داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

میخوای بری حمام؟

1399/05/10

سلام داستان من در مورد اولین سکسم در دوران مجردیه.
تو دانشگاه با همه شوخی میکردم پسر و دختر. جوری که همه منو میشناختن. هیچوقت دنبال سکس با یه دختر نبودم و همیشه میگفتم که بخام سکسی داشته باشم بهتره برم یکی رو صیغه
کنم ولی چون جرات اینکارو نداشتم همیشه خودموسرگرم میکردم تا اینکه دانشگاه به محلی خیلی دورتر ازخونم انتقال پیدا کرد. دانشگاه جدیدخیلی بزرگ بود ولی اصلا امکانات خوبی نداشت بخاطر همین دیگه کمتر میرفتم دانشگاه و فقط واسه کلاسا میرفتم. خلاصه بعد اینکه مدتی گذشت یکی از پرسنل دانشگاه بهم رو انداخت که واسه یکی از همکلاسیهاش که گویا وضع خوبی نداشت وام جور کنم منم یه وام 5تومنی واسش جور کردم و بهش دادم (بعد2ماه)بعد این موضوع یه روز که رفتم تو آموزش ازم تشکر کردومنم فقط یه لبخند زدمو گفتم خواهش میکنم…بعد3یا4روزواسم پیامک اومد که شمارش ناشناس بود.سلام خوبید؟منم با تعجب نوشتم سلام شما؟ خودشو معرفی کردو .دوباره ازم تشکر کردو گفت اگه کاری داشتم میتونم روش حساب کنم
آخرترم شدومن خیلی درگیرکارام بوذم بخاطر همین دیگه مثه قبل نمیتونستم درس بخونم.وقتی نتایجو دادن دوتاازدرسارو افتاده بودم بعد بهش پیامک زدموموضوع رو بهش گفتم خیلی آدم خوبی بود بهم گفت بااستاداصحبت میکنه تا حداقل بهت10بدن بعد چندروزکه سایت رو دیدم استادا بهم 12و13داده بودن باورم نمیشد سریع گوشیمو برداشتموبهش زنگ زدم همین که گوشی رو برداشت نزاشت حرف بزنم و گفت اگه واسه تشکر زنگ زدیدباید بگم قابلی نداشت.منم هنوز جملاتمو جمع میبستم و گفتم خیلی بهم لطف کردیدواقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم خلاصه گذشتو من ترم تابستون برداشتم و چون وقتم خالی بود از صبح میرفتم دانشگاه.یه روز که تو تریا نشسته بودم دیدم اومدو یه کیک گرفت تا منودید سلام کردو گفت چیزی میخورید؟؟منم با خنده گفتم بستگی داره چی باشه!!!به فروشنده گفت این آقا هرچی خاست بهش بدید بنویسید تو حساب من و بهم نگاه کردو گفت دیگه چی؟؟؟بعد رفتو من ماتم برده بودمنم رو حساب شوخی دوتا شکلات کوچیک گرفتمو سریع رفتم تو اتاقش .شکلاتو بهش دادم ولی قبول نکردبهش گفتم نترسید پولشو خودم دادم…ارم گرفت ولی ناراحت شد منم اومدم سر کلاس …شب تو فکرم بوذ باخودم میگفتم زیاده روی کردم خلاصه یه پیامک بهش دادم ومثه اینکه منتظر باشه سریع جوابمو داد منم یه پیامک عشقی واسش فرستادم انتظار نداشتم بهم جواب بده ولی فوری جوابمو داد.بعذ یه جوک نیمه خفن فرستادم دیدم جواب نداد سریع واسش فرستادم ببخشید اشتباه فرستادم بعد در جواب نوشت بامن راحت باشید !!!بعد گفتم میتونم از این به بعدبا شما راحت صحبت کنم و دیگه جملاتمو جمع نیندم گفت با من راحت باش!!!
خلاصه گدشتو بعد یه مدت خیلی بهش پیامک میدادم اونم جواب میداد یه روز به طور اتفاقی بعذ تموم شدنه کلاسم دیدم بیرون دانشگاه منتظره سروسیه منم اومدم جلوش و گفتم مسیرت کجاست خانمه…گفت راحت باش با سرویس میرم منم اسرار کردم وقتی مسیرشو گفت اصلا هم مسیر نبودیم ولی دروغی گفتم اتفاقا مسیرمنم همونجاس خلاصه بعد کلی اسرارسوار شدتو راه فقط بیرونو نگاه میکرد منم از آینه نگاش میگردم از شوخی گفتم این درسته که شما بتونی راحت بیرونو نگاه کنی ومن نتونم؟؟؟با خنده گفت خب چیکار کنم گفتم منو نگاه گن تامنم بتوم تو رو نگاه کنم بعد نگاکردویه لبخند زد خیلی خوشگل بود
خاستم بدونه که خونه مجردی دارم بهش گفتم خب تعریف کن خونه کجاس ؟؟بابا چیکارس؟؟و …گفت شمابگیذ منم گفنم راستش من مجردی زندگی میکنم و…خلاصه بعد کلی حرف رسیدم در خونشون گفتم از فردا من حاضرم صبر کنم برسونمت؟؟اونم تشکر کردو گفت مزاحم میشیم؟!!!
خلاصه از اونشب پیامکام فرق کرده بود یه شب بهش گفتم بیا با هم مسابقه بدیم گفت چه مسابقه ای؟؟گفتم پیام بدیم هرک.س کم آورد فردا تو دانشگاه ناهار بگیره؟؟ چوم میدونستم دخترا دوست ندارن کم بیارن شروع کردم کلی پیامک س.ک.سی فرستادم اونم کم نیاورد و یکی یکی جواب میداد اولین شبی بود که اینطوری بهش پیام میدادم خلاصه فرداش بهم پیام زد گفت ناهار گرفتم برو حساب کن (یعنی دیبشب تو کم آوردی)))منمئ گفتم نوش جونت منم میام…خلاصه بعد چند شب که بهم پیامک س.ک.سی میدادیم یهش گفتم فردا صبر کن باهم بیایم خونه و اونم قبول کرد…بعذ اینکه سوارش کردم تو راه از خونم و اوضاع خونم و گفتم و بهش گفتم غذا اربیرون میگیرم و اینا گفتم تو بلدی غذا درست کنی؟؟؟ آره چه جورم !!! بعد گفتم میشه یه روز بیای واسم غذا درست کنی؟؟؟؟ گفت الان خو.به؟؟؟ منم چون خونم خیلی کثیف بود گغتم فردا چطوره ؟؟؟ گفت خبر میدم!! فردا پیامک زد و گفت امروز حالم بده و نمیتونم برم دانشگاه ولی دوست ندارم خونه بمونم !!مهمون نمیخای؟؟؟؟ منم سریع گفتم چرا که نه!بیام دنبالت ؟؟گفت نه آدرس بده خودم میام!
منم چون بهش از دروغ گفته بودم هم مسیریم ترسیدم ناراحتشه بهش گفتم

تا1ساعته دیگه سرکوچتون منتظرم
منم سریع خونرو جمع و جور کردم سریع دوش گرفتم رفتم دنبالش…تومسیر که دید خیلی از خونشون دورشدیم
گفت تو واقعا بخاطر اینکه منو برسونی این همه راه رو می اومدی ؟؟؟منم گفتم خب مگه چیه دوست دارم دیگه!!!خلاصه اومدیم خونه چون خونه من طبقه 4بودو آسانسور نداشت همین که رسید خونه خودشو انداخت رو مبل و گفت میشه من راحت باشم منم گفتم چرا که نه بعد دیدم خودش مانتوشو در اوردو انداخت تو اتاق خواب وای چه سینه هایی چه لباس قشنگی داشت یعد رفت ذستشویی وقتی اومد بیرون گفت حموم بودی؟؟؟؟منم گفتم آره چطور مگه؟؟؟گفت حالشو داری ذوباره بری؟؟گفتم بستگی داره واسه چی باشه؟؟؟خندیدو اومد تو اتاقودراز کشید رو تخت بعد منو که تو آشپزخونه داشتم چای درست میکردم صدا زدو با خنده گفت اگه میخای بری حموم بیا تو اتاق!!! وای چه صحنه ای لباسشو در آورده بود فقط شلوار داشت منم کیرم شق شده بود پریدم تو بغلش!!شایذ 10دقیق لبای خشگلشو میخوردم بعد که خاستم شلوارشو درآرم نذاشت گفت قراره تو بری حموم نه من!!!بعد شلوار منو در آورذو شروع کرد به جلق زدن آبم اومدو رفتم حمام و از اونروز همیشه باهم میرفیم با هم میاومدیم یه روز برفی که داشتیم میرفتیم دانشگاه خبررسید که دانشگاه تعطیطه من با خوشحالی گفتم امرو اصلا حالم خوب نیست و نمیخاستم برم دانشگاه میای خونم؟؟؟؟گفت باشه؟؟؟بعد گفتم امرو ذوست داری بری حموم؟؟؟گفت اگه تو بخای آره…سریع اومدیم خونه از رو پله ها هی بوسش میکردمو میاومدیم بالاهمین که وارد خونه شذیم چون خونه خیلی گرم بو دسریع لباسامو ذر آوردم لخت شدم بعدبغلش کردم اوردمش روتخت… لباشو خورم و لباسشو در آوردم شروع کردم سینه های کوچیکشو به خوردن بعد یواش دستمو بردم جای کوسش همینطور که لبشو میخورم کوسشو با دستم میمالوندم صدای آ ه ه ه ش که بلند شد گفتم عزیزم بریم حموم؟؟؟؟گفت آره !!!منم یواش زیپشو باز کردم و شلوارشو که لی بود به سختی در آوردم چقد پاهاش سفید بود شورتشم توری بود وهمه کوسش دیده میشد آرو م شورتشودر آوردم کیرمو کذاشتم لای پاهاش بعد گفتم اگه ذوست نداری بکنم تو کوست از کون بکنمت گفت نه درد داره بدم میاد من پرده ندارم بکن توکوسم نترس!!!وای چه کوس داغی داشت
یکم که کردم گفتم میشه کیرمو بخوری اونم بی معطلی گذاشت تو دهنش مثه بستنی قیفی لیس میزد مثه آبنبات چوبی ام میکرد تو دهنش!!!خوب که بهم حال داد گفت تو هم کوسمو میخوری با اینکه بدم میاومد ولی حالت 6-9خوابیدیم اون مال منو میخوردومن مال اونو بعد کردم تو کوسشو بعدم آبم اومد.این اولین رابطه جنسی بود و و بعد این قضیه ازدواج کردمو آلان 4 سال ازاین موضوع میگذره…

نوشته: Jigii


👍 14
👎 18
28400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

904076
2020-07-31 00:55:27 +0430 +0430

واویلا‌ دخترای ای دوره زمونه چه زود وا میدن خخخ.لایک دادمت چون توضیح اضافه نداشت توی داستان

5 ❤️

904077
2020-07-31 00:57:12 +0430 +0430

انقدر گفتی و‌ گفت راحت باش که ناراحت شدم
دانشجویی و دال رو ذال می نویسی؟بعذ؟؟نه!بعذ؟؟
نخوندم دیگه
مطمئنی که دانشگاه رو عوض کردن؟احتمالا فرستادنت اکابر بی سواد ابله!


904078
2020-07-31 00:57:37 +0430 +0430

اسرار؟؟😐😐
تو چی کاره بودی که وام درست کردی ؟
حاضرم قسم بخورم از یک کیلومتری دانشگاه رد نشدی…همون اکابر رو تموم کنی از سرت زیاده …


904079
2020-07-31 00:58:00 +0430 +0430

خیلی یخو بی نمک بود…


904101
2020-07-31 01:16:55 +0430 +0430

اسرار، خاستم؟
تو با این سوادت از جلو دانشگاه رد بشی با تیر میزننت

6 ❤️

904102
2020-07-31 01:17:52 +0430 +0430

اوفششششششششششششششَششششششششششششششششششششش

3 ❤️

904133
2020-07-31 01:40:28 +0430 +0430

توضیح ندادی چرا پرده نداشت.لااق مث‌بقیه داستانا میگفتی توی والیبال از دستش داده.یا کشتی فرنگی.یا شطرنج 😁


904139
2020-07-31 01:45:06 +0430 +0430

از قدیم گفتن تا تنور داغه بچسبون ، چند تا ترم گذروندی تا اسمشو جمع نبندی 😁 نکته : یه وام پنج میلیاردی هم برای ما جور کن

6 ❤️

904148
2020-07-31 02:00:34 +0430 +0430

با خودت چند چندی؟ از بس کار داشتی وقت نداشتی درس بخونی 2 تا از درسا رو افتادی بعد دو خط پایینتر گفتی از رو بیکاری از همون صب میرفتم دانشگاه!!!

ریدم تو اون دانشگاه که دانشجوش هنوز به جای اصرار مینویسه اسرار

دیس احمق


904180
2020-07-31 02:37:34 +0430 +0430

ریدی.ریدی
ریدی.ریدی
ریدی.ریدی
ریدی.ریدی

5 ❤️

904181
2020-07-31 02:42:35 +0430 +0430

تو کارت چی بود که تونستی مشکل طرف حل کنی؟مشکل نوشتن هم داری.

4 ❤️

904184
2020-07-31 02:44:44 +0430 +0430

شایذ؟ تعطیط؟ آورذو؟
میشه دو دقیقه جق نزنی ببینیم چی می‌نویسی ابله؟

4 ❤️

904218
2020-07-31 04:57:18 +0430 +0430

بیا یه مسابقه بدیم . هر کی داستان بنویسه باخته و باید یه دور به همه بده !

5 ❤️

904221
2020-07-31 05:07:07 +0430 +0430

لاشی تو کی هستی ک وام جور کنی؟

بعد اینکه یارو گیر ۵ ملیون وامه بعد تو تریا ب یاروگفته تو هرچی میخوای بخوری ب حساب اون؟؟؟
برو کیر دهنت دانشگا ک هیچی مدرسم نرفتی

4 ❤️

904229
2020-07-31 06:47:52 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی دانشگاه من درس خواندم سلف سرویس و کافی شاپ زنانه مردانه جدا یود

2 ❤️

904253
2020-07-31 10:55:10 +0430 +0430

خدا وکیلی حالت خوبه تمام غلط املایی هات و جقی بودنت که کنار اینکه اخه چه پخی هستی تو یه دانشجو بتونی وام جور کنی به کنار برای ۵ میلیون طرف اینقدر خایه مالی تو میکنه اخه ؟!
بعد مسابقه عنه اخه کونی کدوم دختری میان یهو با یکی بحث سکس کنه

3 ❤️

904276
2020-07-31 12:03:35 +0430 +0430

راحت باش خوب کس میگی کله کیری

1 ❤️

904284
2020-07-31 12:41:24 +0430 +0430

احمق جان با نمره 10 کسی تو دانشگاه قبول نمیشه که بهت گفت با استاد صحبت میکنم حداقل بهت 10 بدن ، حداقل نمره قبولی تو دانشگاه 12 هست مجلوق.

2 ❤️

904294
2020-07-31 13:51:19 +0430 +0430

افتضاح بود نگارشت

1 ❤️

904345
2020-07-31 18:49:57 +0430 +0430

خدایا چرا
واقعا چرا
چرا این همه جقی ریخته تو مملکت

1 ❤️

904367
2020-07-31 21:12:55 +0430 +0430

😐
مطمئنی تو حموم نکردنت؟؟؟؟
حموم دوست داری؟
اسرار =اصرار=اثرار

0 ❤️

904422
2020-08-01 01:01:57 +0430 +0430

نسبتاً خوب بود اما اسمشو داستان نمیشه گذاشت.صرفا یه خاطره خیلی معمولی و بی هیجان سکسی بود.
با اکراه لایک کردم 😬

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom