نامه نگاری با میسترس ماریا

    نامه به میسترس ماریا
    سلام به سرورم میسترس ماریا. الان که این نامه را مینویسم، طبق دستور شما کف زمین دوزانو نشسته ام. کامل لختم و قلاده ام را هم گردنم بسته ام. قفل آلتم نیز طبق دستور شما یک هفته ای است که بسته شده است و طبعا هیچ ارگاسمی نداشته ام. تمام وظایف بردگی ام را انجام داده ام: لباسهایت را شسته و مرتب کرده ام. جوراب ها و شورت ها و سوتین های زیبایتان را با دستانم شسته ام و تک تک شان را بوسیده ام. تمام کفش هایتان را با زبانم برق انداخته ام. کف خانه را طی کشیده ام و تمام کنارها و گوشه ها را هم چک کرده ام. امیدوارم وقتی می ایید راضی باشید سرورم.
    دستور داده بودید که در این یک هفته که تشریف ندارید، باید برده موقتی پرنسس مهسا باشم. چون شما ارباب اصلی من هستید، وظیفه خودم میدانم گزارشی از آنچه که در این یک هفته گذشت به شما بدهم. اکنون که این نامه را مینویسم، پرنسس مهسا روبرویم روی میز کنار پنجره نشسته اند و مطالعه میکنند و من به سمت او در حالت سجده قرار دارم و مینویسم. قبل از نوشتن نامه دستور داد بودند تا پاهایشان را بلیسم چون نیاز به ارامش دارند. من هم اطاعت کردم و هردو پای ایشان را به مدت یک ربع لیسیدم.
    ایشان کمی سخت گیر هستند، نمیدانم شاید اقتضای جوانیشان است، بالاخره ایشان تنها 19 سال دارند. اما خب من برده شما هستم و طبعا حق هیچ انتقادی ندارم. من تاجایی که توانستم طبق دستور شما، کاملا مطیع ایشان بودم. اما نمیدانم چرا چندین بار پرنسس مهسا از من عصبانی شدند و مراتنبیه کردند. یکبار که در حال لیسیدن کفشهایشان بودم، گفتند که از لیسیدنم راضی نیستند و حدودا 30 ضربه شلاق به من زدند.
    بار دیگر روز دوشنبه بود که دوست پسرشان به خانه آمده بود تا با هم عشق بازی کنند. به من دستور دادن تا حضور داشته باشم. گاهی زیرپایشان بودم و پاهای پرنسس مهسا را موقع بوسیدن و لب گرفتن و نوازش معشوقشان میبوسیدم. هنگامی که برای او ساک میزدند، قلاده ام را با دستشان گرفتند و صورتم را نزدیک کیر نگه داشتند. حین ساک زدن، پرنسس روی صورت و توی دهانم تف میکردند. تا اینجا مشکلی نیست. اما هنگامی که با هم سکس میکردند، پرنسس مهسا بارها دستور دادند تاکنارشان بایستم و روی صورت تف میکردند و سیلی میزدند. شاید سی چهل تا سیلی هنگام سکس در پوزیشنهای مختلف، پرنسس مهسا به صورتم نواختند.
    سه شنبه دوستتان مانلی به دیدن پرنسس مهسا امده بود که ایشان لطف کردند و پیشنهاد دادند مرا با قلاده توی حیاط ویلا بچرخانند. پرنسس مهسا تمام مدت قلاده ام را دستشان داشتند و دستور دادند چار دست و پا توی حیاط دور بزنم. برای اولین بار ان روز پاهای خانوم مانلی را لیسیدم. البته پیشنهادش را پرنس مهسا دادند. شاید جلوی شما خجالت میکشیدند که از برده شما بخواهند تا برای او نیز پالیسی کند.
    طبق دستور شما هررروز صبح ساعت 11 در حالیکه میز صبحانه را چیده ام، با بوسیدن پاهای پرنسس مهسا ایشان را از خواب بیدار میکنم. روزی یک بار هم سعادت دارم تا با ایشان به توالت بروم و بعد از شاشیدن ایشان، با زبانم کسشان را تمیز کنم. این را هم بگویم که پرنسس مهسا دستور دادند که هر شب مدتی با زبانم سوراخ کونشان را بلیسم تا نرم شود و راحت بتوانند اجابت مزاج کنند.
    سرورم دلم به شدت برایتان تنگ شده است و امیدوارم هرچه زوتر این دوماه بگذرد تا بتوانم جلوی پایتان سجده کنم و از بردگی برایتان لذت ببرم.
    اجازه داده اید که امروز قفل التم را باز کنم و خودم را ارضا کنم. اکنون ان را باز کرده ام و کیرم را در دستانم گرفته ام. پرنسس مهسا به من پوزخند میزنند. در این لحظه ارزو دارم که کاش روی دهانم نشسته بودید و غنچه زیبای کستان را روی دهانم گذاشته بودید. تا من با خوردن آن و چشیدن بهترین طعم موجود در دنیا خودارضایی میکردم. یا کاش غنچه زیبا و با ارزش باسنتان روی دهانم بود. فدای تان شوم سرورم. کاش میتوناستم اکنون از جام لای پایتان بنوشم. دلم برای نوشیدن شاش با ارزشتان تنگ شده است. دلم برای تماشای اندام زیبای تان و بودن زیرپاهای مقدستان تنگ شده است سرورم. پرنسس مهسا اکنون سمتم امده اند و پاهایشان را روی صورتم گذاشته اند. به من لطف کرده اند تا راحت ارضا شوم. اما من فقط و فقط سگ اختصاصی شما هستم میسترس المیرا و تنها زیرپاهای شما، با چیزی متعلق به شما مانند کفش شما و حتی یاد شما ارضا میشوم. البته خودتان این را بهتر میدانید.
    منتظرم جواب نامه شما هستم سرورم. حقیرترین و مطیع ترین برده شما سامی.


    پاسخ نامه
    از میسترس ماریا به سامی برده مطیع و دوست داشتنی ام
    سلام برده عزیزم. باید بگویم که تو در بین برده هاییم، چه انهایی در خدمتم هستند و چه انهایی که قبلا توفیق بردگی داشته اند بهترینی. پس باید بسیار خوشحال باشی که بهترین سگ منی و امیدوارم این اعتراف شیرین رنج دوری مرا برایت کم کند. من حالم خوب است، اینجا پنه لوپه لطف کرده اند و برده ای را در اختیارم گذاشته اند. برده خوبی است، مطیع است اما لطافت و ظرافت و ذوق ندارد. مثل ربات است. بگذریم. من همانطور که گفتم سوم زانویه برمیگردم.
    اما درباره دخترخاله ام مهسا. بازهم تاکید میکنم که مهسا در غیاب من ارباب توست و تو حق نداری هیچ گونه سرپیچی ای از دستوراتش داشته باشی. اگر تنبیهت کرده، لابد حقت بوده. یا خواسته از درد کشیدن و تحقیر تو لذت ببرد. حق هیچ اعتراضی نداری و باید تمام و کمال خودت را به او تسلیم کنی.همانگونه که برده من هستی. بله مهسا جوان تر است و شور زیادی دارد. از زیبایی و خشونت او لذت ببر برده من. سعی کن گاهی هم با انجام خدمات جدید او را خوشحال کنی. در ضمن خودم به او اجازه دادم که شلاقت بزند و خودم آن شلاق را به او هدیه دادم. پس ان شلاق ها را از جانب سرورت در نظر بگیر.
    درباره مانلی خوشحالم که کم کم دارد حس و حال مرا درک میکند. او زنی زیبا و قدرتمند است که انرژی نهفته بسیاری دارد. فکر میکنم به زودی بتواند تبدیل به یک میسترس فوق العاده شود.
    کارهای خانه را مرتب و سر وقت انجام بده برده من. هفته ای یک بار طبق دستور مهسا میتوانی ارضا شوی. کلید آلتت به مچ پاهای او بسته است. سعی کن کاملا مطیع او باشی. میدانم سختگیر است اما طبق شناختی که از تو دارم، میتوانی رضایت او را جلب کنی و سگ مطیع و خوبی برای او باشی. ماجرای دوست پسر مهسا هم با مزه بود. با خواندنش و تصور کردن چهره ات موقع ساک زدن و حقارتت خنده ام گرفت.
    من هم دلم برای برده خودم تنگ شده است. تحمل کن دوری ام را. قول میدهم که امدم، اولین کاری که کنم، یک دل سیر توی دهنت بشاشم و با شراب بهشتی ام مستت کنم.
    سرور و اربابت
    ماریا


    نوشته: سادوما

  • 2

  • 19




  • نظرات:
    •   Ado_Den_Haag
    • 4 ماه
      • 8

    • خوانندگان عزیز توجه کنید،نویسنده رییییییییید.


    •   Terminator1
    • 4 ماه
      • 5

    • خوشمان نیامد


    •   Amirnskh
    • 4 ماه
      • 1

    • چه کسشعر عمیقی?


    •   saeedno15
    • 4 ماه
      • 1

    • کاش اون شب کذایی بابا دیوثت خواب مونده بود, قفل آلت؟ لیسیدن کس بعد شاشیدن؟ قول میدهم اگر دستم به تو برسد چنان نزدیکی با تو بکنم که سه شبانه روز مشغول باز کردن گره روده هایت باشی (biggrin)

      کاش اون


    •   Debauchery
    • 4 ماه
      • 1

    • جم کن بساطت رو بابا مـادر قـحـبـه دوزاری


    •   zanbory
    • 4 ماه
      • 1

    • پاشو پاشو چراغ انباری رو خاموش کن بابات بیدارشده رفته دسشویی بفهمه بیداری کونت میذاره بدو بخواب هذیونم نگو بدو افرین.


    •   Joniol
    • 4 ماه
      • 0

    • پسر زیر 18 سال هس برای رل زدن؟ :/


    •   nasrin1980
    • 4 ماه
      • 2

    • خدایا این و شفا نده بکش راحت بشه. همه دروغها یک طرف، داستان شما یک طرف. اینقدر فیلم نگاه نکن


    •   mehrankaraj
    • 4 ماه
      • 0

    • دختری هست پاشو بخورم؟


    •   samisamii
    • 4 ماه
      • 1

    • ریدم دهنت کوس کش با ای چرندیادت خار کوسه


    •   mehri-talagg
    • 4 ماه
      • 1

    • کلش یه طرف، عاشق اونجام که گفتی سوراخ کونشو میلیسه که اجابت مزاجش راحت باشه. یعنی دهنت سرویس???


    •   Caboos1
    • 4 ماه
      • 3

    • خیلی دوست دارم بدونم تو اون محفظه ی خالی مغز شماها چی میگذره و عاقبتتون چی میشه


    •   .Nazanin.
    • 4 ماه
      • 2

    • ما که نفهمیدیم ماریا بود یا المیرا...نمیدونم از نوشتن این کسشرا چی گیرت میاد...
      نویسنده های خوب سایت که ننویسن همین میشه دیگه...
      دیس لایک


    •   Miki_j
    • 4 ماه
      • 1

    • بسیار زیبا بود عزیزم


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 ماه
      • 1

    • درک کردن همچین آدم احمقی خیلی سخته فقط واسه والدینت احساس تاسف میکنم خودت که آدم نیستی


    •   Soooperman
    • 4 ماه
      • 0

    • پاشو برو شیرتو بخور از وقت شیر خوردنت گذشته پشمک حاج عبداالله ارزشش بیشتر از توعه خاک


    •   BDSM_amir
    • 4 ماه
      • 0

    • دوست عزیز من ۱۵ سال با بی دی اس ام سرکار دارم میدونم حست چیه خواسته ات چیه ولی دنیا اس ام این کسشعری که نوشتی نیست دنیا اس ام با این چرندیات خراب نکنید
      جز شعر ترین داستانهای بود که خوندم
      ریدی گل من


    •   Hell_Hunter
    • 4 ماه
      • 0

    • از طرف ارباب خیالیت یه فاک تقدیم به تو با عشق


      به گفته استاد
      فاش میگویی و از گفته خود دلشادی
      بنده ماریایی و از هردو جهان ازادی


    •   easysexx
    • 4 ماه
      • 0

    • شما را حفظ کند شاه ارتور خخخخ


    •   Powerme
    • 4 ماه
      • 0

    • مرد باید بکن باشه و کیرش هم وقتی بلند شد آبرو داری کنه و بخوابه، مثل کیرم سالااار،مه مثل شما رقوها


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو