میترا و شوهر باحالش

    سلام آرمین هستم و اولین داستانی که دارم می نویسم
    پس کم تجربگی منو در نظر بگیرید
    داستان واقعی خاصی باور کن نخواستی هم نکن مهم نیست
    بریم سر اصل مطلب : من شیرازی ام داستان هفته پیش تو یکی از خیابون های شیراز اتفاق افتاد ( قدوسی غربی )
    من وزنم 60 کیلیو و لاغر اندام قدم 174 اما فیس ظاهریم عالیه
    چشمای خاکستری و صورت تپل پوستی شفاف
    آخر شب بود داشتم میرفتم سمت خونه دیدم یه ماشین کنار خیابون و سر کوچه ما زده ترمز و زن شوهری داشتن گل میکشیدن و تو آسمون بودن
    من یه لحظه وایسادم ، شوهره گفت بفرماااااا
    منم گفتم نوش بزن فقط کره ای نشی
    رد شدم رفتم ، فردای اون روز زن رو تو سوپر مارکت سر کوچه دیدم اول شک کردم بعد دیدم خودش ، اون اصلا نشناخت معلوم بود اون شب رو زمین نیست و یادش نمیومد
    وایسادم خرید که کرد دنبالش رفتم گفتم اون دیشب خوش گذشت گفت شما گفتم گل تعارف کردی با شوهرت بودی خندید گفت پسر چشم خاکستری
    رک بهش گفتم ازش خوشم اومده ، خندید گفت من شوهر دارم گفتم اونی که من دیدم شوهر نبود شبیه دوست پسرها بود ، گفت حالا شمارت بده ز میزنم شماره دادم رفتم
    چند روز بعد ز زد گفت کجایی منم سر کار بودم گفتم دارم میام خونه
    گفت پسر ترسویی هستی گفتم نه چطور
    گفت نرو خونه بیا در خونه ما ، منم ریده ام به خودم ، با کلی ترس رفتم زنگ زدم بهش گفت بیا بالا طبقه 3 ، گفتم آخ که به شوهرش گفته دهنم آسفالت شده ، گفتم تو پایین گفت دیدی ترسویی گفتم آره حالا میای پایین یا برم اومد پایین دهنم باز مونده بود ، با یه مانتو باز و ساپورت تنگ اومد دم در گفت نترس بیا بالا ، منم دل زدم دریا
    رفتم بالا دیدم به به قلیون ، گل ، مشروب همه چیز رو میزه
    گفت کدوم ؟ گفتم مشروب ، چند تا پیک زدم
    که یکدفعه در باز شد .... من تخمم چسبیده بود زیر گلوم
    گفت الان شوهرش میاد از وسط دو نصفم میکنه ، دیدم بله شوهرش ، خواستم اماده دعوا شم و به چیزی پیدا کنم واسه دفاع کردن دیدم نه راحت سلام کرد یه لبخند زد گفت من دستم بشورم میام ، تا رفت تو دستشویی خواستم فرار کنم میترا خندید گفت نترس بمون
    من گفت نه گفت ترسو نباش ، بهم برخورد وایسادم با اینکه تخمم زیر گلوم بود
    رضا شوهرش اومد بیرون نشست بغل دستم گفت پس آرمین تویی
    گفتم آره ، گفت چرا به زنم شماره دادی ... منم ز زدم به خودم اما گفتم میخواست نگیره به زور که ندادم ، خندید گفت پرو هم هستی ، گفتم اگه ناراحتی میتونم برم گفت نه باهات کار داریم
    منم از ترس داشتم میمردم چند تا پیک دیگه هم زدیم رضا رفت موزیک گذاشت گفت بیا برقص منم رفتم میترا هم اومد یکم رقصیدیم
    بعدش گفت بشین کارت دارم ، گفت ببین رک میگم میترا از تو خوشش اومده مخصوصا چشمات منم مخالفتی ندارم باهم باشید ، فهمیدم بله آقا رضا بکن نبوده و خودش هم اهل دل سفر زیاد میره خارج از ایران سکس آزاد یا زنش ، گفت فقط شرط دارم
    1 به کسی نمیگی اگه بفهمم جرت میدم
    2 من نبودم نمایی خونه
    جلو من باید سکس کنید
    منم دهنم باز مونده بود ، گفت حالا هم راحت برید تو اتاق منم میام
    میترا هم تو این مدت فقط میخندید و با تاپ ساپورت نشسته بود گفت بریم پسر ترسو
    دستم گرفت رفتیم تو اتاق ، من هنوز تو شوک بودم که میترا شروع کرد تاپ دراوردن سوتین هم نبسته بود ، از اندام و ظاهر میترا بگم : قد 165 وزن تقریبا 60
    پوست سفید موهای مشکی باسن کوچیک و سینه های 75 خلاصه شاه کسی برا خودش
    گفت چرا پس در نمیاری گفتم میترسم هنوز باورم نمیشه
    گفت نترس رضا زود انزالی داره و با این موضوع مشکلی نداره
    رضا هم همزمان اومد تو اتاق گفت بیکارین انگار ، میترا گفت آرمین ترسیده منم گفتم اره
    گفت نترس ، ساپورت میترا کشید پایین وای .... پاهای تراشیده و روزشماری سفید یه شرت مشکی سکسی ،از رو شرت کس زنش ماچ کرد دست کشید رو سینه هاش منم شق کردم
    منم لباس درآوردم رفتم رو تخت دراز کشیدم دیدم رضا در نمیاره گفتم بیماری چرا گفت من داور بازی ام ، میترا هم زد زیر خنده ، میترا شلوار منم در آورد هم زمان شرت پام
    رضا هم سر پا داشت نگاه میکرد گل میکشید میخندید
    میترا اومد رو بدنم شروع کردیم لب گرفتن خیلی داغ شهوانی بود ، زبونم میخورد ، بعد دو دقیقه لب گرفت اومد نوک سینه هام خورد اومد پایین سمت کیرم عین ستاره های پورن ساک میزد ، منم تو آسمون بودن رضا هم فقط کیر خودش می مالید میخندید
    گفتم نوبت من اون خوابید رو تخت من رو اون بودم شروع کردم گردن خوردن و لاله گوش نفس هام که بهش میخورد شهوتی میشد میگفت جوننن اینقدر خوردم که دیونه شد گفت کیرتو میخوام (کیر من مثل همه کسانی که ادعا میکنن دو متر نیست و 14 سانت )
    اومد سینه های صورتی خوردن و هم زمان مالیدن ، نرفتم سمت کوسش چون نفرت دارم از این کار شروع کردم انگشت کردن داخل کوسش و هم زمان سینه خوردن
    حس عجیبی بود ، هی میگفت کیرتو میخوام آرمین ، بکن توش ، خیس خیس شده بود
    پاهای باز کردم مدل v آروم کیرمو فشار دادم داخل داغ داغ بود با زور رفت داخل یه اییییییی کشید که کلی حال کردم پاهای دور کمرم قلاب کرد منم لب می گرفت سینه میخوردم چند دقیقه تلمبه زدم پوزیشن عوض کردم مدل سگی زانو زد کیرمو از عقب گذاشتم تو کسش معلوم بود خیلی حال میکنه انگشت آروم کردم تو کونش جیغ وحشتناکی زد رضا گفت نکن تو کونش دردش میاد میترا خندید منم بیخیال شدم ، همینطوری که داشتم میزدم گفت وای دارم میشم فهمیدم داره ارضا میشه کیر درآوردم اونم پاهای لرزید کلی اب از کسش اومد
    منم به پهلو خوابوندمش شروع کردم سرعتی زدن از پشت سینه هاش چنگ میزدم بعد دو دقیقه آبم داشت میومد گفتم چیکارش کنم گفت بریز رو شکمم ....
    وقتی کارمون تموم شد گفت میترا به رضا گفت اینکارس ......
    هنوز قسمت نشده دوباره برم پیششون


    نوشته: ارمین

  • 1

  • 4




  • نظرات:
    •   Weedbaze
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بگم کص گفتی بهت بر نمیخوره؟؟؟?


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو