داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

نیمه های شب

1399/04/11

با سلام خدمت همه دوستان.
یه توضیح بدم درباره داستان… این داستان ترجمه هست و خودم ترجمش کردم، این اولین داستان و همچنین اولین کار ترجمه ام هست ک اگ مورد پسند بود کار های بیشتری رو آپلود می کنم. خوشحال میشم نظرات مفیدتون رو در باره داستان بدونم.

بریم سراغ داستان:

نیمه های شب، اونم در حالی که انگشت های شوهرم خیلی عمیق تو کسم بود، از خواب بیدار شدم. گیج و منگ مونده بودم. هاج و واج…
همین چند ساعت پیش با هم عشق بازی کردیم و هر دومون هم ارضا شدیم. بعدشم تصمیم گرفتیم ک بخوابیم. حتما هنوز هم تشنهء منه ک دوباره شروع کرده…
روی شکم دراز کشیدم، صورتم رو به بالشت فشار میدم، به کمرم یه قوس دادم و کونم رو تا میتونم به سمت بالا میگیرم. همین جور ک شوهرم انگشتشو میکنه تو کسم و بیرون می کشه، یه لحظه به خودم میام، میبینم ک صداهای عجیب و غریبی دارم از خودم در میارم، حتما به خواطر ترکیب خواب آلودگی و شهوتیه ک شوهرم به من منتقل میکنه.
قشنگ می تونم صدای انگشتش رو که هِی می کنه توی کسم و بیرون میکشه رو بشنوم. و این صدا فقط کسمو بیشتر خیس میکنه.
“اخه چجور تونستی منو اینقد خیس کنی؟”
همین طور ک حملشو به سمت کس خیس من ادامه میده، روم خم میشه. حالا میتونم نفسهاشو دم گوشم حس کنم.
“وسطای شب بیدار شدم. تشنه تنت بودم. تو رو می خواستم. پس فقط شروع کردم ب لیسیدنت. ده دقیقه تمام قبل اینکه بیدار شی، لیسیدمت. از چوچولت شروع کردم تا سوراخ خوشگل کونت. بدنت هم با لرزش های قشنگش جوابمو میداد. وقتی چوچولتو میک می زدم ، فهمیدم ک داری بیدار میشی. عشقم چه حسی داری؟”
یه دستشو به سینه ام رسوند و داشت اونو فشار میدادو با اون یه دستش هم هنوز روی کسم بود. خیلی خوب میتونستم شصتشو ک باهاش داشت نقطه جی من رو تحریک می کرد حس کنم و این همزمان انگشتاشو میکرد تو کسم و بیرون می کشید.داخل ، بیرون… داخل، بیرون.
“آااه ، عزیزم، وای، خیلی حسش خوبه. خیلی دوست دارم همینجوری ک داری کسمو انگشت می کنی،اونو لیسش بزنی، تورو خدا… خواهش میکنم… کسمو بخور”
هنوز روی شکمم خوابیدم، یکم کسمو بی سمت پایین فشار میدم، چوچولم به تخت میخوره و عشقم هنوز داره منو انگشت میکنه.
“عزیزم بهم بگو ک می خوای برات چکار کنم؟ "
قشنگ میتونستم حس کنم ک موقع حرف زدن نفسشو حبس کرده، حرفشو زد و صورتمو لیسید.
“کسمو بخور… کسمو لیس بزن… کسمو بخور.”
“ن، دقیق تر بگو چکار کنم.”
“میخوام ک کسمو میک بزنی، همه جاشو بخور: از چوچولم گرفته تا لب های کسم. وااااای. خیلی دوست دارم وقتی لب های کسمو می خوری. بعدش می خوام ک زبونتو توی کسم حس کنم، می خوام ک کسمو با زبونت بکنی، می خوام ک منو ارضا کنی. کسمو لیس بزنی و هم زمان انگشتاتو فرو کنی توی کسم.”
با دستاش منو روی زانوم به حالت داگی نشوند. مثل بازیچه اش بودم. هرکاری ک می خواست، میکرد. به جلو خم شدم و پیشونیمو روی زمین گذاشتم، اونم خودشو زیر من تنظیم کرد و صورتشو گذاشت بین پاهام. کم کم داشتم کونم رو پایین می آووردم، اما اون با دستاش کونمو گرفت و اجازه نداد.
“می خوام ذره ذره ی کستو مزه کنم.”
سعی کردم همونجور ک عشقم بین پاهامه و داره زبونشو از بالا تا پایین کسم می کشه، کونمو تکون بدم، اما اون دستای قوی و مردونش مانع این کارم شد.از بالا تا پایین. از نقطه جی تا سوراخ کسم، همشو لیس میزد و هی کارشو تکرار می کرد.
" آآآه خواهش میکنم. تو رو خدا، آه، زبونتو بکن تو کسم.”
شروع کرد زبونشو فرو کردن توی کس خیسم و من داشتم ارضا می شدم. شروع کردم تکون دادن باسنم و روی صورتش بالا و پایین می شدم.
" عزیزم؟"
جواب نداد.
“عزیزم، خواهش می کنم، التماست می کنم، چوچولمو بخور. میکش بزن، واااای. می خوامت”
گفتش:
“آررره”
صداش خفه شد… دستشو گذاشت روی کونم و اونو به پایین فشار داد و حالا داشتم با چوچولم خفش می کردم. شروع کردم به جلو عقب کردن کسم رو صورتش و اینجور داشتم خفش می کردم.
" آاااارررره، آره،آآآآه"
همین جور ک اون داشت منو به ارگاسم می رسوند منم دوست داشتم ک آب کیرش روی بدنم حس کنم. برام مهم نبود کجای بدنم، فقط آب کیرشو می خواستم. روی نافم ، روی ممه هام، روی کسم، روی صورتم… فک کردن به این منو بیشتر حشری می کرد، و همینجور ک چوچولمو میک می زد حس کردم ک انگشتشو فرو کرد توی کسم و تا اعماق کسمو شکافت. با دستام شروع کردم ممه هامو مالیدن، ممه هایی ک نوکشون کاملا سفت شده بود. کم کم داشتم ارضا می شدم.
" آرره. آآررره، آآآی"
وحشیانه کونمو روی صورت عشقم جلو و عقبمی کردم و زانو هام هم تکیه گاه بودن.
“آره دختر خوب. روی صورتم سواری کن. همین جوری جلو و عقب شو. همه ی صورتمو با آب کست خیس کن. می خوام مزش کنم”
ادامه داد تا اینکه من ارضا شدم. بدنم داشت تحلیل می رفت. انگار همه انرژیم داشت بیرون می ریخت.
“وااای، نگاهه کن باهام چیکار کردی. بیشتر لیس بزن. بیشتر”
و من داشتم جیغ می زدم در حالی ک بدنم داشت رعشه می رفت. هیچوقت اینجوری ارضا نشده بودم. برام حس بهشت رو داشت.
کم کم داشتم آروم می شدم و سرعت حرکات بدنم هم کم شد، اون میدونست که باید از شدت کارش کم کنه. از شدت هیجانی که کم کم داشت تو وجودم خاموش می شد، ناله می کردم و سینه هام هنوز توی دستام بود.حرکات کسم روس صورت خیلی آهسته شده بود. اون منو به آسمون ها برده بود و الان دوباره به زمین برگشتم.
اون میدونست ک من بعد این ارگاسم شدید به کمی توجه و عشق بازی نیاز داشتم. دست گذاشت روی کمرم و منو کنار خودش خوابوند. با یه دستش شروع کرد آروم به کسم ضربه زدن و همین باعث شد ک بدنم یه لرزش خفیفی داشته باشه. با دهنش شروع کرد سینه هامو خوردن، خیلی آرووووم اونارو میک می زد.
چشمامو بستم و گذاشتم ک این حس لذت تمامو وجودمو در بر بگیره و وقتی چشمامو باز کردم، برای چند لحظه نگاه هامون به هم گره خورد و اون دوباره شروع کرد به نوک سینه هام زبون زدن. انگشتامو لای موهاش فرو کرده بودم و اون با خودش یه چیز هایی رو زمزمه می کرد. هنوز گونه هاش ازآب کسم خیس بود. انگشتم رو روی گونه اش کشیدم و خیلی آروم گفتم
“ممنون…ممنون…ممنون”
عشق بازیمون رو ادامه دادیم، اون منو به آسمونا برده بود. همه احساساتمون به هم گره خورده بود.تو همین وضعیت می تونستم کیرشو ک به پام میخورد رو حس کنم. آروم دستمو بردم پایین سمت کیرش و اونو توی دستم گرفتم. بهم گفت ک
“دوست داری ک منم آبم بیاد؟”
رضایتمو با تکون دادن سرم بهش فهموندم.
به کمر خوابیدم. پاهام رو گرفت و منو به گوشه تخت کشوند، کیرشو کمی روی کسم کشید و اونو آروم به داخل هل داد. اروم اروم کیرشو فرو می کرد تو کسم و من پیشروی کیرشو توی کس خیس و لزجم حس می کردم. بهترین حس دنیا… خم شد روم و شروع کرد باهام لب گرفتن، بعد از چند بار بوسیدنش لبامو از لباش جدا کردم.
" دوست دارم وجودت رو روی سرتاسر بدنم حس کنم. عصاره وجودتو به من بده"
کم کم حرکاتش سریع و سریع تر شد. از روم بلند شد و سریع تر توی کسم تلنبه میزد
“عشقم… وجودمو می خوای، داری با اون کس تنگت دیوونم می کنی”
و بعد چند لحظه کیرشو بیرون کشید و قبل از اینکه خودش دست به کار بشه، دستمو سمت کیرش بردم و اونو توی دستام گرفتم و شروع کردم به جلو عقب کردن، کیرش شروع کرد به تپیدن و با هر انقباظ و انبساط عصاره عشق خالصش رو روی من می ریخت.
و این چیزی نبود جز عشق، عشقی ک حتی توی نیمه های شب هم خاموش نمی شد. ما با هم دیگ و برای هم دیگ بهشت کوچیک خودمون رو ساخته بودیم…

نویسنده:Shimmysassy
مترجم: BuG


👍 12
👎 6
31118 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

894812
2020-07-01 21:02:34 +0430 +0430

وقت و انرژی برا ترجمه میذاری، یچی ترجمه کن که سرش به تنش بی ارزه خداوکیلی. خو صحنه سکس خالی رو که تو فیلم سوپر هم میشه تصویری و بهترش رو دید. اروتیک خالی چیز چرتیه به نظرم. برا ارزش زحمتی که کشیدی میخواستم لایک بدم، ولی انتخابت برا ترجمه خوب نبود.

5 ❤️

894826
2020-07-01 21:17:07 +0430 +0430

زحمت کشیدی و ترجمه کردی،قابل تقدیر و تحسینه
ولی هم باید به قواعد و کلمات زبان فارسی تسلط داشته باشی و هم رسم الخط و نگارش صحیح رو رعایت کنی.
از شما بیشتر از بقیه توقع میره.
واقعیتش تا وسطاش بیشتر نتونستم بخونم ولی بابت کارِت،ممنونم!

6 ❤️

894861
2020-07-01 21:58:53 +0430 +0430

پیشنهاد میکنم گزینه دومین ترجمت ، سیزده جلد تاریخ تمدن ویل دورانت باشه

3 ❤️

894864
2020-07-01 22:02:26 +0430 +0430

دست شما درد نکنه
ترجمه خیلی خوبی بود
خسته نباشی

4 ❤️

894889
2020-07-01 23:18:00 +0430 +0430

درسته زحمت کشیدی
ولی چون فقط ترجمه کردی نمیخونمو نظر نمیدم
چون تو فقط ب عنوان زیر نویس عمل کردی نع بیشتر
لایک ب تو شبیه دادن اسکار ب گروه دوبلس

2 ❤️

894911
2020-07-02 02:29:58 +0430 +0430

دیگ خورشت منظورت بود یا پلو؟

0 ❤️

894921
2020-07-02 04:50:56 +0430 +0430

غلط املایی داشتی که بد بود.ولی تجربه سکس نیمه شب رو داشتم خیلی حال میده.منم طرف داشت کیرمو میخورد که بیدار شدم انقد حشری شدم که حمله کردم به کسش.لایک

3 ❤️

894941
2020-07-02 06:22:49 +0430 +0430

تجربه کردم،حس خوبیه

1 ❤️

894972
2020-07-02 09:43:23 +0430 +0430

خوب ترجمه کردی، سلیس و روان. اما نکات دستوری کمتر رعایت شدند.

موضوعت هم دوست داشتم. سکس طرفت وقتی خوابه و با سکس بیدار میشه خیلی براش لذت بخشه.

3 ❤️

895214
2020-07-03 07:28:04 +0430 +0430

فکر نکنم خانمی با انگشت کردن کسش در نصف شب بیدار بشه خوشش بیاد. لذا داستان در نظرم از اول تخمی تخیلی بود. هر چند که ترجمه باشه. محتوای رئال بهتره

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom