داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

واقعا عاشقش بودم

1399/06/25

سلام شایان هستم(البته مستعار)
الان نزدیک بیست سالمه
ولی خاطره ای که میخوام بگم ماله سه چهار سال پیشه
و قسم میخورم چیزی جز واقعیت نگم
من تو دوره راهنمایی تقریبا جثه لاغری داشتم و ضعیف بودم اما چون قیافم بد نبود و به اصطلاح بچه خوشگل بودم خیلیا تو مدرسه میخواستن باهام دوست شن و اکثر اوقات ارباب بازی در میاوردن و بالا خوام در میومدن
منم بهش عادت کرده بودم خب خداییشم حس خوبی بود اینکه همیشه چند نفر هواتو داشته باشن
راهنمایی که تموم شد مجبور شدم مدرسم رو عوض کنم برا دبیرستان
ولی چون درسمم بد نبود خوانواده بردنم به یه محله دیگه که میگفتن دبیرستانش خیلی بهتر از دبیرستانیه که تو محله خودمون بود
من که رفتم اونجا ثبت نام کردم
چند تا از رفیقای صمیمیم هم بعد من اومدن اونجا ولی خب اکثر بچه های اونجا دیگه آشناییتی باهاشون نداشتم
روز اول مهر شد و کلاس بندی ها انجام شد و رفتیم سر کلاس منو چند تا از دوستام رفتیم نشستیم ردیف جلو دقیقا جلوی درب ورودی کلاس
همینجور که مشغول صحبت بودیم چون هنوز معلمم نیومده بود یهو چشمم افتاد به یک نفر که تنها با یک کوله رو دوشش وارد کلاس شد دقیقا یادمه که نا خودا گاه همینجوری خیره داشتم بهش نگاه میکردم و با چشم دنبالش میکردم که رفتم گوشه ی کلاس یه صندلی ورداشت و تنها نشست معلوم بود که کسی رو نمیشناخت همینجوری که مهو داشتم نگاش میکردم دوستام صدام زدن که هوی کجایی راستی اینم بگم خیلی لقب به من میدادن بچه ها و معمولا با لقب صدام میزدن مثل کوسه مونا ژله و…
خلاصه اینم بگم که کوسه بهم میگفتن که چون هیچی مو نداشتم و هنوزم که هنوزه ریش در نیاوردم کلا کم مو هستم و چون میگفتن رفتارم و حرف زدنم مثل دختراس مونا هم میگفتن
ژله هم که چون هم شل و ول بودم هم با این که لاغر بودم ولی نرم بودم بهم میگفتن
‌خلاصه خسته تون نکنم اون روز تموم شد
اون دانش اموز اسمش محمد بود تازه اومده بودن شهر ما
خیلی زیبا بود جوری که دیگه کسی به من اصلا نگاهم نمیکرد منی که تو راهنمایی به مدرسه دنبالم بودن اینجا با اومدن اون کلا رفتم کنار
قد بلند هیکل متوسطی داشت پوست سفید موهاش روشن البته نه خیلی روشن ‌ولی تیره ام نبود اما مهم ترین بخشه زیباییش چشماش بود
چشمای فوق العاده ای داشت که هنوزم که هنوزه مثلشو ندیدم درشت و سبزه روشن و دوره سیاهی وسط چشمش یه لایه نارنجی رنگ داشت که همونطور که گفتم مثلشو ندیدم
ابروهاشم نمیدونم بر میداشت یا نه ولی خیلی قشنگ بود لب و دهنم محشر خلاصه همه چی تموم بود ولی راستشو بخواین من علاوه بر چهره ش عاشق شخصیتش شدم
خیلی خوش اخلاق با وقار و مهربون بود بر عکس من که همه میگفتن دخترونس رفتارم اون خیلی با وقار بود
درسشم خیلی خیلی بود و بالا ترین معدله مدرسه رو اورد
خلاصه همونطور که فک کنم فهمیدید من عاشقش شدم اونم یه دل نه صد دل
جوری شده بود که وقتی میخواستم شبا بخوابم چهار پنج ساعت تو رخت خواب بهش فکر میکردم هر شب
از طرفی هم چون خجالتی و کم رو بودم روم نمیشد بهش بگم دوسش دارم
اون سال درسم کلا افت کرد گوشه گیر شده بودم
منی که کلی دوست و رفیق داشتم کلی احساس تنهایی میکردم
روز به روزم علاقم بهش بیشتر میشد و دوست داشتم تو چشمش باشم
زنگای ورزش یه دست لباس گرفته بودم که خیلی چسبون بود و تحریک امیز که بپوشم تا شاید اون خوشش بیاد ولی نمیدونم چرا بهم توجه نمیکرد
نه اینکه بی محلی کنه ها نه مثله همه باهام احوال پرسی میکرد سوال های درسیمو جواب میداد لبخند میزد ولی دقیقا به اندازه همه نه بیشتر ولی من بیشتر میخواستم همه توجه شو میخواستم
سر اون لباسه ام مدیرمون شری درست کرد که نگو زنگ خونمون و خلاصه ابرومو برد
یروز دیگه زدم به سیم اخرو برداشتم بهش پیام دادم که من خیلی دوستت دارم
پیام دادم چون وقتی باهاش حرف میزدم زبونم بند میومد و به تته پته میوفتادم
اونم در جواب نوشت منم همینطور
این کارش اتیشم زد فقط منم همینطور و دیگه هیچی نگفت رفتارشم هیچ فرقی باهم نکرد
همش با خودم فکر میکردم که چی کار میتونم براش بکنم ولی دیدم هیچ کاری ازدستم بر نمیاد واقعا هیچ نیازی به من نداشت
از لحاظ درسی اول بود از لحاظ مالی عالی بود خوانوادشون یعنی از همه نظر سر تر بود و واقعا حس کردم هیچ دلیلی برای دوستی با من نداره و افسرده شده بودم تا جایی که به اصرار خوانواده رفتیم پیش روانپزشک ولی فایده ای نداشت
همش میشستم با خودم فکر میکردم کاش حداقل میشد براش بمیرم
تا اینکه زدم به سیم اخر با خودم گفتم اینجوری که نمیشه یا درست میشه یا از این خراب تر که نمیشه
چند وقت تو کمین بودم تا این که دقیقا یادم نیس چجوری ولی یه روز فهمیدم تنها تو کلاسه
سریع خودمو رسوندم به کلاس چون میدونستم دیگه فرصت اینجوری گیرم نمیاد چون همش اطرافش پر بود همه تو مدرسه دوست داشتن پیشش باشن
خودمو بهش رسوندمو درو بستم رفتم جلو تو چشاش زل زدم گفتم محمد من عاشقتم برات میمیرم یه لبخند زد گفت منم همینطور
یقه شو گرفتم هلش دادم خورد به دیوار و سریع لبمو گذاشتم رو لباشو یه ماچه سفت ازش کردم
هلم داد عقب من خوردم زمین سرم داد زد گفت چه غلطی میکنی و با حالت ناراحتی رفت بیرون
چند وقت از اون ماجرا گذشت تو اون مدت کلا با من بد شده بود جوری که بقیه ام فهمیدن یه اتفاقی افتاده
اگه تو جمعی من میرسیدم اون میرفت جواب سلاممو نمیداد تو جمع بهم بی محلی میکرد طوری که شخصیتم خورد بشه
بدیش اینجا بود که همه عالم و ادمم میدونستن حس منو نسبت بهش خودمو رسوای همه کرده بودم واقعا سخت ترین روزای عمرمو میگذروندم هیچی تو دنیا دیگه برام ارزش نداشت
بقیه هم همش بابته این اوضاع سرزنشم میکردن
تا این که یه روزبهم پیام داد اون لحظه که گوشیو برداشتمو اسمشو دیدم نمیدونید چه حالی داشتم میخواستم پرواز کنم
تو پیام نوشته بود که این چه کاری بود اون روز تو کلاس انجام دادی کلی معذرت خواهی کردم ازش
گفتم دست خودم نبود نمیدونم چی شد ببخشید و از این حرفا بعد گفت رفتارمو دوست نداره این که همه فهمیدن و اینا این که مثل دخترا ضعیفم و گدایی احساسات میکنم و از اینجور حرفا خواست که دیگه رفتارامو انجام ندم
منم بهش گفتم باشه گفتم از این که باعث شدم ناراحت بشی واقعا شرمندمو سعی میکنم عوض کنم
فرداش تو مدرسه بهم گفت بعد از ظهر میخواد بره بیرون وقت دارم باهاش برم
منم که از خوش حالی میخواستم پرواز کنم گفتم اره
یه جا قرار گذاشتیمو بعد از ظهر رفتم پیشش
رفتیم یه چرخی زدیمو باهم صحبت کردیم سر صحبتو باز کرد نظرمو راجع به سکس پرسیدو
منم گفتم از خدامه
گفت امروز خوانواده رفتن بیرون تا شبم نمیان
منم که تو پوست خودم نمیگنجیدم قبول کردم و مستقیم رفتیم خونشون
تا از در رفتیم تو شروع کرد از من لب گرفتن منم از روشلوار ‌کیرشو که چند وقت ارزوم بود شروع کردم مالیدن
همینجوری در حال لب گرفتن کشوندتم تا اتاقشو پرتم کرد رو تخت و شروع کرد به در اوردن تی شرتم تی شرتم رو در اورد و یه گاز سفت از ممه ام گرفت منم محکم لبمو گاز گرفتم
و داشتم کیرشو از رو شلوار میمالیدم
که گلومو گرفت سفت فشار داد و خوابوندم رو تخت و یه تف انداخت رو صورتم
منم با زبون اون جاهایی رو که میشد خوردم تا حالا چیزی به خوشمزه گی تفش نخورده بودم
بعد یه چک زد تو صورتم و بلندم کرد زیپ شلوارشو کشید پایین و من رویایی چند وقت اخیرمو دیدم یه کیر سفید که خیلی ام سفت بود و خیلی خوشگل منم با تمام وجود کردمش تو دهنم و شروع به خوردن کردن بعد دستش رو گذاشت پشت سرم و فشار داد لبام چسبید به بدنش کله کیرش تو دهنم بود بعد من سرفم گرفت و نا خداگاه کیرش از دهنم خارج شد
بلندم کرد و شلوارمو در اورد شورتمم در اورد و پرت کرد اونور
نشست رو تخت منم خوابوند رو پاهاش به حالتی که سینم روی پاهاش بود اولش یه گاز سفت از سمت چپ کونم گرفت بی هوا یه جیغ اروم کشیدم تنم مثل بید میلرزید بعد چند تا چک به کونم زد و شروع کرد با انگشتاش با سوراخم ور رفتن از یه انگشت شروع کرد و همینجوری تا آخر چهار تا انگشتاشو کرد تو من که دردم گرفته بود ناخودآگاه خیلی اروم آه میکشیدم که یه مرتبه موهامو گرفت و هلم دادو از رو تخت پرتم کرد رو زمین پاشد لباساشو در اورد من محوش شده بودم چیزی که ارزوشو داشتم داشتم میدیم اون بدن ورزشکاری خوشگلش رو به روم وایساده بود جوری نگاهش میکردم که انگار زلیخا داره به یوسف نگاه میکنه
اشاره کرد برم نزدیکو دوباره کیرشو بخورم یه تفم انداخت رو کیرش و من شروع کردم به خوردن
با یه دستش موهامو سفت گرفت و سرمو تکون میداد
با اون دستشم با یکی از ممه هام بازی میکرد اوم وایساده بود و منم زانو زده بودم جلوش
کیرشو در اورد مالید به چشمام و صورتم بعدشم کیرشو برد بالا تا من تخماشو لیش بزنم
بعدش بلندم کرد چهار تا انگشتشو کرد تو دهنم و فشار میداد تا اوق بزنم بعد دست خیسشو که حسابی تو دهنم خیس شده بود مالید به کونم تا اونم خیس بشه و دوباره شروع کرد به انگشت کردن من دراز کشید و منو به حالت چهار دست و پا گذاشت روی خودش به طوری که کونم سمت اون بودو روم به سمت پاهای اون
صورتم دقیقا روی به روی پاهاش بود این بار دستشو خیلی محکم عقب جلو و بالا پایین میکرد طوری که واقعا دردش خیلی زیاد بود فک کنم از آه و ناله من لذت میبرد بعد بهم گفت که پاهاشو لیس بزنم منم شروع کردم به لیس زدن و خوردن پاهاش از شصتش شروع کردم به خوردن تا تمام انگشتاش رو کردم تو دهنم ولی بااین حال چون خیلی محکم داشت با سوراخم ور میرفت تو همون حال اه و ناله میکردم تا که یهو بلد شد و منو چهار دست و پا نشون رو تخت کونمو قنبل کرد یه چک زد رو سوراخم و کیر خوشگلشو که حسابی خیسش کرده بودم گذاشت دم سوراخم با یه فشار محکم کیرشو کرد تو منم از درد چشمام سیاهی رفت ولی لبم گاز میگرفتم که صدام خیلی در نیاد بعد شروع کرد به جلو عقب کردن دو تا دستاشو گذاشته بود روی کونم و به حالت چنگ زدن محکم کونمو گرفته بود و با شدت تلنبه میزد تقریبا یه دقیقه بعد از صداش فهمیدم داره ارضا میشه دوست نداشتم این صحنه رو از دست بدم سریع برگشتم کیرشو گذاشتم تو دهنم و تند تند عقب جلو میکردم و با دستمم میمالیدم تا ابش بیاد
وقتی ام که ابش اومد اینقدر شیرین و خوشمزه بود که حتی نمیخواستم یه قطره شو از دست بدم بعد بی حال افتاد رو تخت منم رفتم و اروم بقلش خوابیدم دستمو انداختم روی شکمشو بقلش کردم اون روش روبه سقف بود و منم همینجوری زل زده بودم بهش و به این فکر میکردم که چقدر دوستش دارم بعد از چند دقیقه بهش گفتم رو شکم بخوابه و نیم ساعت ماساژش دادم که نزدیک بود خوابش ببره
بعدم یه ذره پیشش خوابیدم بغلش کردمو بوسش کردم و بلند شدم لباسامو پوشیدمو ازش خداحافظی کردم
این بهترین روز زندگی من بود
امیدوارم خسته نشده باشین و خوشتون اومده باشه
ببخشید طولانی بود

نوشته: shayan


👍 13
👎 8
7000 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916912
2020-09-15 00:07:01 +0430 +0430

آقا مونا بیشتر مواظب خودتون باشین
توصیه میکنم دیگه داستان ننویسین
اما باریکلا نگارشت خوب ‌بود

3 ❤️

916913
2020-09-15 00:07:42 +0430 +0430

تنها قسمت داستانت که راست بوده قسم خوردنت به سبک خارجی ها ست قسم میخورم جز حقیقت چیزی نگم .

1 ❤️

916917
2020-09-15 00:09:47 +0430 +0430

امیر جان قبل از این که کانتو بدی اول با جرم گیر کونتو خوب بشور تا مثل اینه برق بزنه طرف هم کیف کنه!
فهمیدی پسر گل؟

0 ❤️

916936
2020-09-15 00:23:22 +0430 +0430

وقتی نوشتی قسم میخورم چیزی جز واقعیت نگم دستتو گذاشته بودی رو قرآن؟؟ 😀
اولین بار بود دیدم یه گی اسمش ممده

2 ❤️

916979
2020-09-15 01:52:36 +0430 +0430

عالی نوشتی

0 ❤️

916980
2020-09-15 01:54:16 +0430 +0430

خیلی خوبه انقد دوسش داشتی و اینجور به نظر اومد ک ازت فقط سواستفاده کرده

0 ❤️

917003
2020-09-15 03:26:35 +0430 +0430

ای خداااااا
اگ نگید مستعار داستان نوشته نمیشه؟؟

0 ❤️

917005
2020-09-15 03:27:59 +0430 +0430

قسم میخورم چیزی جز واقعیت نگم!!!
مگه دادگاهه؟؟

3 ❤️

917015
2020-09-15 06:15:17 +0430 +0430

ای بابا دست مارو بستی چون قسم خوردی نمیتونم نگم بهت کیونی

1 ❤️

917017
2020-09-15 06:24:21 +0430 +0430

قسمت سکسش کسشعر بود واقعا عاشقیشو درک میکنم چون خودمم عاشق پسر شدم و بدبختی هنو بهش فکر میکنم

0 ❤️

917142
2020-09-15 22:56:24 +0430 +0430

بهش رسیدی سکس کردی بعدش چیشد؟
دورت انداخت یا باهات بیشتر دوس شد یا باهات سرد شد یا… ؟

0 ❤️

917184
2020-09-16 00:34:14 +0430 +0430

جاست کسشعر😂😂😂😂.
عاشق شدی یا رفتی تو کف کیرش😐.
رفتی بیرون بهش دادی اومدی؟؟
این که دیگه عاشق بودن نمیخواد. شق.بودن میخاد😐.
در کل لایکیدم چون گی بود😉😉

0 ❤️

917203
2020-09-16 00:48:24 +0430 +0430

بیا پیش منم

0 ❤️

917211
2020-09-16 00:57:11 +0430 +0430

الان این واقعی بود؟ اونکه خودش ی عقده ای بوده

0 ❤️

917237
2020-09-16 01:47:34 +0430 +0430

من داستانتو باور میکنم چون خودمم دقیقا عاشق هم جنسم شدم(البته به غیر از صحنه های سکسی که فک کنم فانتزی های خودته که بیشترم از فیلم های پورن الگو سازی کردی) منم خیلی فانتزی های سکسی میسازم با اون که عاشقشم
نگارش داستان و توصیف صحنه ها و فضا سازی هات خیلی خوبه قلمتم روونه
و درضمن داستانت ماله یه جقی عالیه😂

0 ❤️

917256
2020-09-16 02:52:10 +0430 +0430

بعدش چی شد ؟
هنوز با هم در ارتباطین ؟

0 ❤️

917287
2020-09-16 05:58:28 +0430 +0430

حتی دو تا نوجوون مدرسه ای هم، ممکنه توی کنجکاوی ها و اولین تجربه های جنسیشون، به سادگی آلوده بشن و به یکی دیگه منتقل کنن. اگر کاندوم همراه تون ندارید یا روتون نمیشه از داروخونه بخرید یا به کسی بگید براتون بخره، محکم بگید «نه» یا فقط با روشهای کم خطر تر مثل مالوندن خودتونو ارضا کنید.

سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.

0 ❤️

917311
2020-09-16 08:08:40 +0430 +0430

کونی خان مگه پسر هم ممه داره که هی ممه ممه میکنی؟!

0 ❤️

917330
2020-09-16 10:20:58 +0430 +0430

تو رختخواب چهار پنج ساعت بهش فک کنی فک کنم دیگه خورشید طلوع کرده. در کل داستانت بد نبود قشنگ بود دوتا بچه خوشگلو که هنوز ریشم در نیاوردی برا من قشنگی کاش منم یه دور میکردمت

0 ❤️

917414
2020-09-16 22:40:50 +0430 +0430

نمیدونم کصشر گفتی یا نه،ولی برا من تا قسمتی ک پیام داد و گفت رفتارت رو عوض کن پیش اومده بود.البته رابطه ما سافت بود…
نتونستم رفتارامو تغییر بدم و جدا شدیم😔

1 ❤️

917507
2020-09-17 01:53:31 +0430 +0430

عالی عالی عالی
نمیدونم چرا اینقدر با داستانت ارتباط بر قرار کردم

0 ❤️

919596
2020-09-25 18:07:51 +0330 +0330

شایان یه پی ام برام بفرست آیدی بدم بریم تل. اکی!؟

0 ❤️







Top Bottom