داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ندا رفت...

1399/06/26

اسمم مهران و سی سالمه…
شش سالی میشه با ندا ازدواج کردم…
خانمم معلمه و تو یه مدرسه غیر انتفاعی تدریس میکنه…
منم کارم شیفتیه و بعضی وقتا میشه تا دو روزتو محل کارم باشم…
زندگیمون رو روال بود و همینجوری پیش میرفت البته کم کم داشت از هیجان سکسی مون هم کمتر میشد…
چون ندا معلم بود نمیشد تو بیرون با تیپ دلخواهدخودش بگرده…واسه همین همیشه غر میزد که کاش میشد هرجوری دلم میخواست لباس بپوشم برم بیرون …
منم دیگه واقعا مهم نبود چطوری فکر میکنه و چی دلش میخواد…ّچون همون معلمی واسش محدودیت داشت…
منم دیگه گیر میدادم جور در نمیومد…
یروز که سرکارم بودم از پست زنگ زدن که مدارک ماشینت اومده و باید بیایی و تحویل بگیری …
اداره پست هم نزدیک مدرسه خانمم بود…ّخودمو با کلی مکافات رسوندم اداره پست و موقع خارج شدن گفتم برم یه سری به خانمم بزنم تا سوپرایزش،کنم…
رفتم مدرسه و جویای خانمم شدم…
فهمیدم ندا اصلا دو روزه مرخصی استعلاجی گرفته…
زیاد تابلو نکردم و زدم از مدرسه بیرون…
عجیب بود برام چطور به من چیزی نگفته…
رفتم خونه و منتظرش موندم…
ساعت دو بود با همون تیپ معلمی اومد و کلی خسته و کوفته…
میگفت امروز امتحان گرفتم از بچه و خیلی انرژی گرفت ازم…
خب چیزی جور در نمیومد اینجا…
شاخک هام تیز شد که باید خبری باشه…
یه چیز جالب هم که من توجه نکرده بودم بهش این بود که ندا دو ماهی میشد پنجشنبه ها هم میرفت مدرسه…
یعنی اینطوری میگفت که اضافه کاری حساب میشه براش و کلاس فوق برنامه داره…
خلاصه افتادم تو دو دو تا چهارتا کردن که از کارش سر دربیارم…
یه شانسی که آورده بودم این بود که سیم کارت ندا به نام من بود…
خب این اولین کارم شد که پرینت تلفن شو دربیارم…
پرینت و که دیدم فهمیدم با یه شماره خیلی مکالمه داشته و آشنا نبود…
زنگ زدم به شماره و یه مردی جواب داد…سریع قطع کردم…
باید با خط خودش بهش پیام میدادم و میفهمیدم چه واکنشی داره…
خلاصه کشش ندم…من فهمیدم که ندا با یه پزشک متخصص در رابطس…
و با کلی مدرک بهش فهموندم که در جریانش هستم…
کلی انکار کردو گریه و زاری…آخرش فهمید که من میدونم …
زیاد حرف زدیم…
منم بهش اطمینان دادم که مهم نیست باهاش در ارتباطی…
و از علاقه م بهت کم نشده…
این داستان دیگه داشت عادی میشد و ندا ریز و درشت قرار ها شون…عشق بازی ها شون و بهم میگفت…
یه روز گفت که  شاهین میخواد تورو ببینه…
منم قرار گذاشتم و با ندا رفتیم مطب شاهین…
خیلی جذاب تر از عکسش بود…
بعد از خوش بش عادی…ندا رفت رو پای شاهین نشست و منم کلی با این صحنه هوایی شدم…
شاهین یه دستش رو سینه ی ندا بود ندا هم از چشاش شهوت میبارید…شاهین گفت.که میخواد بره شمال ّ…
ندا رو هم میخواد ببره…ّ
و خواهشی تو حرفاش نبود…انگار صاحب ندا شده بود…
ندا دستش و گذاشت رو کیر شاهین و میمالید…لب به لب شده بودن…منم شاهد ماجرا…
ندا یهو برگشت گفت…مهران خیلی دوست دارم کیر. شاهینم و ببینی بیا ببین…رفتم پشت میز کیرشو درآورد گفت بیا بگیر دستت ببین چه خوبه مثل تو بی بخار نیست شاهینم…
منم تا اومدم به کیرش دست بزنم شاهین گفت…دست نه…آدم خوب به خوراکیش دست نمیزنه…یعنی باید براش ساک میزدم…
سر کیرشو گذاشتم دهنم که ندا دستش و گذاشت پس سرم و به سمت کیر شاهین هول داد …ّیه ده دقیقه ای براش ساک زدم و آبش و ریخت رو صورتم…
من با لگد انداخت کنار…
گفت:مهران گمشو برو بیرون…ندا رو هم من یه هفته میبرم …
زنگ هم نمیزنی اا
مبخواییم خوش بگذرونیم…ّاومدم خونه کلی حس های عجیب داشتم…
دو هفته بعد ندا اومد خونه…
کلی آرایش و تیپ سکسی که زده بود …
واقعا محشر شده بود…
سلام و احوال پرسی کردیم …
از بابت رفتار اون روز عذر خواهی کرد…
شروع کرد به تعریف کردن.که دوستای شاهین هم باهاش بودن و یه هفته از کص و کون به سه نفر چطور داده…
یه ماه بعد از اون هم ندا با شاهین رفت فرانسه…
ندا دیگه برنگشت…
تمام…

نوشته: بیغ


👍 10
👎 26
20500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

917156
2020-09-16 00:11:11 +0430 +0430

اصلا نفهمیدم پسری!!!

0 ❤️

917157
2020-09-16 00:12:08 +0430 +0430

الان کلی کامنت منفی و کسشعر میاد زیر داستان

0 ❤️

917158
2020-09-16 00:13:05 +0430 +0430

انگیزه ی شما از نوشتن این داستان؟؟
جالب نبود اَه!

0 ❤️

917159
2020-09-16 00:14:33 +0430 +0430

ببخشید این کامنت بالایی اشتباه تایپی بود.
کصشعر و مزخرف

0 ❤️

917163
2020-09-16 00:15:55 +0430 +0430

پلشت که میگن تویی.

0 ❤️

917166
2020-09-16 00:17:40 +0430 +0430

حالمو بهم زدی

1 ❤️

917176
2020-09-16 00:31:12 +0430 +0430

اجازه
ریدی با داستان نوشتنت

1 ❤️

917201
2020-09-16 00:46:17 +0430 +0430

کاش میفهمیدم چه فعل و انفعالاتی تو مغزنداشتت رخ داده که این کسشعرو بنویسی

0 ❤️

917208
2020-09-16 00:55:47 +0430 +0430

طرف زنتو گاییده اونوقت براش یه ساک پر تف هم زدی؟
پشمای کلمه غیرت ریخت

4 ❤️

917218
2020-09-16 01:10:09 +0430 +0430

اخه دیووووث خودت این داستان رو از یکی دیگه بشنوی یا بخونی چه حسی بت دست میده؟۰۰ همون حس با یه چارتا فحش دیگه نثارت.

2 ❤️

917224
2020-09-16 01:17:23 +0430 +0430

غیرت کامل !واکنش عالی! تا کیر دیدی خودتم کونی شدی! خب شما که اینجور سر شار از غیرتین چرا دیگه زن میگیرین اسم مرد میذارین رو خودتون برید کون بدید خیال راحت خرجتم در میاد گرچه همش گوه خوری محض بود که نوشتی

0 ❤️

917248
2020-09-16 02:19:47 +0430 +0430

داستان ارسالی برای شبکه پویا از طرفههههههه غلامرضا 3ساله از مشهد
یه کیر طلایی تعلق میگیره بهش به عنوان جایزه

1 ❤️

917249
2020-09-16 02:20:01 +0430 +0430

به همین راحتی! فهمیدی در ارتباطه و برات عادی شد تا اینکه آبشو پاشید تو صورت نحست !
توصیه میکنم خودت یه مدت تحت نظر روانپزشک باشی اگه خوب نشدی دامپزشک شاید بتونه کمک کنه چون این توهمات اگه واقعی باشن کلی حرف توشونه که باید یه کتاب براشون نوشت ، حتی حیوانات هم به جنس ماده شون تعصب دارن ، نمیدونم چرا تحقیر شدن اونم به غیر انسانی ترین روشها شده فانتزی بعضی از شما . حتما برو پیش روانپزشک و تا خوب نشدی ازدواج نکن

0 ❤️

917258
2020-09-16 02:55:26 +0430 +0430

یه مشت کصخل کص مغز فقط میان کصتان مینویسن

0 ❤️

917260
2020-09-16 02:58:08 +0430 +0430

دوس دارم همسرآیندم یه دوس پسر پزشک و متخصص داشته باشه ولی از داستان و این کیری بازی‌هاش خوشم نیومد.

0 ❤️

917263
2020-09-16 03:25:00 +0430 +0430

خخخ چرا تو رو نبردن اخه تو حیفی اینجا ک3 کش هرچی جقیه مونده واسه ما خخخ اقا مفتی هم میدیمت تو برو فقط نمون حیف میشی فرار مغز ها بکووون فقط خخخ

0 ❤️

917285
2020-09-16 05:54:23 +0430 +0430

😐😐😐😐😐😐خارت گاییدن تصورشم سخته

0 ❤️

917316
2020-09-16 08:45:23 +0430 +0430

کیر هرچی لکه و کوص دا و خوت ارا وژت و داستانت

0 ❤️

917335
2020-09-16 11:01:28 +0430 +0430

کس مغز گوزو🤮🤮🤮🤮🤮🤮

0 ❤️

917355
2020-09-16 13:06:11 +0430 +0430

سعی کن بهتر بنویسی دوست عزیز
لایک کردم که امیدوارشی وبتونی پیشرفت کنی 🌹

0 ❤️

917376
2020-09-16 15:52:01 +0430 +0430

زنتو گاییده و براش ساک زدی هیچی
ندا رفت…؟
ندا با شاهین رفت فرانسه؟
ندا مگ کص مصنوعیه ک با خودش بردش

0 ❤️

917377
2020-09-16 15:54:30 +0430 +0430

عن تو كس اون ننه اي كه تو رو زاييد نويسنده جقي

0 ❤️

917380
2020-09-16 16:25:57 +0430 +0430

کیر تو مغزت

0 ❤️

917383
2020-09-16 16:53:12 +0430 +0430

ببین دوست من، ادم کاکولد یهوویی به این شخصیت نمیرسه… باید کلی پیش زمینه داشته باشه… خیلی از ماها تو عمرمون گل کشیدیم، قرص خوردیم، مشروب خوردیم، ولی نه همیشه، گه گداری… ولی اونی که ادامه داده معتاد شده،انتظار داری بلافاصله بعد خیانت زنت باور کنیم رفتی واسه طرف ساک زدی؟ نمیشه که

0 ❤️

917388
2020-09-16 17:31:40 +0430 +0430

زنت گاییدم ننویس مغز جوونهای مردمو از این اراجیف پر نکن رو مغزشون تاثیر میذاره حیوان اینها میخوان علیه ظلم و ستم آخوندی بجنگن یابو ننویس عزیزترین کست رو گاییدم

0 ❤️

917393
2020-09-16 18:54:54 +0430 +0430

فرانسه جنده قحطی اومده زنتو بده

0 ❤️

917413
2020-09-16 22:19:29 +0430 +0430

ای بیغیرت کس کش

0 ❤️

917490
2020-09-17 01:12:31 +0430 +0430

اخرش دیگه آبش اومد
نوشت ندا با شاهین رفت فرانسه
ندا دیگه برنگشت آهه…
تمام … 😴

0 ❤️

917607
2020-09-17 11:36:51 +0430 +0430

بیشرف بی همه چیز
از ادمایی که دوس دارن تحقیر شن متنفرم
تو هیچ چیزی برای از دست دادن نداری
برو بمیر پست فطرت

0 ❤️

917648
2020-09-17 17:02:35 +0430 +0430

خخخخ چطوری رفت ندا فرانسه همینجور کشکی مگه داریم مگه میشه بعذشم تو کاری نکردی برگرده یعنی جواب خانوادشم ندادی خدایا توبه ان تفنگ من بده یک گولوله بزنمش

0 ❤️

917704
2020-09-18 00:24:25 +0430 +0430

جق واقعا نعمت خوبیه . ازش استفاده کن و بعد اش داستان بنویس .
همه ی خواننده ها دقیقا فهمیدن که چه وقت حشری شدی و چه وقت ارضا

0 ❤️

917170
2020-09-22 19:12:07 +0330 +0330

درسته داستانه وتخیل ولی یه کم فکرکن بعد بنویس…تو میگی زنت یه هفته رفته شمال وبه شاهین و دوستاش ازعقب وجلو داده پس شاهین به چشم جنده بهش نگاه میکرده نه عشق وگرنه باکسی شریک نمیشد…اونوقت شاهین این جنده رو باخودش برد فرانسه واونجا موندگار شدن؟

6 ❤️

919446
2020-09-25 01:11:36 +0330 +0330

مادرتو گ اییدم با این تخیلات کیریت 😂

0 ❤️







Top Bottom