داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ندا و عید ۹۷

1399/07/05

سلام من ندا هستم ۲۶ سالمه، ۲۱ سالم بود که با رامین ازدواج کردم از خودم بگم که قدم ۱۶۸ و وزنم ۷۰ کیلو و سایز سینه هام ۷۵ و پوستم سفیده و بدن پری دارم ، خوب یک سال اول ازداوجم با رامین خیلی خوب بود و تقریبا هفته ای دو یا سه بار سکس میکردیم کیر رامین ۱۵ سانته و به نظرم خیلی خوب بود ولی کم کم رامین تو سکسهامون از فانتزیهاش میگفت و وقتی تو کسم تلمبه میزد و من تو اوج لذتم بودم بهم میگفت جنده من عجب کس و کونی داری مردا میمیرن برای کس و کونت و همش از این جور حرفها میزد منم که نزدیک ارضا شدنم بود فقط بلند اه و ناله میکردم و راستش درست متوجه نبودم منظورش چیه از این حرفها ولی رامین دیگه تو حالت عادی هم که بودیم دست میزد به کونم و میگفت عجب کونی داری ندا شک ندارم چشم همه مردا دنبال کونته دیگه هی همش اینطوری تو گوشم میخوند بعد از چند وقت بهم گفت ندا بیا ماهم با یه زوجی ضربدری کنیم وای اینو که ازش شنیدم سرش فریاد زدم و گفتم چرا بی غیرت شدی ؟ بعدشم باهاش قهر کردم ولی قهرم زیاد طول نکشید یکی دو روز باهاش قهر بودم ولی رامین انگار دست بردار نبود و دوست داشت واقعا ضربدری کنیم هرچی بهش میگفتم ول کن خوشم نمیاد ولی فایده ای نداشت هر روز با کلیپهای جدید از سکسهای مدل ضربدری یا دو مرد و یک زن میومد و بهم نشون میداد تو سکسمون همش بهم میگفت کیر کیو دوست داری بکندت منم که دیگه فکر میکردم این فقط فانتزیشه الکی میگفت کیر اون هنر پیشه یا اون یکی راستش اینقدر از دیدن کیرهای کلفت و بزرگ خوشم اومده بود ولی روم نمیشد بهش بگم واقعا کیر بزرگ و کلفت دوست دارم چون کیر رامین پیش اون کیرها کوچیک بود و نمیخواستم به غرورش بر بخوره ، خلاصه سکسهامون همینطوری با کلی فانتزی پیش میرفت تا اینکه نزدیکای عید ۹۷ بودیم به رامین گفتم دلم یه سفر حسابی میخاد اونم گفت چشم عشقم دیگه اخرای اسفند بود که رامین اومد خونه و گفت اماده شو که دو روز دیگه بلیط گرفتم گفتم برای کجا و یکی از شهرهای جنوب کشور را گفت که اسمشو نمیگم گفتم حالا چرا اونجا ؟ من از جنوب خوشم نمیاد رامین گفت الان اتفاقا فصل جنوبه هوا هم خیلی خوبه بلاخره راضیم کرد و گفتم حالا قراره کجا بریم؟ گفت میریم خونه عمو عماد گفتم عمو عماد! عماد دیگه کیه؟ خندید و گفت حق داری نشناسیش گفتم خب بگو کیه رامین گفت عمو عماد دوست قدیمی بابا هست از بچگی که یادمه عمو عماد تو خانواده ما بوده حتی عروسیمون هم اومده بود ولی تو ندیدیش گفتم حالا من که اونارو نمیشناسم چطوری میخواهی برای چند روز بریم پیششون ؟ رامین گفت نگران نباش خیلی خونگرم و مهربونند ببینیشون زود باهاشون اوخت میشی . راستش از اینکار رامین اصلا خوشم نیومده بود که یهویی و بی مقدمه داشت منو میبرد خونه کسی که اصلا ندیدمش و نمیشناسمش ولی دیگه چاره نبود و روز مقرر پرواز داشتیم و رفتیم همون شهر و یه تاکسی گرفت دوتا چمدون که با خودم برده بودم را انداختیم پشت تاکسی و رفت دم در خونه عمو عماد و رامین در زد و یکی با لحجه محلی گفت کیه رامینم گفت منم عمو در را باز کن ، در که باز شد یه مرد قد بلند و نسبتا افتاب سوخته را دیدم حدودا ۴۵ تا ۵۰ ساله که تا رامین را دید گفت وای رامین جون توی عمو جون خیلی خوش اومدی بعد رامین منو به عمو معرفی کرد عمو هم با لبخند سلامم کرد و گفت ماشاالله چه عروسی به به خیلی خوش اومدی عروس خانم وارد خونه شدیم که یه حیاط بزرگی داشت و یه ساختمان یک طبقه بعد عمو گفت عروس خانم من برای عروسیتون اومده بودم ها ولی قسمت نبود که اونجا باهم اشنا بشیم گفتم ببخشید دیگه تو عروسی واقعا سرمون خیلی شلوغ بود اونم گفت فدای سرت عروس خانم خیلی خوشحالمون کردین قدم سر چشممون گذاشتین واقعا رامین راست میگفت که زود باهاشون اوخت میشم انگار که چند ساله میشناسمشون بعد عمو صدای زنش کرد گفت عطیه بیا ببین کیا اومدن بعدش یه خانم که اونم میان سال بود اومد و گفت وای وای عزیز دلم رامین جونم بعد منو هم بغل کرد گفت ندا جون ؟ گفتم بله اونم صورتمو بوسید گفت خوش اومدی عزیزم خلاصه رفتیم تو و یه اتاق دادن بهمون من به رامین گفتم رامین چکار کنم با حجاب بیام پیششون یا میشه بی حجاب باشم اونم گفت هرجور خودت راحتی عزیزم منم گفتم اشکالی نداره پس بی روسری بیام دیگه ؟ اونم گفت نه عزیزم راحت باش بعد رامین رفت پیش عمو و عطیه منم لباسهامو عوض کردم یه شلوار سفید تنگ و چسبون پام کردم که خط شورتم زیرش مشخص بود یه تیشرت هم تنم کردم که یقه اش یکمی باز بود موهامو دم اسبی بستم و یه رژ مالیدم خودم از خودم خوشم میومد رامین دلش میخاست من همیشه جلوی همه به قول معروف بدرخشم تا همه ببینند که چه زن خوشگل و خوش هیکلی نسیبش شده ، با اون تیپ رفتم بیرون که عمو و عطیه هی ماشاالله ماشاالله میگفتن منم گفتم لطف دارین خلاصه نشستیم و عمو با رامین حرف میزد و عطیه هم با من بعد گفت بزار زنگ بزنم دخترم بیا باز اون هم سن و سال خودته بشینید باهم درد دل کنید حوصلت سر نره زنگ زد و دخترشم با شوهرش اومدن اسم دخترش جمیله هست اسم دامادشم عیسی ، دخترشم خیلی با نمک و خوش چهره و البته اونم تیره پوست ولی عیسی دیگه واقعا تیره ی تیره بود قد بلند چهارشونه بدون شکم قدش از رامین هم بلندتره دیگه باهم اشنامون کردن البته رامین که نه منو. بعد منو حمیله رفتیم تو یه اتاق دیگه کلی گفتیم و خندیدم واقعا خیلی بهم خوش گذشت ، شب که با رامین خوابیدم رامین انگار دلش سکس میخواست یکمی با سینه هام و کسم بازی کرد و ازم لب گرفت منم واقعا دلم میخاست سکس کنیم ولی چون من همیشه با صدای بلند اه میکشیدم یهویی به رامین گفتم نمیتونم سکس کنم اونم گفت چرا چی شد یهویی گفتم دیونه سکس کنیم صدامون میره بیرون ابرومون میره اونم خورد تو ذوقش و دیگه بهم دست نزد وای از یه طرف دلم کیرشو میخاست از یه طرف هم نمیشد سکس کنم رامینم که پشتشو بهم کرد و گرفت خوابید منم تو کف کیر مونده بودم، خلاصه نفهمیدم کی خوابم برد صبح دوباره جمیله با شوهرش اومدن پیشمون و منو جمیله رفتیم تو اتاق هی حرف زدیم حرف زدیم جمیله بهم گفت ببینم دختر دیشب کاری کردی یا نه؟ گفتم چکار ؟بعد جمیله اومد چسبید بهم کسمو گرفت تو دستش و یه فشار ارومی داد وای حالم دگرگون شد با لمس کسم جمیله گفت وای جون عجب کسی داری دختر! منم که دیگه شل شده بود اونم داشت هی کسمو میمالید دیگه نزدیک بود ناله بزنم به زور میخواستم دستشو از کسم بردارم ولی زورش خیلی بیشتر از من بود منو دراز خوابوند دکمه و زیپ شلوارمو باز کرد شورت شلوارمو باهم کشید پایین منم که هم دلم میخاست کیف کنم هم ترس داشتم یکی بیاد داخل هی بهش میگفتم نکن جمیله ولی اون ولم نمیکرد شلوار و شورتمو کامل از پام کشید بیرون هی میگفت جون کستو بخورم کستو بخورم بعد دهنشو چسبوند به کسم وای من که دیگه رو ابرا بودم جمیله چنان کسمو میلیسید و مک میزد که از رامینم بهتر چند دقیقه همینطوری داشت همه کسمو میکرد تو دهنش و زبونشو تو کسم میچرخوند منم خیلی حشری بودم ولی استرس زیادی داشتم که یه موقع مادرش یا رامین بیان تو اتاق و ابروم بره برای همین هر جوری بود جلوی لیسیدن های جمیله رو گرفتم اونم که خیلی حشری بود با دوتا انگشتش کرد تو کسم وای داشتم از لذت هلاک میشدم دوست داشتم رامین میومد تو اتاق و حسابی تو کسم تلمبه میزد جمیله هی اروم تو گوشم میگفت کیر میخای کیر میخای منم با تکون دادن سرم بهش میگفتم اره اونم هی تو کسم با انگشتهاش داشت تلمبه میزد که طولی نکشید که یه ارگاسم فوق العاده را با انگشتهای جمیله تجربه کردم بدنم شل شده بود و نفسم تند شده بود جمیله که دید کارش خوب بود یه بوس از کسم گرفت بعد دیگه اروم نوازشم کرد واقعا کارش حرف نداشت اولین تجربه لز را بهم داد دلم میخاست کس جمیله را ببینم برای همین دستمو بردم و کسشو گرفتم تو دستم براش مالیدم اونم بدون اینکه حرفی بزنه شلوار و شورتشو دراورد و منکه رو زمین خوابیده بودم جمیله کسشو اورد جلوی دهنم و کسشو گذاشت تو دهنم کسش هم قشنگ بود هم تیره رنگ و خیلی هم اب داشت حسابی کسشو به دهنم فشار میداد منم زیرش مجبور بودم همه اب کسشو بخورم هیچوقت فکر نمیکردم یه کس سیاه رو اینطوری بخورم و بلیسم جمیله سوراخ کونشو گذاشت جلوی دهنم منم که حشری بودم اصلا هیچی حالیم نبود و سوراخ کونشم براش لیس میزدم اونم بینهایت کیف میکرد اینقدر کس و کونشو براش لیسیدم که اونم ارضا شد و بی حس و حال افتاد کنار من و هردومون واقعا خیلی خیلی از کارمون لذت برده بودیم بعد لباسهامونو تنمون کردیم جمیله گفت وای منکه عاشق کس و کونت شدم منم گفتم منم مال تورو خیلی دوست دارم بعد بهش گفتم این اولین تجربه من تو لز بود اونم خندید و گفت خوشت اومد گفتم خیلی زیاد جمیله گفت پس باهم بریم خونه ما و راحت باهم حال کنیم موافقی؟ گفتم اره ولی رامینو چکارش کنم جمیله گفت بابا سرشو گرم میکنه نترس . عصری شد و جمیله از رامین خواست که منو ببره خونه خودشون رامینم گفت باشه و عصر با جمیله و شوهرش رفتیم خونه جمیله ، جمیله به عیسی به زبون خودشون یه چیزی گفت اونم قبول کرد و رفت بیرون و منو جمیله باهم تنها شدیم که باهم رفتیم تو اتاق خوابش که تخت داشت زودی هردمون لباسهای همو دراوردیم جمیله هی قربون من میرفت از بدنم تعریف میکرد خودشم بد نبود ولی خب من پیش اون خیلی خوش اندامتر بودم دیگه خوابیدم رو تخت و جمیله بازم کس و کونمو برام لیس میزد انگشت تو کسم میکرد منم بینهایت حال میکردم جمیله هی میگفت کیر میخایی کیر میخایی منم با صدای بلند ناله میزدم و میگفتم اررررهههه اررررهههه کیر میخام کیر میخام هفت هشت دقیقه بود که جمیله داشت کسمو میخورد و میگائید بعد به حالت ۶۹ کس و کونشو داد رو صورتم منم داشتم کس و کونشو براش میخوردم جمیله هم دهنش جلوی کسم بود و پاهامو حسابی از هم باز کرده بود داشت انگشتم میکرد و هی ازم میپرسید کیر میخای تا کستو بگاد جرت بده منم داشتم له له میزدم که یهویی یه چیز کلفت وارد کسم شد اینقدر کلفت بود که دردم اومده بوده اولش فکر کردم جمیله دستشو کرده تو کسم ولی نه دست نبود حسش شبیه کیر بود هم کلفت بود و دراز تا ته کسم فشارش میداد و داشت تو کسم تلمبه میزد جمیله هم پاهامو گرفته بود داشتم جر میخوردم با تعجب از جمیله پرسیدم چی کردی تو کسم دارم جر میخورم اونم خندید و گفت مگه کیر نمیخاستی کیر تو کست کردم بعد از رو صورتم پا شد وای چشمم افتاد به عیسی که لخت بود و داشت تو کسم تلمبه میزد نمیدونم چرا ولی یهویی ازش خجالت کشیدم و با دستام جلوی چشامو گرفتم اونم خندید و اصلا براش مهم نبود و داشت کار خودشو میکرد دروغ چرا واقعا بینهایت لذت میبردم از کلفتی کیرش جمیله گفت دستتاو بردار دختر ببین شوهرم چطوری داره کس خوشگلتو برات میکنه؟ عیسی خوابید روم و سینه هامو مک میزد بعد دستامو برداشت و لبمو میخورد و تو کسم محکم تلمبه میزد منم که دیگه خوشم اومده بود دستامو انداختم دور گردن عیسی و بی خیال همه چیز شده بودم و فقط داشتم زیر کیرش کیف میکردم حسابی تو کسم محکم تلمبه میزد و هی اخ جون اخ جون میگفت هی میگفت وای کست چه باحاله ، دلم میخاست کیرشو ببینم چقدره اخه احساس میکردم کیرش خیلی گنده است بهش گفتم دربیار میخام کیرتو ببینم اونم دراورد وای چی میدیدم یه کیر قهوه ای شکلاتی تیره کلفت و بزرگ نمیدونم شاید ۲۳-۲۴ سانت شایدم بیشتر مثل کیر پورن استارها بود جمیله گفت خوشت اومد از کیر شوهرم؟ منم که مست کیر عیسی شده بودم کیرشو گرفتم تو دستم از اب کسم خیس بود اینقدر کیرش برام هوس انگیز بود که خودم کیرشو کردم تو دهنم و براش ساک میزدم عیسی هم که داشت خر کیف میشد هی میگفت جون جون قربونت بشم هر روز میکنمت داشت با سوارخ کس و کونم ور میرفت منم اون کیر گنده را مک میزدم به زور نصفه کیرش تو دهنم جا میشد جمیله هم هی حرفهای حشری کننده میزد واقعا لذت غیر قابل وصفی بود بعد عیسی منو داگی نشوند و از عقب دوباره کرد تو کسم و دوطرف لمبرای کونمو گرفته بود و محکم تو کسم تلمبه میزد اخه که هم درد داشتم هم لذتی که به کسم میداد هیچوقت نچشیده بودم دلم میخاست هیچوقت تموم نشه هم من هم عیسی اه و ناله میکردیم و جمیله هی بهم میگفت کستو گائید کستو گائید؟ منم با اه اخ و اوخ میگفتم جووووووونننننن ارررههه ارررهه جون جون بزن بزنن نننن عیسی لامصبم چنان تو کسم تلمبه میزد که پرت میشدم جلو و میکشیدم عقب کیرشو انگار تو رحمم فرو میکرد خسته شده بودم خوابیدم رو تخت عیسی خوابید پشتم و پامو بلند کرد دوباره کرد تو کسم فقط لذت بود و لذت بودو لذت اینقدر از عقب تو کسم تلمبه زد که معلوم بود داره ارضا میشه اینو از صداش فهمیدم عیسی محکم منو گرفت و به خودش فشار میداد و کیرشو تا بیخ کسم فشار داد و همه ابشو ریخت تو کسم منم دیگه جون نداشتم که بخام مانعش بشم هردومون داشتیم نفس نفس میزدیم جمیله اومد بین پاهام و کیر شوهرشو از کسم دراورد یه اه کشیدم و جمیله داشت کسمو میخورد دیونه کننده بود بعد اومد دهنشو گذاشت تو دهنم یه عالمه اب منی ریخت تو دهنم مجبور بودم بخورمش ولی حال داد تا شب که بخوایم بریم خونه عمو عماد یه دور دیگه عیسی حسابی کسمو حال اورد و بعد رفتیم خونه عمو عماد شب که پیش رامین خوابیدم دوباره رامین میخواست سکس کنیم که چون دوبار حسابی کس داده بودم حال نداشتم باهاش سکس کنم پشتمو کردم گرفتم خوابیدم فردا دوباره با جمیله رفتیم خونشون دلم میخاست بازم اون کیر خوشگل عیسی نسیبم بشه همینطور هم شد و اون روز هم عیسی حسابی هم به من هم به جمیله حال داد ولی خیلی تو کونم انگشت میکرد با اینکه به رامین کون داده بودم ولی عیسی خیلی با رامین فرق داشت اون روز هم عیسی کسمو پره اب کرد میترسیدم حامله بشم ازش بچه ام مثل عیسی سیاه بشه موضوع را به جمیله گفتم اونم گفت نترس دختر یه چیزی بهت میدم بخوری شکمت نیاد بالا روز بعد دیگه عیسی بهم گیر داده بود تا از کون بهش بدم که هرکاری کردم نکنه ولی بلاخره کونمو هم با اون کیر گنده اش گائید اولش از درد داشت جونم درمیومد ولی به مرور به کلفتی و بزرگی کیرش عادت کردم خیلی خیلی لذت بخش بود سه چهار روز پشت سر هم زیر کیر عیسی بودم خیلی حال کرده بودم بعد یه روز دیگه که رفتیم خونه جمیله ، جمیله بهم گفت برات یه سوپرایز دارم گفتم چیه ؟ بهم گفت برو تو اتاق با عیسی مشغول شو بهت میگم منو عیسی داشتیم باهم حال میکردیم که جمیله لخت با یه مرد دیگه که اونم کامل لخت بود اومد تو اتاق وای اونم مثل عیسی کیر گنده بود اسمش مجید بود . مجید با جمیله اومدن تو تخت و مجید کیرشو اورد جلوی دهنم منم براش لیسش میزدم جمیله گفت خوبه ندا جون منم که فقط حال میکردم بعد مجید جلوی عیسی جمیله رو کرد هردوتامون زیر کیر داشتیم اه و ناله میکردیم عیسی و مجید هی جاهاشونو باهم عوض میکردن بعد عیسی خوابید زیرم و کرد تو کسم همینطوری که داشتم رو کیر عیسی بالا و پایین میکردم مجید اومد کونمو گرفت و کیرشو گذاشت دم سوراخ کونم تا اومدم بگم نه که کیرشو تا ته کرد تو کونم وای به معنی واقعی کلمه جر خوردم تازه اونجا فهمیدم که یعنی چی دوتا کیر به چه گنده گی و کلفتی داشت جفت سوراخامو میگائیدن دیگه واقعا از دردش نگم که چی کشیدم زورمم نمیرسید که از دستشون دربیام اون دوتا هم مثل وحشیها در حال تلمبه زدن بودن مجید لامصب جفت دستامو گرفته بود و عیسی پستونامو محکم مک میزد و مثل انار ابلمبو میکرد بعد از چند دقیقه درد وحشتناک داشتم از این مدل گائیده شدن لذت میبردم منم جون جون میکردم اونام مثل اسب تلمبه میزدن تا بلاخره اب هردوشون اومد اول مجید ریخت تو کونم بعدشم عیسی ریخت تو کسم وای مثل جنازه شده بودم مجید کیرشو دراورد رفت سراغ جمیله و اونو میگائید عیسی هم منو خوابوند رو تخت نا نداشتم بلند شم از جام فقط صدای اه و جیغ کشیدن جمیله را میشنیدم که داشتن جمیله را هم از کس و کون میگائیدن انگار نه انگار که همین الان ابشونو ریختن تو کس و کون من اونو هم اینقدر کردن تا بلاخره تو کس و کونش ارضا شدن و ولش کردن بعد هم پاشدن لباسهاشونو تنشون کردن و رفتن منو جمیله هم کنار هم خوابیدیم بعد که خستگی از تنمون اومد بیرون با جمیله دوش گرفتم و رفتیم خونه باباش ولی رامین نبود گفتم رامین کجاست عماد گفت با عیسی رفتن بیرون تا عصری برمیگردن نمیدونم جمیله به باباش چی گفت که عماد هم یه خنده ای کرد و سرتا پامو داشت با چشماش میخورد . فرداش که رفتیم خونه جمیله دیگه عیسی و مجیدو ندیدم جمیله بهم گفت برو تو اتاق لخت شو الان میام منم فکر میکردم امروز قراره خودمون دوتا باهم حال کنیم واقعیتش از بس کس و کونمو گائیده بودن دیگه حس و حال نداشتم کس بدم . من لخت شدم رو تخت خوابیده بودم و منتظر جمیله بودم که در باز شد ولی مثل جن زده ها از جام پریدم و سعی میکردم با دستام خودمو بپوشونم اخه عماد اومده بود تو اتاق لخته لخت در را بست نمیدونستم چی بگم و چکار کنم بلند داد زدم جمیله جمیله عماد خنده ای کرد و گفت دختر داد نزن جز منو تو کسی تو خونه نیست اومد منو گرفت و خوابوند رو تخت دلم نمیخاست بهش کس بدم ولی زورم بهش نمیرسید افتاد روم و همش میخاست ازم لب بگیره دستش لای کسم بود و کسمو میمالید و جون جون میگفت بعد که دید من انگار دلم نمیخاد بهم گفت دختر یا به زبون خوش بهم حال میدی یا همه چیز را به اون شوهره کسکشت میگم که این چند روزه چطوره مثل جنده ها داشتی کس و کون میدادی اینو که گفت دیگه دیدم اگر بهش حال ندم بیچاره میشم دیگه مقاومتی نکردم و عماد هم که اونم از اون کیر کلفتها بود اون روز سه بار تو کس و کونم ابشو ریخت ولی خب خیلی بهم حال میداد ، دیگه تا روزی که برگردیم بیشتر از بیست سی بار زیر کیر عیسی و مجید و عماد گائیده شده بودم یه دم نوش هم جمیله داده بود که گیاهی بود و جلوی بار دار شدنم را گرفته بود ، وقتی داشتیم برمیگشتیم واقعا دلم برای عیسی و مجید و البته کیر عمو عماد تنگ میشد که عمو عماد بهم گفت عروس خانم بعدا ما میام خونتون رامینم گفت قدمتون رو چشم ما عمو جون تو هواپیما رامین ازم پرسید بهت خوش گذشت عشقم گفتم وای اره عزیزم خیلی حال کردم رامین پرسید هی میرفتی خونه جمیله چکار میکردی اصلا نشد باهم یکم تنها بشیم این چند روز خوب از دستم در میرفتی منم خودمو براش لوس کردم گفتم بریم خونه برات جبران میکنم ، رسیدیم خونه بدبخت رامین انگار از قحطی فرار کرده چنان کس و کونمو لیس میزد و میخورد که نمیدونست این کس و کون چند روز پشت سر هم چه کیرهایی رفته توش هی قربون صدقم میرفت و وقتی کرد تو کسم گفت اخخخخخخخ جججوووووونننننن چه کس تنگ و باحالی عشقم و شروع کرد تلمبه زدن و بازم از فانتزیهاش گفت هی میگفت جون کیر همه مردا تو کست عشقم منم که فقط به کیر مجید و عیسی و عماد فکر میکردم رامین ابشو ریخت رو شکمم و افتاد کنارم وقتی حالش اومد سرجاش دوباره با تردید ازم خواست که به فانتزیهایی که داره فکر کنم منم که دلم میخاست کیرهای گنده و کلفت بره تو کس و کونم بهش گفتم بزار حالا بهش فکر میکنم اونم وقتی اوکی منو دید از خوشحالی لبمو گرفت تو دهنش و حسابی ازم لب گرفت گفت پس اوکی دیگه منم لوس کردم و گفتم حالا برار ببینم چی میشه ، از اون به بعد چندبار ضربدری کردیم و رامین از اینکه میدید یکی دیگه داره کسمو میگاد خر کیف میشد . ببخشید که طولانی شد .

نوشته: ندا


👍 25
👎 17
36300 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919642
2020-09-26 00:18:06 +0330 +0330

من نفهمیدم چی زر زدی
کل تخیل و فانتزی من رانندگی تو جاده های شمال
خوشبحالت تو چقدر خوشبختی

0 ❤️

919649
2020-09-26 00:23:22 +0330 +0330

کاملا مشخصه جنده ای بیش نیستی!!!
خودت فهمیدی چی نوشتی؟
پ.ن: تو از اونایی که بدون حجاب کص و کون نمیدی!!!

3 ❤️

919650
2020-09-26 00:24:39 +0330 +0330

کاش به رامین هم تعریف کنی مطمعن باش خیلی حال میکنه

0 ❤️

919655
2020-09-26 00:28:38 +0330 +0330

خیلی پراکنده گویی کردی. داستان در سطح یه فانتزی هست که یه جنده تعریف کرده باشه.

3 ❤️

919688
2020-09-26 01:24:21 +0330 +0330

اولش وجدان درد بعدجنده شدن کلید اسرارو ریختن تو جم تیوی ها نویسنده ننتو

1 ❤️

919689
2020-09-26 01:26:26 +0330 +0330

کسشر…
اونطوری که تو از گندگی و کلفتی کیر عیسی و مجید و عماد گفتی باید کس و کونت اندازه گودال ماریانا باز میشد.
چطور شوهرت کردت میگف چ کس تنگی؟؟؟
خودت باورت میشه چیزی که گفتی خدایی؟؟
اون خیارو از کست در بیار سر حال شدی دوباره داستانتو بخون و به خودت بخند.

کس مغز جقی

4 ❤️

919697
2020-09-26 01:49:38 +0330 +0330

بازم یه گُه خور دیگه من چهار خط اول خوندم فهمیدم بازم از اون کسشرایی که میخوان شوهر بدبخت خراب کنن و خودشون جنده بازی کنن کیر هر چی خر تو کسصت اخه هم کلفت هم دراز مال ما مردد اخرش۲۲سانه قطرشم۶ سانته اون چیزی کا تو میخوایی مال خره ررو زیر خواب خر شو جنده کسصکش بی ناموس هرزه کسص خراب زیگیلی.

3 ❤️

919698
2020-09-26 01:51:01 +0330 +0330

بازم یه گُه خور دیگه من چهار خط اول خوندم فهمیدم بازم از اون کسشرایی که میخوان شوهر بدبخت خراب کنن و خودشون جنده بازی کنن کیر هر چی خر تو کسصت اخه هم کلفت هم دراز مال ما مردد اخرش۲۲سانه قطرشم۶ سانته اون چیزی کا تو میخوایی مال خره ررو زیر خواب خر شو جنده کسصکش بی ناموس هرزه کسص خراب زیگیلی.جنده خواهر مادر مرده پدر سوخته شوهر کونی کونی زاده گربه صفت هرزه هرزه

1 ❤️

919708
2020-09-26 02:37:51 +0330 +0330

نویسنده پسره. خیلی خوندم ده بیست خط.
مزخرف مطلق
دروغ و توهّم.
فانتزی هات تو کونت، تخیلت تو حلقت
ابله کونی کون دریده

3 ❤️

919716
2020-09-26 03:31:47 +0330 +0330

پسری کسخول 😁

2 ❤️

919724
2020-09-26 04:12:21 +0330 +0330

عه عه عه عه دیدید چی شد 5 روزه پیش فیلمشو دیده بودما اگه اشتباه نکنم ماله سایته
blackedraw بود

2 ❤️

919748
2020-09-26 07:25:02 +0330 +0330

با این حساب شوهرت کوسکسش جمیله جاکش
حالمو بهم زدی از سکس
با این افکارت داری شستوشوی ذهنی میدی که باید زن حال کنه حتی شده به زور خیانت

0 ❤️

919816
2020-09-26 13:49:13 +0330 +0330

چی میشد زن منم اینجوری میکردن

0 ❤️

919856
2020-09-26 20:20:30 +0330 +0330

باحال بود 👍

0 ❤️

919869
2020-09-27 00:07:07 +0330 +0330

آخه کونی یه دروغی بنویس که یه کم نزدیک راست باشه
چجوری مسافرت رفتین که همش تو از شوهرت جدا بودی و داشتی کس و کون میدادی
یعنی یه روز نگفت که جنده خانم بیا بریم یه چرخی تو این شهر بکنا بزنیم؟ مثلا اومدیم سفر

1 ❤️

919871
2020-09-27 00:14:55 +0330 +0330

لیلی اون هارد منو بیار
کیر خر از پهنا تو کونت
بابا د. بیار اون لامصبو

0 ❤️

919970
2020-09-27 03:46:39 +0330 +0330

فقط به مامران شهرداری فکر کنم ندادی جنده😂😂😂

0 ❤️

919981
2020-09-27 05:40:21 +0330 +0330

خیلی معذرت میخوام ندا جون این وقت شب مزاحمتون میشم یه سؤال خیلی ریز و فنی داشتم بپرسم زیاد مزاحمت نمیشم خیلی تیز باید برم چون بچه ها جلو در تو ماشین نشستند،نه نه بشین شما راحت باش،ندا جون شما اول گفتی ضبدری ولی مثل اينکه رامین یادتون رفت بزنید تو ماشین حساب حالا عیب نداره وقت زیاده فقط میخواستم ببینم سکستون رو ضربدر چند حساب کردید که یهو ماشین حساب اینجوری هنگ کرد چند گفتی آهان ضربدر کل اهواز و آبادان و مسجد سلیمان و خرمشهر و دیگه همین پس من اشتباه حساب کرده بودم فکر کردم فقط عیسی تنهاست نهایتا رامین هم میاد یه گوشه اتاق وایمیسته ضربدر جلق می کنه باشه دستت درد نکنه نه دیگه مزاحمت نمیشم به کس مراد بابای عیسی سلام منو برسون.

2 ❤️

919994
2020-09-27 07:15:01 +0330 +0330

منم یه ندا دارم اونم عاشق کیر کلفت ه و سکس گروهی…
شاید تو داستان اونو نوشتی!! اگه به سینه نمیگفتم پستون شک نمیکردم خودش باشه…

0 ❤️

920013
2020-09-27 11:04:40 +0330 +0330

هرکی از راه رسید یه سیخ زد و رفت

0 ❤️

920069
2020-09-27 16:59:25 +0330 +0330

انشالله به امید خدا یروز میرسه ک نسل کص گویان منقرض میشه

1 ❤️

920078
2020-09-27 18:26:16 +0330 +0330

این داستانو من قبل خوندم تکراریه

0 ❤️

920356
2020-09-28 21:21:09 +0330 +0330

چرت و پرتی بیش نبود. این کجاش ضربدری بود آخه

0 ❤️

921321
2020-10-02 18:17:42 +0330 +0330

جز کس و شعر وتخیلات یه به مدرسه ای که تازه فیلم سوپر میبینه چیزی نیست

0 ❤️

921322
2020-10-02 18:22:41 +0330 +0330

اگه زنی نیاز به شوهر نداری برو دنبال همچین کیری بگرد اگه پسری مواظب باش زنت این جوری نده بع بگی چه کس تنگی لاشی اصلا کس دیدی

0 ❤️







Top Bottom