همیشه دلم میخواست باهاش بخوابم

    وقتی ی دوسپسر مهربون و عاشق داشته باشید که هرکاری براتون میکنه و به اندازه کافی بابدنتون ور نمیره چیکار میکنین؟


    خیلی وقت بود امیرو تو اینستاگرام فالو میکردم
    جذاب و به نظر اروم و خونواده دار میومد
    یکم صحبت کردیم با هم ... منو ب قهوه دعوت کرد
    خوش صحبت بود خوب لباس میپوشید و البته هیکل خوبش لباساشو بهترم نشون میداد
    حرف که میزد و بهم نگاه میکردم دوس داشتم فک کنم دستش میره روی رونم و اروم رونمو میماله .. شرتم یکمی خیس میشد و تازه یادم میافتاد که بعضی از حرفاشو نشنیدم
    اصلن برنامه ی بکن بکنی وجود نداشت .. من تو فکرم فانتزی داشتم و مطمئنم اونم ب من فکر میکرد و کیرش راست میشد .
    یکم با بدنم کخ ریخته بودم . خوشم میاد پسرارو تحریک کنم
    دوس دارم وقتی مثلن دستش اتفاقی ب بدنم میخوره .

    ازین ادمایی که تا وقت گیر میارن دستشونو ب همه جای ادم میمالن متنفرم
    اون اتفاقه قشنگه اون اتیششی که بی انتظار روشن میشه
    خونه ی مستقل نداشت
    هیچ موقعیتی هم نه من نه اون ببرای سکس درست نکردیم
    بیکار نبودیم که
    میرفتیم و میوممدیم .. پیاده روی .. حرف ... مشورت و گریه و خنده
    دیگه از فکرش بیرون اومده بودم و ب اوضا بینمون عادت کرده بودم
    یه شب هردومون ب مهمونی دعوت شدیم اولین بارم بود پیکمو ب پیکش میزدم بعد از یکم گرم شدن سیگارمو برداشتمو دستشو گرفتم بریم تو حیاط سیگار بکشیم .. حیاط اروم تر بود
    خودم نشستم رو زمین .. روبروم نشست سیگارامونو روشن کردیم حرف زدیم ناراحت بودم برای همین سرمو چسبوندم ب سینش برای چند لحظه بعد رفتیم و رقصیدیم مست تر شده بودم و خودمو میمالوندم بهش وقتی تقرییبن همه مست بودن یهو منو کشید تو یکی از اتاقا
    چسبوند به تخت
    کیرش که راست شده بودو لای پامم احساس کردم تو چشاش نگاه میکردم
    تو گوشم گفت چرا تحریکم میکنی؟ نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
    منم تو گوشش گفتم میتونم برات جبران کنم ؟ گوششو بوسیدم ولاله گوششو لیس زدم .لباشو رو لبام گذاشت .. داشتم میمردم
    کیرشو لای پام میخواستم حسابی منو مالوندو از لبام خورد بعد سینه هامو میمالوند و گردنمو میخورد گاهیم از رو پیرهنم کیرشو میمالید ب کسم دوستم یهو در اتاقو باز کرد شوکه شدیم همه ولی باهاش ازین حرفا نداشتم در گوش امیر ی چیزی گفت و رفت
    امیرم سرشو پایین برد زیر پیرهنم سینههامو میخورد دستامو گرفت و برد بالای سرم با یه چیز سیاه به تخت بست یهو شورتمو از پام کشید پایین .. چند ثانیه فقط کسمو نگاه کرد بعد پیرنمو داد بالا و از وسط سینم انگشتشو ب خالت نوازش تا کسم اورد پایین
    اینقد این کارو کرد که اهم درومد بغلم کرد و کیرشو کرد توم بلاخره
    مثل ندیده ها منو میکرد مثل حیوونا ....سریع ابش اومد
    بغلم کرد ...
    میگفت چقدر تنگ و داغی
    بازم منو میکنه
    الان اگه پامو براش باز نکنم حسابی عصبانی میشه و منو میخوابونه و کیرشو میکنه توم... عاشق اینکارشم
    روی کونم رد دستاش هست همیشه
    دوست دارم ابش همیشه از کسم بریزه
    نوشته: saltylemon

  • 1

  • 13




  • نظرات:
    •   rose.hot
    • 2 سال،2 ماه
      • 2

    • اولش ادای تنگا رو دراوردی.... :)
      اخرش خودتو یه ....که دوس ندارم اسمشو بیارم نشون دادی...
      البته خاطره اس دیگه...
      کشته مرده این پارتی هایی که تعریف میکنین ام!
      میدونین ندید بدیدیم ما...
      از اولش کخ!!! داشتی دیگه عزیزم...
      اره گلم اینجوریاس (biggrin)


    •   Ramtin34
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • اگه به عنوان نویسنده ماسک به صورتت نزنی و دنبال تایید طلبی نباشی و صادقانه تر و مبسوط تر و با احساس تر بنویسی دیگه داستانات حرف نخواهند داشت.نظر رز هات رو هم تایید مبکنم چونکه مطمئنا خانما بیشتر با دنیای هم اشنایی دارن و نظرشون در مورد همدیگه به واقعیت نزدیکتره قائدتا. ولی در کل بد نبود. قسمت سکسش هر چند خیلی خلاصه بود ولی خوب بود . پس نمیگم دیگه ننویس میگم سعی کن بهتر بنویسی . بهروز باشی :)


    •   rezasex20
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • تا وسط هاش خوب بود ولی متاسفانه یه هو بدجور خراب کردی. :( دیسلایک


    •   N.Shasho
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • طرف دهنش بوی شیر میده میاد داستان ادا تنگارو در میاره بعدش یهو اخر کار میشه شخصیت جر خورده
      دوست پسرت زیاد بت ور نرفته فقط با یه چیز سیاه بستت به تخت و درجا جرت داد ؟! (dash)


      حیف اشغال سبزی ...


    •   MaHNaZ_Topol6
    • 2 سال،2 ماه
      • 1

    • لیموی نمکی اسمته?!!


    •   صدف+کونی
    • 2 سال،2 ماه
      • 1

    • کوسم آب کشید ی کار میخواد


    •   PANAH_
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • چقد امار جن ده ها رفته بالا


    •   Danial_dex
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • ريدي عزيزم با اين كسشرات


    •   ARAD_SM
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • كم كس بگوعاموديسلايك


    •   رادیواکتیو
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • خو به ارزوت رسیدی
      دعا کن بقیه هم به ارزوشون برسن


    •   Arsene lupin
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • یه سلامی میکنم به همه خانمایی که تو اینستام فالو ن (inlove)


    •   jeezezcrysed
    • 2 سال،2 ماه
      • 2

    • ببین بنظرم شما که داستانو شروع کردی حشری بودی و ذهنت داستان سازی قوی داشت ولی حالا وسطاش یا آبت اومد یا ننت صدات زد بری نون بگیری یا دستشوییت گرفت! که احتمال اخری بیشتره یدفه گفتی دسشویی دوره همینجا ریدی تو خاطرت. خسته نباشی در کل


    •   ایرانفایر
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • باید اعتراف کنم این داستانارو فقط به خاطر کامنتاش می خونم...
      پ ن:دیگه ننویس


    •   Torento97
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • دادی دیگه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو