نزدیکترین تجربه به سکس با زندایی

1399/10/15

سلام دوستان یه سه چهار سال پیش با این سایت آشنا شدم دیدم واقعا بعضیا میان داستان های کسشرو تخیلی مینویسن دیگه نیومدم تا اینکه چند هفته پیش یه داستانی پیش اومد که الان یادم اومد بیام اینجا بنویسمش براتون .
اسم ها مستعاره اما داستان واقعی.
غلط املایی داشتم ببخشید دیگه تا حالا داستان ننوشتم املا رو هم اخرین نمره ای گرفتم ۱۴ بوده.😂
خوب بریم سر اصل ماجرا این داستان ما مربوط میشه به منو زنداییم ، من امیرم ۱۸ سالمه حدود ۱۸۰ قدمه و ۵۵ کیلو وزنم و کلا یه دراز لاغر هستم تا حالا زید مید نداشتم و به دستام اکتفا کردم . زندایی هم حدود ۳۵ سالشه اسمشم نیلوفر هست ، خیلی با هم راحت نبودیم تا اینکه من امسال عید یه دخترو دیدم اومدن عید دیدنی خونمون خوشم اومده بود ازش لامصب یه جوری آرایش کرده بود که اصلا فکرشم نمیکردم ۸ سال از من بزرگتر باشه فکر کردم نهایت ۳ ، ۴ سال بزرگتره
میدونستم که این دختره که دیدمش (اسمش صبا) آشنای مادر زندایی ماست ،
بعد از دو سه هفته شب بود نیلوفر بهم پیام داد یادم نیست دقیقا برای چی پیام داد فکر کنم استوری اینستا رو ریپلای کرده بود که بحث باز شد ، گفتش که دایی رفته از طرف نیروی های مردمی یا نمیدونم یه همچین کسشری اتوبوس هارو ضد عفونی کنن ، اونم بیکار بود حوصلش سر رفته بود خلاصه یه نیم ساعتی چت کردیم بعد جریان صبا رو بهش گفتم که دیدمش و ازش خوشم اومده شماره یا ایدی اینستاشو داری بدی؟
اول کلی خندید گف (تو دلش کصخل اون از تو بزرگ تره ) کصخلو نگفت خودم تشخیص دادم 😂
منم شوک شدم و کلا از فاز صبا کشیدم بیرون دیگه .
خلاصه این گذشت تا اینکه چهارشنبه شب چند هفته پیش یادم نیست اومد خونمون که شب بمونه با دخترش که ۶ سالشه ، دایی هم ظاهرا از طرف بسیج رفته بود یه شهر دیگه کمک های مردمی رو جمع کنن برای اهواز که آب برده بود . بعدا فهمیدم اومده بود که پنجشنبه موهاشو رنگ بزنه .
خلاصه شب خونمون بود و یه فیلم بود گلشیفته هم توش بود به گمونم اسمش upside بود گذاشتیم داشتیم نگاه میکردیم رو تلوزیون ننه بابام هم نشسته بودن فیلم یه کم صحنه داشت که زدم جلو رفت و گذشت اون شب .
فردا صبحش شد منم ساعت ده یازده اینا بود پاشدم از خواب دیدم مامانم داره موهای زندایی رو رنگ میزنه پرسیدم ندا کجاست (دخترش) گف خالش اومده بود با دختر خالش که تقریبا همسن خودشه بردتشون هایپر(خلیج فارس شیراز گلستان) خرید( از تهران چهارشنبه ظهر ظاهرا رسیده بود خالش )
نشستم صبحونه رو خوردم اومدم برم یه دوش بگیرم و یه جق ظهرگاهی هم بزنم که نیلوفر گفت که وایسا من موهامو رنگ زدم یه ربع دیگه میخوام برم حموم بشورم منم نشستم پای سیستم بازی کردن سی اس گو و بیخیال حموم شدم .
کلا تا اون لحظه هیچ فکرو خیالی تو سرم نداشتم که از قبل برنامه بریزم و این اتفاق بیفته .
من پای سیستم بودم که مامانم کارش تموم شد و گفت یه مشتری اومده مغازه (یادم رفت بگم مامانم یه آریشگاه زنونه جمع و جور داره سر کوچمون)شمع بندازه و ابرو هاشو برداره برم تا یه ساعت دیگه میام شما نهارتونو بخورین اگه گرسنه شدین
.
منم که جق ظهرو نزده بودم دیدم خونه خلوت شد من بودمو زندایی اونم میخواست بره حموم ، که اونم حل بود میتونستم بزنم جقو .😂 اگر فکر میکنی قراره بدم تو حموم و بگیرم بکنمش سخت در اشتباهی یه جقی همیشه یه جقی میمونه 😎
.
منم آبم خیلی طول نمیکشه بیاد نهایت ده مین طول بکشه گفتم حالا این رفته حموم نیم ساعت بیست دقیقه دیگه میاد بیرون .
اینم بگم که من یه یکی از این بازوبند ها هست که میبندن تو استخر غرق نشی ، از بچگی داشتم منتهی اونموقع اندازه بازو هام بود الان اندازه کیرمه😂
هر وقت خونه خالی بود من از این بازوبند به عنوان کس مصنوعی استفاده میکردم میزاشتمش لای دسته صندلی کامپیوتر و میکردم .
خلاصه تا نیلوفر رفت حموم من سوپرو رو کامپیوتر پلی کردم و کشیدم پایین تا سریع تر بکنم تا نیومده از حموم .
.
آقا اینو بگم در حموم ما کیریه یا باید قفلش کنی یا بندازی رو هم وگرنه مثل در های معمولی بسته نمیشه حتما باید قلف باشه تا کیپ بشه ، قلفشم وقتی از حموم میای بیرون صدا میده که درو باز کردی .
.
نگو این زندایی ما درو انداخته بود رو هم و صدا هم نداد موقع بیرون اومدن که من بکشم بالا و سوپرو قطع کنم همینجوری در حال تلمبه زدن به بازو بند بودم (صدای سوپر هم قطع بود فقط تصویر داشتم )
نگو این نیلوفر نرفته بوده حمام فقط رفته بود سرشو که رنگ زده بشوره.
آقا چشمتون روز بد نبینه این از حموم اومد بیرون و دنبال سشورار میگشته که پیدا نکرده اومد از من بپرسه کجاست نه هایی نه هویی درو باز کردم منم یه چشمم به چشماش بود یه چشمم به کیرم که تو بازو بند بود .😂
با خودم همون لحظه گفتم به گا رفتم دیگه میره به ننه بابام میگه .
دیدم غششش کرده از خنده منم سریع خودمو جمع و جور کردم شلوارمو گرفتم جلو کیرم گفتم زهر ماهر (با شوخی) به چی میخندی ؟ چرا یهو اومدی تو یه دری یه اُهُمی ،
گف یه بار خونه دوستم بودم وقتی برگشتم خونه دیدم داییت هم تو یه همچین حالتی داره بازو بند صبا رو میکنه
راست میگن حلال زاده به داییش میره.
من دیدم خودش داره میخنده منم تخمام اومده بود تو گلوم در لحظه اول بعد دیدم خودش داره میخنده آدرس سشوار رو گرفت درو بست گفت مزاحمت نمیشم ادامه بده و رفت با خنده.
منم دیگه حشرم ریخت کلا سیستمو خاموش کردم با همون حالت که شلوارو گرفتم جلوی کیرم رفتم حموم باز از تو اتاق چشمش به من افتاد و خندش گرفت گفت همون صبا رو باید برات جور میکردم منم کلا ریده بودم به خودم از ترس خندیدم هیچی نگفتم رفتم حموم .
.
خلاصه که ببخشید اگه این داستانو خوندین که راست کنین ولی از خنده چپ کردین . داستان کاملا واقعی بود .
ببخشید که طولانی شد فهشم ندین دیگه نظراتتون رو بنویسین😂🙏🏻

نوشته: امیر


👍 21
👎 16
41401 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

784705
2021-01-04 00:32:10 +0330 +0330

نا امید نشو! با قدرت ادامه بده شاید یه روزی بتونی هالتر رو هم بکنی!! 😁


784716
2021-01-04 01:16:21 +0330 +0330

هیچ وقت وارد اتاق یه پسر جوون نشین اگه شدینم به هیچی دست نزنین😀


784720
2021-01-04 01:34:58 +0330 +0330

حداقل حقیقت بود😀

3 ❤️

784721
2021-01-04 01:35:06 +0330 +0330

دقت کردین هرچی داستان کصشر و کیریه آخرش جلوی نوشته اسم امیر به چشم میخوره
امیر جان دست از سر ما بردار 😂


784723
2021-01-04 02:31:56 +0330 +0330

اشکال نداره
ولی اینم بدون مشتری ک ب مامانت زنگ زد مشتری آرایشگر بود ن آرایشگاه!

2 ❤️

784724
2021-01-04 02:34:54 +0330 +0330

خوبه که اعتراف کردی املا ۱۴شدی همون بهتر قلف بزنی به خودت که مردم سرکار نزاری ،ولی از صداقتت خوشم اومد لایک .

4 ❤️

784729
2021-01-04 02:53:06 +0330 +0330

😂😂😂

1 ❤️

784731
2021-01-04 03:20:21 +0330 +0330

بازوبند کن میمونی .

1 ❤️

784737
2021-01-04 04:20:10 +0330 +0330

کسخل

موندم شما کسخل‌های جقی، همیشه در اتاقتون را باز میذارید. شاشیدم توی هر چی بازوبند شناست.

ها کـُ‌کا


784764
2021-01-04 15:41:04 +0330 +0330

عجب کس شری بود 😂 😂 😂 😂 😂

1 ❤️

784844
2021-01-05 03:33:14 +0330 +0330

عالی بود خوب نوشتی با همین فرمون بنویس گواهی نویسندگی رو بیخیال جو داستانت رو خوب توصیف کردی یه جقی همیشه یه جقی میمونه.

1 ❤️

784870
2021-01-05 10:50:27 +0330 +0330

شیوید

0 ❤️

784888
2021-01-05 13:13:01 +0330 +0330

تا اونجایی ک نوشته بودی هایپر بیشتر نخوندم😂
کصخل هایپر اول شهرک صدرا هس شهرک گلستان کجا هایپراستار کجا😂😂

1 ❤️

784917
2021-01-05 18:21:24 +0330 +0330

ننویس خیلی افتضاح بود

1 ❤️

784997
2021-01-06 01:31:51 +0330 +0330

اقا من نمیدونم اینا چه کرمی دارن که میان میگن اسما مستعاره
خب مگه ما اسمای اصلیو میدونیم؟؟؟؟؟؟

1 ❤️

785024
2021-01-06 04:48:42 +0330 +0330

سایت بایا ثبت نام کن مثل خودت جقیه می خواد بگم منم هستم

0 ❤️

785152
2021-01-07 00:56:26 +0330 +0330

عالی بود… 😂😂😂

0 ❤️








Top Bottom