مینا دختر سرهنگ تمام

    باعرض سلام به دوستان شهوانی عزیز راستش یک خاطره ای که چند سال پیش برام پیش آمد و چند وقت هم ادامه پیدا کرد که هیچ وقت یادم نمیره
    بریم سره اصل مطلب، من داریوش هستم و الان 34سالمه قدم 179وزنم 73 کیلو چند سال باشگاه رفتم اما ادامه ندادم ولی بدنم بدک نیست این جریان برمیگرده به ساله نود که یک روز ظهر یک موتور 450سی سی داشتم بعضی وقتها به صورت قاچاقی در میاوردم سوار میشدم عاشق صدای موتور بودم هر کی از دوستان از موتور سنگین سردر میاره میدونه که چی میگم. خلاصه جمعه ها در میاوردم میرفتم صفا و سیتی دور دور تو یکی از این روزها سر ظهر وقت برگشتن بود که تو جاده دیدم دیدم یک خانم خیلی خیلی شیک و خوشگل بانمک با 206اش وایساده هست کلافه کلافه هست وایساده بغلش پرسیدم خانم مشکلی پیش اومده میتونم کمکتون کنم برگشت گفت آقا اگه قصدت مزاحمت نیست و واقعا کمک کردن هست لاستیک ماشینم پنجر شده نمیتونم زاپاسشو دربیارم عوض بکنم دوستانی که ماشین 206داشتن یا دارن میدونن که زاپاسش تو صندوق نیست زیره صندوقش با یک زنجیر که پیچشو میپیچونی میره میچسبه به کف ماشین یکم سخته و مخصوصا برای خانم نازنازی و لوس که هم تازه رانندگی یاد گرفته و همیشه تو پرقو بزرگ شده و دستشو به سیاه وسفید نزده


    خلاصه گفتم خانم این چه حرفیه من کمکت میکنم انتظار هم ندارم و مزاحمت نمیکنم خلاصه لاستیک را عوض کردم دستمهامو با آبی که تو ماشینش بود شستم اونزمان تعمیرگاه داشتم کارت تعمیرگاهمو دادم گفتم ماشینت کار داشت بیار پیش خودم اومدم خداحافظی بکنم گفت از موتورت خوشم اومده میشه یک عکس ازش بندازم گفتم قابل شما را نداره خلاصه آدرس مغازه را دید گفت تقریبا بچه محل هستیم گذشت و من اصلا نه تو فکرش بودم که بهش نظری داشته باشم نه اصلا امیدی داشتم چون واقعا تو خوشگلی و خوش پوشی اندام تک تک بود واقعا بخاطر اینکه اون به من پا نمیده امیدی به رابطه یا دوستی فقط بخاطر اینکه مشتریم بشه کارت دادم تا سه روز بعد گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس 912و کد یک رند هست تماس را برقرار کردم وقتی الو گفتم دیدم یک صدای ناز و دوست داشتنی یک خانم گفتم بفرمایید که گفت مینا هستم اونروز تو جاده کمک کردی گفتم بفرمایید شناختم بعد از چند دقیقه حرف زدن گفتش راستش ماشینم یکم سرویس میخواد بابا و مامان رفتم مسافرت خارجه کسی نبود ببره که گفتم به شما زحمت بدم بیارم که منم زدم به خوشرویی شما چرا خودم میام میارم درست کردم میارم اگه اشکالی نداره گفت زحمت میشه براتون خلاصه گفتم آدرس را مسج کنید الان راه میفتم وقتی آدرس را فرستاد خوندم چهار شاخ بریدم یک جایی هست سمت فردیس کرج که تمام مایه دار های تهران بخاطر آب و هوای خوب میان اونجا تمام خونه ها عین قصر میمونه جایی بود که زمان شاه شاه و خواهرش ویلا داشته هست خونه ها همه میلیاردی هست خلاصه رفتم زنگ آیفون را زدم گفت بفرمایید بالا رفتم چی میدیدم خونه که چه عرض کنم قصر دختر که چه عرض بکنم حوری با لباسهای خونگی که یک چیزه دیگه بود با بلوز و شلوار لباسهاش باز نبود ولی موهایش باز بود خلاصه اصرار کرد نشستم ایراد ماشینشو تو کاغذ نوشته داد بهم و کلید ماشین را داد اومدم آوردم مغازه سر شب بردم دادم که تمام و کمال حسابم بعد از تعارفات نقدی پرداخت کرد اومدم بیام دید باید پیاده برگردم آورد و رسوند منو خداحافظی کردیم رفت فرداش تماس گرفت و تشکر کرد بعد از چند دقیقه‌ای حرف زدن قطع کرد تا چند روز بعدزنگ زد گفت میخوام برم جاده چالوس تنها حال نمیده میشه بیام دنبالت با هم بریم قلیان بکشیم بیایم منم تو کونم عروسی قبول کردم تا بیاد دوشی گرفتم لباسهای ردیفمو پوشیدم ادکلن زده منتظر شدم اومد وقتی جلو مغازه ام سوار ماشینش شدم رفیقهام هاج واج مانده بودن رفتیم جاده شام و قلیان کشیدیم نشسته بودیم از خودمون از هم دیگه میترسیدم اخرش حرفی زد بهم که از کله ام دود بلند شد برگشت گفت من از شوهرم بعد از یکسال زندگی کردن منو گذاشت با پولهای بابام که در اختیارش گذاشته بود برای کار وکاسبی راه بندازه فرار کرد خارج بعد از چند وقت هم که نا امید از برگشتنش شدم غیابی طلاق گرفتم برگشتم خونه پدریم چون تک فرزند خانواده هستم خلاصه یک مدت افسرده و مریض بودم پیش دکتر میرفتم تا اینکه تازه دارم خوب میشم خیلی ها هستن که دنباله دوستی هستم اما یا دنبال سکس هستن یا پول و سکس حالم ازشون بهم میخوره اما تو این چند وقت خیلی امتحانت کردم حتی وقتی ماشین را بردی آوردی تو فاکتور زیاد حساب نکرده بودی که هیچ کم حساب کرده بودی یا اصلا فکره دیگه ای یا انتظار داشته باشی یا چشمت هرز بچرخه نبودی خیلی ازت خوشم ادامه دارد چون تو یک قسمت طولانی میشد فقط یک تکه دیگه بگم که اونجا بهم پیشنهاد دوستی داد و گفت عاشقمه




    همانطور که گفتم قسمت قبلی تو جاده چالوس و تو سفره خانه سنتی بهم پیشنهاد دوستی داد و گفت عاشقمه چون واقعا ازت خوشم اومده آدمی نیستی سوءاستفاده بکنی ته دلت پاک و دنبال پول اینا نیستی در جواب گفتم آخه مینا کجا تو کجا جور در نمیاد دوستی منو تو من وضع مالی آنچنانی ندارم از طرف دیگه تو خیلی خوشگل و خوش تیپ در جواب همه حرفهام گفت اینا برام مهم نیس دوستت دارم گرچه منم از خدام بود اون با من باشه تو کونم عروسی برپا بود اما فکر بعضی چیزها مثلا همون لحظه که رفتیم تو گرانترین رستوران و سفره خانه سنتی اش فکر اینکه الان هیچی نباشه باید صدتومان بدم چون اینا وضع مالیشون خوبه خوب بود از همه خوب و گرانترین هاشو میخرید خوب زشت بود من بشینم اون حساب بکنه سخت بود برام بتونم از پسش بربیام خلاصه بلند شدیم هرکاری کردم نزاشت من حساب بکنم گفت من مهمونت کردم راه افتادیم رفتیم بغل سد وایسادیم کلی درد دل کرد و حرف زدیم ساعت یک نصفه شب بود حرکت کردیم رسیدیم دره خونه اش ماشین انداختم داخل حیات اومدم خداحافظی بکنم دستمو گرفت گفت اگه میشه بمون چون میترسم بعد از کلی تعارف از طرفی دیگر میدونستم خانواده اش نمیان رفتم با خیال راحت تو نشستم رو مبل گفت برم لباس عوض بکنم بیام از مینا بگم براتون یک خانمی با قد تقریبا 170 وزن حدودا 65کیلو کمر باریک باسن یکم بزرگ و خوشگل سینه های کوچولو اندازه لیمو ترش بزرگ خوردنی از هیچ چیز کم نداشت خوشگلی و خوش اندام حرف نداشت که نداشت خلاصه نشسته بودم خونشون دوبلکس بود که دیدم از پله ها داره میاد پایین اما یک لحظه فکر کردم یک نفر دیگه هست داره میاد چون چیزی که دیدم هنگ کردم چیزی که دیدم این بود که یک خانم خیلی خوشگل با یک لباس فوق العاده سکسی و خوشگل و یک جفت کفش پاشنه بلند سکسی که فقط موقع سکس میپوشند عین فیلم های پورن موهایش تا روی باسنش بود باز گذاشته و از پله ها داره با ناز و عشوه خاصی میاد پایین من که هنوز هنگ بودم اومد از یخچال یک شیشه ویسکی آورد دوتا پیک ریخت آورد داد بهم یکی هم خودش بسلامتی گفت رفت بالا من رفتم بالا چندتا پیک دیگه رفتیم بالا دوتا مون داغ داغ مست مست وقتی دستمو گرفت برد بالا تو اتاقش من هنوز هم تو شوک بودم وقتی دید حالمو گفت باشه خودم از شوک بیرون میارم شروع کرد لباس هامو در آوردن یکی یکی وقتی فقط شرت از من مونده بود اومد بغلم کرد چسبید بهم لبهایش را گذاشت رو لبم شروع کرد به خوردن منم یواش یواش همراهی کردم اروم اروم میرفت پایین گردنم سینه هام نافم خورد لیسیدن رسید به شرم که دیگه کیرم شق شق شده بود تنها چیزی که از پدربزرگ و پدر خودم به من ارث رسیده ماله دنیا نبوده فقط یک کیره خیلی بزرگ و کلفت بوده که رسیده بهم که واقعا هم دراز هم کلفت هر کسی را قشنگ پر میکنه خلاصه از رو شرت یکم بازی کرد با دندونش شرتمو کشید پایین وقتی کیرم اومد به بیرون به آزادی رسید قد علم کرد مینا تا دید اولش ترسید گفت این چیه این پاره میکنه منو بعدش با اشتیاق فراوان که مشخص بود خیلی وقته که سکس نکرده با ولع خاصی میخورد انگاری میخواد تموم بشه ولی هرکاری کرد که تا تهش بکن دهنش نتونس چون تا به نصف میرسید رسیده بود به حلقش چون بزرگ بود دیگه کیرم خلاصه یک ساکی زد که واقعا نالمو در آورده بود بلند شد منو یک هو هل داد روتخت افتادم اما تشک تختش انگاری از پره قو درس شده بود آنقدر نرم بود خودش هم افتاد بغلم و شروع کردیم لب بازی عشق بازی دیگه نوبت من بود که بلند شدم افتادم روش از اونجایی هم که عاشق سینه کوچک هستم سینه هاشو خیلی خوردم و نقطه ضعف اش هم وقتی رفتم پایین بعد از یکم که زبونمو دوره نافش میچرخوندم واقعا دیوانه میشد ناله سکسی میکرد وقتی نوبت کسش شد رفتم پایین دیدم تازه میدیدم وای وای چه کسی بود لامصب خوشگل خوشرنگ کلوچه ای فقط وسطش یک خط مشخص بود شروع کردم به خوردن و زبون زدن و توش کردن زبونم نازه داشت شهوت شو بهم نشون میداد این بشر چقدر شهوتی بود بعد از بیست دقیقه که خوردم قشنگ موقع ارضا شدنش مشخص میشد قبل از ارضا شدن آه ناله هاش رو هوا بود ولی وقتی ارضا میشد یکم میلرزید و اروم میشد واسه چند دقیقه میرفت تو حاله خودش بعد دوباره شروع میکرد که دیگه از خوردن دست کشیدم بلند شدم بکنم که گفت بده یکم بخورم خیسش کنم که پاره نشم باور کنید الان که دارم تعریف میکنم دارم روانی میشم این بشر بقدری تنگ بود با اینکه چندبار ارضا شده بود بزور تونستم کیرمو اروم بدم بره تو بعد از اینکه رفت تو چند دقیقه وایسادم بخاطر بزرگی کیرم نمیتونم کلا تلمبه های شدید یا تند بزنم چون طرف اذیت میشه خلاصه شروع کردم به تلمبه زدن موقع تلمبه زدن آه ناله میکرد و میگفت بکن عزیزم بکن زمانی که تلمبه میزدم تنگ بودن بیش از حدش یجوری هم حال میداد هم نمیداد انگاری به زور کردی تو سوراخ دیوار نیم ساعت سکس کردیم در کل دیر ارضا میشم وقتی هم که بخوام طول بکشه موقع اومدن واینمیستم و لب وسینه میخورم و کیرمو میکشم بیرون یک ویشگون از کلاهکش میگیرم دوباره میکنم این کارم انزال را به تاخیر میندازه به چند روش مختلف گاییدم تا صبح دوباره دیگه سکس کردیم رفتیم حموم اومدیم خوابیدیم تا ظهر دوستی ما چند سال ادامه داشت اما چون سوراخ کونش خیلی تنگ بود و کیرم بزرگ بود نشد که از کون بکنمش چون دوست نداشتم اذیت بشه اما تا عمر دارم سکس با اون یادم نمیره تو رفاقت خیلی حال داد بهم خیلی کارهای دیگه هم بهم کرد بعدا شراکتی کار راه انداختیم کارمو عوض کردم رفتم با اون شرکت زدیم از ترکیه لوازم آرایشی و شامپو میاوردیم خیلی طول نکشید وضع مالیمون خوب تا اینکه یک روز رفته بود شهرستان برگشتنی تصادف کرد و به رحمت خدا واقعا دوسش داشتم خدا بیامرزدش
    ممنون از وقتی که برام گذاشتید خوندی


    نوشته: داریوش

  • 8

  • 17




  • نظرات:
    •   Reza00777
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوندم کیری بود در ضمن اولم


    •   mariii_a
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • Ajab:/


    •   mariii_a
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • Ajab:/


    •   Ares.1
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • میشه دو دقیقه تو کونت عروسی نگیری ببینم چی داری میگی؟!؟
      لعنتی خونه دوبلکس دارن ، کلی مال و منال ، بعد ماشینش 206 ؟!
      سینه اندازه لیمو ترش ، بزرگ و خوردنیه؟!
      پاشنه بلند هم که هیچی دیگه
      رفتی ایکس ویدیو ، همه فیلم های پورن فتیش پا رو دیدی گفتی بذار بگم پاشنه بلند سکسی پاش بود!!


    •   king.artoor
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • یه زمانی مد بود اکثر پسرا میگفتن تو خدمت خوابوندم تو گوش سرهنگ...


      تازگیا دیگه ب همون سیلی هم راضی نمیشن میگن دختر سرهنگو گاییدیم.بابا دست بردارید کم چاخان کنید فیلم هندی مگه


    •   مهتاب عشق
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • نان عشق موتور ۴۵۰
      نه ببخشید
      جلق جلق موتور گازی
      یاد عباس چاخان افتادم تو فیلم غریبه بهروز وثوقی


    •   sashaarian
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • قاچاقچیه موتور ؛ هیکل قشنگ باشگاه ول کن ؛ فردین زاپاس دربیار و ...:)


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • هرچی اچار چرخ ماشین سنگینه تو کووونت


    •   mohammadreza431
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • از مال دنيا فقط ي كون برات مونده كه بدي پارت كنن جقي نزن مغزت معيوبه


    •   داریوشم
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • جان مادراتون قبل از آپ کردن این شاهکاراتون لااقل یه بار،فقط یه بار از روش بخونین...نمودی داداش این مغز ما رو از بس فعل و فاعلو پس و پیش نوشتی


    •   royaei
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • میگم یکی اینو از خواب بیدار کنه ؛
      شایدم خواب نیستی فیلمهای تخیلی زیاد میبینی ؛
      به خواب دیدن ادمه بده مزاحم نمیشم


    •   وب.گرد
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • تو که اینقد تو کونت عروسیه خو کیر بچهای شهوانی رو هم دعوت کن. ثواب داره.(: بدک نبود.


    •   Ashrfam
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • فیلم فارسی زیاد میبینی؟؟؟!!??


    •   xxx1366
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • همه کیر کلفتا همه خوشتیپ بدنسازا همه کمر سفتا
      همه کسکش خوش شانسا ??


    •   As-pikc
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • کدوم نظامی کسکشی رو میزارن بره خارج که باباش رفته بود سقف ارزوهاتم که ٢٠٦ بیشتر نیس کونتم که تالاره هر لحظه توش عروسیه نصف داستانتم که تبلیغ کیرت بود پنچریتو بگیر دیگه هم داستان ننویس


    •   Mashhadi_boy
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیر اسب قرمز تو کونت با این داستانت کصکش


      کاملا مشخصه که داستان زیاد خوندی و چرت وپرتای تو اونا رو اوردی برا خودت


    •   shahvanii139797
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس آبجیت دروغگو


    •   ARYA52
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • سرهنگ تمام چه نقشی داشت تو داستان؟ در مورد ۲۰۶ و بقیه چرندیات که بقیه گفتن. نو اوری کردی به جای شربت ویسکی خوردی، بابت کستان هم زدی مینا رو کشتی، برو با همون شامپوهایی که میفروشی به جق زدن ادامه بده. مولتی میلیاردر با ۲۰۶ هووووف.


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،1 هفته
      • 3

    • الاغ جون هيچ زن حسابي مطلقه اي با تعمير كار ماشينش دوست نميشه!!هرچي هم اون تعميركار ،خوب و خوب و نجيب باشه ! اينو بكن تو كله پوكت!!!
      واس ما زنها سايز و نجابت و اين مزخرفات در اولويت نيس!!! اول شغل و پرستيژ مرد مهمه!!!! نشنيدي؟؟؟اقاي ساسي ميفرماين :


    •   mazimaja
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • چرا آخر داستانت، اون بنده خدا رو کشتی؟ جور دیگه نمیشد تموم کنی؟


    •   PESAR.PIR
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • باباخرکیررر.نکنیمون


    •   3ek30tarin
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • نوش جااااااآن
      ?


    •   ایوب1234
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خدابراماهم قسمت کنه


    •   Sxx0
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • هم ابت اومد سقوط کردی


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • داداش آخه ۲۰۶؟ یعنی جایی که پولدارهای تهران ویلا دارن با یه ۲۰۶ اوراق رفت و آمد میکرد؟ فکر کنم این دختر تخیلی داستان طاقت این دروغها رو نیاورد و در همین داستان خودش رو کشت


    •   pezhman1371
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خونتون میلیاردی بعد تعمیرگاه داری کسکش کم کس بگو مجلوق


    •   pezhman1371
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خونتون میلیاردی بعد تعمیرگاه داری کسکش کم کس بگو مجلوق


    •   asidsystem2005
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ماشاللا گزاشتی رو رگبار و نوشتیا. به پاراگراف اعتقاد نداری انگار?


    •   @Mr_sina
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو کس نکبار و جکوارت دیوس جقی ???


    •   حاج.دولدار
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • تخيلت رو دوس داشتم


    •   Tarantinox
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • مزاحمت نکردی؟؟؟
      کیر تو داستانت


    •   __M0hamad__
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو پایان تخمی داستانت


    •   Hamed.yasin
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی تخمی بود خیلی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو