ناگفته های متین (۲)

    1398/8/17

    ...قسمت قبل


    دوستان سلام
    داستان قبلیم با این عنوان " ناگفته های متین " نوشتم و ازونجایی که دیدم خوشتون اومده گفتم بازم براتون بنویسم
    کامنتهارو خوندم چه خوب چه بد چه فحش فقط یه کامنت نظرمو حسابی جلب کرد دوستی نوشته بود دوجنس گرام که دوسال با یکی بودم و با دوست دخترام سکس میکردم، کامنتش حسابی منو به فکر فرو برد بی‌راه نمیگفت منتها هرچی دودوتا چارتا کردم دیدم تمایلم نسبت به همجنسم خیلی بیشتره تا جنس مخالف
    بریم سراغ داستان
    یه روز تو گیم نت فیفا بازی میکردم یه پسری اومد و ازونجایی که تمام دستگاها پُر بودن نشست کنار من منتظر موند که نوبتش بشه منم که تنها بازی میکردم بهش گفتم از نظر من مشکلی نیس اگه بخوای می‌تونیم دودسته بازی کنیم، یکم مِن مِن کرد و وقتی دید بدونه تعارف ازش خواستم قبول کرد، تیم انتخاب کردیم و بازی شروع شد، این پسر انقد به دلم نشسته بود که کلا محو چهرش شده بودم و چیزی از بازی نمی‌فهمیدم همینم باعث شد دست اولو با اختلاف ببازم، یکم خودمو جم‌وجور کردم و تمرکزمو گذاشتم رو بازی، اینبار بزور و فقط با اختلاف یه گل بردمش، بازی تموم شد رفتم حساب کنم دیدم اومده پول بده منم که عمرا نمیذاشتم اون حساب کنه یکم ایرانی بازی درآوردیم سرِ حساب کردن هی دست ظریفشو میگرفتم که حساب نکنه هی دست منو میگرفت که بلاخره من پولو دادم اومدیم بیرون، کلی ازم تشکر کرد، خلاصه شروع کردیم به صحبت چندسالته بچه کجایی و ازین حرفای صدمن یه غاز،همین باعث آشناییمون شد گفت من تنهام کسی نیس باهاش فیفا بزنم که گفتم اتفاقا منم تنهام شماره دادیم که هرموقع خواستیم بریم باهم بریم، تا شب از فکرش بیرون نیومدم انقدر دلمو برده بود که دوست داشتم هرلحظه و هرثانیه کنارش باشم، تا صبح هزار بار اومدم بهش پیام بدم ولی خودمو کنترل کردم دوست نداشتم فکر بدی کنه، فردا غروبش پیام دادم بیکاری؟ کمتر از سی ثانیه بعدش جواب داد آره، بدونه معطلی نوشتم بریم فیفا؟ که پیام اومد بریم
    دوستیمون شروع شد غروب تا شب باهم بودیم و آخر شب میرفتیم خونه‌هامون، شبم تا خوابمون ببره چت میکردیم و میگفتیم میخندیدیم، خب مشکل اصلی من تازه شروع شده بود، چطوری بهش بگم دوسش دارم عاشقشم؟ اصلا به فرض که گفتم، درکم میکنه؟ اگه درک کرد چی؟ می‌مونه یا میره؟ تصمیم گرفتم بهش بگم ولی نه تو تلگرام، من خودم پلی‌فور دارم تو خونه، منتها جو کلوپ یه چیز دیگس بخاطر همین بیشترِ وقتمو تو کلوپ میگذرونم، یه روز ازش خواستم بیاد خونه بازی کنیم که بدون هیچ سوالی قبول کرد، تا بیاد هزارتا راه انتخاب کردم که از احساسم بهش بگم، بگذریم بلاخره بعدِ یه ساعت اومد، تپشِ قلبم به شماره افتاده بود اصلا دست و پامو گم کرده بودم، یهو گفت تو چرا امروز اینطوری شدی گفتم چطوری گفت نمیدونم ولی مثل همیشه نیستی،اون لحظه تو دلم گفتم لعنتی تو باعث شدی خب، چیزی نگفتم رفتم دستگاهو روشن کردم اومد کنارم شروع کردیم بازی، انقدر بد بازی کردم انقدر سوتی دادم گفت نه تو امروز یه‌چیزیت هست انگار، گفتم میخوای دلیلشو بدونی؟ نذاشتم حرفی بزنه گفتم دلیلش تویی، یهو جا خورد گفت من؟ کاری کردم؟ناراحتت کردم؟ رومو کردم سمتش دستمو گذاشتم رو دستش گفتم نه فداتشم انقدر دوسِت دارم که دست و پام قاطی شده تو حال خودم نیستم، هرلحظه منتظر بودم بخوابونه تو گوشم یا بره و پشت سرشو نگاهم نکنه ولی اون خیلی عادی رفتار کرد دستمو فشرد و گفت خب منم دوست دارم هول کردن نداره که، شوکه شدم هنگ کردم پرسیدم چی؟ دوسم داری؟ یعنی مثل من که عاشقتم عاشقمی؟ گفت همون روز اول که دیدمت عمدا اومدم کنارت نشستم چون ازت خوشم اومده بود، تو چشاش نگاه کردم نتونستم حرفی بزنم بی اختیار رفتم تو بغلش، دستشو سفت تو دستم نگه داشته بودم و فشار میدادم یکم تو همون حالت موندم به خودم اومدم دیدم اشکام ریخته رو صورتم و عشقم داره اشکامو پاک میکنه، وقتی دستاش دستای گرمش صورتمو نوازش کرد نفسم به شماره افتاد، چسبیدم بهش تا جایی که زور داشتم تو بغلم فشارش دادم اونم همراهیم کرد دستش دور کمرم بود و فشارم داد به خودش، اومد نشست رو پام صورتمو گرفت و یه لب داغ ازم گرفت دست لای موهام کشید و نوازشم کرد من کامل خودمو سپرده بودم بهش خوابوندتم زمین پیرهنمو درآورد اومد روم لب و گردنمو خورد و رفت پایین، زبونشو رو سینم میکشید و میرفت پایین، وای چقدر منتظر بودم ببینم تا کجا میره پایین، به نافم که رسید یکم مکث کرد یکم بدنمو مالید یکم آلتمو از رو شلوارکم مالید بعد لبشو گذاشت روش( از رو شلوارک ) یه بوس کرد و گفت قربونش برم که حسابی بیداره، نیم خیز شدم نگاش کردم تو چشای عشقم زل زدم اونم نگام کرد همینطوری که چشم تو چشم بودیم شلوارکمو درآورد شورتتم همینطور، دست گرمشو گذاشت رو آلتم شروع کرد به مالیدن و همچنان تو چشام نگاه میکرد، یکم مالید بعد سرشو برد پایین باورم نمیشد قراره برام ساک بزنه فکرمیکردم دارم خواب می‌بینم یهو گرمیِ لباشو رو آلتم حس کردم بالا پایین بالا پایین، این حرکتش منو به خودم آورد که بیدارم و مشغول عشق بازی با عشقم، نمیدونم چنددقیقه گذشت که دیدم دارم ارضا میشم از صدای نفسام و آه و نالم فهمید، اومد بالا شروع کرد به مالیدن با دست، یه چند ثانیه مالید که ارضا شدم، اون روز به همین عشق بازی ختم نشد، کلی باهم دیگه ور رفتیم و تا میتونستیم عشق بازی کردیم، وقتی رفت خونشون فکرکردم دیگه واسه همیشه میره ولی بعدش فهمیدم تازه رابطمون شکل گرفته، الان چندین ماهه باهمیم هرروزم که میگذره عشقمون نسبت به همدیگه بیشتر میشه
    بازم تلاشمو کردم به مخاطبینم احترام گذاشته باشم
    بازم کم و کاستی اگر داشت معذرت


    نوشته: متین

  • 15

  • 4




  • نظرات:
    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته
      • 2

    • من که از قسمت قبل خوشم نیامده بود و برای همین این رو نمیخونم و با احترام این صفحه رو میبندم.


    •   shahx-1
    • 1 هفته
      • 8

    • برات ارزوی خوشبختی میکنم فقط سریع برو نظام وظیفه تا وقتی تبصره همجنسگرایی رو برنداشتن کارت پایان خدمت جفتتونو بگیر بعد هم برو سفارت المان یا هلند راحت ویزاتو بگیرو از ایران برو. اینجای برای شما ازادی و امنیت وجود نداره....


    •   Prometheuss
    • 1 هفته
      • 4

    • هم گی هم دنباله دار! چه شود!!!!
      پ.ن: آقا من نمیدونستم نظام وظیفه تبصره همجنس گرایی داره! مفعول بیاد خصوصی بریم معاف شیم (biggrin)


    •   Mustang.gt
    • 1 هفته
      • 4

    • اینکه دوتا همجنس پسر یا دختر عاشق هم میشن عادیه چون یه دوسته که میتون مکمل باشه کسی که بهت ارامش میده عشق میده دیگه دلیل نداره اخرشو به سکس ختم کنی اینکه میگی چند ماهه رابطه دارین بنظرم رابطه سکسی باعث میشه این دوست داشتن و صمیمیت کمرنگتر بشه جاشو بده به عادت. درکل داستانت خوب بود (rose)


    •   Love_is_love_s
    • 1 هفته
      • 4

    • لذت بردم خیلی خوب بود خودمم همجنسگرام اما یک نکته داشت


      همون اول که گفتین عاشقين کشیدین پایین حداقل یکم حرف میزدین قربون صدقه هم میرفتین بیشتر آشنا میشدین بعد یک قرار جدا برای سکس میذاشتین به هر حال لایک 4 تقدیم به شما (rose)


    •   وب.گرد
    • 1 هفته
      • 3

    • نخوندم. همینجوری الکی لایک!


    •   Caboos1
    • 6 روز،19 ساعت
      • 5

    • چه کم و کاستی عزیز خیلی هم زحمت کشیدید توقعی نداریم که همین که دارید ترتیب همو میدید برای ما همه چیزه
      خودتو اذیت نکن


    •   m...h...a...
    • 6 روز،19 ساعت
      • 7

    • عزیزم داستانت خب کم و کاستی هایی داشت اما همینکه مثه بعضیا تهدید نکردی و محترمانه عذرخواهی کردی نشونه ی شعور بالات هست..
      منم با نظر _love_is_loveموافقم که یه مقدار زود رفتین برای سکس.البته همین که رابطه شما دائمی شده خودش مهر تاییدی هست بر درستی اون..
      در مورد بعضی از نمک پاش های سایت هم فقط و فقط توهین و مسخره کردن دیگران براشون مهمه نگران نباش.اینا رو اصلا به حساب نیار.به کار خودت با قدرت ادامه بده.موفق باشی.


    •   Clay0098
    • 6 روز،17 ساعت
      • 3

    • متین جان همون جملات اخر و تلاشت برای ویرایش نشون میده انسان با شعوری هستید و .....
      جالب هم این بود که داستان هم با اینکه کوتاه و مشکلاتی داشت ولی به دل نشست و نسبت به خیلی ها با کیفیت بود
      کلا روان مینویسید
      لایک خدمتت
      با تلاش و همت بازم بنویس و تجربه بدست بیار چون مشخصه مایه و استعداد نوشتن رو داری
      موفق باشی عزیزم (rose)


    •   Terminator1
    • 5 روز،14 ساعت
      • 0

    • عشقتون پایدار باشه متین جان (rose)


    •   Vahidvdal
    • 5 روز،13 ساعت
      • 0

    • من نمیفهمم واقعا درک نمیکنم
      من خیلی بد شانسم یا کسایی که اینجا داستان می نویسن خیلی خوش شانسن یا همش الکیه
      مگه میشه من تا حالا خودمو پاره کردم نتونستم عشقو تجربه کنم و به هر کی رو زدم و احساسمو گفتم ازم رو برگردونده
      حالا این دوستمون از هر کی خوشش اومده اوکی شده مگه میشه
      کم کم دارم به عدالت خدا شک میکنم?


    •   z_erwin
    • 5 روز،11 ساعت
      • 0

    • ماجرای آشنایی و رفاقتتون خوب و جالب بود. این حالتیه که خودم همیشه در آرزوش بودم. شروع شدن رابطه با یه همجنس در جای غیر از محیط های دوستیابی مثل شهوانی و ...


    •   arba2018
    • 3 روز،17 ساعت
      • 0

    • واقعا عالی بود.عشقتون پایدار


    •   atabak1396
    • 20 ساعت،9 دقیقه
      • 0

    • با کلام یکی از دوستان کامنت گذار که گفته بودن برای سکس عجله کردین ، موافقم. واسه جلسه اول تندروی و عجول بودن رو تداعی می کنه این کار.
      اما در خصوص پند جناب شاه ایکس باید خدمتشون عرض کنم که معافیت همجنس‌گرایی تازه چهار پنج سالیه که تحت عنوان کژرفتاری های جنسی ( یا همچین چیزی) در تبصره‌ای ای مجزا از ترنسکشوالی قرار گرفته. تا قبل از اون همه متقاضیان معافیت همجنس‌گرایی مجبور بودن به قرار گرفتن در ذیل ماده سی وسه یا همون ترنسکشوالی تن بدن چرا که سرفصل دیگری وجود نداشت براشون . به دلیل همین تازه بودن تبصره مجزا ، خیلی بعیده که معافیت همجنس‌گرایی رو بخوان لغو یا معلق کنن.
      و اما در خصوص قسمت دوم اندرز شما باید عرض کنم سفارتخانه هیچ کشور خارجی در تهران ،به افراد پناهندگی اعطا نمی کنه ولو همجنسگرایان. اگر اینطور بود این همه همجنسگرا که طی دوازده سال گذشته از طریق کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در ترکیه اقدام کرده بودن برای پناهندگی ، نیاز نبود کلی وقت پول و عمر و اعصاب و غربت و طعنه و .... تحمل کنن. میتونستن همینجا راحت برن و اثبات ادله کنن و ویزا بگیرن . برن. این چیزایی هم که تو فیلمهایی مثل اکسیدان نشون میدن جدی نگیرید ، اونا فقط تو فیلمه و بس .


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو