هیچوقت نمیشه جلوشو گرفت

    سلام دوستان من اسممو نمیگم خب من داستانای شهوانی و دنبال می‌کنم؛ در حقیقت از داستانای دروغی خسته شدم نمی‌دونم شما داستان منو باور می‌کنید یا نه ولی خب بگذریم من می‌نویسم قضاوتش با شما دوستای عزیز.
    من اسمم سارینا ( واقعی نیست )
    اسم دوست پسرم عرفان ( واقعی نیست )
    من ۱۹ سالمه قدم ۱۷۰ و ۶۳ کیلو هستم معمولیم کمرم باریکه و باسنم بزرگه اما سینه های خوشکلی ندارم نوکشون یکمی بزرگ و سایزشونم ۸۰ همیشه دوسشون نداشتم! بگذریم.
    دوسپسرمم قدش ۱۹۰ و یکمی لاغره یکمی که یعنی یکم بیشتر از یکمی خلاصه ما چهار ساله با همیم و سر جمع یک ساله که باهمیم یعنی سکس داریم و منم اونقدر با تجربه نیستم کلا شاید ۷ بار سکس کرده باشم ولی خب می‌خوام اولین باری که ار کص دادم و بگم.
    من خیلی نازک نارنجیم تحمل دردم کمه و بواسیر دارم و نمی‌تونم از کون بدم پس تصمیم گرفتم دلو به دریا بزنم و از کص به دوسپسرم بدم.
    اما اونم دردم می‌گرفت و هم می‌ترسیدم و نمی‌ذاشتم.
    فقط لاپایی بود تا مدت ها و انگشتشو تا ته می‌کرد تو اما دریغ از خون.
    خلاصه کلی تو گوگل زدم و فهمیدم شاید حلقوی ارتجاعی باشم. حلقوی به تنهایی خون ریزی داره ارتجاعیم به تنهایی بازم خون ریزی داره مدل پرده ای که خون ریزی نداره حلقوی ارتجاعی( با تشکر از انواع و اقسام سایت های گوگل محترم)
    خلاصه بهش گفتم و گفت پس بیا امتحان کنیم و منم چون از پشت نمی‌دادم نه نیاوردم دوسش داشتم و دارم هیچوقت پشیمون نمی‌شم اگرم ولم کنه من خودم خواستم و می‌خواستم که کسی که عاشقشم صاحب روح و جسمم بشه و بهش حکومت کنه.
    خلاصه ما لا پایی داشتیم دعوا کردیم و تو بین چتا بهش گفتم هیچوقت دیگه باهات نمیخوابم و حاضر نیستم تو اینکارو باهام کنی کلی می‌خواستم حرصش بدم اونم گفت عمرا بهت دست بزنم اما همش بلوف.
    گفت بیا خونمون منم رفتم.
    سر کار و پیچوندمو با یاد آوری دوباره که میام ولی دست بهم نمی‌زنی رفتم خونشون البته کلی به خودم رسیدم اپیلاسیون و کلی ازین کارا که همه می‌کنن خلاصه خواننده هایی که شما باشین من رفتم خونشون.
    یک راستم رفتیم تو اتاق و چون صب بود و ساعت ۹ که منم به هوای سرکار اومده بودم گفتم آره من چشام خستس بیا بخوابیم کله سحری دراز کشیدیم که مثلا بخوابیم اصلا حتی همو بوسم نکردیم من میخواستم بگم من قدم اونم همین طور.
    اما مگه من خوابم میبرد؟ اون بدجنس بی رحمم چشماشو بسته بود که مثلا خوابیده.
    خلاصه که منم کرمم گرفته بود سرم و بالا کشیدم و سرم که رو سینش بود گذاشتم رو گردنش و مژه هامم کاشت بود و بلند شروع کردم تند تند پلک زدن که مژه هام میخورد به گردنش و قلقلکش میومد.
    یه نفس عمیقی کشید فهمیدم به مراد دلم رسیدم.
    دوباره کرمو شروع کردم نفسای عمیق کشیدن و نفسمو تو سینش فوت کردن.
    حالا فرض کنین با شلوار لیو بلیز بافتنیم خوابیده بودم.
    بلند شد دستشو اهرم کرد و بر بر زل زد تو چشام منم پرو پرو زل زدم
    دیگه طاقتش طاق شد و افتاد به جون لبام قشنگ ترین لب گرفتن زندگیم زبون نرم و پهنش و آروم آروم لب گرفتنمون میک زدن زبونش خوردن لبای درشت و شیرینش بهم حس رضایت می‌داد.
    سفت بغلم کرد و بازم لب می‌گرفتیم
    ولی باز نه من می‌خواستم از خر شیطون بیام پایین نه اون
    ولی گفت که آره شلوارتو در بیار سختته منم با کمال میل قبول کردم.
    پشتمو بهش کردم اونم بغلم کرد از پشت و حالا هی کونمو بهش میمالیدم
    برگشتم سمتش و شروع کردم گوششو میک زدنو خوردن.
    گوش آقایون و خوردن خیلی تاثیر داره اصلا از خود بی خود میشن
    دیگه که تحمل نکرد و دستش رفت سمت کصم.
    ولی خب اون از من بدجنس تر بود خیلی بدجنس تر
    نمی‌دونم ولی انگشتی که از روی شرت روی چوچول و سوراخ کشیده بشه یه جور قلقلکی جنون آمیز به آدم می‌ده که درجا خیس می‌شی منم خیس شدم
    ولی اون خیلی بدجس بود انگشتشو از بالای شرتم یکم میکرد تو شرتم و دوباره میاورد بیرون خیلی بدجنسانه ازین ورم با پوزخند بهم نگا می‌کرد به منی که چشام داد می‌زد که انگشتم کن منو بمال و ازین حرفا ولی عین خیالش نبود.
    آخر طاقت نیاوردم و گفتم: خواهش میکنم عرفان خواهش میکنم.
    گفت: داری خواهش میکنی بکنمت؟
    چشمامو به معنای آره بازو بسته کردم.
    فوری دستش رفت تو شروع کرد چوچولمو با ملایمت مالیدن بعد تند و محکمش کرد نفس نفس میزدم چون واسه آه و ناله زود بود.
    احساس میکردم دم سوراخ کصم سیل اومده
    که آروم و دردناک انگشتش رفت تو کصم اولش درد داشت ولی بعد عاشق اون نوع سوزش و یجور خالی شدن شده بودم و رو ابرا سیر میکردم.
    همونجوری یه لحظه لب می‌گرفتیم و یه لحظه گوشمو میک میزد منم مور مورم میشد و حالی به حولی میشدم.
    دیگه معلوم بود بقیش بلند شدم بلیزمم در آوردم و من رفتم رو از لباش شروع کردم .
    گاز میگرفتم زبونشو میک میزدم و لباشو گاهی وحشی گاهی ملایم میخوردم
    رفتم سراغ گلوش سیب گلوشو یه لیس زدم و آروم و ملایم گردنش و لیس میزدم و خیس می‌کردم و تند تند بعضی جاها زبونمو بالا پایین میکردم.
    رفتم سراغ سینه هاش نوک سینه هاشم لیس زدمو خوردم و شکمش و لیس زدمو میک زدم
    همونجوری که به بر آمدگی سفت سختش میرسیدم تو چشماشم نگاه می‌کردم بی معطل بند شلوارک و کشیدم و با کمک خودش درش آوردم و کش باکسرشو گرفتم و کشیدم و ول کردم صدای برخوردش با پوستش یه حالت سکسیو شوخ ایجاد کرد خندیدمو شورتش و در آوردم مثه این تخیلیا یدفه مثه فنر نزد بیرون نه سفت و شق بود ولی کامل نه منم تصمیم گرفتم تلافیه انگشت نکردن و مالیدن و سرش در بیارم
    لبمو به کلاهک کیرش نزدیک کردم که بخورم ولی فقط با بدجنسی ها کردم که گرماش بخوره بهش و سرمو عقب کشیدم و موزیانه به چشمای حشری و نیمه بازش خیره شدم چند بار این کارو کردم یبار یه لیس کوچیک به سرش زدم در حالی که نفسشم به شماره افتاده بود از لای دندوناش گفت: بخورش دیگه لعنتی
    منم یواش یواش و آروم کل کیرش و میکردم تو دهنمو و این بین زبونمم به سختی روش تکون میدادم
    خودشم این وسطا واسه اینکه به مراد دلش زود تر برسه کمرشو بلند میکرد که زودتر کیرش تا دسته بره تو حلقم
    من همش عقم میشست اما خب گناه داشت میخواستم یه ساک خوب براش بزنم و شروع کردم تند تند دهنمو با کیرش به فاک دادن
    در آوردم قد کیرشو بالا تا پایین لیس زدن و دوباره تا ته کردم تو حلقمو وقتی در میاوردم مثله مکش کشیدمش و کیرشو از تو دهنم انداختم بیرون.
    شروع کردم تخماشو لیس زدن و مکیدن که انگار خیلی حساس بود هی نفساش تند تند میشد تو تخماش یه چیزایی بود که اونارو با زبون حرکت میدادم و حسابی تفیش کردم.
    دیگه تحملش تموم شد و بلند شد و منو انداخت زیر و شروع کرد لب گرفتن و بعدم اونم گردنمو لیس میزد اما مک نمیزد که رفتم خونه ببینن کبوده بدبخت شم و تا رسید سوتینمو در آورد و شروع کرد محکم مالوندن و فشار دادن
    جفتشو می مالوند و نوکشون و با دندون یکمی میکشید داشتم غش میکردم و یکمی ناله های خفیف میکردم دیگه داشت کصم نبض میزد.
    ممه هامو یکم دیگه خورد و مالوند.
    بعد رو شکممو لیس میزد هر چی به کصم نزدیک تر میشد من شکممو بیشتر منقبض میکردم و بیشتر تو حاله خودم فرو میرفتم.
    شرتمو در نیاورد و داد بغل و همونجا یه بوس کرد کصمو بعدم یه لیس از دم سوراخ خیسم تا چوچولم زد که دیگه تحملم تموم شد حسی که داشتم بی نظیر بود بلند آه کشیدم.
    شروع کرد چوچولمو میک زدن و لیس زدن تند تند لیس زدن بهش گفتم: عرفان همزمان انگشتم بکن.
    لیسش میزد و انگشتشم که راحت تر از دفه قبل رفته بود تند تند تکون میداد.
    لگنمو گرفت و کشید لبه تخت خودش نشست زمین تا داحت تر باشه
    خیلی حال میداد رو ابرا بودم یه حس خیسی زبون نرمش رو سوراخ و چوچول باد کرده و ملتهبم
    شروع کردم خودمو تند تند رو زبونش تکون دادن و آه و نالم بلند تر که آره آره عرفان آره و اونم تند تر میک زدن
    یدفه انگار یه چیزی تو دلم ترکید منم جیغ زدم و شروع کردم لرزیدن وای اونم زبونش و دهنشو ور نمیداشت و من ارگاسم شده بودم.
    بی حال افتادم اومد بوسم کرد.
    میخواست باز لاپایی انجام بده که تو دلم گفتم بی چاره انقد کولی نباشم مرگ یبار شیون یبار درد داره ولی واسه عشق و شادیش می ارزه.
    برگشتمو کیرش و گرفتمو گذاشتم دم سوراخم
    با جدیت بهم نگا کرد و وقتی جدیت منم دید شروع کرد فشار دادن
    واقعا درد داشت میخواستم زار زار گریه کنم همه لذتم از بین رفته بود فقط سوزش و درد مونده بود ولی باید تحمل میکردم
    کصم از درد خشک شد
    دولا شد و کصمو بوس کرد و به چشام اشکای توش خیره شد گفتم بکن ولی خشکه.
    رفت و یه ژل آورد به اسم لوبریکانت
    بعد مالید دم سوراخم و چون سرد بود مور مورم شد.
    اومد چشمامو بستم از درد خودم سفت کردم و اون با هزار تا فشار و در رفتن کیرش از لیزی سرشو کرد تو که حس میکردم دارم پاره میشم واقعا داشتم جر خوردم و حس میکردم
    عرق کرده بودمو نفس نفس میزدم حس میکردم دارم میزام گفتم یکم نگه دار توش
    اونم بعد چند لحظه کیرشو تا دسته کرد تو کصم که باعث شد جیغ بنفش بکشم
    درد داشت خیلیم درد داشت داشتم میمردم گریه میکردم جر خورده بودم.
    با گریه گفتم عرفان نگفتم نگه دار نگفتم آروم ببین جر خوردم.
    خجالت و خورده بودم یه لیوان آبم روش.
    شروع کرد آروم تلمبه زدن بازم درد داشت ولی حال میداد مخصوصا این که با سوراخ کونم ور میرفت و میمالیدش
    کمرم ولی درد گرفت گفت برگرد.
    قمبل کردم کونمو و سجده کردم.
    اونم دوباره کیرشو یا زور و زحمت حول داد تو بازم درد گرفت وقتی میخواست بکنه تو درد داشت
    دوباره تلمبه زد درد یادم رفت و آه و اوهم شروع شد.
    حتی میگفتم تند تررر
    یادم افتاد تو یه داستان خونده بودم که دختره خودش عقب جلو کرد به پسره میگفت دارم خودمو با کیرت به فاک میدممم
    گفتم وایسه و شروع کردم محکمو تند تند عقب جلو کردن بالاخره خجالت و کنار گذاشتمو گفتم عرفاااااان خودموووو دارم با کیرتتتت به فاک میدممم
    تا اینو گفتم کمرمو سفت نگه داشت و تند تند تلمبه زدن و به گام میداد و میگفت چرا خسته بشی خودم به فاکت میدم عزیزم.
    تا بالاخره که داشت آبش میومد سریع کشید بیرون و رو کمرم خالیش کرد.
    پاک کرد و خوابید منم تو بغلش هیچ خونی که نیمده بود باید میرفتم دکتر ولی مطمئن بودم حلقوی ارتجاعی
    محکم به کونم چک زد که جفتمون خندیدین محکم بوسش کردمو گفتم مرسی عشقم اونم متقابلن.
    سوراخم درد میکرد و چند دقه یبار اخ میگفتم.
    همش از این ترس داشتم نکنه حامله بشم چون خونده بودم پیش آب پسرا که همش میاد میتونه حامله کنه از شانسم پریودم یه هفته افتاد عقب و داشتم سکته میکردم همین باعث شد بی کاندوم سکس نکنیم دیگه.
    هنوزم با همیم اما یکمی سردیم چون دو ماهی هست سکس نکردیم
    مثلا میخواستیم باهم نخوابیمو سکس نکنیم که بدتر رفتمو بهش کصم دادمو بند و دادم به آب
    ببخشید طولانی شد دفه اولم بود. ولی واقعی بود.


    نوشته: سارینا

  • 16

  • 17




  • نظرات:
    •   شادوکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کسی حس چت داره امشب ؟؟سکس چت متاهلم


    •   A....k
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • کل داستانت به تخمم


      داستانت یه طوریه که آدم فقط باید به تخمش بگیره قضیه رو
      پس به تخمم


    •   Blackmaster15
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • یا تو کلا بدون بکارت به دنیا اومدی یا جنسش از فولاد والرین بوده :/
      فک کنم نصف دلیل اینکه کصو دادی اون جمله خودمو به فاک میدم بوده


    •   A.Reezza
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • داستان که چرند بود، ولی خانم اهل حال هست پیام بده


    •   Cleverman
    • 1 ماه،3 هفته
      • 14

    • یه بارم گفتم اینقدری که این دهه هشتادی ها به دوست پسراشون میدن زنا به شوهراشون نمیدن!
      شماها دیگه ازدواج براتون لطفی ندارن ، اون زمونا ما اینقدر منتظر شب اول یا شب زفاف بودیم که حد نداره ، تازه بعدش زندگی یه مزه دیگه داشت ، شماها فکر کنم بعد ازدواج همه چی براتون عادی باشه و اون لذتی که ما بردیم نبرید .
      در ضمن اینقدر زود نرید به دوست پسرتون بدید ، چیزی که آسون بدست میاد زود هم دل طرفو میزنه ، البته گفتی عاشقش بودی که بازم به نظر من مفهوم عشق از دیدگاه شماها با هم نسل‌های من با هم تفاوت زیادی داره.


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • انشا سوم دبستان هم اینطور نثر و نگارشی نداره بچه جقی. شما ها چکار دارین میکنین با خودتون؟ این رسمش نیست بخدا ...


    •   tara.-tt
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • میگی واقعی بود پس صد در صد کصتان بود


    •   Hooman.Afjeh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • این صداقت اول داستانت که گفتی سینه هات زشته و دوسشون نداری تو حلقم


    •   Prome7
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • برو حیا کن پدرسگ آدمی که به دوسپسرش کص بده شاید جنده نباشه ولی آدمی که اونو بیاد برا همه تعریف کنه جندس دیگه
      جنده خانم بیا خصوصی حلقوی ارتجاعیه منمنن


    •   آن_دو_احمق
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • تو یه جنده ای.
      محتوای داستانتم جندگیه .
      دیسلایک رو بهمراه انگشت وسطیم میفرستم تو سولاخات..
      y o u d i r t y b i t c h


    •   aria50a
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • سلام نگارشت خوب بود فقط ترشی نخور


    •   sexybala
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی. تو یک پسر چاقاله جلقی هستی


    •   85.asal
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • خاک تو سرت همین بقیه توضیحاتو دوستان بهت دادن که دقیقا چرا خاک تو سرت . :(


    •   Mahsasadr
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • ی داستان کاملا مزخرف و تکراری که رفتی به دوست پسرت دادی...افتخار میکنی الان به دادنت...خو احمق پس فردا مثله تفاله پرتت میکنه بیرون فک کردی میاد میگیرتت..کارس که تموم شه مثله هرزه ها باهات کات میکنه....انقدر زود وادادی یارو پیش خودش گفته این الکسیسه


    •   Silent_stuped_man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • داستانای شهوانیو دنبال میکنی بعدشم میگی هیچی بلد نیستم؟ این همه مطالعه کردن رو چکار میکنی پس یه جغ میزدی باشون فقط


    •   AmirALI_553
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • اتیش به اجداد طاهرینت بگیره.من تقریبا هر روز ناشتا یه سیب میخورم .حالا نمیشد نگی سیب زیر گلوشو لیس میزدی مرتیکه درازو.دیگه انگیزه ای واسه سیب خوردن برام نموند


    •   West63
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • السلام و علیک یا مجلوق الجاقلین
      تمام
      کص شعری بیش نبود


    •   لاکغلطگیر
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • سیب گلو؟لابد بعدش هم چاه زنخدان


      که چی؟دادن افتخاره؟مدال می خوای الان؟
      میشه دقیقا با رسم شکل توضیح بدی چی توی تخماش بود؟
      میشه بگی چرا و چطور به بواسیر مبتلا شدی؟


      بروعمو،برو


    •   hast1373
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • ۱۹ سالته اولین سکست یه سال پیش بوده ینی ۱۸ سال. ۱۸ ساله ها مگه دبیرستانی نیستن? چجوری میرفتی سر کار که کارو پیچوندی?


    •   reza5stars
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • نظر شما چیه؟کونی ۱۹ سالته بواسیر داری.


    •   maedehebrahimi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • افتضاح


    •   Royaxx
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • داغون


    •   Amiiwr
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • جدیدا داستانا یطوری شده همه کصا حلقوی شدن !!!! -_-


    •   all_about_sex
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چرا توی خونه‌ی اینایی که داستان مینویسن امکاناتش از انبار کمپانی پورن بیشتره‌.بعدشم سنشون هم پایینه.بازم همه چی هست.عجب بابا عجب


    •   amir_3030
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • اسمتو واقعی نگو ولی جلوش ننویس واقعی نیست
      ی جوری تو اول کار مستقیم میزنه تو اعصاب مخاطب
      تا واقعی نیست بیشتر نخودم
      دیسلایک


    •   پسر1212
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • امار حلقوی های تو سایت از امار کل حلقوی های ایران بیشتره


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چند خط اول رو خوندم کلا بی خیال داستان شدم
      فقط خواستم بگم به تخم چپ فتحعلی شاه و یاران با وفاش که پرده نداری
      تو ازت پرده برداری شده بود الان تو مرحله بهره برداری هستی


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • شایع ترین نوع بکارت، مثلثی است که حدود 60 درصد دخترها از این نوع هستند. و از 8 مدل بکارت، یکی از آنها نوع حلقوی قابل اتساع و نوع حلقوی غیر قابل اتساع وجود دارد. در تمام داستانهایی که دختران شهوانی مینویسند، از نوع بکارت حلقوع غیر قابل اتساع است. پژوهش های آماری بیان میدارد؛ این نوع بکارت کمتر از 1.3 درصد جمعیت دختران را تشکیل می دهد. یعنی بطور میانگین از هر 300 دختر فقط 4 نفر. و به نظر می رسد تمام آنها در شهوانی جمع شده اند.


      داستانها خیلی تکراری و کسل کننده شده اند.


    •   arash.abi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • گاجیدین مارو با اسم مستعارتون.. باور کنین هیچکس بعد خوندن اصلا اسمارو یادش نمیمونه، اقدس سگ سبیل اسم مسعار ننویس.. کلا ننویس، با تشکر از انواع و اقسام سایتهای گوگل محترم (hypnotized)


    •   Aazss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چون انگشت کرد توش و خون نیومد گفتی ارتجاعی حلقویه؟
      ی درصد فک نکردی شاید پردت اون عقب باشه
      قابل توجه دوستان باکره
      خودتونو اینجوری ب گا ندین پرده همیشه اون اولش نیس ممکنه اون پشت مشتا باشه
      باتشکر? (rose)


    •   ssonna
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • همه داستانو کامنتا یه طرف، کامنت اول که شادوکس عزیز گذاشتن یه طرف (rolling) (rolling)


    •   mohsen_taak
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • نوشته ما چهار ساله باهمیم ینی سر جمع یکساله ک باهمیم
      واقعا به این نویسنده عزیز بابت این جمله قشنگش تبریک میگم کیرم تو جمله نویسیت بره****


    •   +A
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بده افرین خوب میدی به اون درازه بی هنر.


    •   Pragmatism
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • لوله اگزوز پراید مدل ۸۳ انژکتور تو کوس کدو حلقوی ارتجاعیت


    •   BangBangBang
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ...
      احساس میکردم دم سوراخ کصم سیل اومده
      ...
      رفت و یه ژل آورد به اسم لوبریکانت
      بعد مالید دم سوراخم و چون سرد بود مور مورم شد.


    •   Jalaljamali5353
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • همش کسشعر بود


    •   Kingshahinas
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • این واقعی بود خدایی جالب بود و اینکه بگم‌خیلی حشری هستی و به اونایی که میگن کاش کس منم اینجوری بود بگم بده بابا دنیا دوروزه ارزششو نداره اگه کسی انقدی بی ارزه بهش بدید پشیمون نمیشین


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو