نیمه ی گمشده ی یک فوت فتیش (۲ و پایانی)

1399/12/11

...قسمت قبل

سلام به همگی ، اگه قسمت قبلی رو نخوندید اول اونا رو بخونین. دوستان فوت فتیش ممنون میشم اگه نظرشونو بگن .بریم سراغ ادامه ی داستان :

اون شب برای جفتمون یه تجربه ی فوق العاده بود ، دیگه کامل با همدیگه راحت بودیم و راحت از فانتزی هامون حرف میزدیم اما خب موقعیتش جور نمیشد که یه رابطه ی کامل مثل اون شب داشته باشیم و تو چت هامون هر از گاهی اون چند تا عکس سکسی از پاهاش و کصش میفرستاد و منم عکس کیرمو و اینجوری سعی میکردیم همو ارضا کنیم ، البته یه دو،سه باری تو ماشین پاهاشو لیسیدم و با همدیگه فوتجاب کردیم ولی خب جفتمون دلمون سکس میخواست
اواسط اسفند بود که بابابزرگ نیوشا فوت کرد ، بابابزرگش شهرستان زندگی میکرد و نیوشا اون روز بعد از ظهر نوبت کنفرانسش بود و اگه غیبت میکرد احتمالش بود استاد حذفش کنه به همین خاطر بابا و مامان و بردار کوچیکش صبح راه افتادن سمت شهرستان و قرار شد که فردا صبحش باباش برگرده و نیوشا رو هم ببره .
بعد کلاس ماجرا رو بهم گفت و منم بهش تسلیت گفتم ،گفت که شب باید تنها باشه و میترسه منم بهش گفتم میام پیشش البته جفتمون میدونستیم که اینا همش بهونس و چی از همدیگه میخوایم.
رسیدم خونمون و سریع رفتم دوش گرفتم پشمای کیرمو زدم و یه چیزی به عنوان شام خوردم ، به مامانم گفتم امشب میرم خونه رفیقم علی اینا که با بچه ها فوتبال ببینیم و از اونور چون دیر میشه شب همونجا میخوابم اونم کلی گیر داد ولی اخرش به زور قبول کرد ، راه افتادم سمت خونه ی نیوشا اینا . حول و هوش ساعت ۹ رسیدم دم خونشون و زنگشونو زدم رفتم بالا ، نیوشا دم در واحدشون منتظرم بود اونم با چه لباسی !!! سارافون بلند جذب گیپور سفید با لاک صورتی و دستکش و جوراب نازک بلند سفید و البته صورتش که به غلیظ ترین شکل ممکن ارایشش کرده بود . رفتم باهاش سلام احوال پرسی کردم و همدیگه رو بوسیدیم و اون متوجه کیرم که راست شده بود شد از روی شلوار دست کشید روش و یه لبخند ملیح زد . نشستم رو مبل و اونم ازم پذیرایی کرد ، یه فیلم گذاشتیم که با هم ببینیم منم یه چند نخ سیگار کشیدم ، نیوشا سیگاری نبود منم اسرار بهش نکردم ، فیلم قشنگی بود و سکانس های سکسی هم کم نداشت ولی من تموم حواسم به پاهای نیوشا بود که روی میز جلوی کاناپه درازشون کرده بود پا های سفید و خوش تراش که توی اون جوراب ها و با اون لاک و پابند و صندلا دل هر فوت فتیشی رو حسابی میبرد !!!دیگه طاقتم تموم شد وپاهاش گرفتم کشیدم سمت خودم و بی مقدمه صندل هاشو در اوردم و شروع کردم به لیس زدن پاهاش از روی اون جوراب های نازکش اونم میگفت جووون ، بخور پاهامو ، لیس بزن و از اینجور حرفا که شهوتم رو بیشتر میکرد . بعد از اینکه حسابی پاهاشو لیسیدم بلند شدیم رفتیم تو اتاق ، شروع کردیم به لب گرفتن از همدیگه ، سارافونش رو در اوردم و انداختمش رو تخت و همون طور که ازش لب میگرفتم بند سوتینش رو باز کردم و همزمان ممه هاشو میمالیدم . از گردن تا دستاش توی اون دستکشای بلند و سکسیش رو لیسیدم و لباس هامو دراوردم و به حالت 69 افتادیم رو هم و اون کیر منو ساک میزد و منم اون کص صورتیه شیو کردش رو از روی شورت گیپور نازش میلیسیدم و رو چوچولش زبون میکشیدم و اون هم با تمام وجودش ساک میزد تا اینکه اب من اومد و ارضا شدم و ابم پاشید روی صورتش ، منم سرعت لیسیدنم رو بیشتر کردم حسابی داشت حال میکرد و آه میکشید تا اونم ارضا شد و اب کصش ریخت تو دهنم .
از کنار تختش قوطی کرم رو برداشتم و چند تا اسپنک به کونش زدم و گفتم حیف این کون قشنگ نیست که صاحب نداشته باشه ؟ اونم دیگه مثل قبل نمیترسید و خودش هم دوست داشت گفت : صاحبش تویی عزیزم بعد تاق باز خوابید و پاهاشو داد بالا و با دستاش کونشو گرفت، منم شورتشو دراوردم و مثل سری قبل کرم زدم به سوراخش و یکی یکی انگشتامو کردم توش تا جا باز کنه اونم دردش میومد ولی سعی میکرد تحمل کنه ، کیرمو کرم زدم و گزاشتم رو سوراخش و محکم فشار دادم و نصف کیرم رفت تو کونش از درد جیغش رفت هوا اروم اروم شروع کردم به تلمبه زدن توی کون تنگش اونم بعد از چند دقیقه حس دردش تبدیل به لذت شده بود و بلند آه آه میکرد و هی میگفت جوووون تند تر بکن ، این کون برای توعه جرش بددددهههه منم همینطور که تلمبه میزدم با دستم کصشو میمالیدم و هی قربون صدقش میرفتم ، بهش گفتم آبم داره میاد کجا بریزم و اونم که خیلی شهوتی شده بود گفت تو کونش خالی کنم و منم همه ی آبم رو توی کونش خالی کردم و کیرمو کشیدم بیرون آبم از سوراخش میچکید. چند لحظه بعد از من اونم ارضا شد و دوتایی افتادیم روی تخت و همدیگه رو بغل کردیم و با همدیگه انقدر ور رفتیم و قربون صدقه ی همدیگه رفتیم تا خوابمون گرفت و خوابیدیم .
صبح که بلند شدیم قبل از هر چیزی دوتایی رفتیم حموم نیوشا هنوز دستکش و جوراب سکسیاش تنش بود و ازش خواستم که بزاره من از تنش در بیارم و اونم گفت چرا که نه ؟! دستکشا و جوراب نازکاش رو از پاش دراوردم با همدیگه دوش گرفتیم و همدیگه رو شستیم اومدیم بیرون لباس پوشیدیم و صبحونه خوردیم و خونه رو مرتب کردیم ، من قبل ساعت ۸ باید از خونه میزدم بیرون که یه وقت باباش سر نرسه و بگایی بشه . موقع خداحافظی همدیگه رو بغل کردیم و از همدیگه یه لب طولانی گرفتیم و از هم خداحافظی کردیم .

پ.ن: دوستان من تو قسمت قبل هم گفتم که بیشتر ماجرا فانتزیه پس بیزحمت دنبال مو تو بشقاب نگردین و بزارین اونایی که این حسو دارن حالشو ببرن ، مرسی که خوندین

نوشته: x23


👍 6
👎 1
6601 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

794572
2021-03-02 01:01:18 +0330 +0330

جالب بود ممنون
تو داستانت حس کردم بیشتر دنبال سکسی تا فوت فتیش
اونایی که واقعا فوت فتیشن بیشتر به فمدام تمایل دارن تا سکس

اما بازم ممنون

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom