همه بلاهایی که سرم اومد

    اسمم مهساست و الان که تصمیم گرفتم براتون بنویسم ۲۸ سالمه . من خیلی زود با مفهوم سکس آشنا شدم منظورم از زود تو سن پایینه . دقیق یادم نیست چند سالم بود اما هنوز ده سالمم نشده بود که مورد تجاوز موجود انگل صفتی بنام برادر شدم . اصلا نمیخوام در موردش حرف بزنم چون حالم بد میکنه و مطمئنم شما هم خوشتون‌ نمیاد . واقعا هم برام عجیبه اینایی ک میان از سکس با خواهر می نویسن چقدر زیاد شدن و توی تمام داستاناشون تقریبا خواهره با کمال میل میپذیره که ....
    بگذریم . برای من که خوندن داستانهای سکس با محارم اصلا جذابیتی نداره .
    بعداز اون قضایا که چندین سال متوالی برام اتفاق می افتاد و بعد از اینکه مادرم فهمید به بدترین شکل ممکن برادرمو تنبیه کرد و برای همیشه از خانواده طرد شد ، یه چندسالی منزوی و گوشه گیر و افسرده بودم اما وقتی دیپلم گرفتم خیلی اتفاقی با یه سایت پورن آشنا شدم کم کم با مفهوم واقعی سکس آشنا شدم و نظرم تقریبا درموردش عوض شد. هرروز فیلم پورن میدیدم و با خودم ور میرفتم . بعد از چندوقت به پیشنهاد مادرم کلاس کنکور ثبت نام کردم توی مسیرم هر روز پسری رو می دیدم که خیلی منو جذب خودش میکرد . نگاه میکرد . لبخند میزد . گاهی یه چشمک ریزی هم ‌تحویلم میداد‌
    من هم مدتها بود دلم یه رابطه میخواست. فکرای جورواجور ب سرم میزد و فانتزی های سکسی زیادی برای خودم می ساختم. دلم بغل میخواست و همش با خودم فکر میکردم سکس اگه زوری نباشه چقدر میتونه شیرین باشه.
    بالاخره باهاش دوست شدم . اسمش حمید بود ( اسمها واقعی ان) و ظاهرا خیلی ب من علاقه داشت اما من دنبال عاشقی کردن نبودم فقط تشنه ی سکس بودم. برای همین وقتی ازم خواست برم خونه شون بی معطلی قبول کردم . یه اتاق گوشه ی حیاطشون بود که یه گوشه ش کلی چیز میز ریخته بودن . درواقع تقریبا شبیه انباری بود که حمید خان مرتبش کرده بود برای کردن دخترای مردم .
    یه گوشه ش هم قالی انداخته بود و تشک و متکا و این چیزا ...
    همیشه هم اول صبح میرفتم پیشش که همه خانواده ش خواب بودن . پدر نداشت و یکی از برادراش پایه ش بود وبعدا فهمیدم توی تمام مدتی ک ما توی اتاق یا همون انباری حال میکردیم برامون نگهبانی میداد.
    اولین باری که رفتم پیشش بعد از پیدا کردن آدرس گفت در بازه بیا تو حیاط. وقتی رفتم داخل حیاط با دستش انباری رو نشون داد و خودش جلوی در هال ایستاده بود . رفتم تو اتاق و اونم کمی بعد اومد . درو قفل کرد و اومد طرفم.

    بی معطلی بغلم کرد و سرشو برد تو گردنم کمی گردنم رو بو کرد و بوسید . گونه مو بوسید و صاف تو چشام نگاه کرد . قدش خیلی از من بلندتر بود برای همین تقریبا خم شده بود . من طاقت زل زدن تو چشاشو نداشتم برای همین سریع سرمو گذاشتم تو سینه شو یه جورایی از نگاهش فرار کردم . چند دقیقه ای بدون هیچ حرفی سپری شد. بعد دستش گذاشت زیر چونه م سرمو بلند کرد و آهسته گفت خوش اومدی ببخشید یکم نامرتبه اینجا . طاقت نداشتم صبر کنم تا خونه خالی بشه خندیدم و گفتم بی خیال مهم اینه با هم باشیم . لباشو گذاشت رو لبام . کمی حالم خراب شد خاطرات کثیفی دوباره برام زنده شد اما سریع از خودم دورشون کردم و با ولع زیادی لباشو میبوسیدم جوری که دور از انتظار حمید بود متوجه شدم کمی مکث کرد و باز شروع کرد اینبار وحشی تر از قبل و بی هیچ ملاحظه ای .
    منو به عقب هل داد و چسبوندم ب دیوار . روسریمو در آورد و همین که مشغول خوردن لبام بود دکمه های مانتوم رو هم باز میکرد . قبلا تو سکس چتامون بهش گفته بودم عاشق سکس خشنم . اما آدم تا تو شرایط قرار نگیره نمیفهمه واقعا چی دوست داره اون لحظه دوست داشتم یکم ملایم تر نوازشم میکرد اما دیگه نمی شد کاریش کرد درواقع اینقدر حشری بود که نمی شد مانعش شد .
    اما من یهو آتیشم فروکش کرد . نفساش حالم بد میکرد خاطرات آزار دهنده ولم نمی‌کردن . کسی ک مورد تجاوز قرار بگیره اینو خوب درک میکنه که با هرسکسی یه جرقه از خاطرات تلخ باز هم زده میشه و آزارش میدن . من دلم میخواست از دستش خلاص بشم اما اون میزاشت پای ناز و ادا و مرتب در گوشم میگفت فدای ناز کردنتم میشم . گردنمو میبوسید و گوشامو میخورد . مانتومو از تنم در آورد یه نیم تنه ی قرمز پوشیده بودم با یه حرکت برم گردوند و پشتم قرار گرفت دستش رو سینه هام بود و کیرشو چسبونده بود در کونم . از زیر شلوار راحتی که پوشیده بود کاملا مشخص بود داره میترکه . مرتب در گوشم حرفای سکسی و عاشقانه ای میزد من اما بی صدا و بدون هیچ حرفی . تقریبا هنگ کرده بودم . و اون مرتب میگفت . عشقم . خانومم . نفسم . جون دلم چرا ساکتی یه چیزی بگو . میخوام حالی بت بدم تا عمر داری یادت نره . میخوام جوری بکنم تو کونت که هرروز و شب کونت بخاره و بهونه ی منو بگیره اما وای به حالت غیر من زیر پای کس دیگه ای بخوابی . این کون فقط مال منه . جرش میدم امروز . بعد تیشرت و شلوارشو سریع در آورد . یه شورت سیاه پاش بود و کیرش از بس باد کرده بود شورتش داشت پاره میشد .
    من اما همینجوری مونده بودم و نگاش میکردم نمیدونستم باید چیکار کنم .اومد سمتم دکمه ی شلوارمو باز کرد و بدون اینکه ب من توجهی داشته باشه شلوار منم در آورد. از هیجان داشت میلرزید . جلوم زانو زد . یه شورت توری قرمز پوشیده بودم که مثلا با نیم تنه م ست باشه . سرشو برد نزدیک کوصم و بو کرد و بوسید . از رو شرت شروع کرد ب خوردن، بدنم گر گرفت . انگاری خون تازه به بدنم ریختن . پاهام لرزید . چنگ زدم تو موهاش . و سرشو بیشتر رو کوصم فشار دادم . شورتمو کشید پایین و با دیدن کوص تپل و بی موی من چشماش برق زد . زبون زد . لیس زد و حسابی خوردش برام . دیگه بدنم سست شده بود بهش گفتم بسه و وقتی سرشو از وسط پاهام درآورد سریع نشستم دیگه نمیتونستم روی پاهام بایستم . لباشو چسبوند رو لبام و دوباره حسابی لبای هم رو خوردیم . و همین جور ک لب تو لب بودیم گفت برام ساک میزنی . دوست نداشتم گفتم نههههه تورو خدا . خندید و گفت عیب نداره کونت حسابی برام میخورش الان . درازم کرد و خودش هم کنارم دراز کشید . یه دستشو گذاشت زیر سرم و اون دستش وسط پاهام بود و کوصمو میمالید ‌ حسابی خیس شده بود و حشریم کرده بود . نیم تنه مو داد بالا و شروع کرد به خوردن سینه هام بزرگ نبودن اما خوش فرم و گرد بودن . دستشو آروم از زیر سرم در آورد و اومد روم خوابید . هیکل من در مقابل اون خیلی ریزه میززه بود خیلی سنگین بود حس کردم نفسم بند اومد . خودش متوجه شد و کمی بدنشو داد بالا گفت پاهاتو باز کن . پاهامو باز کردم و کیرشو چسبوند ب کوصم . گفت حیف ک‌نمیشه بزارم تو کوصت وگرنه روانیت میکردم . گفتم میشه مشکلی ندارم کوصمو پاره کن . گفت مگه پرده نداری گفتم نه و چشمای حمید برقی زد که نگو . گفت چطور میشه . بهش اخمی کردم و گفتم چیکار ب اینش داری کارتو بکن .
    خندید و گفت دختر تو چقد یخی چته . انگار دارم دیوارو میکنم حسی نداری اصلا.؟
    خندم گرفت گفتم چی میگی خو اولین بارمه . بلند خندید . گفت اولین بارته بعد پرده نداری . حسابی کلافه شدم با دست زدم ب سینه ش و هولش دادم . خواستم بلند بشم . دستام و گرفت و باز خوابوندم .گفت کجا؟ گفتم ولم کن میخوام برم . گفت بی خیال دیر اومدی زودم میخوای بری. تا جرت ندم جایی نمیری . گریه م گرفت . خبر از دل من نداشت و مرتب میگفت جنده ی کی بودی . و گردنمو سینه مو میخورد. دیگه تمایلی به سکس نداشتم و فقط میخواستم از دستش خلاص بشم اما اون هردقیقه حشری تر میشد . شورتشو در اورد باورم نمیشد فکر میکردم این کیرای کلفت فقط واس فیلمای پورنه . کیرش در حد ۱۸ یا ۱۹ سانت بود اما خیلی کلفت بود . یکم آروم شدم واقعا دلم‌میخواست اون کیر هرچه زودتر بره تو کوصم. درواقع با خودم درگیر بودم یه لحظه دلم‌ میخواست لحظه ی بعدش رغبتی نداشتم تو همین فکرا بودم که شورت منم سریع از پام کند. و با یه حرکت تابم داد و پشتم قرار گرفت . کیرشو گذاشت در کوصم و یه پامو با دستش تو هوا نگه داشته بود‌ خنده ای کرد و گفت همش میگفتم چطور میشه کونش گذاشت. کونش پاره میشه ببین کار خدارو حالا باید کوصتو پاره کنم . از حرفای سکسی ک میزد خوشم‌ اومد سرمو چرخوندم سمتش و در حالیکه سینه هامو میمالید باز لب تو لب شدیم . . . گفتم حمید
    گفت جانم
    گفتم بخدا اولین باره با رغبت و میل خودم تو بغل کسی ام .
    اخماش رفت تو هم گفت ولش کن صحبتش نکن
    حالمو خراب نکن بزا بعد درموردش حرف میزنیم
    گفتم باش و سرمو باز چرخوندم که نگاهم تو نگاهش نباشه .
    کیرشو یکم مالید در کوصم حسابی خیس خیس شده بودم . یه جونی گفت و منو بیشتر تو سینه ش فشار داد. مرتب در گوشم میگفت جوووووون چه کونی . چه کوصی . کجا بودی تا الان . اگه میدونستم اینقد پایه ای روز اول میکشوندمت خونه و می گاییدمت
    خوشم‌ میومد از این حرفا. گفتم شروع کن دیگه
    گفت چیکار کنم
    گفتم بزارش تو
    گفت نشد درست بگو چیکار کنم؟
    گفتم کیرتو بکن تو کوصم
    جوووووووون بلندی گفت .نمیشه باید التماس کنی
    کیرشو میمالید در کوصم و حسابی حشریم کرده بود . با ناله گفتم بسه حمید . بکنش تو کوصم دی...
    هنوز حرفم تمام نشده بود که کیر کلفتشو با فشار هول داد تو کوصم . خواستم جیغ بکشم که سریع دستشو گذاشت رو دهنم . تپش قلبم بالا رفت . لعنتی کیرشو در میاورد و باز با فشار میکرد تو کوصم . دلم میخواست تلنبه بزنه اما انگار دوس داشت اذیتم کنه . برگشتم نگاهش کردم چندتا عرق ریز رو پیشونیش بود و تا نگاهمو دید باز لباشو رو لبام قفل کرد خواست سرمو برگردونم که بادستش فکمو گرفت و در حالیکه لبامو میخورد کیرشو باز با فشار کرد تو کوصم و شروع کرد تلنبه زدن . جووووووون حال عجیبی بود دیگه ناراحت نبودم اینبار داشتم حال میکردم . سینه هامو فشار میداد و لب میگرفتیم از هم و تند تند تلنبه میزد .
    گردنم خسته شد سرمو تاب دادم و گذاشتم رو بالش و تشک رو چنگ میزدم و حمید تند تند تو کوصم تلنبه میزد پام خسته شده بود تو هوا . گفتم حمید بسه پام خسته شد بدون اینکه کیرشو در بیاره پامو آورد پایین و چرخوندم . رو شکم خوابوندم و پشتم قرار گرفت گفت کونتو بده بالا و همچنان وحشیانه تو کوصم تلنبه میزد بالش رو گاز میگرفتم که فقط صدام در نیاد . درحالیکه تلنبه میزد با دستش شلاقی میکوبید رو باسنم . کمرمو گرفته بود و تند تند تلنبه میزد . و مرتب زیر لب میگفت جوووووووووونم چه کوص تنگی . خودم پاره ش میکنم گشادش میکنم . آخخخخخ که چه حالی میداد. رو ابرا بودم . احساس میکردم کیرش تو کوصم هر ثانیه بزرگتر میشه . خیلی حال میداد. کوصم داشت جر میخورد که حمید خسته شد و ایستاد کمرم خیس شده بود قطره های عرقش میریخت رو کمرم . بهم گفت برگرد . با روسریم عرقشو پاک کرد و گفت کیر تو شانس دستمال کاغذی یادم رفت بیارم . هردومون زدیم زیر خنده . خم شد و لبامو بوسید . دراز کشیدم و پاهامو داد بالا پاهام تقریبا جمع شده بودن رو سینه م . کیرشو کرد تو کوصم و شروع کرد تلنبه زدن .چشمامو بستم و خواستم سرمو تاب بدم که با دستش فکمو گرفت و سرشو برد تو گردنم تلنبه میزد و عین وحشیا گوش و گردنمو میخورد . گفتم نکن حمید کبود میشه اما حالیش نبود نمیفهمید انگار. تو این پوزیشن هم چند دقیقه ای تلنبه زد که باز هم خسته شد و عرقش در اومد . اینبار خودم با روسریم عرقشو پاک کردم گونه مو بوسید و گفت مهسا نمیشه
    چشام خمار کردم و گفتم چی نمیشه . گفت آبم نمیاد اینجوری . باید بزارمش تو کونت .
    برق از سرم پرید . کیرش خیلی کلفت بود . گریه م گرفت گفتم نه حمید همینجوری بکن آبت میاد . گفت من‌ میدونم نمیاد . تو هم اذیت میشی . تو دلم گفتم آره ارواح عمه ت بفکر منی ؟ میخوای کونمو جر بدی
    گفتم نه نمیشه . بیا برات ساک بزنم . گفتم آقا من دلم میخواد کونت بزارم ساک چیه
    قانع نشد . قول داد تمام تلاششو کنه اذیت نشم اما میدونستم حرف مفت زده این حشری ک میشد هیچی حالیش نبود .
    حریفش نشدم وازلین آورد و در کونمو چرب کرد . و با انگشت میخواست بازش کنه . منم همزمان کوصمو میمالیدم . خیلی حال میداد اینجوری . داشت کونمو انگشت میکرد که ارضا شدم تمام بدنم انگار برق بگیره لرزیدم . و بی حال شدم. گفت جووووووونم ارضا شدی تا سه بار دیگه هم ارضات میکنم نتونی رو پای خودت بایستی .
    بی حال شدم اما دست از سرم بر نمیداشت گفتم صبر کن . نکن دیگه یکم وایسا . اما گوش نکرد و تند تند انگشتم‌میکرد . یه انگشت شد دو انگشت دردم گرفت آخ بلندی گفتم اما اون فقط میکرد میخواست بقول خودش پاره م کنه .
    توف زد درکونم و بلند شد . سر کیرشم حسابی وازلین زد . گفت شل کن . اذیت نشی .
    مثلا شل کردم اما تا کیرش اومد در سوراخ کونم بازم خودمو سفت گرفتم میترسیدم شلاقی زد رو کونم و گفت شل کن پاره میشی اینجوری .
    شل کردم باز چندباری توف انداخت و سر کیرشو هل داد تو سوراخ کونم خیلی کلفت بود . درد شدیدی داشتم خواستم جیغ بزنم که دستشو گذاشت در دهنم و آروم آروم هل داد تو . حس کردم دارم جر میخورم . گفتم تو رو خدا یه لحظه درش بیار باز بزار.
    درش آورد باز سر کیرشو وازلین زد و گذاشت در کونم آروم آروم کردش تو کونم اینبار تا نصفه رفت . داشتم تقلا میکردم که حمید منو سفت تو بغلش گرفت . گردنمو بوسید و آروم آروم تلنبه میزد . خیلی درد داشتم به گریه افتادم آخ و اوخم در اومده بود اما اون بی تفاوت فقط میکرد . خیلی گذشت نمیدونم چند دقیقه بود اما برای من طولانی گذشت تا عادی شد. البته عادی نشد فقط دردش کم شد
    تلنبه زدنش رفته رفته تند شد و آخ و اوخ من تبدیل شده بود به آه کشیدنای طولانی . حمید که فهمید دردم کم شده و دارم حال میکنم تند تند تلنبه میزد و کمرمو و سینه هامو چنگ مینداخت . بازم وحشی شده بود هیچی حالیش نبود داشت به معنای واقعی کونمو میگایید و من سرمست شده بودم خیلی حال میکردم . و در حالیکه حمید با کیر کلفتش منو جرم میداد برای بار دوم ارضا شدم . ضعف کردم نقش زمین شدم اما حمید با یه حرکت کمرم بلند کرد و درحالیکه با دستاش کمرمو نگه داشته بود و فشار میداد ارضا شد و آبش و تو کونم خالی کرد . نعره ی کوتاهی زد و افتاد روم . کمی بعد تاب خوردم و رفتم تو بغلش . لباشو بوسیدم اما اون انگار تو این دنیا نبود . یه نیم ساعتی تو بغلش بودم ک ب خودش اومد تکونی خورد ومحکم بغلم کرد . بوسیدم و گفت ببخشید اذیت شدی . لبخندی زدم و هیچی نگفتم ....
    اگه دوست داشتین بازم براتون مینویسم.


    نوشته: مهسا م

  • 21

  • 15




  • نظرات:
    •   amir1pelak
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • ننویس جنده


    •   Ares.1
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستانت تقریبا جمعه بازار بود
      همه چیز داشت ، تجاوز ، عشق ، محارم ، آنال ، دعوا ، قهر ... همه هم بی معنا و الکی ، فقط برای طولانی شدن داستان
      همین رو مشد داخل 2 تا داستان ، خیلی عالی نوشت و از این هزاربرابر بهترش کرد!
      مگه مجبوری آخه!!


    •   فوت-لاو
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • تا اخر نخوندم فقط تا اونجا که گفتی عاشق سکس خشنم
      خو کونی مگه داداشت تجاوز نمیکرد؟
      اگر یکی دیگه بود خوشت میومد؟


    •   amiiir_h
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • الان ک رفتی ب ی غریبه دادی خیلی خوشحالی؟!؟الان ک ی پسر تو فکرش بین دوستاش فک و فامیلش بت میگ ی جنده رو کردم خیلی خوشحالی؟؟؟تو اگ دوس نداشتی کونتو بکنه و جرش بده عن خوردی تو چت گفتی سکس خشن دوس داری..سیک باو


    •   king.artoor
    • 3 ماه،2 هفته
      • 8

    • فقط دلم واسه داداشه کباب شد ک نگهبانیتونو میداد آخه منم همونم که تو دکتر بازیای بچگی همیشه نقش حراست دم در رو بهم میدادن! :(


    •   سامان.اصف
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • این دومی فک نکنم بلا بوده باشه


    •   kokarostam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • تخیلی


      آقا جان، من کون کردم، خیلی هم کردم، اینجوری که شما بچه جقی‌ها میگید نیست. دفعه اول نمیره، بخصوص کیر کلفت باشه. اونجوری که نوشتی از سکس خشن خوشت میاد، میشه همون تجاوز، دیگه چرا زر میزنی؟ چه برادرت بذاره تو کـُس و کونت چه آقا حمید،نتیجه یکیست، شاشیدم به کونت.


      ها کـُکا


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • چه عرض کنم والا


    •   boyslave
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • تو این همه تاب خوردی یه دور هم چرخ و فلک سوار میشدی خب


    •   only.For.Life
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • با مفهوم واقعی سکس تو سایت پورن اشنا شدی؟؟؟
      تو سایتای ایرانی فقط میشه با مفهوم واقعی جق اشنا شد


    •   Kechalbash
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • میترا استاد چی بود این وسط؟ میترا کسداد؟


    •   gankr.koy
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیرخرتوکوست مهسا ،
      میدونم که دوس داری فاحشه


    •   کیرحشری5
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خب بیا ی حالی هم به من بده


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اگه راست گفته باشی تجاوزی که بهت شده واقعا نفرت انگیزه
      ولی کووص و کوون دادنت دیگه چی بود این وسط جندده دگوری


    •   ARAD_SM
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • نگاییدم دیسلایک


    •   nilajooni
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • با اینکه رو ابرا هم رفتی ولی لایک ندادم چون زیاد تاب خوردی


    •   ghasmagha
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • یکی دیگه این گل اب داده و باغبونی کرده حالا وقت ثمرش کسای دیگه حالش ببرن؟


    •   Alislv24
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • عالی حرف نداشت ب حرف دیگران گوش نده بازم داستان بنویس (clap)


    •   amirmiserable
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • چقد گوشت تلخ و عنید شماها.
      داستان به این خوبی چی میخواید دیگه
      طفلی اینقد با زحمت نوشته چرا تو ذوقش میزنیم
      اصلا بیا عزیزم ناناستو خودم بکونما.اینا خرن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو