مکان با خاله

    1391/10/12

    سال اول راهنمایی بودم که توسط دوستام به انحراف جنسی کشیده شدم.اون موقع ها فقط جلق میزدم و اصلاً نمیدونستم که گناهه و به من ضرر میرسونه.من وقتی سال سوم راهنمایی می خوندم فهمیدم که چی کار کردم!!!من خیلی ناراحت بودم و از خدا شکایت میکردم و تصمیم گرفتم که اینکارو اینکارو ترک کنم.یا علی گفتم و شروع کردم تو اینترنت search کردن که چجوری ترک کنم؟بعد دیدم که کارم تمومه و دیگه راه بازگشت خیلی سخته!من نا امید نشدم و شروع کردم به کم کردن استمنائم (از روزی 1.25بار رسوندم به 3 روز یک بار)همون سال با اینکه اصلاً به آزمون تیزهوشان فکر نمیکردم از 60 نفر 30ام شدم (به اصراره مامانم در آزمون ثبت نام کردم.)وتا اینکه دوباره شروع کردم هفته ای 2-3 بار جلق میزدم.تا اینکه ماه رمضون شروع شد و منم همشو روضه گرفتم.(تو کل ماه رمضون فقط 3 بار جلق زدم.)خلاصه من به خدا قول دادم که کمتر جلق بزنم.به جای نگاه کردن به فیلم پورنو داستانهای سکسی می خوندم؛همون موقع بود که نظرم به خالم افتاد(8 سال از من بزرگتر بود.) ولی واقعاً خیلی ... بود!درست مثل همون چیزایی که در داستانهای خیالی میگید ولی خیلی لاغرتر.


    اون یه زن بود(یه سال بود که طلاق گرفته بود.) و این منو بیشتر تحریک میکرد. اون با من خیلی صمیمی بود طوری که فقط رابطه جنسی نداشتیم. من هم بهش عشق (از نوع محبت آمیز و هوسی) میورزیدم.چند بار تو خیابون بخاطرش درگیر شده بودم!آخه با هم شبهای رمضون به پارک میرفتیم.ولی احساس میکردم اون هیچ حسی به من نداره دوسم داشت ولی مثل داداشش!وقتی میومد خونمون یا من میرفتم خونشون(پیش مامان بزرگم زندگی میکرد) پیش من یه تاپ و یه شلوار تنگ کوتاه میپوشید به ندرت هم شلوارک.وقتی میرفتیم تو اتاقم یا اتاقش انقدر سر وصدا میکردیم که بهمون میگفتم در رو ببندیم.چند بار ماساژش داده بودم و وقتی این کارو میکردم صدای آخخخخخخخخخ واوخخخخخخخخ میداد و من حشری میشدم.من یه 10 روز باهاش تو خونه تنها بودم چون همه رفته بودند مسافرت و اونم امتحانات دانشگاشو میداد.(چون همه میدونستند که من اونو زیاد دوست دارم و این سفر فقط به خاطر نظر مامانبزرگم بود که برن مشهد.)من شب اول که اونجا بودم طبق معمول همون جوری لباس پوشیده بود.شبها موقع خواب دو تایی روی تخته مامان بزرگم و بابابزرگم میخوابیدیم. من به سرم زده بود که حسّ خودم رو نسبت بهش بگم ولی اصلاً نمی شد.مثل داستانها هم نبود که تو خواب انگولکش کونم و از این کوسشعرها... . من بعد از 5-6 روز حالت جنون بهم داده بود چون همش پیشش بودم و باهاش میخوابیدم ولی یه قطره اب هم از من بیرون نیومده بود. من تو لپتابش در قسمته recent Item چیزایی پیدا کرده بودم ولی همشو پاک کرده بود. تااینمکه یه شب ساعت 10-11 نشستیم جلو ماهواره فیلم ببینیم (نمیدونم کدوم شبکه بود؛آخه ما ماهواره نداریم!)که یه فیلم صحنه دار بود من قبلاً اون فیلم رو دیده بودم؛ولی به روی خودم نیاوردم.


    وقتی داشتیم میدیدیم اون رو کاناپه دراز کشیده بود و منم دید میزدمش،که یهو فیلم به جای سکسی رسید دیدم قرمز شد و ازم خواست تا کنترل رو بهش بدم.منم کنترل رو نمیدونستم که کجاس و همینطور ادامه میدادم و پیداش کردم و دادم به خالم.زد به یک کاناله دیگه.پرسیدم اون چی بود چرا اینجوری بود؟یه نگاه بهم کرد و گفت وقتی بزرگ شی میفهمی.(من 16 ساله بودم.)شب رفتیم خوابیدیم و صبح روز بعد هم من مثل همیشه زودتر بیدار شدم و صبحونه رو حاضر کردم.با هم خوردیم و رفت حموم.من داشتم از کنجکاوی میمردم . منتظر بودم که به من بگه کاری براش بکنم(شامپو بدم،لیف بکشمو...)ولی نشد اون وقتی از حموم اومد بیرون رفت تو اتاقش و در رو بست منم رفتم تا از کلید در دیدش بزنم ولی حیف کم دیده میشد. من شب آخر رفتم پیشش و خودم رو به طور نزدیکی بهش نزدیک کردم و قضیه لپتابش رو یه جوری که شک نکنه بهش گفتم و تعجب کرد بعد هم من رفتم رو کاناپه نشستم و اونم رو کاناپه دراز کشیده بود و فیلم میدید.(البته طوری که من ساق پاهایه مثل برف و نازش تو دست و روی رونم بود.)فیلمو که نگاه میکردم پسره چند بار از دختره لب می گرفت ولی سکسی در کارنبود. از جام بلند شدم و از خالم خواستم که از لپش یه بوس کنم(اون منو یه پسر چشم و گوش بسته میدونست).برا همین قبول کرد منم از جایی که نزدیک لبش بود یه بوس گرفتم. اون بعد از فیلم هول ساعت 12 ازخواست تا ماساژش بدم(بخاطر درس خوندن ،زیاد می نشست) منم گفتم که بریم رو تخت واسه همین رفتیم مسواک زدیم و رفتیم برا ماساژ من گفتم که یکم ماساژه سکسی بدم و بعد تو آخرین روز بکنمش.(جوِ داستانهای سکسی منو گرفته بود)من بعد از ماساژه بالا تنش ازش پرسیدم که پاهاشم ماساژ بدم اون خجالت کشید و رفت زیر پتو منم اجازه گرفتم تا دوباره بوسش کنم که گفت جو فیلم نگیرتت!(با حالت خنده)منم چون زیاد داستان خونده بودم فکر کردم حشری شده چون حدود یک سال بود که سکس نداشته!واسه همین هم لبش رو به صورت کاملن حرفه ای بوسیدم(همیشه ملایم آرایشی رو صورتش بود).اون بعد از بوس ناراحت شد و بهم گفت که این کارا در حد و اندازه ما نیست.


    من کسشعر گفتم بهش، و خودم در حالت دراز کشون بهش مالیدم؛لا مصب فهمیده بود چی میخوام بکنم باهاش،به همین جهت بلند شد ونشست وچپ چپ نگام کرد!منم گفتم که ما هر دومون به این کار نیاز داریم و از این حرفها... . بعد دیدم یه چک خوابوند زیر گوشم( که بابام هم بهم اینجوری نزده بود)و محکم پاشد و رفت تو اتاقش.منم که تازه میفمیدم چه خبره گرفتم و خوابیدم!اون سکس دوست داشت ولی نه با من!من کل شب رو فکر کردم .صبح قرار بود مامانم اینا برسن خونه!من صبح زود با اعصاب داغون زدم بیرون و رفتم خونه خودموووون. خدا خدا میکردم که بهشون نگه.ما حدود یه 6 ماهی همدیگرو ندیدیم(من خجالت میکشیدم ببینمش).بعد تویه یه مهمونی بزرگ همدیگرو دیدیم. اون دستم رو گرفت و منو برد تویه یه اتاق.بهم گفت:((من همه چی رو از یاد بردم و این کارتو میزارم رو حسابه جو گیر شدنت به خاطر اون فیلم.))بعد لوپم رو بوسید و رفت بیرون.


    من تازه فهمیدم که چقدر کوس خول بودم که فکر میکردم اون میاد و با کسی که از بچگی بزرگش کرده سکس میکنه!!؟!! واقعاًخوندن داستان هاتون منو دیوونه میکنه چون فقط اون شب یادمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تورو خدا انقدر کوس شعر ننویسید


    نوشته: bab

  • 13

  • 3




  • نظرات:
    •   sasanazimi1368
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • واقعا قشنگ بود.دم خاله گرم.مرررررررررررسییییییییییییییییییی


    •   mostoufi
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • اون روزی 1.25 صدم جلق زدن چی بود؟ یعنی یک بار میزدی دفعه دوم با 1/4 کیرت بازی میکردی؟ یا 1/4 آبت میومد شیر فلکه رو می بستی؟


    •   oghab125
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • باید بعضی ها ازاین واقعیتی که این بچه گفت درس بگیرند و فکر نکنن که الکی میشه در هر کجا و هر زمان و با هر کی دلشون خواست سکس کنن . این بچه واقعیت رو فهمید و توصیه می کنه که خیلی با خوندن بعضی داستان های ابکی جوگیر نشید دمت گرم عزیزم خوب شد که زود فهمیدی و خاله با معرفتت هم تو رو بخشید


    •   آررش
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • چه عجب


      یه داستان واقعی هم خوندیم


      به این میگن داستان
      هم سرگرم کننده بود
      هم برا این جوجه موجه ها آموزنده بود
      خنده دار هم که بود ( روزی یه بار و ربع جلق میزد ) من هر جور حساب کردم در نیومد ، چون اگه امروز یه بار جلق بزنی فرداش دو بار بزنی میشه روزی یه بار و نیم ، هیچ رقم یه بار و ربع نمیشه، مگه اینکه امروز دو بار بزنی بعد فرداش یه کم بزنی یه قطره آبت که اومد دو دستی بیخشو بچسبی که نپاشه بیرون ، شاید اینو ربع حساب کرده باشه !! الله اعلم


    •   shayan0mashhad
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • خیلی حال کردم داداش
      صادق بودی
      احسنت !


    •   پیرفرزانه
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • پسر جان موارد زیر را به گوش جان گوش کن...
      1-جلق گناه نیست...
      2-جلق انحراف جنسی هم نیست...
      3-تمام مردان حداقل یکبار در عمرشون جلق زدن...
      4-حتی بعضی از مردای متاهل هم جلق میزنند/اینو دیگه علتشو منم نمیدونم/..
      5-خیلی مردی که امدی واقعیتو گفتی....اینکه ضایع شدی چون خریت کردی..خاله و عمه حکم مادر ادم رو دارن...و پاهای زنها بجز جندها/اونم که برا پول بالا میره/سفت روی زمین چسبیده وبا چند تا فیلم مزخرف وحرف چرت و پرت بالا نمیره...
      6-خیلی هنوز برا فهم این سایت کوچیکی..که با خوندن چندتا لجن نامه دست تعدی به سوی زنی به حرمت مادرت دراز کردی...
      7-اینجا برا کسی نون و اب پیدا نمیشه...برو به سلامت...
      8-دیگه ننویس....


    •   مهتاب خانوم
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • دمت خالت گرم.از طرف من بوسش کن


    •   m.naji
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • آقا یا خانوم ( پیر فرزانه ) نظرت رو خیلی دوس دارم


    •   sylvester
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • ببین من عاشق خالت شدم,به این میگن یه خانوم واقعی,خیلی کارش درسته.


    •   dada aghil
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • خوش به حال دوست پسر خالت. به خالت بگو یکم دیکته هم باهات کار کنه .درضمن توکه سنت به سیکلم هم نمیرسه گه میخوری تو سایتای +18 میچرخی. از طرف من ابجیتو ببوس کوچولو.


    •   پیرفرزانه
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • ام.ناجی ...شما محبت دارید..والا من از جنس مرد هستم...


    •   hot.kako
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • کیرم تو خودتو داستانت
      جقی


    •   hot.kako
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • کیرم تو خودتو داستانت
      جقی


    •   lakas.z
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • ببین پسر خوب خاک توسر تو و امثال تو که از داستانها و این کسشعرا الهام میگیرید و جوگیر میشید.ولی حداقلش تو فهمیدی چه غلطی کردی و بهش معترفی.
      اما توای که بخاطر گناه بودن جلق رو کم کردی وخواستی بذاری کنار چه جوری رفتی سراغ سکس اونم با خاله، اینش رو کوس گفتی آمو.


      با نظر پیرفرزانه موافقم همه جلق زدن، من خودم هم زدم نه یکبار چندبار ولی از تقریبا ۱۱سالگی به بعد اصلا جلق نزدم نمیدونم چرا بدم اومد شاید بخاطر اینکه تو ۱۱سالگی اولین سکس درست رو تجربه کردم وبعداون اصلاجلق نزدم قبلش هم مثل بعضیاروزی یکباریا هفته ای یک بارنزدم.جمعاشاید۸بار زدم.اما زدم دیگه.
      بعداولین سکس دیگه فقط دنبال سکس بودم و از شانس خوبم تو این کار همیشه سیر بودم.
      به کسایی که جلق میزنن نصیحت میکنم برید دنبال سکس نترسید فراوونه
      ولی نه به هر قیمتی وباهرکسی.
      نه دنبال جنده باشید نه دنبال پاک دامن، دنبال وسطی باشید


    •   Mohsen WWE
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • دمت گرم راست گفتی. منم جغو کم کردم


    •   setareh537
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • قشنگ بود مرسی


    •   off_boy
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • lakas.z
      تو گوه خوردی که 11 سالگی جلق میزدی.آخه کونده اصلا 11 سالگی تو شاشت کف کرده بود که بخواد آبت بیاد.توهم کس کردن هم که داری.تازه هنوز قبل 11 میزدی.بعدش ترک کردی!!!!
      کیرم تو توهماتت.یه داستان بنویس،توهم خوبی داری...


    •  
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • اولاً آفرین به شما که به اشتباه خودت اعتراف کردی و سعی کردی همسن و سالانت رو هم آگاه کنی.
      اما مثل اینکه سایتهایی که ازشون آموزش سکس و مذهب می گیری، کلاً یه چیزیشون می شه. احیاناً برای ترک مشکلاتت بهت نگفتن یک ماه "روزه" بگیری نه "روضه". روضه رو سایت ها برات خونده بودن که تو یاد بگیری دستت رو از تو شرتت در بیاری.
      در ضمن مامان بزرگت "نذر" کرده بوده که بره مشهد و بقیه هم به "نظرش" احترام گذاشته بودن.
      اینا رو گفتم که یه موقع پیش دوستای مذهبیت ضایع نشی. برای مسائل جنسیت هم، به نظرات دوستان شهوانی توجه کن.


    •   شیرجوان...
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • آفرین پسر خوب البته این آفرین رو به اون خالهء نجیبت باید بگم
      آقا تو این سایت خیلیها میان افکار و تئوری های پنهان سکسی شون رو به اسم داستان مینویسند و چهار تا جوون و نو جوون مثل جنابعالی برادشت اشتباه میکنن و میخوان تو نزدیکانشون امتحان کنن .سنگ مفت گنجشک هم مفت شاید به یه سکس مفت برسن ولی نمیدونن که عاقبت این کار احمقانه چقدر پشیمان کنندس و جهنم منتظرشونه


    •   Navid_wild_sexy
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • داستانت خوب بود.فقط نمی دونم چرا 90 درصد بچه های سایت با پوشیدن شلوار جین و شلوارک فک و فامیل حشری می شن؟جنبه هاتون کجاست پس؟نکنه توقع دارین مثل تو خیایون کفن پیچ کنن خودشونو؟


    •   farhudlove
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • اینکه تو همچین فکری تو سرت بود یک واقعیت است که به نا آگاهی تو بر میگردد.اینکه هر کسی با هر کسی سکس نمیکنه و اصلا" قرار نیست همه سکس داشته باشن .حس یک نو جوان در مسایل سکسی را باید خانواده در نظر بگیره و با نوجوان طوری رفتار کنند تا حریص سکس نباشه و آموزش بدن چطور باید خود را کنترل کنن .این یک معضل شده و دامان همه را گرفته یک جوان میخواد راحت و بدون دردسر سکس کنه و از همه بدتر جوان امروزی همه چیز را بدون دردسر میخواد.کجایند جوانان با معرفت .بعضی مواقع یک سیلی آبدار آدم را بخودش میاره.


    •   alireza_gol pesar
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • آفرین به خاله نجیبت


      زن ایرانی یعنی نجابت و پاکی


      دختر ایران زمین یعنی همین ..به خودتم آفرین میگم که واقعیت رو گفتی عزیز ...دختران وطنم پاکترین در جهان هستن


    •   mrhatami74
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • جق بزن ولی سرشو بگیر تا نیاد اینجوری صرفه جویی میشه. ههههههههههههههههه


    •   Omid 2000
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • عجب خاله نامردى دارى حالا يه حالى به تو ميداد دنيا به آخر ميرسيد؟خالت مطمئن باش كسشو ميبره يه جاي ديگه ميده وگرنه كيرتو تا دسته ميكرد تو كسش.نجابت صفت اسبه


    •   صدای گیتار
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • بی عرضه. خب احمق همه زنا اولش ناز میکنن تو نباید کوتاه میومدی . مطمئن باش رفته تو اتاق منتظر تا تو بری پیشش ولی از انجایی که کون گلابی تشریف داری نرفتی بعدشم امدی اینجا با افتخار داستانتو نوشتی. خاااااااااااااک تو سرت


    •   EIS
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • خوب بود


    •   hosaco1391
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • یاعلی گفتیم وجق آغازشد....بچه جون این داستان مال سایت لوطی بود..کون گلابیه خالی بند.....یعنی اینجااین همه آدم پرادعامتوجه نشدید <;):)


    •   masoud421
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • حتما کیرت خیلی کوچک بوده بچه


    •   chiztiz
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • خالت میدونسته کیر تو از اب های کسش هم رد نمیشه واسه همین نخواسته بعد از یکسال پرهیز از کیرخوردن خودشو بد تو کف بزاره 11سالگی تو کیر داشتی یا دول؟حتما با انگشتات جلق میزدی.ولی داستانت خوب بود خوب کیرمون کردی حالا بزارمون تو کس خالت


    •   ehsangomez
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • آقای پیر فرزانه جق گناه نداره؟؟؟عجب نکنه صواب هم داره؟؟ گناه هر بار جق برابر با سکس با مادرت در کعبه هستش
      آقای lakaz تو سن یازده سالگی سکس کردی ؟ چه جالب کیرت چقدر بود ؟کمتر کسشعر بگو جانم


    •   saeikd
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • 10- به جای مکان با خاله اسمش میزاشتی کیر از خاله


    •   sh3b
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • akharesho khob gofti
      ghabel tavajoh on ahmaghaee ke sex mahaarem minevisan


    •   jannati
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • ajab adamaye kos maghzi peyda mishe


    •   aliakbarimoghanne
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • بچه ها تاحالا دقت کردید که تو همه داستان سکسیا مامان باباها میرن مسافرت.برو واسه ننه بابات خالی ببند.کونده لاشی کیرم تو :)) :)) :)) داستان تخمیت


    •   parsocks
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • واقعیت رو نوشته بچه :)


    •   دکتر مهربون
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • بچه کونی دیگه نیا اینجا داستان بنویس.فهمیدی؟هروقت 18 سالت شد , یه بار خودت داستانت رو بخون تا ببینی چه کسشعری گفتی
      متاسفم واسه اون سوادت که چون ماه رمضون با (ض) نوشته میشه , فکر کردی که روضه هم اینجوریه.نه جانم روزه با (ض) نیست احمق.تعجب میکنم که چجوری توی آزمون تیزهوشان قبول شدی.در کل باید بگم آدم متوهمی هستی


    •   gainwiw
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • با این داستان تخمی تخیلی در واقع خواستی ملتو نصیحت کنی طرز نوشتنت نشون میده واقعی نیست. در مورد کس شعری هم که گفتی زنها هم از نظر نیاز جنسی فرقی با مردها نمی کنن. هر زنی هم حالا بسته به فردش داره بعد یه مدت سکس نداشتن با اگه شده با خر هم سکس میکنه. کاری ندارم به داستانهایی که مینویسن در مورد سکس با محارم ولی به نظر من کاملا احتمال وقوعش هست و من خودم چند مورد رو دیدم که با رضایت دو طرف بوده. تابو بودن سکس با محارم هم چیزی هست که از ادیان احمقانه ی ابراهیمی به جا مونده. اگه قرار باش چرندیات این ادیانو قبول کنیم که یعنی عقلو تعطیل کردیم. جالبه که خداوندی که به این پیامبرا وحی می فرستاده کم حافظه هم تشریف داشته . طبق آئین یهود با عمه و خاله و عمو ودایی میشه ازدواج کرد. تو مسیحیت حتی با پسر خاله و پسر عمو و پسر دایی و پسر خاله و بالعکس هم نمی شه ازدواج کرد. یعنی مسیحیا در مورد این ازدواجها حسی رو دارند که کسخلایی که میان اینجا از سکس خواهر وبرادر ابراز نفرت می کنند. یعنی از نظر اونا شما اینکه شما کسخلا ازدواج پسر عمو دختر عمو رو خوب می دونید چندش آوره. نتیجه گیری رو به خودتون واگذار می کنم.


    •   kiyaarmel
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • آخرش روت نشد داستانت رو طوری تموم کردی که مثل فیلم های هندی ختمه به خیر شد.راستی خالت هنوز مجرده؟با ما هم؟


    •   aboll
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • اين قضيه كلي نيست بعضي از محارم پا ميدن بعضي نه


    •   Mustafa20
    • 3 سال،7 ماه
      • 0

    • افرین ب خالت اسم منو بهش بگو خودش میخوابه زیرت


    •   قزوین1395
    • 3 سال،5 ماه
      • 0

    • ببینید عاقبته کس شعر نوشتن چه بلا میاره به سر بچها خوشحالم تجربتو واسه دیگران هم گذاشتی تا بخوننو عبرت بگیرن وهر خالی بندی رو باور نکنن**** (rose) (clap)


    •   گنجینه
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • افرین پسرم خاله رو ببوس ، جیش کن که نصف شبی شق نکنی ، مصواکتم بزن ، شب بخیر بگو و برو دیگه هم تو این سایت نیا


    •   Eshghe.kos
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • میشه خصوصی بحرفیم؟


    •   Eshghe.kos
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • میشه خصوصی بحرفیم؟


    •   Nariman619
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • کسکشه خر مگه ما کیرتیم؟؟؟ یا کسشر ننویس یا یه چیز بنویس که ارزش وقت گذاشتن و خوندن داشته باشه کیرم تو کوس و کون خالت خاله کسووو


    •   szz
    • 2 سال،4 ماه
      • 0

    • تیزهوشان قبول شدی؟ مغزت اندازه فندقه


    •   Eshghe.kos
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • خب مارو اشنا کن باهاش.


    •   سیکیمینباشی
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • سینکو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو