نیاز های آدمی

1393/04/09

( در پی حقایق باش راه را باز کن و سنگ ها رو کنار بزن همیشه آنطور که تصور کنی نیست شاید روزی باز از این جاده گذر کنی آن زمان پیر و فرسوده باشی پس جاده ای که باز باشد هیچ پیر فرسوده ای را زمین نمیزند .)
خانه ما ویلایی ودر مرکز شهر بود طبقه بالا داداش با همسرش زندگی میکردن و داداش توزندگی آدم تنبل کون گشاد و منتظره مرده ببینه جیبشو بزنه چندسالی شریک برادر بزرگه بود اون بنده خدا کارمیکرد این میخورد یعنی شده بود کارکردن یابو وخوردن خر خلاصه بعداز هم جداشدن وظرف دوسه سالی این داداش بدهکار عالم شد و اون داداش وضع مالی خودشو راست و ریست کرد و سال های بدشو جبران کرد و تونست حتی یک آپارتمان بخره ولی این داداش آویزون همه بود حتی من که اصلا رو نمیدهم کافیه بندکنه بهت اونقدر مصیبت برات میخونه که فکر میکنی حسین توکربلا نبود ایشون بود اگر دقت کرده باشین معمولا دوربر همچین آدم های تن پرور همسر زیبا و خانواده فعال هست دیگه جان همه از دست او بلبمان آمده بود و بادیدن او هرکسی اصطلاح زندگی درشو بروی او میبست بعداز مدتی هم که کم بود سقط بشه چندروزی بیمارستان و طبق معمول خرجش گردن من حقیر افتاد و بعد در سن چهل و پنج سالگی که مردها اوج مردونگیشون رو دارن چیز آقا بلند نمیشد و اینجا بود که چون خرج زندگیش رو گردن من بود بنوعی درست نبود که امورات همسرش رو انجام ندهم زن های امروزی علاوه برهمسر یکی دیگه هم دارند که درازای حالی خرجشون کنن و خلاصه ای که قرار شد من آموزش کار تایپ رو تو ساعتی که خانه هستم بهش آموزش بدم زن داداش ازاون ها که خودشو بگیره یا جلوی من پوشیده باشه نیست و جلسه اول از حمام آمده بود و ساعت چهار بود که من تو اتاق خودم بودم و طبق معمول صدای موزیک خارجی لایت کمی بلند بود عادت دارم تو اتاق با شورت بگردم درب رو از داخل میبندم و قفل میکنم و داشتم تو اینترنت صفا و حالی میبردم که درب اتاق رو با انگشت زد من به هوای آویزون که معمولا موقع گرفتن پول درب میزنه و اون موقع ها داداشی محسوب میشوم و بعد که پول رو گرفت ازت تا زمان مجدد کیرشم حساب نمیکنه و حتی چند بار زیرآب منو تو خانه زده برویش نیاوردم ولی خلاصه همه عالم برادر دارن پشتوانه و کمک هست منم برادر دارم یکی بفکر خویش دومی آویزون ریش ادامه ماجرا درب رو باز کردم گفتم چی میخوای باز هاااا یهو زن داداش رو دیدم خودمو عقب کشیدم و شلوارکمو که رو لب تخت بود سه ثانیه پاکردم و داخل شد و من موزیک رو اندکی کم کردم و درب رو از داخل بستم و قفل کردم داخل اتاق مثل همیشه نامرتب نبود و کتاب و دفتر در کارم نبود آموزش تایپ از روی برنامه متنی ساده نوشتم و بعد گذاشتم خودش پای لب تاپ بنویسه و هرروز نیم ساعت تا چهل دقیقه اول کار میکرد بعد من توضیح میدادم و در حدود دو هفته بعد تقریبا راه افتاده بود و کمی هم آشنایی با بعضی برنامه ها و کار با کامپیوتر و در طول یک ماه کار با سیستم و اندکی هم اپراتوری حسابداری رو آموزش دادم و بهش گفتم اگر مرتب کار نکنه فراموش میکنه این بود که برای اینکه از بابت کار در محیط کاری برایش درآمد داشته باشه و بنوعی کمی شوهر گشادشو کارکردن اون باعث بشه بخودش تکون بده لااقل بره سرکار پیشنهاد دادم دفتر کارم بیاد واسه کار دفتر من بهانه بود و اکثر اوقات مکانی بود برای سکس و البته این موضوع رو زنداداش نمیدونست و تماس ها و مخاطب های تلفنی و برنامه ای که مردم سروکار داشته باشن مستقیم نبود تنها تمرین او در حین کار و تکون دادن شوهرش بود و هفته ای دوم کار سوالی بابت مطلبی داشت که رفتم بالاسرش و حین جواب دادن از یقه باز لباسش سینه های اون معلوم بود که چون خیلی هات هستم و آنی ازخودم بیرون میام سعی میکنم به زن ها نگاه نکنم واون موقع خواسته ای شیطان را نتونستم ازسرم رد کنم جواب رو که دادم همان جا ایستادم و بعد گفتم بیاد کمی راجب زندگی گپ بزنیم و کنار من پاهای خودشو رو پا انداخته بود و من که عادت به حاشیه بردن و پیچ خوردن ندارم مستقیم بهش پبشنهاد دادم و جاخورد انتظار نداشت من گفتم میدونم که برادرم وقتی حال کار رفتن رو نداره و اینکه شب ها باهم نمیخوابید و خیلی چیزا مثل تحمل زندگی و اینکه تو زیبای ونوس نمیدونم فلان و فلان هستی من تمام زندگی روبه پای تو میریزم و زد زیر گریه و از چیزی گفت که باور کنید فهمیدم شیطان خیلی هم حرومزاده نیست گاهی ناخواسته ثواب هم میکنه چون طرح طلاق رو برام گفت و من کپ کردم و بعد گفت اگر بصورت پنهانی باهم باشیم و بتونم همسرشو برای کار سر کار ببرم یا وادارکنم بره منصرف میشه خلاصه تو بغل گرفتم و اشک هاشو پاک کردم و لب هامو از فرصت استفاده کردم رو لب هاش گذاشتم و کم کم هردو علاقه نشان دادیم و یک آن دیدم داره برام میخوره و چه عالی هم میخورد تو دلم یک آن به تمام حماقت های آویزون فش دادم که پاشدم و دستانم رو دور سرش قرار دادم و آرام جلو و عقب کمی تو دهانش بردم و حالا نوبت خوردن چوچول کوسش بود من که استاد شدم در این قضیه حسابی به حال آوردمش طوری که از لذت و حال آه وناله اش رو درآورده بودم بعد یادم افتاد که استاد کاندوم نداری و کمی سرشو سرکیرمو تف زدم و روی کوسش بالا و پایین بازی دادم و آرام گذاشتم خودش راه رو بره داخل و کامل که داخل شد تو بغل گرفتم و سینه ها روی سینه های من و دستمو از زیر سرش سرشو سمت خودم بالا آوردم یک چیزی گفت که من همونطور دیوونه بودم نیاز به آن نبود گفت آبت اومد دوست دارم بازم بکنی میتونی گفتم چراکه نه جون بخواه و لب تو لب و تلمبه زدن و نمیدونم دوساعت بیشتر هرمدلی که فکرشو بکنین کردم و حالی بهش دادم که بمن گفت تو عمرش نبرده بود و دو بار ارضاء شدم پنج بار اون اگر اشتباه نکنم ارضاء یا ارگاسم رسید که من کلی دقت کردم اثری تو بدنش از خوردن بدن و گردن نمونه ولی اون بدنمو سیاه و کبود کرد طوری که تو خانه یک مدت مجبور بودم بقول خانواده رعایت کنم البته کار باهاش به هفته سوم نرسید ولی گاهی یکی دوبار زیرآبی تو خونه یا هرجا که بشه سکس داشتیم و باتمام این ها که میدونم خیانت کردم اما خداشاهد میگیرم که من اگر پیشنهاد کردم و اون قبول کرد برای این بود که نیاز بود نیاز بود نیاز . امیدوارم دوستداران کوس همیشه کیرشون تو کوس درحال کردن و دوستداران کیر نوبتی عجله نکنن نوبتشون میشه …

با پوزش از بزرگواران

                            پایان

نوشته: ؟


👍 2
👎 2
35530 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

425015
2014-06-30 10:15:25 +0430 +0430
NA

اين حرف درست نيست.
مثلا اگر كسي به مادر يا فاميل نزديك شما نياز (نياز - نياز) پيدا كرد تكليفش چيه؟
آخه يه حرفي بزن كه در عقل بگنجه.
اين گاوه فهمش از تو بيشتره به نظر من.

cowanimation-4.gif
0 ❤️

425017
2014-06-30 12:31:12 +0430 +0430
NA

مطمینی داستان بر عکس نبوده

0 ❤️

425018
2014-06-30 13:50:56 +0430 +0430
NA

:| خودت قضاوت کن

0 ❤️

425019
2014-06-30 15:13:09 +0430 +0430
NA

کیرم تو داستانت تو رو تیمارستان هم تحویل نمیگیره

0 ❤️

425020
2014-06-30 15:53:29 +0430 +0430
NA

سر زنگ انشا تو دبستان معلم کونت میذاشت که اینقدر انشات ضعیفه؟ ریدی!

0 ❤️

425021
2014-06-30 16:16:19 +0430 +0430

بی حوصله بودی در نوشتن ولی خاص بود! ممنونم…

0 ❤️

425022
2014-06-30 20:39:49 +0430 +0430
NA

اب کیر سگ که یه هفته مونده زیره افتاب بو گه می ده توی کونه انیت اشغال صفت توی کیری ارزش نداری روت برینم .اندونی.بجا چاه توالت دهن تورو باید می ذاشتن .کیریم لایه پستون بندت.کیرم پسه یقت.کیرم تو همه ی وجودت

0 ❤️

425023
2014-07-01 00:24:02 +0430 +0430

کیری بود، ننویس . . . . . . . . . . . . . . .
کاری ندارم چه تخیلات تخمی داری و سرعت جلق زدنت چند دست در ثانیه است، فقط برو لهجه تخمیت رو درست کن. شاشیدم تو املاء و انشاء و تک تک انگشتات، دیگه ننویس. کله کیری، جلقو، دیگه ننویس.

به فکر زن برادر میزنی جق
همه ریدن به تو با جمله‌ی حق
بیا بیرون ز افکار کثیفت
که باشد این وجودت نکبت و لق

0 ❤️

559379
2016-10-06 14:49:52 +0330 +0330
NA

کارت درسته داداج . من درکت میکنم و باهات موافقم

0 ❤️







Top Bottom