نیلوفر هم اومد فکر بد نکنه منم گفتم باشه رفتیم تو اتاق دراز کشید منم نشستم رو رو پاهاش کیرم داشت از جاش در میومد یکم گذاشتم رو پاهش بعد شروع کردم ماساژ دادن پاهاش عمدا پاهاشو باز کرده بودم تا دستم برسه به کسش بعدش بهش گفتم تابتو دربیار تا راحت ماساژ بدمت با ناز بهم گفت من خجالت میکشم میشه خودت دربیاری منم درش اوردم بعدش سوتینشو باز کردم یکم خودشو بلند کرد تا سوتین رو بردارم کشیدم کنار دستمو گذاشتم رو سینش یکم فشارش دادم دستمو کشیدم یکم ماساژ دادم بعدش بهش گفتم رو کمرت بخواب تا شکمتو ماساژ بدم برگشت رو کمر خوابید دستاشو گذاشت رو سینه هاش منم نشستم رو پاهاش تقریبا کیرم افتاد رو کسش شروع کردم شکمشو ماساژ دادم بعدش با سوراخ نافش بازی کردم بعد دستاشو گرفتم از روسینه هاش کشیدم کنار یهو چشاشو باز کرد الکی که مثلا نمیخواست بهم گف چیکار میکنی عهه بیشعور منم گفتم دارم ماساژت میدم سینه هاشو گرفتم اونم چشماشو بست و لبشو گاز میگرفت یکم خودمو جابجا کردم کیرم افتاد جلو کصش خم شدم و لبامو گذاشتم رو لباش چشماشو باز کرد الکی یکم خودشو تکون داد که پاشم ولی میدونستم الکی ناز میکنه بعد چند دقیقه خودش هم همراهیم کرد زبونمو انداختم تو دهنش زبونامونو میزدیم به هم دیگه بعدش جدا شدم ازش لبامو گذاشتم رو سینه هاش شروع کردم
    به خوردن ممه نوکشو مک میزدم اونم اه اوه میکرد پاشدم از روش تیشرتمو در اوردم رفتم سراغ شلوارکش شلوارکو با کمک خودش در اوردم یه شرت سیاه توری پوشیده بود از زیر شرت بدن سفیدش معلوم بود از رو شرت شروع کردم کسشو مالیدم اونم اه اوه میکرد پاشدم شلوارمو در اوردم اومدم لبامو گذاشتم رو کصشو لیس زدم اونم کمرشو بالا پایین میکرد دستشو گذاشت رو کیرم با اون یکی دستش سرمو فشار میداد رو کسش پاشدم شرتمو در اوردم المیرا هم شورت خودشو در اورد یکم کصشو مالیدم اونم با کیرم ور میرفت المیرا بهم گفت انگشتتو بکن تو کصم بهش گفتم مگه اوپنی گفت اره انگشتتو بکن توش دو انگشتمو کردم توش عقب جلو میکردم اونم اه اوه میکرد دراز کشیدم رو تخت المیرا هم پاشد اومد رو پاهام نشست کیرمو گرفت دستش سرشو اورد نزدیک کیرم زبونشو کشید رو سر کیرم انگار برق وصل کردن بهم یهو نفسم بند اومد اونم کیرمو کرد تو دهنش شروع کرد ساک زدن یکم دندون میزد ولی عالی ساک میزد لباشو که گذاشت رو کلاهک کیرم انگار دنیارو دادن بهم پاشدم رو کمر خوابوندم المیرارو پاهاشو انداختم رو شونم کیرمو رو کصش بالا پایین میکردم اونم داش ناله میکرد یکم زجرش دادم هی میگفت بکن دیگه مردم اذیتم نکن محمد بکن توش منم یه تف انداختم رو کصش کلاهک کیرمو گذاشتم رو کصش اروم اروم فشاردادم تو،المیرا داشت نفس نفس میزد منم داشتم از شهوت میمردم تا نصف کیرمو کردم تو کصش شروع کردم تلنبه زدن نفساش تبدیل شد به اه اوه انگار بهترین همبرگر دنیارو با بزرگترین پیتزا رو داده بودن بهم کیرمو در اوردم دراز کشیدم المیرا اومد روبه روم نشست رو کیرم شروع کرد خودشو بالا و پایین کردن بعد یک ربع بهم گفت محمد دیگه خسته شدم پاشد رو چهار دستو پا نشست منم از پشت گذاشتم تو کصش با همه قدرتم تلنبه میزدم رو کصش بعد ۱۰ دقیقه دیدم کم کم ابم میاد کشیدم بیرون گفتم ابم میاد با دستت جق بزن تا ارضا بشم اونم کیرمو کرد تو دهنش ساک زد ابم داشت میومد خواستم بکشم بیرون با دستاش نذاشت بکشم بیرون همه ابمو ریختم دهنش کشیدم بیرون همه ابمو خورد دراز کشیدیم کنار هم بعد پنج دقیقه پاشدیم لباسامونو پوشیدیم از اتاق اومدیم بیرون یه لحضه دیدم نیلوفر نشسته رو مبل مارو نگاه میکنه و سرشو تکون میده من هول شدم انگار ابه جوش از سرم ریختن پایین رود گفتم من برم نیلوفر گف نرو خجالت نکش همه چیو دیدم من ،شما که کار بدی نکردین حالا هزینه ماشین ما چی میشه منم گفتم هیچی منو المیرا حساب کتاب کردیم المیرا اومد گذاشت تو گوشم گفت فکر کردی واسه پول باهات خوابیدم فکر کردی من جندم منم هول شدمو گفتم المیرا مگه اونایی که دوستن از هم دیگه پول میگیرن تو اشتباه متوجه شدی اونم رفت تکیه داد به دیوار سرشو انداخت پایین رفتم پیشش سرشو اوردم بالا لباشو بوسیدم گفتم که منظورمو اشتباه فهمیدی ما دوستیم من نمیتونم پیش تو از پول حرف بزنم اونم منو بوسید گف ببخشید گفتم واسه چی عذر میخوای المیرا هم گفت واسه اینکه زدمت نیلوفر هم گفت که اقا اماده شو تا مسیرت برسونم گفتم مرسی خودم میرم زحمت نکش اسرار کرد منم قبول کردم تو راه بهم گفت دستمزدتون چی میشه منم گفتم نیلوفر من که گفتم نمیتونم پول بگیرم اونم گفت توکه با المیرا حساب کردی ولی ماشین ماله منه هر وقت با من حساب کردی اونوقت پول نمیگیری منم خندیدم سره کوچمون یه لب گرفت ازم شمارشو داد بهم گفت زنگ میزنی حساب کتابو میبندیم منم پیاده شدم


    پایان


    اگه پسند بشه سکس منو نیلوفر رو مینویسم


    نوشته: محمد مکانیک

  • 27

  • 34




  • نظرات:
    •   Scott12
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • مکانیک ها هم مواد میزنند.
      برنامه امشب سایت های تمام کشور


    •   Smoker70
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اقا این بد بخت چقدر تو فازه ساقیشو پیدا کنین رو خودش گردن بزنین واقعا این بود ارمان های امام راحل کیرم دهنت اوصکول


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • شما تو کدوم جهان زندگی میکنید منم با خودتون ببرین تو جهانی که من زندگی می کنم دختراش به این سادگی ها پا نمیدن.


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 15

    • و اما اصل ماجرا!! بعد از اینکه شاگرد اکبراقای سیبیل سیاه به خاطر عمل جراحی بواسیر تو بیمارستان بستری میشه ایشون تو محل دنبال کون... یعنی ببخشید شاگرد جدید بوده که تو صف نونوایی چشش میوفته به ممدچاقال!! در حال دید زدن بوده که یهو ممد بر میگرده میگه کسکش به چی زل زدی؟؟ اکبر اقا میگه میخواستم به عنوان شاگرد استخدامت کنم ولی نمیشه بهت حسودیم میشه! ممد میپرسه به چی؟؟ اکبر قاا میگه اخه تو خیلی خوشگلی اگر شاگردم بشی تمام مشتریهام از این به بعد به تو میدن دیگه کسی به من سکس نمیده!! ممد چاقال با تعجب میپرسه این همه پسر خوشتیپ تو خیابون مگه ادم قحطه که دخترا اونم قشر مایه دار ماشین دار بیان به مکانیک چربوچیلی که همیشه دستوبالش سیاهه روغن به خورد پوستش رفته بدن!! اکبر اقا میگه کجای کاری پسر جون!! من حداقل دوازده گیگ فیلم دارم که ثابت میکنه میدن خوبم میدن!! تازه مکانیک تو فیلم کچله تو موهم داری!!! (biggrin)


      یکماه بعد!!


      مشتریهای مکانیکی براشون سوال بوده که چرا هر وقت میرن ماشینشونو تحویل بگیرن از ته چاله صدای ناله میاد!! وقتی از اکبر اقا جریانو میپرسن میگه شاگردم عادت داره در روز چند ساعت کونشو بزاره تو بشکه روغن!!
      قرتی بازی جدیده این جووناس بهش میگن یوگای قزوینی!! (biggrin) (biggrin)


    •   saeedno15
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • نویسنده در حال دیدن فیلم پورن مکانیکی بوده و خودشو جای شخصیت مرد فیلم گذاشته و داستانو به رشته تحریر درآورده (biggrin)
      راحت اومد خوابید زیرت که ماساژت بده و در کمال خوش شانسی ننه باباش خونه نبودن


    •   zodiakxxx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • کص کردنو با همبرگر وپیتزا مقایسه میکنی داداش
      لابد کون کردن میشه قورمه سبزی


    •   anonym.masi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • امشب حالم خوبه نمیخام فش بدم که هیچ برعکس از داستانت خوشم اومد خوب و روون نوشتی همچین دور از واقعیت هم نبود من خودم یه رفیق داشتم پاسداران مکانیک بود چه کسهایی که این بشر نمیزد زمین خیلی هم راحت پا میدادن نوش جونت دادا


    •   حاج.دولدار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • عجب !!! مردم اينقدر لنگ كيرن؟


    •   بچه.غول.اهوازی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ناموسا شب جمعه باید کس شعر بنویسی
      نمیگی ما مجردیم بی کسی سرویسمون کرده
      سر کیرو میکشیم به همه کست
      مرتیکه جقی


    •   bj_lover
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • فقط اسم مجتمع که به دانشجو اجاره میدن رو بگو با بقیش کار ندارم


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • آخرش بهش نگفتی: امیرالمومنین؟!!!!

      عه ببخش یعنی نگفتی المیرا ممنون!


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • طولانی بود حال خوندن نداشتم ولی همچنان کامنت میگذارم تا رسالت خویش را انجام داده باشم


    •   شواليه-ايران
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • سايپا مطمئن!


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • فانتزی جالبی بود
      البته نخوندم چون موضوعش تکراری بود آق مکانیک


    •   mard_teh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • توهم از عوارض خودارضایی با گریس!!! بهتر نبود اولش ادعا نمیکردی که داستانت واقعیه؟


    •   saeed7989
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ارزو بر جوانان عیب نیست عموی


    •   iran.man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ده خط اولش عین حقیقت بود


    •   M.bay
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • این قسمت برازر:مکانیک خوش اقبال
      ناموسا فیلم سوپر داستانی نبین


    •   farhad_farhd
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • مواظب باش دستاد پینه نزه یه دفه


    •   Mohammad_fmx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • حالا اگه واقعا مکانیکی بگو استپ موتور چیکار میکنه؟ (cool) (biggrin)


    •   haamed khan
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ???


    •   sisrez
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • من موندم چقدر دختره پایه بود
      حاله خوبه توی کسکش دوست دختر داشتی سکسم کرده بودی
      بعد حالا نیلوفرهم هوس کرده تو از دل المیرا دراوردی حالا میخوای نیلوفرو بکنی کیرم تو مغزت


    •   SWORD60
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو دهنت بدبخت
      در گاراژی
      گلناری نیستی تو
      یا گیریسی هستی یا روغن سوخته
      کیر همه بچه ها تو کونت


    •   mohammad.pherdos...25
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ریدید به ارمان هامون رفت


    •   Havigshoor
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • شلوار لی های کنونی فاق های خیلی کوتاهی دارند و برای شغل مکانیکی جالب نیست.
      بهتر است از شلوار لی های خمره ای استفاده کنید . تا در شرایط حشر خشتکتان تابلو نگردد
      حشریت را ضایع نکنید


    •   LMNOP7
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کاری به داستان ندارم اون دوستی که گفت نقطه بلد نیستی بزاری خودش تو کامنت خودش رعایت نکرد و گفتش که کاری به املا و نگارش ندارم کلمه اصن میدونی معنیش چیه؟ نمیتونی بگی اصلا!؟
      برو جقتو بزن اینقدر اعصاب نویسنده ها رو(هر چقدر خوب یا هر چقدر کسشر نوشتن)کیری نکن!!


    •   داریوشم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • "انگار بزرگترین همبرگر دنیا رو با بزرگترین پیتزا رو داده بودن بهم"!!! (dash)


    •   happysex
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ستون فقرات باعث تحریک میشه
      نوبل سکس رو باید بخاطر کشفت به تو بدن
      مطمعنی بابات نفرستادتت مکانیکی محل ببینی ماشینش حاضره بعد مکانیک محل ترتیبتو داده .....


    •   excavator
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ممد چاخان سن سن؟


    •   Caboos1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • مگه خودت نبودی ممد
      بهش گفت یه لحظه لباس کارمو بپوشم الدنگ؟
      با گریس نسوز نده مغزت قفل میکنه باید دیاگ بکنن تو کونت


    •   Mobin18836
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اوسا تورو خدا منو نکنی من ماشینم سالمه بخدا (dash)


    •   Saeed4052
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • عاقبت سکس با اگزوز همینه. شک ندارم جنس ا موتوری میگیری


    •   Alirezateh20
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • سر ساقیت سلامت ❤


    •   Babak8008
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس گفتی با گریس جرق زدی اینقدر مخت گوزیده.نونتو بخر سیکتیر کن


    •   ronin555
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نه به اون معذرت خواهی مودبأنه اول داستانت نه به این آب وتاب بی موردت؛گارداش !!!رفتی خونه جنده کوس پولی کردی حالا واسه ما داستانشکرده که آره مخ زدی..!"!


    •   Maxkir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • به راست و دروغش کار ندارم ولی ادبیاتت خوب بود نمره ت میشه ۱۹ بخاطر توجه به جزییات و توصیف مناسب شرایط فقط سایز سینه و باسن و اینا یادت رفت


    •   Bopho
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ممد مکانیک داستانت یکم مضنون به خالی بودی هست ولی با این حال چون مکانیکی و منم تعمیرکار ایسیو پسندیدم
      دمت گرم
      یا حق


    •   Mahdi_iranboy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • یکی هم که قشنگ مینویسه بازم بقیه کس میگن


    •   zanbory
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • داداچ از چاله سرویس بیا بیرون اونجا خوابت برده ...طنز جالبی بود گاهی خندیدیم...ایشالله که دوماد شی و اینقدر خواب نبینی ...خیرنبینن این دوتا دانشجوها چرا مکانیکمونو اذیت کردن..اوووف شدی


    •   Owji_mowji
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • هرکی میبینتت میخواد بت بده نه؟


    •   sana.ir.do
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستانت مشخص بود که تخیلیه ولی بنظرم فیلمنامه خوبی برای یه پورن نیم ساعتی میشه


    •   Alixxxey
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • قبلا فقط تعمیرکارای لب تاب کس مفت گیرشون میومد
      ماشالا مکانیکا هم پیشرفت کردن تو شهوانی


    •   اچارفرانسه
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دمت گرم پرچم مكانيك ها رو بالا بردي


    •   Sepehr_2000
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نویسنده ها دارن به دو دسته تقسیم میشن
      اونایی که میگن اگه اشکالی داشت به بزرگی خودتون ببخشین
      اونایی که میگن کص عمتون اگه اشکالی داشت مشکل از خودتونه کصکشا میتونین نخونین


    •   Sepehr_2000
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • الان داستانو خوندم
      پشمام همه دخترا میخوان ندیده بهت بدن؟


    •   lezatbebarim
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی خندیدم به این حرفهایی که زدی خالا راستی راستی راست بود یا کج بود ؟ مجبوری مگه دروغ بگی اخه ؟


    •   Sf1374
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • جنده هم اینقد زود نمیده که اینا بهت دادن حتما رفتی به هوای کردن هم کردنت وهم پولتو ندادن حالا این حرفارو میگی ?????


    •   mersad8181
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • منه مکانیک فهمیدم از اونجا که گقتی استپر موتور 20 دقیقه کار داره کس میگی .


    •   nausica
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • این قسمت : بنی هندل جقی
      علی الحساب آچار بکس بادی با سری 21 تو کونت تا ببینم بعدا" چی میشه ، ترجیحا" هم با گریس آترود بزن،رنگش فانتزیه باعث میشه ذهن جقیت خلاقانه تر عمل کنه


    •   _یوگی_
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قابل توجه اونایی که میگن مگه شدنیه یا مگه دختر لنگ کیره؟ ۲تا دانشجوی دختر اونم ازنوع کرجی که اغلب جنده‌اند تو شهرغریب که ماشین پراید هم دارن اغلب مکانیک لازم میشن! دخترها لنگ کیر نبودن دنبال مکانیک مفتی بودن! و زرنگی کردن تاوقتی که تبریزاند مکانیکی و لوازم یدکی شون مفت میوفته


    •   oobarbodoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • برازرس تبریز هم نماینده فعال داره


    •   Alla1367
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دمت گرم
      خسته نباشی قشنگ بود
      این کوسخولارو ول کن ایرانی جماعت دستتو توی‌عسل بکنی بزاری دهنش باز گاز میگره
      نیلوفر رو هم بنویس مرسی از داستانت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو