همراه خواهرم در اولین شبش

    دوستان این داستان عین واقعیت است خواهرم 49 سالش بود که هنوز مجرد بود البته شاغل و کلی مریضی داشت که هرچقدر دکتر میرفت خوب نمیشد که من که از او کوچکتر بودم و شوهر کرده بودم همراهش رفتم از دکترش پرسیدم علتش چیست که دکتر زنان گفت چون دختر است نمیتوانیم از واژن سونوگرافی بگیریم و کیست هم دارد ناگفته نماند خواهرم یک خواستگار همسن خودش داشت که باهم مشکل زیاد داشتند و چاره خوب شدن خواهرم هم شوهر بود حالش روزبرزبدتر میشد که دید نمیشه قبول کرد که بعداز 48سال شوهر کند به طرفش گفتیم بیا آمد بعداز صحبتهای اولیه رفتند محضر محرم شدند و اینتار با شوهرش سه نفری رفتیم دکتر به دکترش گفتم خواهرم شوهر کرده ولی هنوز رابطه ندارند که پزشک چند قرص به رنگ قهوه ای برایش نجویز کرد همراه با دیگر دارو که قرص قهوه ای نگو تحریک کنند بوده شب که شد خواهرم دیدم از شوهرش جدا نمیشه که با آن همه مشکل که داشتند کلی همدیگر را اذیت کرده بودند پدر مادرم مرا مامور کردند که ساقدوش خواهرم باشم چون هرچه بود دختر بود ولی شوهرش زن دوم را داشت رفتم جایشان را در اتاق خواب منزل پدرم پهن کردم بعداز اینکه همه رفتند خوابیدند دست خواهرم را کشیدم بهش گفتم که چطور رفتار کند دیدم شوهرش آمد باهم رفتند ولی کنجکاو شدم رفتار این دونفر که خواهرم ازش متنفر بود ببیتم که وقتی درب را بستند کمی صدای خوهرم را شنیدم که میگفت صبر کن طاقت نداشتم صندلی را گذاشتم زیر پا از بالای درب چه میدیدم قرصها خواهرم را دیوانه کرده بود و شوهرش تشنه بلافاصله لباس همدیگر را کندن خواهرم را دیدم فقط چشمهاش بسته دارد لبهایش را گاز میگیرد ولی شوهرش سرش را برده وسط پای خواهرم داره لیس میزند دست خواهرم هم فشار به سر شوهرش میدهد که دیدم شوهرش پاهای خواهرم که لیلا نام دارد انداحته روی رانش داره کم کم جا میزند که به یکباره دیدم لیلا جیغ کشید و شوهرش لبهای لیلا را گرفت دهانش کشید بیرون دیدم پرده را که هیچ چند کیست را هم ترکونده لحاف خونی شده خواهرم دیدم دستش را گذاشته جلو از خجالت ولی شوهرش بعداز پاک کردن دوباره شروع کرد با اینکه لیلا پاره شده بود در اوج ارگاسم بود چون هردو دستش کمر شوهرش قلاب بود شوهرش چنان تلمبه میزد تا یک ساعت هردو خیس عرق شدند خواهرم زیر شوهرش له شده که لب تو لب بودند به یک باره دیدم لیلا پاهایش راجمع کرده و داره به بازوهای شوهرش هم چنگ میزند هم صورت شوهرش را گاز میگیرد هردو باهم ارضا شدند در بغل هم مثل مار خوابیدند منهم خسته شدم ولی میداتستم کیست های خواهرم با ضربات تلمبه شوهرش خواهد افتاد.


    صبحش هردو نای بلند شدن نداشتند منظورم از این داستان بعضی مریضی زنان درمانش شوهر است هردو رفتند دوش گرفتند تا یک هفته چهره خواهرم برگشت انگار خون تازه وارد بدنش شده بود.


    نوشته: زهرا

  • 12

  • 51




  • نظرات:
    •   سایه_سیاه
    • 1 ماه،4 هفته
      • 23

    • خیلی از اعضا زیر داستانها فحش رو میدن حتی اگه اون داستان رو گارسیا مارکز نوشته باشه ولی جنس فحش اعضای سایت زیر داستانهای محارم کاملا متفاوته با فحاشی زیر داستانهای دیگه.واین یعنی از روی همین کامنتها هم میشه فهمید بالای نودوپنج درصد وشاید نودونه درصد اعضای همین سایت با سکس محارم مخالفن ازنوع شدید.ادمین ب نظر مردم احترام بزار واپ نکن این داستان هارو


    •   .Nazanin.
    • 1 ماه،4 هفته
      • 19

    • چند وقت پیشا یکی یه کستانی نوشت، بهش گفتم بدجور ریده. جوری که بوش سایت رو برداشته. کار تو از ریدن گذشته، باید هماهنگ کنم دانشمندا کشف کن که چه کاریه دقیقا (dash)


    •   .HEXAGRAM.
    • 1 ماه،4 هفته
      • 16

    • من قبلا تویه کامنتی گفتم اصلا داستنهای محارم بخصوص سکس با خواهر ومادر وزن برادر رو نمیخونم حالا هرچی که باشه فقط میام کامنت بزارم ک ازادمین بخوام خواهش میکنم ازت این داستانها رو اپ نکن شاید چارتا بچه توسن بلوغ این چیزارو بخونن و رو محارم خودشون نظر پیداکنن و اگه بخوان عملیش کنن شاید باعث خیلی اتفاقات بد وهولناکی بشه براسون چیزی در حد قتل یا ازهم پاشیدن یه خانواده!احتمالا بعضی دوستان بگن کسی ک باخوندن یه داستان نظرش ب ناموسش برگرده معلومه ک انسان پلیدیه که دیر یازود بدون خوندن داستان هم به ناموسش نظر پیدامیکنه!ولی این رو بدونین کلا انسان چیزهای بد رو زود جذب میکنن و انجامش میدن.اقای ادمین هدفت چیه ازاپ کردن این داستانا؟همچی ک اینجا ازاده خواهشا محارم رو قلم بگیر وبیخیال شو که ماهم فکرنکنیم که هدفت ترویج سکس بامحارم وازبین بردن حرمتها و مقدساتی مثل خواهرومادره


    •   .HEXAGRAM.
    • 1 ماه،4 هفته
      • 8

    • من قبلا تویه کامنتی گفتم اصلا داستنهای محارم بخصوص سکس با خواهر ومادر وزن برادر رو نمیخونم حالا هرچی که باشه فقط میام کامنت بزارم ک ازادمین بخوام خواهش میکنم ازت این داستانها رو اپ نکن شاید چارتا بچه توسن بلوغ این چیزارو بخونن و رو محارم خودشون نظر پیداکنن و اگه بخوان عملیش کنن شاید باعث خیلی اتفاقات بد وهولناکی بشه براسون چیزی در حد قتل یا ازهم پاشیدن یه خانواده!احتمالا بعضی دوستان بگن کسی ک باخوندن یه داستان نظرش ب ناموسش برگرده معلومه ک انسان پلیدیه که دیر یازود بدون خوندن داستان هم به ناموسش نظر پیدامیکنه!ولی این رو بدونین کلا انسان چیزهای بد رو زود جذب میکنن و انجامش میدن.اقای ادمین هدفت چیه ازاپ کردن این داستانا؟همچی ک اینجا ازاده خواهشا محارم رو قلم بگیر وبیخیال شو که ماهم فکرنکنیم که هدفت ترویج سکس بامحارم وازبین بردن حرمتها و مقدساتی مثل خواهرومادره


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،4 هفته
      • 12

    • من که میدونم اون قرصای قهوه ای چی بودن. تو هم میدونی. بقیه اعضا هم میدونن. همچنین همگی میدونیم کی خوردشون! و همینطور میدونیم که انبار قرص قهوه ای ـت ته کشیده که اومدی اینجا اینطور کسشری سوار کردی؛ که اعضا بیان ملات ساخت قرص قهوه ای حوالت کنن.


      پ.ن. یه سوال بیربط از دوستان! قبل از اینکه قهوه وارد این مملکت بشه، ملت به رنگ قهوه ای چی میگفتن؟


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،4 هفته
      • 30

    • یعنی این داستان اثبات کامل اینه که نصف کامنتا از طرف کساییه که اصلا داستانو نخوندن!! (biggrin)


    •   amiiir_h
    • 1 ماه،4 هفته
      • 5

    • همون ی خط اولو خوندم..از طرز نوشتنت خوشم نیومد..عامیانه تر مینوشتی بنده ی خدا..اومدی مثلا داستانت فرق کنه با بقیه اما خب نمیدونی ک ریدی..خلاصه ک دیس


    •   a_k_sh
    • 1 ماه،4 هفته
      • 5

    • ????حال بهم زنننننننن


    •   Boy0513
    • 1 ماه،4 هفته
      • 8

    • بسیار کیری می نویسید. دیسلایک (biggrin)


    •   Meisam65
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • خیلی کسشعر بود.شاید کسشعر ترین


    •   Banooye_shisheii
    • 1 ماه،4 هفته
      • 9

    • یعنی شما ریده ای با این سبک نوشتنت... شما کارتان از فحش گذشته است کیر نیاکان ما دهانتان باد... دیسلایک تقدیمتان... منتظر دیدن داستان های بعدی شما در این سایت ب هیچ وجه نیستیم....


    •   boyboy36
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • قرصای رنگ قهوه ای برای یوبسته هاا :)


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • نه پ پس به خیالت این جامعه مریض و عصبانی و احمق از چجوری بوجود اومده ؟ دختراش وقتی یه مشت مونگل و جقی باشن ازین بهتر نمیشه ۵۰ سال خواهرت جق زده حالا مزه کیر رو چشیده و حالش خوب شده
      سکس اخلاق رو خوب میکنه


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 1 ماه،4 هفته
      • 8

    • کسخلا اول بخوانید بعد نظر بدید ،
      منم از لج شما لایک اول رو دادم


    •   L(G)BT_LIFE
    • 1 ماه،4 هفته
      • 9

    • اول اسب ابی تو کونت خمیازه بکشه (biggrin)
      دوم زودتر کرووونا بگیری (ok)
      سومم بری همین گوشه کنارا بمییییری (angry) (dash)


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،4 هفته
      • 15

    • حس میکنم دارم شاهنامه میخونم بشر چ طرز نوشتنه با اینا فقط کیر فردوسی راست میشه و بس
      حالا هی کتابی بنویسین


    •   داریوشم
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • یعنی الآن اصلا معلوم نبود چقدر سعی کرده بودی لهجه نداشته باشیاااااااا...باشه بابا جان،شما با لهجه بنویس فقط اینقدر بخودت فشار نیار.... آه من چی چی دارم میگم؟حواسمو پرت کردی...ننویس دختر جان،هیچ اصلا از این ببعد داستان ننویس،خب؟
      “تو کامنتا دیدم راجع به محارم نوشته بوده بودن!شاه ایکس عزیز درست گفته،محارم چی چی آخه؟بزارین به وقتش بیاین از محارم بد بگین،بد چیه؟اصلا جا داره ادمین طفلکو کچل کنیم تا محارم آپ نکنه(بیچاره ادمین).اینم از من یادگاری:آقا جون،خانوم جان محارم ننویسین،نخونین،محارمو تحریم کنیم.”


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • بهتره بگی چاره خیلی از دخترا کیره کیر توهم فکر چاره بهتر باش


    •   Majid966
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • قرص قهوه ای هارو که مطمئن شدم خودت خوردی تو تمام زوایای داستانت مشهود بود اثرش. لهجه افغانی هم که داری، اما بدش رو بگم خوبش هم بگم. از داستانت معلوم شد که این لامصب علاج کیسته، دوستانی که کیست دارن چه در واژن چه در باسن، پی وی لطفا (biggrin)


    •   Gozaran
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • نصر این نویسنده و چند کار درپیتش بسیار برایم عجیب آمد
      پیشتر هم با همین قلم داستان هایی چرت از ازدواج زنان و مردان پا به سن گذاشه نوشتی و حال ما را گرفتی


    •   Gozaran
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • ضمنا پسر جنده ی محترم
      تا را به روح حاجی قسم ، کص نگو


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 1 ماه،4 هفته
      • 5

    • یکی از پایه های صندلی که گذاشتی زیر پات تو کونت


    •   sedaytooty
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • کیر همین اعضا شهوانی به کس تو وخاهرت
      کس پتیرجنده


    •   ssonna
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • داستانو ول کنید کامنتا رو بخونید که چطور بایه قیافه ی عالمانه وشاخ گونه سوتی وغلط املایی از خودشون در وکنن عااااالین وااااای عاشقتونم (rolling) (rolling) (rolling) (dash) (rolling) (dash) (rolling)


    •   ssonna
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • لایک دادم نه به متن داستانت به اینکه باعث شد این کامنتا زیرش بیاد که من بخونم دادم (clap) (rose)


    •   Supermr
    • 1 ماه،4 هفته
      • 6

    • بودن یا نبودن!کردن یا دادن مسئله این است!
      کونی داستان سکسی نوشتی یا رومئو و ژولیت برامون.
      بعد از خوندن این نمایشنامه ک‌ نوشتی کیرم رفته تو شرتم قایم شده دست بهش میزنم جیغ میزنه


    •   ssonna
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیر همین اعضا شهوانی به کس تو و
      ؛؛ خاهرت ؛؛ کس پتیرجنده
      خااااااهرت؟!! (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling) (rolling)


    •   سدمرتضی
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • بیا عمری میدونستم اینی که تو شورتمه به غیر شاشیدن و گاییدن کارای دیگه هم می‌کنه فقط کسی باور نمی‌کرد الان شاهد از غیب رسید فقط نمی‌دونم مدرک دکتراشو از کدوم دانشگاه گرفته


    •   ShayanZ
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • فیلم زیاد میبینی اره فیلم نامه نوشتی


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،4 هفته
      • 6

    • اون افرادی که اونقدر عجله دارن اول بشن که داستان رو نخونده نظر میدن فحش لازم هستن، تجسم داستان هم با اون کیستهای ترکیده خیلی حال به هم زن بود، صد رحمت به این داستانهای کونکونک


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • خب خوبه دیگه اشتغال زایی کردی
      از فردا آگهی می‌زنند: برطرف نمودن و بیرون کشیدن انواع کیست: از قبیل: درموئید، لوتین تکا، هموراژیک،تومورال، فولیکولار و.... بقیه ش یادم نیس. تضمینی


    •   hosein.ziyaei
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • من دوران تحصیلی راهنماییم ، انشا مینوشتم، از این نوشته، محاوره ای تر مینوشتم
      این چه خزعبلاتی بود آخه


    •   saeedno15
    • 1 ماه،4 هفته
      • 10

    • من فقط هلاک اون دو خط آخرم.. (biggrin)

      مریضی زنان درمانش شوهر است. (biggrin) (biggrin)

      ریدی بد هم ریدی، ظاهرا بوی فاضلابی که همه جای تهران میومد بخاطر تو بود. (biggrin)


    •   ف+پ
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • سلام دقیقا درست گفتی دوایی ۹۸درصد مریضی زنان ((سالاره)) وقتی خوردینش از همه جاهات خوب میشید


    •   sepideh58
    • 1 ماه،4 هفته
      • 12

    • من سرما خوردم یعنی شوهر کنم خوب میشم؟
      بعد یه سوال تخصصی ! زنی که شوهر داره و مریض میشه چارش چیه ؟شوهر دوم ؟ (rolling) (rolling) (rolling)
      دیس (rolling) (rolling)


    •   آبجیبازم
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • سکس فقط ابحی و داداش جون کون تنگ خواهر خیلی توپه وقتی میکنیش یا یواشکی دستمالی میکنی حون


    •   mmmamalll
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • یعنی خواهر گرامی شما اصلا کیر ندیده بوده تا اون سن و کیر براش یه واژه غریبه بوده؟ پس جنده منم حتمت


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،4 هفته
      • 4

    • شما خودتان شوهرتان کجا بود که رفته بودی از بالای در دادن خواهر خودرا تماشا کنی...؟ دقیقا لحن نوشتنت این بود هاااا. اول یادبگیرید بنویسین بعد بنویسین خواهش ااا. عهههه


    •   mardvahshi
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • مبارکه انشالله


    •   Mah_mb7
    • 1 ماه،4 هفته
      • 5

    • فقط اونجا که میگی هردو در بغل هم مثل مار خوابیدند.. (rolling)


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • ننتو سگ ب گاد...کی به تو گفته بیای بنویسی؟
      حروم زاده بی ش رف حالمونو خراب کردی...از کدوم دهاتی کصافت؟


    •   hari.chobin
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • کیر دوای کوس هستش پس بشتابید


    •   LustLove
    • 1 ماه،4 هفته
      • 6

    • چون دختر است نمیتوانیم از واژن سونوگرافی بگیریم
      ‏‎:-D‎‏ ‎:-D‎‏ ‎:-D‎‏ ‎:-D‎‏ ‎:-D
      سونوگرافی چه ربطی به واژن داره آخه انگل اجتماع:-|


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،4 هفته
      • 7

    • کیرم تو داستانت و خودت و خواهرت و شوهرش و دکتر و منظورت از نوشتن این داستان و لحن حرف زدنت.
      حالم رو به هم زدی.
      بعد هیچ بی ناموسی تو خونه نبود یه چوب بکنه تو کون تو بگه چرا داری سکس اونا رو نگاه میکنی؟؟؟


    •   Emirzoolt
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • تو کوست خارش نگرفت کیر بخوایی


    •   Majidesf.62
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • این داستان تکراریه فقط یکم تغییر کرده بود شوهرش سر اذیت کردن و پاپیچ شدن زندان هم رفته بود


    •   sixhot69
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • این دیگه گوزتان بود نه داستان چی بود نوشتی؟؟؟یعنی هرجا ببینمت کونت میزارم مطمئن باش کونی


    •   royaei
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • شاید داستانت واقعی باشه اما باورکردن اینکه شما تمام ماجرا رو دیده باشی خیلی سخته ؛
      اما نگارشت اصلا خوب نبود ضمن اینکه ویرایش نکردی یا اگه انجام داده باشی خیلی سرسری انجام دادی ؛
      موفق باشی


    •   @آروین
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • اقایون و خانمهای محترم میخام بگم هر کسی به یه چیزی علاقه داره یکی به گی یکی به بیغیرتی یکی به محارم و اینجا سلیتی هست که هر کسی میره سراغ علاقه شخصی خودش خب عقل حکم میکنه مثلا من که به محارم علاقه ندارم اصلا نرم سراغ خوندن داستانهای این چنینی و از عنوان داستان هم مشخصه که راجب چی هست ، پس ما نمیتونیم بگیم چون من دوست ندارم اصلا نباید باشه شما دوست گداری یکی دیگه دوست داره مگه قادری نظر اونو تغیر بدی؟


    •   @آروین
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ببخشید که غلط املایی داشتم قادر منظورم بود
      عذر میخام


    •   mohammad@+1395
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • بعد ۵۰ سال کیر بخوری سرطان هم داشته باشی شفا میگیری،??


    •   hadi-joon
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • نتیجه میگیریم کیر ما اقایون به گفته زهرا خانم خون تازه به رگها میاره چهره خانما برمیگرده جوون میشن با کیر های جوان ککنده و خون ساز در خدمتیم خخخخ (biggrin) (hypnotized)


    •   excavator
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • عجب


    •   ali80xx
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • اسب آبی درون دهانت خمیازه بکشد بااین سبک نوشتنت


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • در به در دنبال اون ده نفری هستم که لایکیدن.... (dash) (dash) .حیوان نادان،کیست تخمدان کجا،واژن کجا،دختر ۴۹ ساله کجا،ساقدوش کجا.....ابله،اون کیر دامادتون شفا می ده،بکن تو حلقت... (biggrin)


    •   With4man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • از کلمات معلومه افغانی هستی


    •   tina1000
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • (biggrin) تو با این داستان دخیل و دکتر رو زیر سوال بردید و مامله شوهر خواهرت رو حلال مشکلات معرفی کردی (rolling) از مسوولین می خوایم رسیدگی‌کنند (dash) (dash)


    •   Rastinrj
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کصکش یه ساعت داشت تلمبه میزد؟
      بعد کل یه ساعتو رو یه صندلی داشتی از در نگاه میکردی؟
      کیرم تو نوشتنت


    •   hot_top_boy
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • خواهرت رفتندی دکتر گفتندی کیست داشتندی سپس سونو خواستندی اما بکارت نگذاشتندی شما رفتندی خواهر را باز کردندی کنار خیابان حراج کردندی ، برایش شوهر پیدا کردندی ، سپس تقه را زدندی ، فی الحال کیرمان را گرفتندی ، به سلول های خود تک به تک وارد کردندی ، دیگر هیچموقع نوشتن نکردندی
      کسکش :(


    •   داریوشم
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • فق دوباره اومدم در مورد محارم بنویسم،میبینم دوستان دارن نه تنها علاقه مند میشن به این ورژن مزخرف از سکس،که دیگه راحت تبلیغم میکنن!سوای اینها،میگن دوست نداری نخون!همون منطق بی منطقی،که معنیش اینه که چون من دوست دارم فلان کارو بکنم پس حق دارم هم انجام بدم و هم حق دارم در موردش تبلیغ کنم!...و اما...خیر برادر همشهوانی،کاری نداره،شما من رو قبول نداری،درسته؟این سی چهل نفرم که زیر داستانهای محارم مدام محارمو نقد میکنن هم که قبول نداری،اینم درسته دیگه؟خب،ببینم شما پزشکی و علم پزشکی رو چی؟اونم قبول نداری؟!شما اگر رفتی از صدتا پزشک پرسیدی آیا سکس با محارم صحیحه یا نه؟حتی اگر فقط یک پزشک گفت بله کار درستیه،من همین آیپدی که دستمه و دارم باهاش تایپ میکنم رو درسته و از پهنا قورتش میدم!باشه؟آخه بابا یه چیزی بگین لااقل بگنجه!...یکی دو سال پیش،بچه ها شاید یادشون باشه،من مدام زیر داستانهای محارم مینوشتم که محارمو تحریم کنیم و غیره،مینوشتم محارم ننویسین یه وقتی بچه های کم سن و سال میخونن و میرن دنبالش،خب همینم شد،یه شب یه داستان آپ شده بود از یه بچهء پونزده شونزده ساله،دقیقا در یادم نیست اول یا آخر داستانش نوشته بود که اینجا و تو شهوانی اولین بار در مورد محارم خوندم و کنجکاو شدم ببینم سکس با خواهرم چجوری میتونه باشه!بعدم نوشته بود که همه فهمیدن و آبرو ریزی شد و ...این یه نمونه اش...جدای از این شما اصلا یه چیزی بمن بگو،بر فرض که مثلا با خواهرت،یا مادرت خوابیدی،اصلا گیریم اونام راضی باشن،اگه یه وقت ازت بچه دار بشن،میشه بمن بگی نسبت اون بچهء بیگناه با توی هوسباز،با خواهرت یا مادرت چگونه نسبتی خواهد بود؟؟؟!!!میگی این بچه کی منه؟اون بچه باید شما رو چی صدا کنه؟!فقط نگو که کاندوم استفاده میکنم!که اگه بگی یعنی من تا حالا داشتم یاسین میخوندم!
      “ضمنا،سعی کنیم همدیگه رو نقد کنیم نه اینکه بکوبیم،اونم بدون هیچ منطقی و فقط از روی هوسرانی خودمون!...همونطور که شما حق نظر دادن داری،بقیه هم همین حقو دارن،بیاین یکم با هم مهربون باشیم،جای دوری نمیره...در آخر،بازم میگم،تا روزی که زنده ام میگم،خواهر،برادر،محارم ننویسین،محارم فکر نکنین،محارم نخونین،محارم تبلیغ نکنین،همچین الگویی برای نسل بعدی نباشیم،خواهرم،برادرم محارمو تحریم کنیم”


    •   arsh2452
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • به املا و انشات کاری ندارم چون خیلی تخمی بود .
      یاد اون وویس فانی افتادم که یارو زنگ زده بود خونه زهرا میگفت : بیایید بیرون راهپیمائیه ! زهرا تو رو خدا به شوهرت نگو !


    •   مردتنها90
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • شما هم اگر کیست دارید درمانش پیش من است وبدون هیچ هزینه ای حاضرم کیست هایتان را بترکانم (wanking)


    •   ehsan9705
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • خدا بگم چی کارت نکنه شاه ایکس.
      تا تهش خوندم تازه فهمیدم چه فاجعه‌ای به دست مردم خلق شده.
      روی گل‌های قالی پرپر کرد.


    •   Shahanshah.kia
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • یا ابلفض
      لیلا جیغ کشید و شوهرش لبهای لیلا را کشید دهانش؟؟؟!!!!
      هم چنگ میزند هم صورت شوهرش را گاز میگیرد؟


      کیر تو ناموس اون جاکشی که به تو یاد داد که چطوری بیای تو اینترنت
      تو و خواهرت که لیلا نام دارد مرزهای وحشیگری را جابجا کردید


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • عجب
      پس هیچ زن شوهرداری نباید مبتلا به کیست و فیبرم بشه؟
      دختر را نمیشه سنوگرافی کرد؟
      عجب


    •   koonkon2
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • نظر شما چیه؟این چیست که نوشته ای.التم در دهانت.دیسلایک نثارت کردم.


    •   ژوسفم
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • ایت بنده خدا اول داستان میگه که خودشم زنه واز خواهرش زوووتر ازدواج کرده پس سکس محارم ننیست این داستان.ولی درمورد ترکیدن کیست با کیر کسشعر فرموده.مگه تاوله که با فشار پاره بشه مگه کیست تو کس میزنه احمق جان


    •   Mohsen8774
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • گ..و..ه خوردی قصه نوشتی..اولادِ..ک..و..ن


    •   shiraz1002
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالمون بهم زدی انگل جامعه


    •   Zahra5236
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خخخخ جقی


    •   روانیی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نمیدونم سونوگرافی چه ربطی به پرده داره وقتی سواد نداری ننویس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو