میلف یعنی تجربه

    به نام سکس‌های قبل خواب
    ((طرز نوشتن داستانام یه ذره فرق میکنه. اولین باره دارم مینویسم. اگه از این سبک خوشتون اومد باز مینویسم؛ اگرم نه به بزرگی خودتون ببخشید.))


    سلام
    اسمم مهرداده. ۲۵ سالمه. ساکن تبریزم.
    اروتیسیسم کل وجود منه. اگه الان زنده‌م به خاطر قسمت مشترک جنسیت مونثه.
    کلا سکس تو زندگیم زیاد داشتم. این داستان بر میگرده به دوران نو جوونیم.
    ۱۸ سال داشتم که با موجودی به نام میلف آشنا شدم.با تمام وجود دخترو حس کرده بودم ولی نپختگی آدمو اسهال میکنه! دنبال ابر قدرت بودم... یه غول سکس... کسی که بگم بسه دیگه خسته شدم... آخه تو تمام رابطه هام پارتنر ....... بودم. من پسری بودم که میتونستم راحت و بدون استرس با همه ارتباط بر قرار کنم. ولی درگیری مغزم به بحث میلف باعث شده بود تا دوس دخترمم از دست بدم. وقتی تو خییابون یه ابر زنی رو میدیدم نگاهامو نمیتونستم کنترل کنم.
    مریم... واای...
    از همونا بود که تمام خیال پردازی های سکسیم با اون تموم میشد. یه زن ۳۴ ساله...کروموزوم های آخریش xxx بود.
    قدش کوتاه بود. سینه هاش ۳۰ ثانیه از خودش زودتر وارد هر قضیه ای میشد! کون خوش فرمی داشت. پوستش سفیده سفید نبود. ولی چشماشش... وقتی به چشماش نگا میکردی بدنت شرو به تولید مایع قبل منی میشد.
    تو اون دوران من مربی رقص آذری بودم. مریم جون مامان یکی از شاگردام بود. وقتی بعضی وقتا میومد باشگاه ریتم همه چی بهم میخورد.
    دیگه خیلی اذیت میشدم. باید یه کاریش میکردم. اوه اوه اوه اومد پیشمو گفت: ببخشید وضع پسرم چطوره؟
    با لحنی مردانه که به سنم نمیخورد گفتم: باید تمریناشو بیشتر کنه.
    موضوع رو کش دادم تا شمارشو جهت هماهنگی و راهنمایی بیشتر گرفتم.
    اولین شب خودمو با زور کنترل کردم که یه وقت زیاد تند نرفته باشم. بعد دو روز اس ام اس زده بود. فیلم رقص میخواست.
    باید بهش فلش میدادم. از فرصت استفاده کردمو گفتم که میخوام با پسرش خصوصی کار کنم. بهش گفتم استعدادش خوبه میخوام بفرستمش فستیوال. اونم کلی ذوق کرد و شرایطشو پرسید. گفتم کار تلفن نیست. همینو که گفتم گفت بیا خونمون!
    از شدت شوکه شدن یه دس جق زدم!
    قرارمون ساعت ۱۱ صبح بود.
    تفاضل سنیمون باعث شد که زیاد به جریان امیدوار نبودم. فقط خوشحال بودم‌ از اینکه میتونم ببینمش. صبح زود حموم رفتم. صبحونمو با یه لیوان چای زنجبیل سپری کردم.
    کلی با تیپم ور رفتم و
    ساعت ۱۱ بود
    من جلو درشون
    زنگو زدم
    خااک بر سرم باید اونم لیس میزدم...
    فک کنم ۵ ثانیه ای بود درو باز کرده بود ولی من سلام نداده بودم‌. علتش خودش بود... علتش ممه‌هاش بود...اون خط وسطی که میخواستی توش غرق بشی... اون تی شرت براق سیاهش بود که میگفت جر بدهید تا نمایان شوند...
    کاملا متوجهش کردم که خالق ممه هاش احسنت داره. رفتم داخل. نشستم رو مبل راحتی. لم دادم و خیلی خوشحال که پسرشو تو خونه نمیدیدم. گفت هنوز مدرسه‌ش ۲ تموم میشه.
    شوهرش راننده بود. رفته بود اکراین.
    میگفت خواستم خودش در جریان نباشه تا با باباشم بتونم مشورت کنم.
    مغزم تمامه مراحلو آنالیز میکرد. باید فورا از موضوع فعلی جدا میشدیم و میچسبوندیم بهشون.
    شربت درس کرده بود. از آشپزخونه که دیدم لامپ فکریم روشن شد. وقتی تو سینی می‌آورد گفتم از این شربت خارجیا ندارین؟ گفت داریم ولی الان که صبحه. کاری نداری امروز؟ تو دلم گفتم چه کاری واجب تر از تو!
