نُه شب سکس

    آخرین خرمارو برداشت مالید به شیره خرماهای ته ظرف. گذاشت گوشه لپش. یه قلپ چایی خورد. گفت قصه اون بابارو شنیدی.
    گفتم کدوم؟
    گفت همون که صب بیدار میشه میبینه یه خانومه برهنه کنارشه. بعد خلاصه میگه نُه روز با هم باشیم میگه خب.
    گفتم نه. چیه داستانش؟
    گفت طرف صب بیدار میشه میبینه یه خانومه برهنه کنارشه. بعد خلاصه میگه نُه روز باهم باشیم میگه خب.
    گفتم الان که تعریف کردی خیلی برام جالب شد. یه جورایی نُه بار وان نایت استند؟
    گفت نَه خب بعد نُه شب یه چیزایی بینتون رد و بدل میشه.
    گفتم رابطه‌هایی که منطقی شروع میشن دقیقا بعد همین نُه شبِ که یه چیزایی رد و بدل میشه یا برای همیشه تموم میشه یا نه خیلی موندگار میشه.
    گفت چطو؟
    گفتم چون نه اونقدر کوتاهه که آدما به حرف زدن نرسن و همش رو هم باشن نه اونقدر طولانی که از هم خسته شن و فرسایشی شه. ایده‌آلش همون یه هفتس. یه هفته زندگی. یه هفته حبس شدن تو خونه. یه هفته باهم بودن خیلی چیزای مهمی رو به دو طرف نشون میده.
    گفت مثلا چی؟
    گفتم خیلی از عادتا. از هارد تپ‌تپ بگیر تا فپ‌فپ تایم ها. از جر و بحثا از علاقه‌ای که آدما نشون میدن.
    گفت یه چیز تو مایه‌های ماه عسل.
    گفتم با این تفاوت که اینجا تو‌ دکمه “گوه خوردم” داری ا‌ونجا نداری. فکر کردی اینهمه دعواهای خونینی که تو ماه عسلا اتفاق میوفته و وقتی برمیگردن جیکشونم در نمیاد دلیلش چیه؟
    گفت دکمشون خاموشه؟
    گفتم ها همین. سیخ میکنن تو دانشگاه میبینن همو میرن خواستگاری و کلی رسم و رسوم کصشر که چون همه انجام میدن باید ایناهم انجام بدن. پسره تو دلش میگه آخجون کص. هر وقت بخوام کص میکنم یکیم هست بغلش کنم. دختره هم میگه ازین به بعد قبض آبمون بخاطر زیر شیر آب خوابیدنای من اینقد زیاد نمیاد و همش رو همیم و آخ جون عروسی و بغل و شبایی که تنهایی گریه میکردم تموم شد. بعد چند دور سکس که میفهمن نه! سکس اونقدرام که خیال میکردیم چیز خاصی نیست و این پسره/دختره عجب چیز رو اعصابیه یه دقه ولم کن ببینم و بعدشم دعوا. یه ضرب المثل کصشری هم اینجا لوبریکنت بدبختیه آدماس که میگه دعوا نمک زندگیه. خب با اجازه خانواده عزیزم و بزرگترا شاشیدم به اون مَثَلی که به توهین به همدیگه و کتک کاری و دل شکستن میگه نمک زندگی. اوکی اختلاف بین هر دو انسانی پیش میاد طبیعیه. ولی نمک نیست. مشکله باید حلش کرد. ضمن اینکه دعوا قصش فرق میکنه. گفت پس اونهمه “عاشقتم” و “نمیخوام لحظه‌ای از بغلت جدا شم” و “تا آخر عمرم کنارتم” چی میشه؟
    گفتم همش همون موقع آوار سر دو طرف میشه. دختره گریه میکنه با خودش میگه فکر نمیکردم مرد رویاهام سرم نعره بزنه بگه غلط کردم گفتم زن میخوام. مرده هم یه پاکت خالی میکنه و با خودش میگه چی فکر میکردیم چی شد.
    گفت دقیقا جایی که دکمه “گوه خوردم”ی وجود نداره.
    گفتم دقیقا. بعد حتما یه گوساله‌ای هم یا تو فامیل پسره یا دختره پیدا میشه میگه اگه یه بچه بیارید مشکلتون حل میشه بینتون صلح و صفا میشه. بچه میارن. با این تفاوت که حالا دعوا با موزیک متن ونگ‌ونگ بچس. بعدم آدما با خودشون میگن یکم یواشکی شیطونی میکنم تا بچه بزرگ شه و طلاق بگیریم. همه اینا بخاطر کصشراییه که مجبور شدیم بپذیریم. حالا سوای از ازدواج سفید یا قهوه‌ای که آدما میکنن چیزی که از همه مهم‌تر بعد از اون همخونه شدن و یک خونه شدنه یادمون میره یه زمانی باهم دوست بودیم. یه زمانی بهترین دوست همدیگه بودیم. سریع میریم تو‌ نقش و تایتل خودمون. من زنم من شوهرم.
    کامان. شل کن بابا پارسال داشتی واسش تو ماشین میخوردی. واسه هم کلی حرف داشتین بزنین. کنار هم بودین. از هم حمایت میکردین. چی شد پس؟ چرا وا دادی عزیز من؟ گفت همیناشه که حاضر نیستم با یکی تا همیشه زندگی کنم.
    گفتم تو هم کص نگو دکتر کص نگو قربون شکلت برم من. از شونزده هیوده سالگی مشغول کصکلک بازی میشیم تا بیست بیست‌پنج سالگی بعدش رابطه‌های جدیمون شروع میشه و دیگه سی و پنج چهل پارتنرمونو پیدا کردیم. همونی که قراره بیست سی سال باهاش بمونیم.
    گفت خو همین. چه اجباریه یکی باشه حالا؟
    گفتم برای بلوغ تو دوره میان سالی و کهن سالی تشکیل خانواده نیازه.
    گفت ها. من امشب میرم خونه نمیام راستی. گفتم کجا؟
    گفت میرم همین خانواده تشکیل بدم.
    گفتم شاشیدم به شعورت اون اسمش جفت گیریه. نوش جونت برو.
    گفت نه جدی داریم میریم بگردیم تا صب تو خیابونیم.‌ توهم میای؟
    گفتم سر خر؟
    گفت تعارفو باید میزدم.
    گفتم نوش جونت. حسابی ببوسش.
    گفت باشه.


    نوشته: دختر_شِرمغز

  • 18

  • 2




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 10 ماه،1 هفته
      • 5

    • راستشو بگو سایتو هک کردی؟؟


    •   shahx-1
    • 10 ماه،1 هفته
      • 2

    • راستشو بگو سایتو هک کردی؟؟


    •   atia
    • 10 ماه،1 هفته
      • 2

    • چی به چیه


    •   دخترنشسته.درماه
    • 10 ماه،1 هفته
      • 1

    • قرق کردیااااااا


    •   .Ambivalence
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • راستش من خوشم اومد،اما خب عنوان سایت می طلبید یکمم سکسی تر مینوشتی...به هر حال لایک کردم...


    •   shadow69
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • اینم خوب

      از لحنت خوشم میاد


    •   Danialoviç
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • چی بود این؟ پند و اندرز با چاشنی نمک اضافه؟ :|


    •   Master.Kink
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • چرا انقد آشنا بود؟!


    •   کیر ابن آدم
    • 10 ماه،1 هفته
      • 0

    • دوزش داشتم!


    •   doki-kar balad
    • 10 ماه
      • 0

    • حیف این داستان که همش ۱۳ تا لایک داره ،لایک ۱۴ ام تقدیم دختر شل مغز
      سوژه خوب و نابیه ،همین فرمون برو جلو حیفه پردازش کمی بشه میتونی برا قسمت دوم آدم های جدید رو اضافه کنی واز حالت دونفره درش بیاری،
      ممنونم از زحماتت دوست عزیز


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو