نوجوانی با دخترعمو پریا

1391/04/19

سلام.من هم مثل بقیه دوستان شهوانی که داستانهای شهوانی را میخوانند وبعد داستانهای را که براشون اتفاق افتاده را مینویسند . من هم تصمیم گرفتم خاطرهای را که با دختر عموم داشتم بصورت داستان بنویسم؟ من اسمم همایونه والعان25 سالمه این داستان بر میگرده به چند سال پیش اون موقع من 15سالم بود ودختر عموم که اسمش پریاست 13 سالش بود.من تو دوران تحصیل چون درسم خوب نبود بابام منو از مدرسه بیرون کرد وبرد در یک کارگاه میکانیکی شاگرد مکانیک شدم.یکروز دم ظهر برای استراحت ونهاررفتم خونه طبق معمول رفتم تو خونه انباری تالباسامو عوض کنم اینم بگم انباری ما شکل ال انگلیسیه.یک اینه قدی شکسته داشتیم که گذاشته بودمش تو انباری وهر وقت که میرفتم لباسامو عوض کنم تو اینه یکم با کیرم بازی میکردم تو اینه به کیرم نگاه میکردم وخوب براندازش میکردم.اون روز دختر عمو پریا توی انباری بود نمیدمنم چرا.وچون انباری شکل ال بود ندیده بودمش مثل همیشه که من لباسامو در اورده بودم تو اینه باکیرم بازی کردم کرمم خوب راست شده بود .ومن از همه جابی خبر که پریا جون داره دید میزنه.همین جور که تو اینه باکیرم بازی میکردم یکم عقب تر رفتم تا از دورتو اینه به کیرم نگاه کنم.که ناگهان پریا رو دیدم خشکم زده بود اونم یک نگاهی به کیرم زدو سرش رو انداخت پایین ومن هم سریع لباسامو پوشیدم واز خجالت از اتاق بیرون زدم .وقتی از اتاق بیرون شدم دیدم عمووزن عموم همراه باباو مامانم تو اتاق پذیرایی دور صفره نشستن ومامانم پریا جونو فرستاده بود تو انباری تا براشون ترشی بیاره .اون موقع فهمیدم داستان چیه وپریا جون هم هیچی بروی خودش نیاورد خلاصه اون روز تموم شدومن هم همه چیزرو فراموش کردم.از این موضوع 2سالی گذشته بود.یه شب عموم خانواده ماروبرای شام خوردن به خونشن دعوت کرد وماهم اون روز غرب رفتیم خونشون پرا چشمش که به من افتاد شرس رو انداخت پایین وبامن سلام و اهوال پرسی کرد پیش خودم گفتم عجب حیایی داره این دختر.بعدش رفتیم توی اتاق همه ما نشسته بودیم وپریا داشت پذیرایی مکردتا اون لحظه توفکر سکس باپریا نبودم وقتی پریا برای من چایی اورد دیدم سرش پاینه ولی داره یک جایی رو دید میزنه .خط نگاهش رو که گرفتم دیدم داره طرف کیرمو دید مزنه مخم صوت کشید خاطره 2سال پیش یادم امد پیش خودم گفتم حتما پریا داره به اون فکر میکنه اینجا دیکه فکرای موضی به سرم زد وتو فکرسکس باپریا شدم ولی چطوری؟خلاصه شامروهم خوردیم مامانم بازن عموم رفتن تو اشپز خونه تا ظرفها رو بشورن باباو عموم دیدن سرشون خلوت شده رفتن سر حرفای خسوسی وعموم به من گفت با پریا برو تو اتاقش یکم باهاش ریاضی کار کن چون ریاضی پریا ضعیف بود.با پریا جون رفتیم تو اتاقش تا اینجا 50 درصد کار حل شد یعنی یک موقعیتی که منو پریا تنها باشیم.در اتاقشو پریابست ورفتیم سردرس ومشق در عین حال که با پریا درس کار میکردم کیر منم راست شده بودزیر چشمی که به پریا نگاه میکردم دیدم یکچشمش تو درسه یک چشم دیگش رو کیر منه به خودم میگفتم که چطوری مخشو بزنم اگه من در مورد اون اشتباه فکر کرده باشم چی خلاصه شهوت از من زور شد و دلم را زدم به دریا.به پریا گفتم یک چیزی را میخوام بهت نشون بدم گفت چی میخوایی نشونم بدی.گفتم یک چیزی که خیلی دلت میخواد ببینی.گفت از کجا میدونی من دلم چی میخواد.گفتم حالا بمبند .گفت پس نشونم بده ببینم .گفتم اینجوریکه نمیشه تو باید چشماتو ببندی.گفت باشه اون چشماشو بست من هم کیرمو دراوردم دستشو گرفتم و گذاشتم کف دستش ناگهان دنیا برام تیره تار شد یک حس عجیبی داشتم بقدری کیرم شق کرده بود که نبض کیرمو تودستش حس میکردم یک دست گر مو لطیف .بعد بهش گفتم میتونی حدس بزنی این چیه .درعین حال که رنگش پریده بود باصدای لرزان گفت نمیدونم چیه. منم دست دیگشو گرفتم وخایه ها مو گذاشتم کف دستش این دفعه دیگه از لذت داشتم میموردم بعد بهش گفتم حالا چی میتونی حدس بزنی بهم گفت نه نمیدونم گفتم یکم بمالش اون هم دستشو یکم فشارداد بعد بهش گفتم حالا چی گفتنه اینم بگم پریا تواین مدت داشت زیر چشمی به کیرم نگاه میکردو وانمود میکرد که مثلاچشماش بستس بعدش من به پریا گفتم پس من چشمامو میبندم وتو چشماتو باز کن گفت باشه من چشمامو بستم وزیرچشمی داشتم دید میزدم پریاچشماشو باز کرد درست حسابی داشت نگاه میکرد که مبادا چیزی ازدستش در بره ومن بهش گفتم فهمیدی چیه گفت اره حالا فهمیدم پریا گفت که از کجا فهمیدی که دلم کیر میخواد گفتم از نگاهات بعد بهش گفتم اجازه میدی چشمامو باز کنم اونم گفت اجازه منم دست تواست.بااین جواب پریا فهمیدم که اونهم بدش نمیاد که بامن سکس داشته باشه ولی موقعیت خونه برای سکس مناسب نبود به پریا گفتم پس بابا مامانامون چی اونا که تو خونه هستند نمیشه که باهم سکس داشته باشیم .پریا گفت نگران نباشم چون در اتاقش توری هست که فقط از داخل اتاق باز میشه وازبیرون باکلید ومن کلیدو برداشتم اینو که پریا گفت خیالم راحت شد واز جام بلند شدم اونم پاشد وهمدیگرو بغل کردیم لباشو کردم تو دهنم یکم خوردمشون چه لبای خوشمزهای وبعد پیرهنشو انداختم بالا و سینهاشو میخوردم پریا هم داشت حسابی حال میکرداومدم پاینترشلوارشو یکم پایین کشیدم وشروع کردم به خودن کسش خیلی خوشمزه بود حسابی اب انداخته بود همینجور که مشغول لیسیدن چوچولش بودم دیدم داره اهو نالش محله ورمیداره بهش گفتم یواش ترالعان همه میفهمن بهم گفت داره خوشم میاد دست خودم نیست منم بهش گفتم خودتو کنترل کن یکم لیسیدنمو تندتر کردم دیدم دهنم پراب شد پریاجون به اورگاسم رسیده بود بعدش منم پریارو روی تخت خوابوندمش وسوراخ کونشو لیس زدم تا جا باز کنه کیرمن که داشت میترکیدرا گذاشتم روی سوراخ کونش و یکم فشاردادم پریا هم یک اخ گفت وگفت درد میکنه تور بخدادربیار منم دلم براش سوخت و کیرمو گذاشتم لای پاش وسر کیرم به چوچولش میخوردوحسابی حال میکردتااینکه احساس کردم داره ابم میاد کیرمو گرفتم کف دستم ابمو ریختم روی کمرش وسریع پاکشون کردیم وخودمونو راستو ریست کردیم و یک بوس ابدار ازهم گرفتیموازش برای سکسهای بعدی قول گرفتم پریا هم گفت من مال توهستم هر موقع موقعیت پیش امد باشه این بود یکی از خاطرات من

نوشته: همایون


👍 1
👎 0
138280 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

324370
2012-07-09 15:56:06 +0430 +0430
NA

پنکه تو کونت با این داستان کیریت کسخل کون پشم

0 ❤️

324371
2012-07-09 16:27:58 +0430 +0430
NA

خسوسی نه،خصوصی.

العان نه،الان

کو س مغز

0 ❤️

324372
2012-07-09 16:28:07 +0430 +0430
NA

دروحلهءاول جاداره بخاترنداشطن قلت املایی ازط طشکرکنم.واغعاکه روح مرهوم دحخداروشادکردی
بعدشم مردیکهءکسمغزالدنگ مگه نگفتی که درست ضعیف بودبابات بادرکونی ازمدرسه انداختت بیرون؟پس چطوری میخواستی ریاضی یادش بدی؟

0 ❤️

324373
2012-07-09 16:29:50 +0430 +0430
NA

خسوسی نه،خصوصی.

العان نه،الان

کو س مغز

0 ❤️

324374
2012-07-09 16:30:39 +0430 +0430

خب کیر خر ملانصرالدین تو مغزت اینا چی بود که نشخوار کردی ؟چند خطشو بیشتر نتونستم بخونم بس که بدون غلط وشیوا نوشتی، مگه دست کرده بودی تو کونت که متوجه شدی کرمت راست شده؟تو اون روز غرب رفتی خونشون این غرب چه زمانیه؟ حالا اسم طرف پریا بود یا پرا؟ این شرس پرا کجاشه که پایین بود ؟تو پذیرایی کی کیو میکرد؟شام رو کی خوردی ناقلا ؟خسوسی چیه ؟این در توری جدید اومده کجا میشه خرید؟خوب عمو جقی بجای جق زدن برو یه کلاس نهضت سواد آموزی ،مدرسه شبانه ای درس بخون .من فحشت نمیدم واگذارت میکنم به بقیه که فرمنتو ببرن

0 ❤️

324375
2012-07-09 18:31:39 +0430 +0430
NA

:|
:|
:|
:|
:|
:|
اول واگذارت میکنمت به بچه ها
دوم بیگ شو حلقت:|

0 ❤️

324376
2012-07-09 19:03:58 +0430 +0430
NA

کس ننت با این داستانت.
کس کش شهوانی پاتوق باسواداست تو کون مغز و کس لق جات اینجا نی! برو تو همون گود تعمیرگاه اوستا روغن سوخته بزنه رو کیرش بکنتت.
گیربکس سمندم تو کونت

0 ❤️

324377
2012-07-09 20:17:07 +0430 +0430
NA

ریزعلی یا همان دهقان فداکارخودمان بامشعلش راه اهن جمهوری اسلامی باقطارهای شبش توی کونت خنگ عزیز قبل ازخالی بندی کمی فکرکن نکنه انیشتن هستی ازکثرت بیسوادی ازمدرسه محروم شدی بعددوسال بازهم عموت گفت برو ریاضی کارکن باپریا .ای که کیرعموت ازپهناتوی کونت

0 ❤️

324378
2012-07-09 23:54:33 +0430 +0430

جلقولانه بود دیگه ننویس. . . . . . . . . .
ریدی با خاطراتت. سواد درست و حسابی که نداری، رفتی شاگرد مکانیکی شدی، خاطراتت هم که آبکی بود، موندم که چرا اومدی اینجا نوشتیش؟ البته در اینکه ریاضیاتت مافوق همه عالم بوده شکی نیست ولی میدونی که ریاضیات واسه آدم نون و آب نمیشه، هرچند واسه تو بدست آوردن کوس شده. کله کیری هفته پیش با داستانهای سایت حال کردیم و این هفته تو و چند تا کوس مغز دیگه ریدید تو حالمون. کیر گوهی میزا تقی خان تو کونت دیگه ننویس. معادلات ریاضی حکیم عمر خیام تو کونت بسط داده بشه دیگه ننویس. پستونای پریا تو کونت دیگه ننویس. ای کوس کش با فحش آخری حال کردیا!!! دیگه ننویس پسر خوب. آفرین. امیدوارم که الان واسه خودت مکانیک درجه یک شده باشی و وضع مالیت خوب شده باشه و پریا هم زنت شده باشه. ولی لوس نشو دیگه ننویس.

0 ❤️

324379
2012-07-10 04:52:49 +0430 +0430
NA

پسر تو با الكساندر دوماي پدر نسبتي نداري؟
با گل پسرش چي؟
به اين كلمات دقت كنيد:
العان! يعني الان
صوت!يعني سوت
اهوال!يعني احوال
غرب!يعني غروب
خسوسي!يعني خصوصي
كرمم خوب راست شده بود!
يعني كيرم خوب راست شده بود
پيرهنشو انداختم بالا!
يعني پيرهنشو زدم بالا
و٠٠٠
حالا كه چند سال هم از اون زمان گذشته و مثلا سوادت بهتر شده تو ١٠ خط نوشته معمولي ٥٠ تا غلط فاحش داري ببين ديگه چند سال پيش سوادت چقدر بوده؟
اونوقت ميگي عموت ترا فرستاد با دخترش توي يه اتاق كه بهش درس ياد بدي شايدم دلش براي تو نه ولي براي دخترش سوخته ميخواسته كه يه حالي بهش داده باشه!
برو عمو جون فكر نون كن كه خربزه آبه!
شهواني برات نون و آب نميشه،تو درس كه هيچي نشدي بچسب به همون شغل مكانيكي بلكه يه فرد مفيد براي جامعه بشي
دختر عموجونتو بي خيال شو
يك مكانيك خوب و بي مثال شو
غلطاي املائيتو تمرين بكن
تو شيب ميري دنده تو سنگين بكن!
به سايت شهواني نيا عزيزم
دفعه بعد پته تو رو آب ميريزم!
اين داش تكاور رو ببين چيكار كرد
شعراي من رو كه شنيد فرار كرد!

كاشكي كه من شعر نسروده بودم
حالا تكاور ميگه من حسودم!
نه بابا جدي تكاورجون با شعراش باعث شده كه كوس خل بشيم انگار،اين دري وري ها چيه من امروز ميگم؟

0 ❤️

324380
2012-07-10 04:54:00 +0430 +0430
NA

بابا عموش دیده این بچه شق کرده گفته برو به دخترم ریاضی درس بده
جدیدن همه معلم خصوصی میشن واسه کردن هدف همون کردن بوده دیگه
تکاور جون ندیدم نطق زیبای شما رو…
شعری بگو و دل ما شاد کن عزیز
بگو جانم منتظرم

0 ❤️

324381
2012-07-10 04:58:47 +0430 +0430

کیرم توی اون لهجه ی افغانت بره. همین العان که داشتم داستانت رو گایش میکردم دیده کردم که حواست به کون دادن نیست. کیر اقای هاشمی توی کونت حواست به کون دادنت باشه و خاک بازی رو بذار کنار وگرنه طوری از کون میکنمت که گلهای قالی بیفته روی زانوهات. مردک جلقی توی 15 سالگی هسته خرمات رو جلو آینه نگاه میکردی و کیف میکردی؟ منکه میدونم جای پریا پسر عموی کیر کلفتت توی انباری “خرتناقت” کرده و از خجالتت دراومده اونوقت توهم برای اینکه کونشو بسوزونی اومدی میگی که دختر عموت تو انباری بود. چی؟؟؟؟ از کجا میدونم؟؟؟؟ نشون به اون نشون که انباریتون ال ماننده و یه آینه ی قدی هم گذاشتین توش. پس دیدی بچه کونی اگه همون موقع که داشتی کیرتو نگاه میکردی، به جاش کونتو دید میزدی اونوقت پسرعموی کیر کلفتتو میدیدی و اونم همونجا" خرتناقت " نمیکرد که توی 17 سالگی از فرط جلق زدن املا و انشا رو فراموش کنی…

0 ❤️

324382
2012-07-10 05:06:31 +0430 +0430
NA

:D مخصوص داستان نویس گل گلاب
fuck you man

0 ❤️

324383
2012-07-10 05:50:17 +0430 +0430
NA

يعنى تو محشرى!! :)) ميگم اين پريا خانم عجب منگليه (به ضم م) كه تو با اين سواد داغونت باهاش رياضى كار ميكنى:) حالا مدرسه نرفتى باشه غلطاى املاييتو ناديده ميگيريم ولى اخه حرف زدن معمولي كه ربطى به مدرسه نداره! اين جمله بنديهاى داغون و افعال نابجاچيه؟!! والا بچه ٥ ساله هم مدرسه نرفته ولى از تو روونتر حرف ميزنه… ختم كلام اينكه لطف كن ديگه ننويس

0 ❤️

324384
2012-07-10 06:20:45 +0430 +0430
NA

آخه دروغگو کدوم عموی احمقی به برادر زاده ای که از مدزسه بیرونش کرده میگه برو به دخترم ریاضی یاد بده؟؟؟؟؟؟؟؟ تو اگه ریاضی بلد بودی الان باید لیسانس داشتی جناب مکانیک

0 ❤️

324385
2012-07-10 08:17:18 +0430 +0430

دوستان عزیز نویسنده به خاطر احترام به شعور مخاطب یه بار داستانتون رو بخونید تا حداقل غلطهای املاییش رو درست کنید .
ببینید بارها گفته شده نوشتن واقعیت هیچ امتیازی نداره ولی اگر یه داستان تخیلی رو با محتوای قوی و موضوع خوب بنویسید کلی هم ازش استقبال میشه, شما که اینقدر درس و مشقت ضعیف بوده که ترک تحصیل کردی چطور به دختر عموت ریاضی یاد دادی . دوست عزیز نوشتن داستان اجباری نیست و اگه کسی تصمیم به نوشتن داستان یا خاطره میگیره باید حداقل شناخت سطحی از اصول نویسندگی داشته باشه . حالا اگه این وسط چند نفر هم بیان شما رو ببندن به رگبار فحش ناراحت هم میشی و میگی فرهنگ ندارن و بی ادبن اما بدون بی ادبی اینه که بیای و با یه متن ضعیف وقت دیگران رو تلف کنی مخصوصا توی شهوانی که برای ورود به سایت و نظر دادن باید از هفت خان رستم رد شد .
میخواستم یه پیشنهاد به ادمین بکنم که اگه سرش شلوغه و نمیرسه داستانها رو کامل بخونه اونها رو برای چند تا از کاربرای قدیمی که اتفاقا دست به قلم هستن بفرسته تا اگر از نظر اونها تایید شد اپ بشه به نظر من اگه هفته ای یک داستان خوب گذاشته بشه بهتره تا اینکه روزی چند تا داستان ضعیف گذاشته بشه روی سایت

0 ❤️

324386
2012-07-10 08:18:40 +0430 +0430
NA

مردانه هيچي بهت نميگم ولي يه دور خودت داستانتو بخون بعد هر چي لايقت بود خودت به خودت فحش بده باشه تو خصوصي بلد نيستي نوشتي خسوسي من چي بگم بهت ؟؟؟؟؟

0 ❤️

324387
2012-07-10 08:26:57 +0430 +0430
NA

داداش دیگه ننویس :)

0 ❤️

324388
2012-07-10 08:46:24 +0430 +0430
NA

سلام دوستای گلم
اینو ولش کنین
من یه خواهر زن دارم که کس و کون توپی داره با سینه های بیست. 8 ساله تو کفشم نمی دونم چطوری رامش کنم. پیش اومده اتفاقی کون و سینه هاشو دست زدم. بعدشم برای سکس تا یه جاهایی پیش رفتم و رو مخش کار کردم. به عنوان مثال خودش از کس و کون و سینه هاش برام گفتهو از من پرسیده آیا من سکسی و جذاب هستم. یا مثلا وقتی ازش پرسیدم دوست داری با من سکس کنی جواب داد اگه شوهر خواهرم نبودی دوست داشتم اولین سکسم با تو باشه ولی چون شوهر خواهرمی اونوفت تا آخر عمر نمی تونم تو روی خواهرم نیگا کنم. یا یه مورد دیگه بهم گفته که پرده ش حلقویه. همچینن بهم گفته وقتی اپیلاسیون می ره کسش تپل تره به نظر میاد و از کس خواهرش تپلتره. با وجود همه اینا یه روز دوست پسر یابوش بهم زنگ زد و هر چی لایق خودش بود بارم کرد فکر کنم SMS های مارو خونده بود. و از اون روز دیگه این خواهرزن حشری من که کسش داره برای کیر آتیش می گیره با من دیگه اون روابط قبلو نداره. با همه اینا من دارم تو فراق کس و کونش می سوزم. بهم بگید چی کار کنم؟

0 ❤️

324389
2012-07-10 10:33:10 +0430 +0430
NA

عزیز دل میتونم یه خواهشی کنم ازت؟
خواهشأ جان من!
این تن بمیره دیگه ننویس
اصلا قلم نگیر دستت!
به کیبرد کامپیوترم نزدیک نشو!
اصلأ سعی کن تو یه جمع حرف نزنی
واسه خودت میگما
خیلی خرابه حالت
زدی متلاشی کردی زبان فارسی رو

0 ❤️

324390
2012-07-10 13:38:58 +0430 +0430
NA

یاتاقان بیاد تو کونت

0 ❤️

324391
2012-07-10 14:35:08 +0430 +0430
NA

J) اگه جای تو بودم میکردمش همون روز وای عجب حالی میده تو اتاق

0 ❤️

324392
2012-07-10 14:43:30 +0430 +0430
NA

موضوع:راه رفتن براعصاب ملت
نویسنده:یک ذهن معلول
نتیجه:کیرتودهن نویسنده

0 ❤️

324393
2012-07-10 17:04:46 +0430 +0430
NA

کله کیری تو که خودت حال نداری داستان تخمیت رو یه بار بخونی و غلط هات رو درست کنی چه توقعی از ما داری که بخونیم و حال کنیم.بعدشم خر خودتی کون گلابی با اون داستان خالی بندیت.من نمیدونم چرا تو این داستانها همه چی دست به دست هم میده تا شرایط سکس واسه داستان نویسها منظورم (کسایی که این کس و شررا رو مینویسن)مهیا بشه.به محض اینکه مخ میزنن یهو یکی میمیره خونه خال میشه یا ننه بابا یارو میرن مسافرت یا طرف میخواد کس دختره بزاره یه دفعه دختره اپن در میاد . یا به قول این کس ملخ در اتاق فقط از تو باز میشه.کیر تو دهنت

0 ❤️

324395
2012-07-11 19:33:15 +0430 +0430
NA

کیرم به مغزت بره تو که گفتیددرست ضعیفه پس چه جوری میخواستی با اون دختره ریاضی کار کنی?!

0 ❤️

324397
2012-09-03 07:08:36 +0430 +0430
NA

فقط بهت میگم اون کیری که داری با تمام تخم های پایینش تو کون خودت کس کش کیری کونم تو داستانویسی و غلط املاییت اول بیا یکم فکر کن بگو من ادمم بعد که دیدی نیستی بعد بگو من نویسنده ام بعد که دیدی کونم نیستی بعد بگو من خوب نوشتم بعد که دیدی کس هم تو کونت کنم خودتو بگام اون روزی که تو به وجود اومیو بگامو اون روزی که تصمیم به نوشتن داستان کردی گاییدمو بعد اخه کس کش / کونی تو مارو کس گیر اوردی یا خودتو اون چه داستانی که اولش حسن کچلی بعدش میشی دکتر حسابی خایه های افراسیاب از پهنا تو کونت اقای نویستده بسیار خوبببببببببببببببکیر

0 ❤️

324398
2012-09-14 09:31:16 +0430 +0430
NA

J) S) تواول درس بلد نبودی رفتی پیش بابات درسته؟
پس چه جوری به اون کسکش درس یادمیدادی تو اتاق
ک
س
م
غ
ز
تمام عیار

0 ❤️

324399
2012-09-14 18:36:15 +0430 +0430
NA

تير چراغ برق تا ته تو کونت بي سواد! تو املآ معلمت بهت چن داد؟؟؟

0 ❤️

698429
2018-06-30 12:13:12 +0430 +0430
NA

مرتیکه ی جقال المجلوق فاک زده تو رو فشارت بدن اب کونت درمیاد مرتیکه مجلوق والدوله کله ی ممد کوچولو تو خودت و دختر عموت

0 ❤️

803984
2021-04-15 01:02:19 +0430 +0430

بچه کنی تو اهل درس نبودی بابات گذاشتت وردست مکانیکی که هرروز کونت بذاره تا آدم بشی ولی عموت گفت بیا باپریا ریاضی کار کن
کسخل حداقل اول فکر کن که تهش گند نزنی

0 ❤️







Top Bottom