هوس عاشقانه

    سلام
    ستاره هستم ، حدودا ۶ سالی میشه ک میام سایت و داستانارو میخونم. تصمیم گرفتم واسه اولین بار یکی از داستانای خودمو ک ماله دوروزه قبله تعریف کنم.
    من و دوس پسرم ۳ ساله ک باهمیم و قراره به زودی ازدواج کنیم. من ۲۵ ساله و محمد ۳۰ ساله. من هیکل توپر و باسن بزرگی دارم که همیشه هم باعث دردسره و لباسای گشاد میپوشم که کمتر تو چشم بقیه مردا بیاد. چون به عشقم متعهدم و دلم نمیخواد کسی جز اون حتی نگاه بدی روم داشته باشه.
    هردومون شدیدا حشری هستیم و از هر فرصتی برای سکس و لذت بردن از هم استفاده میکنیم.و عاشقانه همدیگرو میپرستیم.
    اون روز خواب بودم که باهام تماس گرفت و گفت میشه غروب پیشم باشی؟ منم گفتم دوروز گذشته طاقتت تموم شده! پس سعیمو میکنم. بهرحال برنامه مو ردیف کردمو رفتم پیشش. از در که رفتم تو محکم بغلش کردمو گفتم چی شده ک عشقم داغ کرده. هرچی میگذره بدتر میشیا. بریم تو خونمون دیگه شب و روز واسم نمیذاری. اونم گفت دیگه طاقت دوریتو ندارم و سخته برام دور موندن ازت. خلاصه پاشد قلیونو گذاشت و منم چایی گذاشتم خوراکیامونو چیدیمو نشستیم تو بغل هم به قلیون کشیدنو مزه کردنه خوراکیا. اینم بگم که محمد کلا سکس عجله ای دوس نداره و کلا کمرش سفته و طاقتش بالاس اما اینجور مواقع هرکار کنیم آبش نمیاد و همش کیرش میخوابه پا میشه و سکس بهش نمیچسبه واسه همین همیشه آروم پیش میریم که جفتمون لذت ببریم. کم کم پیراهنو شلوارشو در آوردم اونم بلوز و شلوار منو... با لباس زیر همو بغل کردیم که داغیه تنمون بخوره به همدیگه و حسمون بیشتر شه. و شروع کردیم به نوازش همدیگه. آروم آروم لب همو میبوسیدیمو میخوردیم من پشتشو نوازش میکردم و اونم بند سوتینمو باز کرد و انداختش کنار. سینه هام که به تنش خورد از داغیه تنش یه آه کشیدم و اونم محکمتر بغلم کرد و شروع کرد به خوردن گردنم تا لاله ی گوشم. منم دستامو آوردم پایین و از روی شورت کیرشو میمالیدم. محمد دستاشو گذاشت رو سینه هامو نوکشو کشید و گفت ببین نوکش چ برجسته شده. اینا واسه کیه؟ واسه کی اینجوری شده؟ منم گفتم عشقمو دیدم هوسش پدرمو در اورده .شروع کرد مالیدنه سینه هام و خوردن لبام منم شورتشو دراوردمو انگشتامو آروم رو کیرش از پایین ب بالا کشیدمو سرشو میمالیدمو دوباره حرکتمو تکرار میکردم.اینکارو خیلی دوس داره و منم بزرگ شدن کیرشو تو دستام حس میکردم و آبم راه افتاده بود و شرتم کاملا خیس شده بود...
    من خیلی حشریم و زود آبم راه میافته و تو هر سکس چندین بار ارضا میشم... البته از اکثر دوستام که میپرسم هیجکدوم اینجوری نیستن ولی من از داغیه زیاد تحملم خیلی پایینه و محمدم هم طاقتش بالاس هم خوب بلده منو چجوری دیوونه کنه. مثل بقیه خط کش نذاشتیم ولی کیر متوسط و تقریبا کلفتی داره که واسه کس من بی نظیره و عاشقشم.
    خلاصه انقد کیرشو نوازش کردم و بوسیدمش که حسابی بلند شد و ولع من برای خوردنش بیشتر. یه لیس به نوک سینه هاش زدمو رفتم پایین که واسش ساک بزنم. اونم تو همین حین شورتمو درآوردو انگشتشو کشید لای کسمو گفت ماشالا ب پرآبه خودم بخورش که امروز میخوام جرت بدم. یه بوس به سر کیرش زدمو زبونمو از پایین به بالا کشیدمو یه جون بلند گفتم. تو چشاش زل زدمو کیرشو کشیدم تو دهنمو شروع کردم میک زدن و بالا پایین کردنش تو دهنم.
    با آب دهنم که از کیرش سرازیر بود تخماشو خیس کردمو همزمان با خوردن کیر خوشگلش تخماشو میمالیدم اونم همینجوری سینه هامیمالوندو قربون صدقم میرفت میگفت عشقم میدونی طاقت دوریتو ندارم. دیگه یه روزم نمیتونم بی تو. باید هرشب تو بغلم باشی و تا صبح بکنمت.منم میگفتم قربونت برم دیگه نزدیکه این روزا قربون کیر خوشگلت دیگه هرشب تو کسمه و سیرش میکنم. همینجوری با صدا ولذت کیرشو خوردم چون میدونستم خیلی حال میکنه و بعدش تخماشو یکی یکی کشیدم تو دهنمو لیس زدم، دوباره کیرشو گذاشتم دهنمو چندبار تلنبه زدمو با دستم مالیدمش و رفتم بالا ازش لب گرفتم و گفتم بجنب که دیگه طاقت ندارم. به پشت خوابیدم و پاهامو باز کردم اونم اومد روم و کیرشو رو کسم میکشید و سینه مو میخورد و اون یکیو میمالید میدونست دیوونه میشم با اینکار منم آه و ناله م رفته بود هوا و کمرمو میکشیدم بالا و میخواستم کیرشو بکنم تو کسم اما اون هی جلو کسم بازیش میداد تا طاقتم تموم شد و گفتم بکن توش دارم میمیرم. گفت چیو؟ منم یه لیس به گردنش زدمو لباشو بوسیدمو گفتم کسم کیرتو میخواد بکنش عشقم.
    اونم دیگه طاقت نیاورد و آروم کیرشو فرو کرد تو کس خیس و لیز من. واییییی اوج لذت بود. چند بار در اورد و هربار بیشتر فرو کرد تا همش بره تو کسمو دفعه اخر تا کله کیرش کشید بیرونو ضربه های یهویی و محکم زد که دادم رفت هوا اما اونقد لذت میبردم که فقط میخواستم بکنه.
    تو همون حالت لباشو گذاشت رو لبامو منم لبو زبونشو میخوردمو اون تلنبه زدناشو شروع کرد. اول آروم و رمانتیک که آب منو سرازیر میکنه بعد یواش یواش تندش کرد که من شروع کردم پشت هم داد زدنو جیغای ریز و دستامو گذاشتم رو کمرش و فشارش میدادمو ناخنامو رو پشتش میکشیدم تا اینکه واسه بار اول ارضا شدمو داد زدمو پاهامو دور کمرش قفل کردم تا کیرشو تو کسم نگه داره.
    بعد چند ثانیه نفسمو رها کردمو بوسیدمش و کمرمو اروم تکون دادم تا کیرشو تو کسم حرکت بده اونم گفت فدات بشم که زود آبتو ریختی خانومم بذار دوباره آبتو جمع کنم بعدم کیرشو کشید بیرونو آبمو که تا کونم رفته بود با کیرش گرفت و میگفت نباید آبت حروم شه کیرم میخورتش. ودوباره اروم فرو کرد تو کسم من که تازه جون گرفته بودم لبخند اومد رو لبامو چشای مستو و خمارمو دوختم بهش.گفتم میدونی عاشقتم؟ گفت من بیشترررر. همیشه میگه این قیافت قشنگترین چیزیه ک میبینم و من عاشق این لحظه هام.


    گفتم بخواب که نوبت منه.خوابوندمش و نشستم رو کیرش اول با لبه های کسم رو کیرش عقب جلو کردم بعد که فشار دستاس رو پهلوهام زیاد شد و طاقتش تموم شد کیرشو فرستادم تو و یه آه بلند کشیدمو بالا پایین شدنو شروع کردم. همزمان نوک سینه هاشو چنگ میزدمو فشار میدادم و محکم بالا پایین میشدم. صدای برخورد تنمون و شلپ شولوپ آب و خیسی کسم بیشتر حشریم میکرد و دوباره داد و هوار میکردم یکم که گذشت سرعتو کم کردمو تنمو به تنش نزدیک کردم که با هربار عقب و جلو رفتن کیرش تو کسم سینه هام رو بدنش کشیده شن. یکم که اینجوری کردم طاقت نیاورد و خم شدو حسابی سینه هامو خورد بعدم محکم بغلم کرد و از زیر کیرشو محکم تو کسم میکوبید و گردنمو میخورد و به کونم سیلی میزد. میگفت حال میکنی؟ این کس ماله کیه میگفتم واسه عشقم شوهرم. بکن کسمو ک ماله خودته. جووون. همینجوری داد و هوار میکردیم واسه بار دوم ارضا شدمو اونم تو حرکت متوجه شدو گفت جووون باز کیرمو داغ کردی که. فدات بشم که انقد داغی.گفتم بخاطر کیر عشقمه که حسابی حالمو جا میاره بعدم دوباره اروم بالا پایین شدنو شروع کردمو دولا شدمو نوک سینه شو گرفتم تو دهنمو اونم دستشو فرو کرد تو موهامو میکشیدو آه میکشید بعد چند دقیقه گفت بخواب به بغل یکم آروم بکنمت استراحت کنی.منم ب بغل خوابیدمو از پشت چسبید بهمو کیرشو فرو کردتو کسم واروم عقب جلو میکرد منم سرمو بردم عقب و تو همون حال لب میدادیم.دیگه جونی توتنم نمونده بود که حس کردم بازم داره آبم میاد بهش گفتم پوزیشنو عوض کن میخوام این بار با تو بیام. داگی شدمو کونمو واسش قنبل کردم اونم دو تا سیلی محکم به کونم زد و یه بند انگشتشو کرد تو کونم و داشت بازی میداد که یهویی کل کیرشو تو خودم حس کردمو جیغ کشیدم اونم تند و وحشی تلنبه میزد و به کونم سیلی میزد میگفت جون.باید حسابی کستو بکنم اینجوری باید کس بدی باید جرت بدم. دوس داری آبمو کجا بریزم؟ منم با همون آه و ناله گفتم بپاش تو دهنو صورتم اونم دیگه آخراش شدتو زیاد کردو من از دردو لذت فقط جیغ میکشیدم که یهو موهامو از پشت کشید و دو سه تا تلنبه ی محکم کوبید تو کسمو داد زد برگرد اومد منم برگشتمو دهنمو باز کردم و آبشو پاشید تو صورتو دهنم همون لحظه آب منم واسه بار سوم ریخت بیرونو محمد سریع چندتا دستمال گرفت گذاشت دمه کسمو بعدم صورتمو تمیز کرد. بعدشم همدیگرو بوسیدیمو تشکر کردیم. حسابی خسته شده بودیمو عرق کرده بودیم کسم هنوز نبض میزد و کیر اونم داشت میخوابید.همونجوری دراز کشیدیم همدیگرو بغل کردیمو نوازش کردیم تا آروم بشیم.
    بیشترین آرامشو عشقو بعد سکس تو بغل هم به دست میاریم. دعا کنین همیشه همینجوری عاشق هم بمونیم.
    نه فقط ما بلکه همه ی عاشقا . غلطامو ببخشین فقط دوست داشتم منم خاطره هامو بنویسم واستون. دنیاتون پر از عشق و لذت و سکس عاشقانه


    نوشته: Xsetarehx

  • 7

  • 6




  • نظرات:
    •   ashkanlovekarajj
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • ???


    •   ashkanlovekarajj
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • لايك بود نيومد


    •   artin4116
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • خخخخ


    •   Dabuldabul
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیررستم دستان تا دسته تو کونت.


    •   arash-khashen
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • تا نصفش بیشتر نخواندم.


    •   Sanazn
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی حوصله سر بر بود


    •   Sanazn
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی حوصله سر بر بود


    •   Soroush_Khi
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • اصلا ماجرا نداشت مثل این فیلم پورن هایی که از اولش تا آخرش سکسه
      اصلا کیر راست کن هم نبود
      کسخل تو از اول تا آخر داستانت سکس بود بعد تگ عاشقانه گذاشتی روش
      عشق که همش سکس نیست
      بردار اون تگ عاشقانه رو لعنتی


    •   محمدشیرازی
    • 7 ماه،2 هفته
      • 1

    • یه خانم بامرام شیرازی که دنبال یه رابطه با آرامش باشه هستم09178128842


    •   reza96753
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • بچه ها یه سوال من تا حالا سکس نداشتم...اینکه همه وسط سکس میگن ازدواج کنیم بریم خونه خودمون و غیره اتفاق میوفته؟بنظر من در اون لحظه تنها چیزی که کار میکنه هوس و شهوت هست...انگار نشستی داری جق میزنی یهو وسطش فکر کنی که ازدواج میکنی و مراسم عقد و عروسیت هست.خخخخخخ


    •   pesari_az_iran
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • به نظر شما این یک داستان بود ؟؟
      من اسمشو یک خاطه دادن میذارم (preved)


    •   Saba_sayna
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • نمیدونم واقعی بود یا نه ولی من اون حسی که لباسارو در میارید و بهم میچسبید تجربه کردم جدا از شهوک خیلی لذت بخش و آرامش میده


    •   taymoor
    • 7 ماه،2 هفته
      • 1

    • نظر شما چیه؟بكنت تراخورده قربون صدقت ميره خخ


    •   lezatbebarim
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوز بود عزیزم


    •   Alikooon
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • چجوری میشه تایپک زد ؟ لطفا راهنمایی کنید


    •   gankr.koy
    • 7 ماه،2 هفته
      • 3

    • تایپک نزن!
      گیتار یا فلوت یا جق بزن!


    •   مهتاب...
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • عجبز


    •   FRHAD1699
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • من نتواتستم همشوبخونم چون اولش که گفتی باسن بزرگی داری ونمخوایی لباس گشادتنت میکنی ونمخوایی به عشقت خیانت کنی ازاین حرفها اگه همچون فکری داری غلط میکنط کونی میایی داستان مینوسی کیرها بلندمیکنی کیرتوکوس ابدارت بیامن بکنمت بهترین تجربی سکس داشته باشی که تاحالا اینقدرتوسکس لذت نبردی


    •   Jiboti75
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • اینهو فیلم پورن بود


    •   30parham30
    • 7 ماه،2 هفته
      • 1

    • هر وقت کیرش خوابید یه گاز از تخم هاش بگیر سریع بلند میشه


    •   arashdlove1776
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • ب نظر من فانتزی بود


    •   ali13630925
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • این کوس شعرا چیه؟
      بیا یک کون واقعی بده عمو ببینه


    •   ramamasiha
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • قشنگ بود.از طرز داستان نویسیت خوشم اومد.مرسی


    •   Hooman.esf.60
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • همه اول زندگی همینطورند
      خیلی زود ازهم سیر میشید و واسه هم تکراری
      مخصوصا که شما در والفجر مقدماتی بیت المقدس و تپه های جولان و فتح کردید
      خیلی زود می‌رسید به فانتزی


    •   saeed.pesar.khob
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • همون قلیون با زغال روشنش و چاق شدش
      تو کون جفتتون
      والا
      من که باور نمیکنم مگر اینکه بکنمت تا باور کنم و بیام داد بزنم این راست میگه


    •   amirmahdi_k1229
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • قشنگ بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو