داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مگه میشه یه دختر تبریزی برده نداشته باشه (۲)

1398/09/13

…قسمت قبل

من آیلین هستم و اهل تبریزم تو داستان قبلیم که چند ماه پیش منتشر کردم یه روز معمولی حقارت آرش زیر پاهام رو براتون تعریف کردم یه مدت درگیر درس و امتحانات بودم و وقت نداشتم بنویسم تا اینکه امروز وقت رو مناسب دیدم برای نشر بقیه ی خاطراتم حدود یه هفته پیش بود که سولماز دوستم که از جریان من و آرش خبر داشت بهم گفت که خیلی دوست داره برده داشتن رو تجربه کنه منم براش یکم ناز کردم اما آخرش قبول کردم که یه روز آرش رو بذارم زیر پاش به آرش زنگ زدم و گفتم فردا بیا تبریز با تمام سختی و مشکلاتش دستورم عوض نشد و گفتم حتما باید بیای ما خونمون مهمون داشتیم و من به بهانه ی درس خوندن ماشین بابام رو برداشتم و رفتم رشدیه خونه ی سولماز اینا زنگ زدم و رفتم بالا سولماز درو باز کرد وای چه قدر جیگر بود مثل همیشه چشمای درشت مشکی و پوست سفیدش بی نظیر جذاب نشونش میداد بوسیدمش و وارد خونه شدم کفشامو در آوردم و گذاشتم تو جاکفشی و رفتم نشستم تو پذیرایی سولماز بهم گفت توله رو چرا نیاوردی؟گفتم زنگ زدم آدرس دادم داره میاد یه نیم ساعتی نشستیم و سریال گوزل رو نگاه میکردیم تا زنگ زد به گوشیم بهش گفتم کجایی حیوون گفت دم در آدرسی که دادین درو باز کردم و واحد رو بهش گفتم با سولماز نشسته بودیم و فیلممون رو نگاه میکردیم در باز شد سلام کرد یه سر تکون دادم گفتم برو تو اتاق لخت شو بیا زیر پامون گفت چشم ارباب آیلین گفتم بدو توله سگ دو دقیقه بعد لخت با دودول کوچولوش اومد زیر پامون سوماز نگاش کرد و بهم به ترکی گفت حقارت از قیافش میباره منم خندیدم و گفتم تازه کجاشو دیدی؟ ببین چه قدر تحقیرش کنیم این بیچاره رو مطمئن بودم حرفامون رو نمیفهمه یکم نگاش کردم چشمای حقیرش کنجکاو بود که ببینه ما چی میگیم زدم تو صورتش بهش گفتم تو چیه منی بدبخت گفت سگ کونی شمام خاک کف پاتونم سگ مطیعتونم زدم تو سرش و گفتم بسه حقیر سولماز از خنده غش کرد گوش آرشو گرفت و پیچوند آرش خیلی دردش گرفت منم با پشت دست زدم تو دهنش طفلی عین مرغ میترسید سولماز بهم به ترکی گفت چه قدر آلتش کوچولوعه گفتم حالا ببین چیکارش میکنم از تو کیف ابزار bdsm یه جعبه آوردم و گفتم سولماز میگه دودول آرش چه کوچیکه دودولی که کوچیکه رو باید قفل کرد و بست تا درد بکشه قفلش کردم و سولماز خندید گفت وای چه باحاله کلیدشو بده بندازم تو دسشویی اینجوری بمونه آرش طفلی از ترس رنگش پرید گفتم آرش کلید قفلو بندازیم تو چاه؟ اشک تو چشاش جمع شد و استرس گرفت وای چه قدر حال میداد این ترس و استرسش کلیدو گذاشتم یه جای امن و اومدم دیدم سولماز آرش رو خوابونده زمین و کف پاهاشو رو صورت آرش گذاشته و بهش میگه بو کن شومبولی دودول نخودی از این اسمی که رو آرش گذاشت مردم از خنده گفتم وااای دهنت سرویس سولماز نخودی؟؟ واای عالی بود نگاه به آرش کردم و گفتم دیگه اسمت نخودیه دلیلش رو اگه بگی جایزه داری اگرم نتونی بگی تنبیه میشی آرش گفت اجازه دارم بگم؟گفتم بنال توله سگ گفت بهم میگین نخودی چون دودولم خیلی کوچیکه جفتمون خندیدیم و گفتیم مال تو از دودول هم کوچولو تره بیچاره مال تو نخوده بعد بلند خندیدیم تا حالا این همه در حین ارباب بودن نخندیده بودم قلاده ی آرش رو محکم تر بستیم و رفتیم از اتاق دوتا شمع آوردیم روشن کردم دادم دست سولماز گفتم به جاز صورتش هرجاش دلت میخواد آب شمع رو بچکون سولماز گفت آیلین کلید رو بیار میخواد با شمع نخودشو محو کنم خندیدم گفتم فکر خوبیه در قفل رو باز کردیم نخودش قرمز شده بود سولماز شمع رو گرفت و آروم از بالا قطرات شمع میچکید رو نخود آرش و میسوخت آرش ناله میکرد و ما میخندیدیم سولماز چهره ی آرشو نگاه میکرد و میگفت ووویییی چه دردی میکشه بیچاره بهش گفت اگه میخوای بیشتر درد بکشه بگیر رو سوراخ دودولش آرش از ترس لرزید سولماز از بالا جوری تنظیم کرد که قطره ی آب شده ی شمع افتاد رو سوراخ نخود آرش تا افتاد آرش لرزید و گفت آییییی سوختم سولماز غش کرد از خنده و گفت وای چه حالی داد رفتم از اتاق دیلدویی که خود آرش خریده بود رو آوردم بستم به کمر سولماز گفتم عزیزم وقتی کردی داخل سوراخش تند تند عقب جلو کن و قشنگ عین یه مرد بکنش سولماز خیلی ذوق داشت خودش گذاشت دم سوراخ گشاد شده ی آرش توسط خودم و کرد توش آرش درد داشت سولماز بهش گفت ووویییی آرش کردم تو کونت بیچاره دارم میکنمت داری بهم کون میدی با کف پام زدم رو صورتش و گفتم جنده جواب ارباب سولمازتو بده گفت بله بانو دارید جرم میدید دارید کونمو پاره میکنید سولماز گفت جوون چه خوبه این نخودی و تن تن تو کون آرش تلمبه میزد منم با شصت پام با لبای آرش بازی میکردم و کم کم تا نصف پامو کردم تو دهنش و گفتم بخور نخودی هم بخور هم کون بده ناله میکرد پام تو دهن گرمش بود با اون پام بهش تو سری میزدم تا حقارت رو بیش از پیش حس کنه بعد ده دقیقه سولماز از روش بلند شد تف کرد تو دهن آرش و بهش گفت گاییدمت کونیییی از روش بلند شد موهای آرشو گرفتم وای چه قدر دلم واسه این لحظه تنگ شده بود ده تا سیلی به صورتش زدم گفت تو چیه منی گفت سگتونم سگ شمام گفتم سگ زاده شدی و سگ خواهی مرد پارس کن کونی تن تن هاپ هاپ میکرد خوابوندمش زمین گفتم سولماز میخوام روش بشاشم خودش اینجارو تمیز میکنه عیب نداره؟سولماز گفت جوون مگه شاشم میخوره گفتم این نخودی عنم میخوره سولماز خندید و گفت جووون به درد توالت بودن فقط میخوره آیلین فقط فرش رو سر بده با پات اونور بذار بیام کمکت زدم با پا تو سر آرش و گفتم تن لشتو از فرش ببر اونور رفت اونور و فرشو لول کردیم خوابوندیمش رو سرامیک و آروم شاشیدم تو دهنش سولماز نگاه میکرد و میگفت جووون همرو بخور نخودی آرشم انصافا همرو خورد و یه قطره هم بیرون نریخت خیلی راضی بودم از کارش سولماز گفت آیلین من یکم عن دارم و زد زیر خنده گفتم خب بیا برین دهنش گفت روم نمیشه بابا گفتم بیا این توالت انقدر عن منو خورده که نگو گفت جدی گفتم آره گفت کجا گفتم تو توالت میبرم میخوابه اون لبه میرینم بهش گفت عوضی خب اینجا هم میبردیمش توالت که پذیرایی رو به گند نکشه بعد دوتایی مردیم از خنده گفت عنتر تو خونه خودش تو توالت میبرتش اینجا وسط پذیرایی دوباره خندیدیم و گفتم این حیوون کل خونتو تمیز میکنه بیا حالا کارتو بکن سولماز اومد بالاسر آرش شرت و شلوارشو کشید پایین قبلا یکم لز کرده بودیم سوراخ کونش خیلی ناز بود اوپن اوپن هم بود از هردو طرف نشست رو دهن آرش زور زد هیچی نمیومد گفتم چیشد پس گفت میاد وایسا یهو یه تیکه عن سفت اومد تو دهن آرش خیلی صحنه ی قشنگی بود سولماز موهای بلندشو جمع کرده بود بالا و رو دهن آرش نشسته بود و میرید تو دهنش گفت یه دستمال میدی آوردم براش کونشو پاک کرد و بلند شد سریع لباسشو پوشید و گفت بخور نخودی زود بخور ببینم آرشم جوید و قورت داد عن سولمازو سولماز خندید و گفت وااااییی چه خوب بود چه حالی داد به آرش نگاه کردم و گفتم بلند شو گمشو برو حموم خودتو بشور شانس آوردی عن و شاش رو زمین نریخت وگرنه تا صبح باید میشستی فرستادیمش حموم اون حیوون رو و سولماز بهم گفت خیلی این برده ها جالبن باورم نمیشد انقدر مظلوم و حقیر و توسری خور باشن گفتم آره همینجورین باید فقط زیر پا لهشون کرد و لذت برد اینجوری خودشونم آروم میشن سولماز گفت وااای منم یه برده ی شخصی میخوام آیلین یه خوشگل و باحال و حرف گوش کنش عین آرش گفتم جدی؟ گفت آره گفتم خب جور میکنیم برات بذار این نخودی از حموم بیاد خلاصه اون شب تا صبح آرش رو تحقیر کردیم انقدر کردیمش که نمیتونست بشینه ولی خب خودش حسش بردگیه و ما هم حس اربابی داریم و این به هیچ عنوان به نظر من کار بدی نیست.

نوشته: میسترس آیلین


👍 5
👎 35
27297 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

823120
2019-12-04 20:36:07 +0330 +0330

عجب مگه میشه همچین چیزی
برام قابل فهم نیست مغزم سوت کشید

3 ❤️

823122
2019-12-04 20:37:52 +0330 +0330

معلومه زیاد به سرت اومده. :)

2 ❤️

823126
2019-12-04 20:39:32 +0330 +0330

فقط بی دلیل به مردم تبریز توهین کردید…


823135
2019-12-04 20:46:18 +0330 +0330

فتیش و ارباب برده نمیخونم.
درضمن سعی کن دیگه ننویسی ولی اگه نوشتی اسم شهر نیار


823171
2019-12-04 21:12:39 +0330 +0330

آخه شلغم اخه پلشت آخه مفعول چرا با این داستان های شخمی تخیلی آبروی یه شهر و استان رو به بازی میگیری

پ ن : از ادمین عزیز خواهشمندیم هر چه زودتد تگ شخمی تخیلی رو به سایت اضافه کنه


823178
2019-12-04 21:19:41 +0330 +0330

بیمار روانی هستی از بحث سکسی گذشته دیگه

4 ❤️

823179
2019-12-04 21:20:05 +0330 +0330

باشه من باور کردم که یه پسر ننه خراب اینو ننوشته. خوشحال باش الان ذوق کن

2 ❤️

823180
2019-12-04 21:21:04 +0330 +0330

راستی دیلدو تو کونش می کردین گوهش بیرون نزد؟فضای خونه بوی گه نگرفت؟به نظرم این فیلمنامه ای از برازرز بود تا یه داستان سکسی،و در کل باید بگم من از ارباب برده خوشم نمیاد در نتیجه دیس.

7 ❤️

823206
2019-12-04 22:48:32 +0330 +0330

کییییر تمام تبریزیا بخصوص خودم مستقیم بره تو کوس دروغگو

4 ❤️

823216
2019-12-04 23:28:29 +0330 +0330

خيلي مشخصه عقده اينكار مونده توي دلت،كي كجا گذاشتن درت معلوم نيست كه اين شده روز و حالت مدام تخيلاتتو مينويسي به اسم داستان

2 ❤️

823221
2019-12-05 00:19:25 +0330 +0330

آره آره باشه تو راست میگی مثلا یکی میخواد خودکشی کنه ما باید بکشیمش چون اون حس مردن داره مام حس کشتن:////

ینی ریدم تو خودت و منطقت و مغزت

مثه اینکه یه تبریزی بدجور کردتت پولتم نداده جنده دوزاری یا شایدم یه جنده ی تخمی که هیچ پسر و مردی نمیخواد حتی ریخت کیریتو ببینه و عقده اش رفته تو دلت و از بس له له زدی برا کیر مخت معیوب شده و اومدی اینجا عقده هاتو خالی کنی بیچاره:/
ولی بدون حقیقت عوض نمیشه و با این کصتانات پولت برنمیگرده

شدیدن از ادمین شهوانی خواهشمندم داستان های بیمارگونه رو از سایتش حذف کنه و این سایتو لاقل از بیماری های خطرناک و افراد ناسالم که میرینن تو دهن هم حذف کنه:/


823236
2019-12-05 04:40:55 +0330 +0330

واقعا کس مغز توهم زده ای

3 ❤️

823238
2019-12-05 04:48:42 +0330 +0330

شرف و نجابت دخترای تبریزی رو به بازی نگیر بچه من ترک نیستم ولی آبروداری و نجابشونو دیدم
مگه میشه ؟
همچین گفتی مگه انگار همشون اینکارن نه کوچولو نیستن بازم میگم بذارین یه چیزایی بمونه برامون


823240
2019-12-05 05:06:24 +0330 +0330
NA

دخترهای ترک به چی مینازن به اینکه مادرانشون زیر خواب روسها بودن
بردگی اونه عزیزم
جنده خانم

1 ❤️

823267
2019-12-05 07:23:47 +0330 +0330
NA

اخه رحم اجاره ای کصشر مینویسی درست ولی دیگه حالمونو بهم نزن که

1 ❤️

823272
2019-12-05 07:41:34 +0330 +0330

جنده خانوم با آبروی تبریز بازی نکن…الان حتما سولماز جنده ریده به کل هیکلت داری اینجا عقده خالی میکنی… مرسی از شاه ایکس 🌹

6 ❤️

823298
2019-12-05 10:19:17 +0330 +0330

دخترای تبریز بهیچوجه اینجوری نیستن …تبریز و بدنام نکن
خاک توسر ارش و امثال ارش …
یه انسان چرا باید دهنش بشه توالت ؟؟


823318
2019-12-05 11:49:24 +0330 +0330

واااای منم میخوام برده بشم

0 ❤️

823337
2019-12-05 12:54:43 +0330 +0330

یه هفته زودتر این جفنگیات رو مینوشتی تبریز بودم
میدادم خودشون کسکش جاکشت کنن
ایشالله سری بعد قبل از رفتن بهت میگم دیوث

3 ❤️

823339
2019-12-05 13:00:47 +0330 +0330

آنجلینا محمدرضا اسفندیاری دهنتو
چرا توهین میکنی

2 ❤️

823340
2019-12-05 13:01:02 +0330 +0330

من بیام هم آرش و هم تو و دوستت رو بکنم عزیزم

0 ❤️

823341
2019-12-05 13:01:14 +0330 +0330

ننویسی سنگین تره

1 ❤️

823358
2019-12-05 14:58:16 +0330 +0330

گوزو

0 ❤️

823366
2019-12-05 16:11:41 +0330 +0330

اوه چند بار بهش دادی

0 ❤️

823367
2019-12-05 16:12:34 +0330 +0330

باشه زنیکه جنده

2 ❤️

823383
2019-12-05 17:45:53 +0330 +0330

کس گفتن نویسنده که معلومه کونش میخاره واسه فحش و ناسزا یه طرف، یکی اومده تو کامنتا تبلیغ کونشو می‌کنه یه طرف دیگه…

1 ❤️

823384
2019-12-05 17:50:17 +0330 +0330

کسی رو دوبار تحویل بگیری سرش گیج میره چرا
من داداش کسی نیستم اسفندیاری
گزارش مزارشم برا من مهم نیست هر کار دوست داری بکن

0 ❤️

823387
2019-12-05 18:04:51 +0330 +0330

شما گوه خوردی حست اربابیه
این حس فقط نشون دهندهٔ اوج عقده بودن و حقارتتونه

2 ❤️

823465
2019-12-05 21:37:34 +0330 +0330

وقتی داستان قبلیت انقد دیس و فحش خورده واقعا چجوری روت میشه بازم بنویسی زنیکه تَوهمی؟!

2 ❤️

823469
2019-12-05 21:43:42 +0330 +0330

خدایی اسم همجنسگراها ک ب کنار، اسم بی دی اس ام هم به کنار، اسم تبریزیا رم ب گند کشیدین تو شهوانی
بسه دیگه ننویسین بسه

3 ❤️

823535
2019-12-06 03:36:42 +0330 +0330

آخی آرالیخ قهبسی،سنین گوتوه نه یاراشیر رشدیه،سن منیم بو یوغون سیکیمی یدین دوردون گیخ متیردن خط واحدینن گددین رشدیه گوتوو سیهسینر؟قهبه دوز تاپاجام سنی بو اولسون،تاپیپ سیکجام فیلمیویده گویاجام شهوانیه،اله اوجور توتوب باغدا آغزیوا سیشماسام ددمین بلینن اولمامیشام قهبه،ایه دوز دیسن قهبه شماره وینن آدرس یولا گلیمدا ،میه برده ایستمیسن من بردن اولاجام با(دوستان ببخشید براتون ترجمه میکنم)
آخه ای جنده خیابونی،آخه توروچه به رشدیه،تو این ک…ر کلفت منو خوردی پاشدی از ۴۰ متری با اتوبوس واحد رفتی رشدیه کونت بزارن؟بزار جنده خانوم پیدات میکنم این تن بمیره،پیدات میکنم و جرت میدم فیلمشم میزارم تو شهوانی،همونجور تو باغ اگه تو دهنت نر…م تخم پدرم نیستم جنده اگه راست میگی شماره و آدرست بفرست بیام دیگه،مگه برده نمیخوای؟میخوام بیام بردت بشم 🌹

6 ❤️

823562
2019-12-06 06:42:25 +0330 +0330
NA

نویسنده این داستان میش بهم پی بده امیر۱۷کمسنم و مطیعم فوت فیتشم
???
فلکم میشم به دوجنسه ها و خانومام میدم
???
و با زوجام هستم و مسترای کمسن و زنونه پوشا
???
فاعل و اینجورچیزا نیاد لطفا

0 ❤️

823574
2019-12-06 07:25:12 +0330 +0330

باید تووووو اووو سلماز گیر یه قول چماق بیوفتین انقدر بزنه توشششسششش صدای فریادتون تا کاخ سفید بره
دوتا عقده ایی ملعون

0 ❤️

823608
2019-12-06 11:10:01 +0330 +0330

اهل تبریزم ۱۹ سالمه، اگه میخوای بگو بهم، منم اهلشم ثابت میکنم بهتون

0 ❤️

823629
2019-12-06 13:30:36 +0330 +0330

گوزلیم
سن گل بیر ال ور بیزه گوروم نجور وریسن ، سونرا دا گت گوت وره وره داستان یاز

2 ❤️

823637
2019-12-06 14:19:12 +0330 +0330

یه سری یکی از همین دخترا که عشق این‌چیزارو دارن به پست من خورد
اونروز قرار بود منو بکنه و منو ببنده ب تختو فیلم بگیره
ولی آخرش آبمو ریختم رو گردنش و دیگ جواب تلفن منو نداد خخخخخخ

2 ❤️

823665
2019-12-06 18:54:17 +0330 +0330

کیر بچه های سایت تو کل وجودت،
آخه جوجه تو هنوز فرق کیر و سوسیس رو میدونی میایی اینجا کس شعر می نویسی؟
احتمالا یکی تو رو از همه سوراخهای وجودت حسابی گائیده و تو الان داری اینجا بای خالی کردن عقده هات داری کس شعر میگی.
برو درس تو بخور
قبل خواب هم حتما مسواک بزن تا دهنت بوی کیر نده

2 ❤️

823741
2019-12-06 23:11:40 +0330 +0330

من نظری ندارم دوستان به حد کافی مورد عنایت قرار دادنت

2 ❤️

823742
2019-12-06 23:13:51 +0330 +0330

تا یادم نرفته اینم بگم کیرم تو شورت ننت که جنده ای مثل تورو پس انداخته

2 ❤️

823748
2019-12-06 23:21:22 +0330 +0330

آقا من نخوندم داستن رو - از 100 کلمه بیشتر بوود - ولی خوب رسالت من فوش - کیرم تو سلول های بنیادیت - مغزت رو به 11 روش شائولینی گاییدم - کیرمغز جقی

0 ❤️

823844
2019-12-07 12:59:36 +0330 +0330

تیترش رو دیدم حالم بهم خورد درجا دیس دادم بهش

0 ❤️

823897
2019-12-07 21:05:27 +0330 +0330

اولن اینکه کیر تو کونت پسره جقی
دومن اسم شهر نیار ابروی هرچی تبریزی رو بردی بنده خداهارو
سومن این فتیش نیست این کونی بازیه یه مغز فاسده که یاد گرفته برای خوشحالی خودش کیر دیگرانو بسوزونه
هرجای دنیا بری بگی این فیتیشه چوب که هیچی جانی رو میارن کیرشو جوری بکنه تو کونت که از حلقت بزنه بیرون
جقی کسکش
دیگه از این داستانای تخمی تخیلی ننویسی

0 ❤️

825081
2019-12-12 09:29:25 +0330 +0330

میخوام به افرادیکه فکر میکنن نباید در چنیین داستانهای غیرممعمولی به نام شهر اشهااره کرد واینکه ابروی شهرو برد وامثال این حرفها وحساسیتها بگم که با احترام به وجود حساسیتهاییکه برای شهرخودتون دارید واین خیلی عالیه ولی وراستش من هیچ ارتباطی رو بین ابروی شهر(که قائدتا باید برگرفته از دلایل عمیق و واقعی تاریخی ورویکردهای عملی فعلی وتوانمندی جمعی مردم دربهروزی وسربلندی خود وتاثیر مثبت گذاشتن بر سایر شهرها وجوامع بوده باشد)وذکر خاطره سکسی یکی از. شهروندان ان شههر دریک سایتی که اصولا برای چنین اموری خلقشده نمیبینم که هیچ بلکه معتقدم بستن ابروی یک شهز وجامعه به چنین پارامترهایی که اساسا درتمامی جوامع بنسبت متفاوت وجودد دارد که بنا بردلایل علمی وشناختی که درتوضیح یچنین گرایشهایی وجوددارد هرگز نباید ونمیتوان در موردشان به قضاوتهای اخلاقی پرداخت،فروکاستتن ابرو واعتبار شهر به سطح گفتمانهایی که بدلایل دمدست بودن وبی اطلاعی بسیاری از مردم براحتی وبفراوانی مواد کافی برای تخریب وتحقیر شهر دراختیارمیگذارد

0 ❤️

838673
2020-01-21 20:08:33 +0330 +0330

هم داستان عالی هم خودت دوس داشتم بقیه دوس ندارن نخونن من خودم این حسو دارم

0 ❤️

839656
2020-01-24 13:45:47 +0330 +0330

مزخرف

0 ❤️

855318
2020-03-10 11:43:30 +0330 +0330
NA

سلام ميسترس آيلين خوبين بانو فداتون بشم همچنان تبريز هستين و برده قبول ميكنين. من نيما هستم سي تبريزم دوسال تجربه حضوري و تربيت شده هستم ولي خيلي وقته ارباب ندارم ميشه لطفا سايه پاهاتون بالا سرم باشه بانوي من
التماستون ميكنم لطفا خواهش ميكنم

0 ❤️

884694
2020-06-01 19:11:02 +0430 +0430

بیناموس من نه ترکم و نه اهل تبریز ولی بار دیگه بخوای با ابروی مردم یه شهر اینطور بازی کنی و همه رو جمع ببندی تا کصتان بعدی کص ننت

0 ❤️






Top Bottom