نیمچه سکس با دختر دایی

    دوستان سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.من عرفانم ۲۱ سالمه تهران زندگی میکنم
    من ن مث دوستان باشگاه میرم ن کیر و کمر خر دارم.جق میزنم:)))
    داستان از اونجا شروع شد ک من ی دختر دایی دارم ک ۱۹ سالشه تا قبل از ۱۹ سالگیش قیافش واقعا تخمی بود.الان دماغشو عمل کرده کص شده.بدنش معمولیه ممه ک ۲ تا لیمو داره فقط :))) ولی خیلی سفیده.خلاصه من ی روز ب خودم گفتم کصخل مردی از جق زدن ی کصی جور کن خلاصه هر کاری کردم ی کیری بهم خورداز دوستام و جنده های محترم.یهو فکرم رفت سمت دختر داییم.چون میشنیدم ک دوس پسر داره و لاپایی داده
    ی شب بهش پیام دادم تو تلگرام و کسشعر گفتن ک گفت من قلیون دوس دارم.(باباش نمیزاره بکشه) خلاصه گفتم بریم ی سفره خونه ک قبول کردبیاد.باباش پیچوند و ساعت ۶.۷ عصر بود فک کنم ک اومد.شلوار ۹۰ زده بود پروپاچشو انداخته بود بیرون.همونجا پشمام ریخت ک چقد کصخل بودم اینو نکردم.خلاصه رفتیم تو و قلیون کشیدیم بهش خوش گذشت. دیگه با من اوکی شده بود چون فکر میکرد من مذهبیم. خلاصه گذشت و گذشت تا ب من گفت فیلم و سریال میخوام داری؟منم گفتم اره تو کامپیوترمه گوشیتو بیار تا برات بریزم اینم خانوادشو مجبور کرد ک بیان خونه ما.خلاصه اومدنو مام راس کرده بودیم ک امشب ی جور مجبورش کنم بمونه بزارم درش بعد از ۲ ساعت منگل بازی و تفکر فهمیدم چیکا کنم :))) من طبقه بالای خونمون زندگی میکردم و مثلا داشتم واسه کنکور میخوندم. خلاصه بهش گفتم کامپیوترم طبقه بالاس بیا ک مامانش ی نگاهی بم کرد ریدم ب خودم :))) خلاصه هر طور شده بود اومد.گوشیشو بم داد فیلم و سریالا رو داشتم واسش میریختم ک تو همین حین عکساش با دوس پسرشو دیدم سریع کپی کردم تو پی سی. چن ساعت گذشت و اخر شب شد ک دیگه میخواستن برن منم ک میفهمیدم بدون گوشیش نمیره گفتم گوشیت باس اینجا بمونه از این کصشعرا دو دل بود ک هی ب باباش میگفت بزار بمونم امشب اینجاخلاصه بعد از مذاکرات ۵ +۱ اجازه دادن بمونه ولی طبقه پایین :))) بعد ک رفتن اومد طبقه بالا و بم گفت حوصلم سره ی فیلم بزار نگا کنیم. طبق تجربه دوستان ی فیلم ترسناک گذاشتم(پیشنهاد میشه اساسی۱۰۰٪ بدون درد و خونریزی:))) ) فیلمرو ک گذاشتم رید ب خودش من طوری خوابیده بودم ک بیاد تو بغلم.مث سگ میترسید و خلاصه دستمو میگرفت و تو بغلم بود:))) منم راس کرده بودم پدسگ نمیخوابید. خلاصه فیلم تموم شد و گفت من خوابم میاد میشه رو تختت بخوابم؟ گفتم باشه منم رو زمین میخوابم(واسه خود شیرینی) ک گفت ن اشکال نداره همینجا بخواب خلاصه ۲۰ دیقه گذشت مدل قاشقی خوابیده بودیم ک یهو دستم رفت رو شکمش ناخوداگاه ک لباسش رفته بود بالا خلاصه منم داغ کردن یهو مغزم شد کیرم دستم رفت تو شلوارش.اقا چشمتون روز بد نبینه اندازه کله من رو کصش پشم بود :))) مام ک کص ندیده بودیم تا حالا کصشو میمالیدم.از صدای نفساش میدونستم ک بیداره ولی کصخل خودشو ب خواب زده بود مثلا.
    شلوارشو کشیدم پایین بزور.هم میخواست در بیاره هم میخواست بگه من خوابم عین اسگلا.خلاصه ب زور در اوردم و یکم انگشتش کردم ک هی ای ای میکرد منم شلوارمو دادم پایین ک بزارم تو کونش یهو گفت از عقب نزار تروخدامنم با ی صدای گرفته ک خودمم خایه کرده بودم بابام یهو بیاد طبقه بالاگفتم باشه اصن ی وضعی اتاق خنده بود اصن منم بار اولم بود.خلاصه ۴ بار لاپایی زدم ک یهو ابم پاشید.اونجا بود ک انگا یکی زد رو شونم گفت کصخل جان ریدی بدم ریدی(زودانزالی بد دردیه ولی کصخلای شهوانی کمر خر دارن تا صبح میکنن این زود انزال و جقی های تو خیابونم منم حتما :)))) ) خلاصه سریع پاشد چن قطره ریخته بود رو کصش سری خایه چسبوندم رفتم دستمال اوردم پاک کرد. دیگه تا صبح بهم هیچی نگفت دیگه هم باهام حرف نزد زنگ زد تاکسی صبح رفت
    از اون روز ب بعد دیگه ادم سابق نشدم ار کصخلی هر روز ب خودم فحش میدادم تا بهش پیام دادم بیا و اینا از شانس کیری ما پیامارو باباش دیده بود ولی بخیر گذشت در یک حرکت ناباورانه و کصخلانه دیگر شمارشو پاک کردم( الان مث سگ پشیمونم) در اخر از دوستان شهوانی عزیز درخواست کمک دارم:))) چطوری دوباره بکنمش؟ اینبار تاخیری میزنم:))) میخوام تهدیدش کنم ک الکی اونشب ازت عکس گرفتم.مرسی ک خوندید و واسه کامنت تاتون پیشاپیش مرسی


    نوشته: عرفان؛(

  • 7

  • 29




  • نظرات:
    •   شاه ایکس
    • 7 ماه،4 هفته
      • 15

    • معمولا کسی که فیلمو سریال بازه فلش میاره با خودش یا فلش طرفو قرض میگیره ولی حالا اینش هیچی خواست یه لحظه بیاد بالا مامانش با نگاه کونت گذاشت بعد گذاشت کلا شبو بمونه؟!! اونم دختری که به قول تو به لاپایی دادن اسمش در رفته بود ؟ یعنی سریال دیدن دخترشون اینقدر براشون مهم بود؟؟ حالا اینم هیچی پدر مادر اون نبودن قبول پدر مادر خودت نگفتن این دختره چرا نمیاد پایین؟ مامانت نیومد دنبالش؟؟ زرتی گفت بیا رو تخت پیشم بخواب هرکاری کردی هم هیچی نگفت!! به جای این چاخان پاخانا خاطرات کودکیتت از زیر زمین خونه خان دایی رو بنویس!! (biggrin)


    •   uncle_nigga
    • 7 ماه،4 هفته
      • 3

    • مرسی حداقل صادق بودی و راست گفتی واس همین لایک


    •   فرفريسم
    • 7 ماه،4 هفته
      • 3

    • چي بگم والا
      ي كصي تفت دادي
      و من الله توفيق


    •   Themahdi
    • 7 ماه،4 هفته
      • 3

    • چقد کس گفتی تو پسر (dash) داستانت سرشار از کسنمک بازی بود


    •   Jeefri
    • 7 ماه،4 هفته
      • 3

    • بابا كس نگو كس نگو انقدر اه كلافمون كرديد


    •   mahmood212
    • 7 ماه،4 هفته
      • 2

    • کسخولی اولا دوما اگرم صداقته ترفند زوری جواب نمیده


    •   1979mehdiiiii
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • تا اونجا خوندم که شب موند خونتون. دیوث خالی بند جقی


    •   Javadrst46
    • 7 ماه،3 هفته
      • 1

    • تو دیگه کلا رد دادی


    •   saeedno15
    • 7 ماه،3 هفته
      • 4

    • همین که اعتراف کردی جقی هستی باعث شد دیس ندم, ولی قشنگ مشخص بودتوی تخیلاتت داشتی به دختر داییت لاپایی میزدی (biggrin)


    •   yakamozi
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • تا قسمت کامپیوترش خوندم کیبورد و موس و اسکنر تو کونت


    •   Mandil.hot
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • خیلی کص و شعر گفتی. بالاخره چی شد؟


    •   King_hesam
    • 7 ماه،3 هفته
      • 2

    • همین که توداستانت گنده گوزی نبودوبی ادعابودی دمت گرم عالی بود


    •   amir21mash
    • 7 ماه،3 هفته
      • 2

    • تو توی دبستانم موقع انشا نوشتن انقد کسشر تف میدادی جقی؟


    •   off_boy
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • فقط اونجاش كه به هواي كس كردن از رفيقات كير ميخوردي :D
      يني ميگفتن عرفان بيا خونمون يه كُس آس آورديم توام بيا بُكُن توام با ذوق و شوق ميرفتي ميديدي كسي نيست.ميگفتن تا لباساتو در بياري اونم مياد.لخت كه ميشدي ميگفتن داداش جنده كنسل كرد نمياد حالا كه لباسا رو كندي دراز بكش :D
      اين بود داستان كير خوردن تو
      داستان دختر داييتم كاملا كس و شر نبود.هيچ خانواده اي اجازه نميده دخترشون خونه فاميل پسر دار بمونه.من يه بار شانسي دختر عمه امو خونه نگه داشتم اونم مجبور شدن اجازه بدن چون كار خودشون گير بود.اونم كه هر ٥ دقيقه مامانم يهويي در اتاقو باز ميكرد،ما كه كاري نميكرديم ولي از صداي در هر دفعه پشمامون ميريخت (biggrin)

      آخرشم همون شب ساعتاي ٣ كردمش(لاپايي)


    •   pedramdx
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • کیرم دهنت نصف شبی دارم جر میخورم ا خنده xD


    •   Caboos1
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • جدیدا یاد گرفتن که من نه مثل بقیه فلانم نه کمرم مثل بقیه بهمان
      تو اگه حقیقتم گفته باشی بازم کیرم دهنت
      دیوثا


    •   Emperatoorxxx
    • 7 ماه،3 هفته
      • 4

    • برو بده راحت تری


    •   Sepehr_2000
    • 7 ماه،3 هفته
      • 3

    • احوال داستان از کامنت اول پیداس


    •   Cukur
    • 7 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیر همون کصخلای شهوانی ک میگی تا خایه تو کونت بچه جقی خوبه خودت گفتی ک جقی هستی. اصل داستان
      تو ی پسر کیر قیافه و کیر مغز هستی که هیشکی ادم حسابت نمیکرد یروز با داییت نشستی و درد دل کردی داییت بغلت کرد و کونت گذاشت ولی چون زود انزال بود بهت نچسبید الان دنبال یکی هستی ک کونتو اندازه دهنت گشاد کنه
      سیحدیر سیکیم مغزیوین شای قاپاغین (angry)


    •   royaei
    • 7 ماه،3 هفته
      • 1

    • به نظرم واقعی نبود ؛
      دماغش رو عمل کرد .... شد ؟
      یعنی چی اونوقت ؟
      نگارشت هم که افتضاح بود ؛
      موفق باشی


    •   Ahvaz65
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • مدل قاشقی خوابیدن چجوریه من هم از امشب میخوام مدل قاشقی بخوابم


    •   mahara
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • اول برو جق بزن


    •   ARAD_SM
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • کم گوه بخورجاکش اه


    •   Stupid1
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • ناموسا مُردم از خنده فقط اونجایی که گفتی فیلم ترسناک گذاشتم رید به خودش مث سگ ترسیده بود


    •   Ginglz
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو خودت کونی گلم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو