داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

میلف جذاب

1399/06/25

با سلام خدمت بچه های شهوانی اسم من شهرامه و بیست و سه سالمه.این داستان مال همین چند وقت پیشه که اولین سکس منم بود.من توی ی رستوران تو تهران کار میکردم و اونجا سالن کار بودم. چند وقت بعد بخاطر یکی از بچه ها که با صابکارمون دعواش شده بود،به من ارتقا شغلی دادن و من به بوفه رستوران منتقل شدم.تو بوفه ما اماده سازی سرویس هارو انجام میدادیم که کارش خیلی سخت بود.بخاطر همین بهشون گفتم که یکی رو بیارن که باشه ب من کمک کنه.اونام قبول کردن.فرداییش ک اومدم دیدم ی خانم حدودا 40،45ساله خوشگل تو بوفه ست و داره چایی دم میکنه.خلاصه بعد سلام و احوال باهم اشنا شدیم و فهمیدم اسمش خانم.س هستش من اینجا اسمشو میزارم شقایق.رابطه من و شقایق خیلی عادی بود،بیشتر در حد حرفای عادی دو تا همکار.گذشت تا اینکه خانم.س بیشتر میگفت و میخندید. انگار رابطه بینمون نزدیک تر شده بود که خیلی خوب بود چون کارو راحت تر میکردو اون معذب بودن بینمون ی جورایی از بین رفته بود.راستش من هیچ حسی بهش نداشتم مراعات سنشو میکردم و هواشو داشتم اما هیچوقت به فکرم نمیرسید که کاری بکنم چون دردسر میشد.شقایق ی خانم جا افتاده بود سینه هاش هشتاد و پنج میشد قد کوتاه یه کم توپول بود ولی بهترین قسمت بدنش کونش بود ی کون بزرگ و شهوت برانگیز.راستش ی چند تا از بچه هام که دیده بودنش میخواستن مخشو بزنن اخه بعدها فهمیدم ک چند سالیه بیوس.ی بار که داشت نوشابه هارو میچید خواستم از رد بشم ولی نمیشد چون جلوی یخچال میز بود و شقایق هم اون وسط وایساده بود خواستم رد شم اما پشیمون شدم. ازم پرسید
_شهرام جان چرا رد نمیشی؟
راستش از وقتی صمیمی شده بودیم منو به اسم کوچیک صدا میزد چون میگفت من مثل پسرشم. منم گفتم
_نه کارتونو انجام بدید من بعد رد میشم
_نه اشکال نداره بیا رد شو توام مثل پسرمی
من خواستم رد شم که بخاطر تنگی جا از پشت ی جورایی ناخواسته چسبوندم بهش که بخاطر اون کیرم راست شد.اونم متوجه شد و چیزی نگفت.منم سریع رد شدم تا اون حالت ضایع بینمون از بین بره اونم به روی خوش نیاورد منم سریع بحثو عوض کردم.راستش ی جورایی خجالت میکشیدم ولی خوشمم اومده بود.اخه تا حالا همچین چیزی تجربه نکرده بودم.ازون به بعد هرچی سعی کردم اون اتفاقو فراموش کنم نشد ک نشد.دوست داشتم بازم اون کارو بکنم ولی نمیخواستم اعتمادشو نابود کنم.ولی باهاش صمیمی تر شدم.میخواستم نزدیکش باشم ولی نخاستم که لمسش کنم.چند روز بعد خانم.س به مشکل خورد و خواست که بیاد بیرون اخه کار بوفه سنگین بود و اونم نمیتونست.اومد باهام خداحافظی کرد و شمارمو گرفت تا ی وقتایی زنگ بزنه و حالمو بپرسه.منم شمارمو دادم و اونم رفت.
حدودا دوهفته بعد وقتی سرکار بودم گوشیم زنگ خورد. نشناختم و برداشتم
_الو
_الو سلام شهرام جان
راستش نشناختمش بخاطر همین
_سلام بفرمایید
_بیمعرفت نشناختی خانم.س ام دیگه
_سلام خانم.س ببخشید توروخدا صداتونو نشناختم پشت گوشی
خلاصه با احوال پرسی و اینا گفت که پسرش ی خونه براش خریده و تازه ساکن شده گفت اگه تونستم فردا بیام یه سر پیشش.منم گفتم باشه و قطع کردم .خداییش اصلا فکر ناجوری نمیکردم گفتم حتما دلش تنگ شده بخاطر همین فرداشو کلا مرخصی گرفتمو تیپ زدم و رفتم ادرسی که فرستاده بود.زنگو زدم درو برام زد رفتم بالا.وقتی رسیدم دیدم یه بلوز تنگ و ی دامن تا زانو پوشیده که کیرم راست شده بود اخه تا حالا مچشم ندیده بودم تو محیط کار خیلی پوشیده بود.رفتم تو سلام علیک و اینا نشستم برام شربت اورد.خدایی واقعا شربت اورد خخخ میدونم بچه های شهوانی رو حماسه شربت حساسن بگذریم.ی کم گذشت شروع کرد حرف زدن از همه چی میگفت اما من اصلا نمیشنیدم چی میگه فقط داشتم دید میزدم.سینه هاش انگار میخواست بلوزو پاره کنه ی کم گذشت گفت شهرام گوشت با منه ک ی سرفه کردم و گفتم اره اره فهمیدم سه شده و گمد زدم.اونم فهمیده و ی لبخند شهوت ناک زد.به خودم گفتم هرچه بادا باد گفتم خانم.س کمرتون چطوره اخه کمرش درد میکرد
_اره شهرام جان کمرم دردش از موقع رستورانم بیشتر شده
_اممم راستش شنیدم روغن زیتون و ماساژ خیلی خوبه
_واقعا اخه ماساژور گرونه منم کسیو نمیشناسم
_اگه،اگه میخواین من خوب ماساژ میدم البته نمیخوام فکر بد کنینا بخاطر خودتون میگم
_والا اگه بشه ک خیلی خوبه
_روغن زیتون دارین
_اره الان میارم
فکرم کار نمیکرد نمیدونم چرا اون حرفو زدم میخواستم ی حالی بکنم.روغن زیتونم ازش گرفتم ورفت رو تخت نشست بهش گفتم که به شکم دراز بکشه و بلوزشو بده بالا.خوابید و من بلوزشو دادم بالا و داشتم به پاهاش نگاه میکردم.ی کم روغن ریختم و شروع کردم ماساژ دادن بند سوتینش اذیت میکرد ی کم که گذشت گفتم اگه میشه سوتینتو بازکن.اونم باز کردو بلوزشو تا اخر داد بالا که روغن نریزه دستمو رو پوستش میکشیدم و داشت حال میکرد.گفت بیا بشین پشتم راحت تر باشی.ی جورایی میگفت بیا بشین رو کونم منم رفتم کیرم قشنگ راست شده بودو افتاده بود لای کونش یواش یواش دستمو کشیدم کناره هاش و بغل سینه هاش. جای ناله داشت ریز اه اه میکرد دیگه دلو زدم به دریا و دستمو بردم و سینه هاش که تو سوتینم نبود و گرفتم. بهترین حس دنیا بود همینجوری هی میمالیدم و فشارشون میدادم و سرشونو با انگشتام فشار میدادم.یواش دامنشو و شرتشو کشیدم پایین و کونشو ازهم باز کردم و شروع کردم کسشو لیس زدن کسش لیز لیز شده بود.دیگه طاقت نیاوردم و کیرمو گزاشتم لای کونش و بالا پایین کردم تا ابم اومد و ریختم لای پاش.نفس نفس میزدم و داشتم شونشو بوس میکردم. چشاشو بسته بود اروم گفت شهرام جون جرم بده چند ساله کیر ندیدم دارم میمیرم.با این حرفش حشری تر شدم و کیرم دوباره راست شد.من کیرم حدود 19،20سانتی هست و کلفتیشم خوبه.کیرمو گرفتم تو دستم و مالیدم به کسش و یه دفعه تا دسته کردم توش که یه جیغی زد و بالشو گاز گرفت.منم همینجوری تلمبه میزدم و کونش مثه ژله میلرزید.برگردوندمش و کیرمو کردم تو کسش و دوباره محکم تلمبه میزدم.فهمیدم داره ابم میاد در اوردم و ریختم رو سینه هاش .گفت پس من چی گفتم مگه ارضا نشدی خندید و گفت نه به این زودیا گفتم پس خودت خواستی کیرمو در اوردم کردم تو دهنش تا ساک بزنه تا خایه میکردمو در میاوردم ی پنج دیقه داشت ساک میزد که برگردوندمش ی تف انداختم رو سوراخ کونش انگشتامو یواش یواش کردم تو کونش تا جاباز کنه کیرمو تنظیم کردم و یواش کردم تو کونش و اروم جلو عقب میکردم دو سه دیقه ازکون کردمش که گفت دردم میاد نمیتونم دیگه منم ابم داشت میومد .در اوردم و گذاشتم لای سینه هاش و لاپستونی میکردم که ابم با فشار اومد و همرو روش خالی کردم.همونجوری خوابیدیم که بیدار شدم دیدم شب شده بیدارش کردم و رفتیم حموم و اونجام دو دور کردمش و اومدیم بیرون شام درست کرد و خوردیم.ازون موقع هر بار وقت کنم میرم و میگامش
امیدوارم لذت برده باشید ببخشید اگه طولانی شد

نوشته: شهرام


👍 14
👎 37
26900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916933
2020-09-15 00:20:37 +0430 +0430

بیوس همان پیوس است به عربی
احمق ابله الدنگ بی سواد دماغو.
بلد نیستی ننویس. همونجا ریدم تو بوفه تون و ناهارایی که می خوری

3 ❤️

916939
2020-09-15 00:25:29 +0430 +0430

داستان های امشب واقعا کصشعر بود!
پ.ن: تو از اونایی که موقع کون دادن کص مامانتو میخوری.

4 ❤️

916940
2020-09-15 00:26:11 +0430 +0430

بجای داستان امشب آشغال آپلود شده کلا

3 ❤️

916954
2020-09-15 00:43:37 +0430 +0430

لعنتی همه کتگوری های جذابه منه که ، میلف، خشن ، همکار …شیرم با خوندنش مثل سگ شق کرد

2 ❤️

916960
2020-09-15 00:49:18 +0430 +0430

واقعا قصد نداشتم منفی بدم ولی دیدم علنا ریدی

1 ❤️

916969
2020-09-15 01:11:10 +0430 +0430

وضع پسرش اینقدر خوب بود که برا مادرش خونه بخره ولی اینقدر نداشت خرجشو بده مادرش تو رستوران حمالی نکنه؟ درضمن مادره 40 تا 45 بوده یعنی پسره نهایتا 23 سالش بوده اینقدر اقتصاد ایران قویه که 23 ساله ها یه خونه برا خودشون میخرن یکی برا ننشون؟؟ قصه همیشگی
اومدن گوزقلی به تهران و سکس کردنش با زنای تو کف مکاندار که چند سال منتظر بودن این بقچه گره بزنه سر توبره بیاد تهرانو دیگه فاکتور میگیریم!! تو از اونایی که قرار داد استخدامت کار به شرط کون بوده کسی تو این شهر جاخواب مفت به کسی نمیده…


916978
2020-09-15 01:49:19 +0430 +0430

به گمونم تو طویله بودی داشتی خواب ملیف میدیدی امشب داستان خوب ندیدم همش چرت و مزخرف.

1 ❤️

916985
2020-09-15 02:08:22 +0430 +0430

همیشه مخالف فحش دادن به نویسنده ای داستان بودم و حمایتشان کردم ولی خداییش این حجم از کسشعر بیسابقه‌ست
نمی‌دونم چی بگم . بعضی وقتا فک میکنم این نویسنده ها واسه فان و دور هم خندیدن این داستان ها رو می‌نویسه و ملت رو ایسگات کردن. تو این زمونه ی پسر نوزده بیست ساله حداقل دو سه بار با جنس مخالف سکس داشته و هرکس هم اگه ی بار سکس رو تجربه کرده باشه می‌فهمه این داستانا به کسشعر گفتن زکی
اگر هم هدف داستان ایسگات کردن ملت نباشه حتما نویسنده‌اش ی حقی سیزده چهارده ساله است
چرا اصرار دارید داستان مثل قبلی ها نیست و واقعیه؟
چرا اصرار دارید سایز کیرتون بیست سانته؟
اگه ی کم تحقیق کنید میفهمید کیر بیست سانتی یعنی چی
اگه ی کم تحقیق کنید میفهمید نرمال سایز کیر دوازده سیزده ساخته
طرف ی بار حق بزنه واسه بار دوم کیرش راست نمیشه ولی اینها به سیزده روش سامورایی ترتیب طرف رو میدن و سیزده بار ارضا میشن . تفنگ آب پاشی رو سیزده بار فشار بدی دل و رودش می‌ریزه بیرون
از من می‌شنوی تا شاه ایکس نیومده داستان رو پاک کن

6 ❤️

916991
2020-09-15 02:42:11 +0430 +0430

شهرام جون صابونتو عوض کن🤣🤣🤣

2 ❤️

916996
2020-09-15 02:59:25 +0430 +0430

جنده خونه کم داشتیم رستوران هم بهشون اضافه شد

0 ❤️

917011
2020-09-15 04:58:41 +0430 +0430

نمی‌دونم اسلحه پس گردنتون میذارن میگن باید حتما داستان بنویسید یک مشت دریوری زاییده توهمات مغز خراب ، نویسنده داستان یکبار خودش خونده که چه خزوعلاتی تحویل خواننده داره میده ، زشته قبیح نکنید ننویسید بخدا اگر شبی یک داستان اینجا گذاشته بشه اما داستان حقیقی والا شرف داره به اینکه ۵-۶ شروور گذاشته بشه، متاسفم ،همین

2 ❤️

917021
2020-09-15 06:38:05 +0430 +0430

حالا یدفعه خبرش میاد که دکتر سمیعی مصاحبه کرده ،روغن زیتون برا ماساژ دادن خطرناک دونسته…اون وقت که کیر میخوره تو سر صورت کصتان نویسان جقی شهوانی.

4 ❤️

917022
2020-09-15 06:44:23 +0430 +0430

کسشعرنوشتی

1 ❤️

917027
2020-09-15 07:25:10 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی. کوس را با رسم شکل توضیح دهید ۲نمره

4 ❤️

917058
2020-09-15 11:06:57 +0430 +0430

وقتی اسم شربت میاد باید بدونی که بعدش کمر و روغن و … کیرم تو نوشته هاتون. قبلا نویسنده های بهتری داشتیم…

0 ❤️

917070
2020-09-15 13:31:45 +0430 +0430

مشتی خروس جای تن می‌برد بهتر بود که تو یه ساعت چند بار کردیش ما ی دست ابمون میاد کیرم تا ی ساعت بلند نمیشه تو تو یه ساعت سه دست کردیش جق کمتر بزن

1 ❤️

917082
2020-09-15 15:41:23 +0430 +0430

مضخرف

0 ❤️

917084
2020-09-15 15:43:19 +0430 +0430

کیرم دهنت کاش ما هم از این خوابا ببینیم کس کش

0 ❤️

917107
2020-09-15 18:35:34 +0430 +0430

چجوری اونو استخدام کردن تگ یک روز که متوجه نشدی

1 ❤️

917109
2020-09-15 18:51:14 +0430 +0430

آکلیوس عزیز از خوندن نظرت یک دنیا لذت بردم خیلی حال کردم

1 ❤️

917110
2020-09-15 18:52:51 +0430 +0430

اگه این داستان تخمی تخمی از روی فان داستان برتر سال نشد بعد بگو

0 ❤️

917117
2020-09-15 20:15:28 +0430 +0430

کمر نیس کع … منبع آب شهریع

2 ❤️

917121
2020-09-15 20:42:26 +0430 +0430

تقاضا دارم یا داستان ننویسید یا میخواد بنویسید کصشعر ننویسید ک بعدا بخواید فوش بخورید

1 ❤️

917124
2020-09-15 20:51:29 +0430 +0430

کیر خانم س تو کونت خب مثل ادم بنویس اسمشو مگه مامور اف بی ای دنبال کون تو هست ک میگی خانم س و اسم کاملشو نمیگی …چه چسی هایی میایید تو داستان بعدش هم همیشه میگاییش؟؟؟؟اره کصخول تو جغی و توهمی نیستی یهو عین برازرس اومد بهت داد نمیدونم چرا تو داستانا از دختر دوازده ساله تا پیر خر چهل پنج سال درجا زرتی میکشن پایین و به طرف میدن

1 ❤️

917125
2020-09-15 20:51:35 +0430 +0430

بله کاملا درست می فرمایید 😂😂😂

1 ❤️

917127
2020-09-15 21:19:10 +0430 +0430

میخوای داستان تخیلی بنویسی خب بنویس دیگه! چه اصراری داری که راسته؟ 😂

0 ❤️

917133
2020-09-15 22:10:43 +0430 +0430

اگه نمیگفتی کیرم ۱۹،۲۰سانته شاید شاید باور میکردم داستانتو،تا ماساژ خوندم بعد ۱۹ ،۲۰رو پایینتر دیدم دیگه نخوندم

1 ❤️

917146
2020-09-15 23:13:32 +0430 +0430

خوب بود… این نشون میده موقع نوشتن حسابی زده بالا و اون موقع هم واقعا به مغز درست خون رسانی نمیشه… ادامه بده

1 ❤️

917381
2020-09-16 16:28:07 +0430 +0430

از اون فکرایی که ادم همیشه وقتی روی یکی کراش داره موقعه خواب یا جغ زدن میکنه اورده اینجا نوشته که مثلا یکیو کرده.عزیزم فعلا برو باخیالت خوش باش.من سن تو بودم روزی دوتا کس مختلفو میکردم.تخیل نداشتم والا.یکم به خودتون جرات بدین مخ زدن کاری نداره مخصوصا تو سن شماها.معمولا ادمایی که سنشون یکم بالاتره علاقه دارن با جونترا سکس کنن چون فکر میکنن اونایی که مسنترن کیرشون سیخ نمیشه که سخت در اشتباهن

1 ❤️

917398
2020-09-16 21:09:32 +0430 +0430

آدم جقی خوبی هستی😆😆😆

0 ❤️

917422
2020-09-16 23:26:57 +0430 +0430

تو داستانت که شربت بود روغن زیتون و ماساژ هم بود
همین دلیل برای کسشر بودن داستانت کافیه🔫😐

1 ❤️

917606
2020-09-17 11:32:39 +0430 +0430

اسم داستانت جداب بود
روی متن کار نکرده بودی
تم اش هم خوب بود

1 ❤️

917615
2020-09-17 12:26:57 +0430 +0430

ک_س ننه آدم دروغگو
بقیه توضیحاتو دوستان دادن

0 ❤️

917631
2020-09-17 14:56:12 +0430 +0430

راستش نه لذت نبردیم
اینجا باید از هفت خان رستم بگذری و بعد کس کنی، که مردم باورشون بشه… نمیشه انقدر ساده کرد…
البته من خوشبینم، میگم کردی… ولی باید جذابتر مینوشتی، زرتی بریم ماساژ اونم بگه باشه نمیشه که… یکم پیش نیاز میومدی… خوااننده حشری بشه بعد ببری سمت ماساژ… میتونستی از دستمالی سرکار یا ماساژ سر کار بیشتر مایه بذاری که داستان جذابتر بشه

0 ❤️

917669
2020-09-17 20:37:45 +0430 +0430

این داستان رو قبلا یکی گذاشته بود ولی تو کلیتش رو یکم تغییر دادی . اگه بگم کسشر نوشتی به حرف کسشر توهین کردم

0 ❤️







Top Bottom