    یدونه گیلاس آورد و یه شیشه شراب. گفتم معنی این کارو میدونین؟ گفت نه چه کاریه مگه؟ منم کلی از خودم کسشر درآورم تا راضیش کنم اونم بخوره. خلاصه راضی شد یه پیک باهم بزنیم.
    سلامتیمون خوردیم و متجه بد مستی طرف شدم. زیر سیگار خواستم. ناراحت شد که چرا سیگار میکشی‌و فلان...بعد خوردن شراب حرکاتش سکسی تر شده بود. طرز راه رفتنش عین سوپرای استپ مامی بود.
    رفت آهنگ رقص پلی کرد‌ ازم خواست برقصم‌‌. قبول کردم. بعد یه دور دستمو به معنی مشایعت دراز کردم. قیافه‌ی متعجبی داشت‌. گفت بلد نیستم. گفتم یادت میدم.
    دستشو کرفتم. دمای بدنش یکی مونده به ارضا بود. بیشتر نزدیکتر شدم. با آهنگ خودمو میچسبوندم بهش. کاملا معلوم بود خوشش میاد. شهوتش بیشتر میشد. منتظر بودم اون شروع کنه. چون اگه ردم میکرد خیلی اوضاعه بدی میشد‌.
    خسته شدیم و نشتیم رو مبل. بعد رقص خیلی راحت تر شدیم جوری که ۲تا از دگمه‌های پیرنمو باز کردم. خیس عرق بودیم. ممه هاش خیس شده بود. با دسمال کاغذی لاشونو خشک میکرد که نا خواسته گفتم ای وای...
    گفت چی؟ گفتم هیچی...
    گفت راستشو بگو منم گفتم راستش خیلی اذیتم کرده سینه‌هاتون... خندید طبق عادتم گفتم (هر کی بخنده دوبار) ((یه اصطلاح ترکیه)) بازم خندید و گفت از پسش بر میای؟ یه لحظه همه چیز اسلوموشن شد دیگه هیچی نگفتم پیرهنمو در آوردم گردنشو گرفتم نیگاش کردم با دندونش لبشو گاز گرفت شرو کردیم خوردن لب همدیگه. بدنش خیلی داغ بود. خیلی نرم بود. تودمو کاملا چسبونده بودم بهش کیرمو میمالیدم به شیکمش‌. با دستم از پشت با کونش در میرفتم. چشام افتاد به ممه هاش. گفت خب ببینم از صبح چیکار میخواستی بکنی با اینا... این حرفش حشریت بشریتو جابجا کرد. ممه‌هاشو ار رو تی شرتش میمالیدم. تی شرتشو در آورد. سوتین نداشت.ممه هاش در حد نوبل اروتیک بود. بقط میخوردمو نگاشون میکردم. نوک ممه هاش صورتی بود. گاز میگرفتم. خودشو میچسبوند بهم.نافشو میلیسدم. میخواستم شلوارشو در بیارم کا هولم داد رو مبل. شلوارمو در آورد. شروع کرد...
    تا اونموقع تجربشو نداشتم که ببینم کیرم دهن یکی محو میشه... جنگاوری بود واسه خودش...
    گفتم نمیخوام زود بیاد گفت هنوز طعمتو نمیدونم صبر کن.
    ۵ دقیقه ای ساک میزد که گفتم داره میاد. با چشماش گفت بزار بیاد...
    همشو خورد. آه کشیدمو گفتم نوبت منه.
    با انگشتاش لبشو تمیز کرد و گفت چه خوشمزه!
    شلوارشو در آوردم. یکم خشن تر شدم. کسش نسبت به هیکلش ظریف بود. بی مو. تر تمیز. خوردم براش. انگشتاش لای موهام بود صداش توی خونه. شکمشو هی بالا پایین میکرد. بدون هیچ مکثی سرعتمو بیشتر کردم. انگشتمو روش حرکت میدادم ولی توش نمیکردم. لرزید و جیغ کشید.ولش کردم بیحال مونده بود.گفتم کاندوم ندارم مشکلی نداری که؟ گفت نه فقط بکن.
    ((کیرم زیاد دراز نیست ۱۶ سانته فقط خیلی کلفته))
    کیرمو گذاشتم لا کسش و با پایین کردم. خیلی خیس بود. سرشو انداختم تو‌. تنگ بود. انتظارشو نداشتم. تا نصف کردم توش. ناله میکرد. پوزیشنو عوض کردم.
    دراز کشیدم رو مبل. اونم رو من. کیرمو کردم تو کسش. با انگشتمم با سوراخ کونش ور رفتم. دیوونه شده بود. خیلی خس مردونه‌ای بهم دس داده بود. سرعتمو زیاد کردم انگشتمو کرده بودم تو کونش. آبم میومد. بدون وقفه تندترو تندتر کردم. با دو تا تقه محکم همه آبمو ریختم توش. دراز کشیده بودیم. و من آرزومو به دست آورده بودم.زیر سیگاری آورد واسم. از رفتاراش معلوم بود که خیلی لذت برده. جوری رفتار میکرد انگار ۳۴ سال نداشت منم ۱۸ سالم نبود. نازم میکرد‌. بوسم میکرد. منم سیگار میکشیدمو به فکر معجزه بودن سکس...


    نوشته: مهرداد

  • 18

  • 24




  • نظرات:
    •   royaei
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • هنوز نخوندم


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • این که خصوصیات ظاهری مریمو توصیف کردی باهاش کاری ندارم


      ولی لامصب چطوری فهمیدی کرومزوماش چیه
      اصن چه فرقی میکنه
      اینم جزو شرایط دوستیه؟مثلا تو قرار میگی ببخشید کرومزوماتون چیه؟


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 17

    • پسری که به جای باشگاه کلاس رقص میره کونیه!! مربی که کون دادن کون رو اموزش میده کونی تر!! زنا هم که منتظرن یکی بگه سلام زرتی بهش بدن!! اصل ماجرا : برای کلاس خصوصی استخدامت کردن رفتی چیزشونو دادن دستت گفتن با این برقص!! (biggrin)


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • سینه هاش از خودش زودتر می آمدن داخل!
      یاد پینوکیو افتادم که وقتی دروغ میگفت دماقش دراز میشد و نمیتونست وارد جایی بشه.
      دماق پینوکیو وقتی دروغ میگفت توی کون آدم دروغگو.
      چه جالب شد کامنتم همش شد دروغ. کیر ابن آدم توی کون آدم دروغگو.
      اسم کیر ابن آدم رو آوردم که خیلی وقت هست ازش خبری نیست.


    •   ar30ar30
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • داستانت اصلا واقعی نبود،حفره های زیادی هم داشت،از جمله معلم رقص بودن در هجده سالگی! قرار گذاشتن تو خونه طرف واسه صحبت راجب آموزشش با وجود کلاس،زن شوهرداری که با سیگار مخالفه اما براحتی مشروب میاره و مشروب میخوره و باز در آخر یهو زیرسیگاری بیار میشه! خوردن منی در دقایق اول اولین سکس! و البته عقده ی بیان این نکته که من سیگار می کشم!!! اما در نهایت سبک نوشتنت برای بار اول خوبه،واقع بین و نکته سنج تر باش،شوخیای لوس شده رو کمتر کن و حرارت لحظات سکسی نوشته هات رو افزایش بده..موفق باشی


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • نخوندم


    •   جان.کوچولو
    • 3 هفته،2 روز
      • 9

    • ۱۸ سالت بود دنبال یه ابر قدرت و غول سکس بودی ؟.
      یعنی دنبال جانی سینز کبیر بودی؟؟


    •   شب_گرد_تنها
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • بدک نبود گرچه فکر نکنم واقعی باشه


    •   off_boy
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • نميدونم چرا ولي حس ميكنم از اين اوا خواهرايي كه بيشتر از دخترا آرايش ميكنن و عشق كون دادن دارن هستي.
      راستي،واقعا هر كي بخنده دو بار؟مادرت كه ميگه نگاه هم بكني دس به مهره اس بايد بكنيم.باز خوبه تو معيارت خنده اس...


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،2 روز
      • 11

    • منو نیگا کن نوشتنو بلدی تو نگارشم مشکلی نداری .فقط افکارت در هم بر همه و خواننده رو گیج میکنه.
      (دمای بدنش یکی مونده به ارضا بود)
      چی میزنی؟ (cool) لزومی نداره زیاد به مغزت فشار بیاری و ترکیبای عجیب غریب از خودت در بکنی. چون خواننده ها مغزشون مثل تو کشش نداره.
      بالا باشی!ولی موقع نوشتن بیا همین پایین مایینا!
      در هر صورت لایک.


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • در ادامه ی حرفای شاه ایکس بگم‌پسری ک کل وجودش اروتیسیسمه هم کونیه (biggrin) انتظار داشتم ی سبک اروتیک ببینم ولی بد ریدی الان خوابیده تو بوشی


    •   boycasual
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • حوصله نداشتم این همه خط رو بخونم!
      اول اومدم پایین ببینم تو نظرات نوشتن خوبه یا چرته!
      دیدم نظرات میگه چرته! نخوندمش :))


    •   Adtenos35
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • نقطه قوت داستانت ،جملات خاصی بود که استفاده کرده بودی ،به عنوان مثال ، سینه هاش از خودش زودتر وارد هر قضیه ایی میشد . خیلی جملات ناب و بکر داشتی
      نقطه ضعف داستانت :از یه جایی یهو غلط های املاییت زیاد شد ،متجه ، فقطی ، ار رو لباس ،خس مردونه ،یعنی قشنگ پیدا بود دستت رفته تو شرتت
      به نظرم حتی اگه دستتون تو شورتتون هم هست و داستان مینویسید ،بعدش حتما یه بار حداقل ویرایشش کنید.
      لایک سوم را دادم .


    •   ali.gh061
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • دیس پنج مبارک.تا همون به نام سکس های قبل خواب خوندم.کلا تفاوت رو تو کلمه اول دیدم.


    •   Liberalsex
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • طرز نوشتن تو دوست دارم، بالا باش، کوس گفته اونی که گفت موقع نوشتن بیا پایین، دمای یکی مونده به ارضا هم خیلی داغ و باحال بود. همچنان بنویس


    •   Liberalsex
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • طرز نوشتن تو دوست دارم، بالا باش، کوس گفته اونی که گفت موقع نوشتن بیا پایین، دمای یکی مونده به ارضا هم خیلی داغ و باحال بود. همچنان بنویس


    •   3xعاشقانه
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • کاری به راست یا دروغش ندارم ولی باید خودت میفهمیدی که زنه دلش میخواد که گفته 11 بیا. بعدشم 7 سال پیش تا اونجاییکه یادم میاد نظام قدیم بود و مدرسه ها تاساعت 12 بود


    •   mustafa135
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • ای خدا این داستانا دارن به کدوم سمت پیش میرن☹️


    •   R.B.behruz
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • نوشتارت بد نبود اما نگارش داستان ضعیف بود، غلط تایپی هم که بیداد میکرد، لطفا برای ویرایش داستان وقت بیشتری بذار، ضمنا با یه پیک شراب کسی مست نمیشه


    •   Leilaaa.sexii
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • میلف و تجربه فقط خودم خخ


    •   kokarostam
    • 3 هفته،2 روز
      • 10

    • تخمی


      این همه ادعای بکار بردن کلمات و جملات قلمبه سلمبه داری ولی سوادت در حد جلبک‌های دریایی است. شاشیدم توی سوادت.
      ابر زن؟؟؟
      شرو؟؟؟ یعنی همون شروع؟
      نگا؟؟؟ یا نگاه؟
      گفت هنوز مدرسه‌ش ۲ تموم میشه؟؟؟ خودت این جمله را بخون، فعل آن زمان حال یا گذشته یا آینده است؟ تو اون چیزی که باید داشته باشی را نداری پس نباید بنویسی. کلا تخیلات تخمی خودت را وقتی زن‌ها را در خیابان میبینی و بعد جق به رشته تحریر در آوردی.


      کروموزوم که داری ایکس و ایکس است
      دوای درد تو داروی ویکس است
      کمی زودتر اگر کونت بگا رفت
      بدان که کار، کار شاه ایکس است


      ها کـُ‌کا


    •   mansour_tehran
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • اگر فرض رو بر این بذاریم که داستانت رویا پردازی بود،داستان قشنگی بود...طرز نوشتنت هم خوب بود...
      ولی خواهشاً قشنگیِ داستانت رو با ادعای واقعی بودنش از بین نبر...
      چون به هیچ وجه نمیتونه حقیقت داشته باشه....پر از ابهام و تخیل...پس نگو واقعیه که کار خراب میشه...
      بعنوان یه داستان تخیلی خیلی خوب بود....دمت گرم...
      راستی...نگفته بودی شربتش چی بود؟؟خخخخ


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • یاده تبلیغ های تلویزیون میوفتم میگفت هرجا میرم شیکمم جلوتر از خودمه . واسه متنت از صدا و سیما هم الگو گرفتی


    •   مجتمع
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • عجب تجربه خوبیه


    •   Naz10100
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • این سبک نوشتاری خوب نیست. کلا این نوشتار خوب نیست. خیلی خیلی چرت بود، بازم شربت و بازم خودشیفتگی پسرای متوهم.


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • خیلی جای کار داره این داستان. قبل از ارسال داستانت حتما یه چند باری بخونش و اطلاعات عمومیت رو افزایش بده. تا اونجایی که میتونی واقع بینانه بنویس.
      مرسی ک نوشتی!


    •   MFM_iran
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • حیف نیست این همه زحمت کشیدی ولی ویرایش نکردی؟ خوب بود بهتر از خیلیا فقط داستان بعدی تو ویرایش کن.


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،1 روز
      • 8

    • پسر جان اولا که شما کون دادنات رو هم جزو آمار سکست لحاظ کردی که میگی سکس زیاد داشتم !!
      خودت هم یه اشاره کردی که تو تمام رابطه هام پارتنر..... بودم ، یه راست بگو مفعول بودم چرا نقطه چین گذاشتی؟؟ کونی


      بعدم یه بچه ۱۸ ساله چی بوده که بیاد بگه پسرت رو میفرستم فستیوال رقص!!!؟؟
      فستیوال دوس داری ؟؟ ظاهرا شوهر زنه هم با همین قول و وعده تو رو برده اکراین.
      فعلا بشین روش پاتیناژ برو تا دوباره ببرت یه کشور دیگه . انتر


    •   fz_hot
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • اگه اسطوره تون ممد خردادیانه پس معلومه توهم یه کونی مثل اونی سرش بمونی با شرت خونی میتونی آواز بخونی؟ (biggrin)


    •   سعید تبریزی
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • چخه آروم برو با هم بریم


    •   mahdi0044
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کصشر


    •   Amir__Parsa
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • خب یه مجلوق دیگه رو داریم که تازه با کتگوری میلف ایکس ویدیوز آشنا شده.


    •   Xknight.1
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • گوزو میلف می دونی یعنی چه؟ یعنی میله هالتر از پهنا تو ماتحتت تا دیگه اینقدر چرت ننویسی. گوزو


    •   Mr_gh99
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • تا اونجا خوندم که گفتی با یه پیک مست شد،راستی کروموزم هاشو چطور تشخیص دادی؟


    •   پگولاخ
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • همزمان منده هرزاديوى سيكيرديم?


    •   shahvanii139797
    • 3 هفته
      • 0

    • یه جقی کسکش بیش نیستی کس مامانت ...


    •   ehsan9705
    • 3 هفته
      • 0

    • خس خس مردونه؟
      رفقا دقیقا توضیح بدن
      گوزاب منقلی اوبنه‌ای


    •   SamanNZH
    • 3 هفته
      • 0

    • کسشعررررررر تفت دادن همینه


    •   m...h...a...
    • 3 هفته
      • 0

    • اون خانمایی که سه تا کروموزوم xدارن مبتلا به سندروم ترنر هستن...داستانتم والا نمیدونم چی بگم...دوستان نظر بدن بهتره..


    •   حاج.دولدار
    • 3 هفته
      • 0

    • ميلف اگر ميلف وارد باشه، بينظيره


    •   Soltanekir.mashhad
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • طرف یک شکم زاییده و شوهرشم که راننده و هر وقت میاد تا زانو تو کوس طرف میره بهد تویه جقی میگی که تنگ بود
      هااااااع ما هم میگیم تنگ لود
      شما دوستانم بگین تنگ بود


      کمتر بزن که مخت داره تجزیه میشه از آخر از چومبولت میزنه بیرون هاااااا


    •   mohammad 47007
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • این دفعه یادم باشه دما سنج ببرم موقع سکس ببینم یه درجه مونده به ارضا چند درجست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو