ورزشکار ۱۷ ساله

1400/09/02

سلام دوستان عزیز امیدوارم حال دلتون عالی باشه
این داستان گی هست و اگه کسی علاقه نداره لطفا نخونه




همه چیز از اونجایی شروع شد که میومدم و داستانای سایت رو میخوندم
(اینو بگم که به هر دوجنس علاقه دارم ولی با پسر سکس نداشتم و این میل درونی همیشه منو ترغیب میکرد تا امتحانش کنم منتها ترس از دیده شدن توسط دوستانم و مسایلی اینچنینی نمیزاشت قدمی بردارم تا اینکه به خاطر شغلم به یه شهر دیگه منتقل شدم، یه شهر بزرگ)
توی سایت داستانایی میخوندم که از طریق شهوانی پارتنرشون رو پیدا کردن
یه اکانت ساختم و تونستم پروفایل ها رو ببینم یه نفر توجهمو خیلی جلب کرد
نوشته بود امیر ۱۷ ساله و عکسای بدنشو گذاشته بود بدنی دخترونه و ظریف مخصوصا با ساپورت که دقیقا حس یه دختر ۱۷ ساله رو منتقل میکرد با اینکه شک داشتم واقعی باشه اما بهش پیام دادم (شک م به خاطر این بود که آخه چطور میشه یه همچین بدنی و همچین سنی پارتنر نداشته باشه و بخاد توی فضای مجازی دنبالش باشه!!)
فرداش جوابمو داد ، رفتیم تلگرام و کلی حرف زدیم از خودش گفت که ۱۷۶ قدشه با ۶۰ کیلو وزن و مفعوله منتها به خاطر اینکه توی یه شهر کوچیکه و ترس از آبرو و عدم اعتماد نمیتونه به خواسته ش برسه و با وسایل مختلف مث دیلدو با خودش ور میره ، از صحبتاش تشنه بودن و نیاز به یه بدن مردونه که اونو به آرزوش برسونه مشهود بود .
روزی که صحبت کردیم سه شنبه بود و قرار بود برای روز جمعه که یه مسابقه ورزشی داشت بیاد شهری که حالا من ساکن ش بودم و خیلی تاکید داشت که یکی دو ساعت بیشتر وقت نداره ، خداحافظی کرد و گفت فردا بیشتر صحبت میکنیم . بعد از خداحافظی با شک و تردید بیشتری چند بار از اول تا آخر چت رو خوندم و عکسایی که فرستاده بود رو نگاه کردم همه چیز به طرز عجیبی درست بود ، عکسای یهویی و حالتی که خواسته بودم مخصوصا که ساعت و تاریخ هم کنار عکسا درج میشد(آخه مگه میشه؟! اونم همچین جیگری؟!)


فردا دوباره کلی صحبت کردیم و از بدنم عکس خواست که فرستادم خوشش اومد (قدم ۱۸۵ و وزنم ۸۰ شکم ندارم و به خوش لباسی و شیک پوشی بین دوستان معروفم ، چهره م هم معمولیه ویه ته ریش خیلی ریز دارم)
حرفامون اکثرا حول محور سکس چرخید و پوزیشنهایی که دوس داریم


پنج شنبه به خونه که رسیدم تقریبا ۹ شب بود نت رو که زدم دیدم امیر توی تلگرام پیام گذاشته جوابشو دادم و نیم ساعت بعد که آنلاین شد گفت که الان رسیده و با بچه های تیم توی خوابگاهه و آدرس منو خواست وقتی بهش گفتم چند لحظه بعد گفت تقریبا دو کیلومتر _ گفتم چی دو کیلومتر؟ گفت فاصله خوابگاهمون از خونت!!! پرسیدم مگه کجایی و آدرسو که داد تعجب کردم😐 (پسری که فک میکردم فقط برای گذران وقت اومده توی سایت الان توی دو قدمی منه) گفتم بیام دنبالت گفت ساعت ۱۰ و نیم خاموشیه و اجازه خروج نداریم ولی فردا بعد از مسابقه یک ساعت وقت داره
مسابقه شون بعدازظهر بود ولی صبحش رو باید تمرین میکردن و قرارمون شد ساعت ۴


جمعه فرا رسید کلی استرس داشتم دوش گرفتم و به سالار یه صفای حسابی دادم و با بادی اسپلش خوشبوش کردم تا امیرجون لذت ببره
طرفای ظهر پیام داد و لوکیشن سالن مسابقه رو فرستاد از شانس خوبم نزدیک بود و فقط با ۱۰دقیقه رانندگی بهش میرسیدم ولی زمان نمیگذشت هر دقیقه ش نیم ساعت طول میکشید هوا ابری شد و نم نم بارونی باریدن گرفت یه جمعه بارونی و قرار با خوشکل پسری که قراره برای اولین بار ببینمش (اینو بگم هنوز از چهره ش بطور کامل عکسی نداشتم و فقط وقتی توی چت گفتم دوس دارم کیرمو روی لبات بچرخونم ازش عکس خواستم و فقط لب و بینیش توی عکس بود که لباش حسابی خوشکل و خوردنی بود
دوست داشتم قبل از قرار هنگام مسابقه ببینمش به خاطر همین شماره لباسی که میپوشید رو پرسیدم تا بتونم سریع بشناسمش
ساعت ۳ونیم رسیدم جلوی سالن مسابقه هوا فوق العاده عالی بود صدای بچه ها از سالن میومد تا دم در رفتم اما نگاه ک کردم دیدم خلوته و فقط خود بچه ها هستن با اعضای تیم و تماشاگر آنچنانی نبود بخاطر همین منصرف شدم و بیرون استادیوم توی یه پارک نشستم تا بازی تموم بشه و امیرجون آزاد بشه ساعت شد ۴ونیم و من همچنان منتظر
امیر پیام داد که استرس داره و میترسه چون بار اولشه
دلداریش دادم که نگران نباشه و هواشو دارم
گفتم بیرون سالن وایسا میام دنبالت (من شماره م رو بهش داده بودم اما امیرجون همچنان توی تلگرام پیام میداد)
مشخصات لباسش رو خواستم تا سریع پیداش کنم
بالاخره لحظه دیدار فرا رسید ، یه جای خلوت وایساده بود رفتم کنارش سوارش کردم ماسک زده بود اما چشمای خوشکلش با مژه های بلندش خودنمایی میکرد موهای ژل زده و خوشکلی ک به سمت بالا داده بود
شرم خاصی توی نگاهش بود و مستقیم بهم نگاه نمی کرد ماسکشو که پایین داد ترکیب بینی کوچولو و لبهای جذابش بهش اضافه شد
خیلی ساکت بود ، تا به خونه برسیم هیچی نمیگفت فقط تک کلمه ای پاسخ میداد (محجوب و خجالتی بود که شاید بیشترش به خاطر استرسی بود که داشت) برخلاف چیزی که توی تلگرام بود اونجا خیلی پر رو و نترس بود چیزی که باعث شد حس خوبی بگیرم
به خونه ک رسیدیم خیلی آروم بغلش کردم و یه بوس کوچولو از گردنش گرفتم وسایلشو بهم داد (کوله پشتی و گرمکنش رو) رفت دستشویی و چند دقیقه ای حسابی خودشو تمیز کرد بهش صابون دادم و خودم اومدم توی اتاق از یخچال دو تا هایپ در آوردم و ریختم توی لیوان تا امیرجون بیاد یه لیوان خوردم امیر اومد و ساعتشو نشونم داد با اشاره بهش گفت یه ساعت بیشتر وقت ندارم خجالتی بودنش روی منم اثرگذاشته بود
اتاقو بهش نشون دادم تا لباساشو عوض کنه با خودش ساپورت و شورت لامبادا آورده بود وارد اتاق که شدم هنوز ساپورتش رو نپوشیده بود بغلش کردم و شروع به خوردنش کردم داشت میلرزید کیر شق شده کوچولوش از لامباداش زده بود بیرون اندام ظریف و دخترونشو میبوسیدم و با دستام تمام بدنشو لمس میکردم لباشو حسابی خوردم پیرهنمو درآوردم و بهش گفتم بشینه روبروش وایسادم و گفتم شلوارم رو در بیار روی دوزانو نشست و کمربندمو باز کرد اینکه یه پسر ۱۷ ساله خوشکل جلوم زانو زده و میخاد برام ساک بزنه حسابی حشریم کرده بود شلوارمو کشید پایین شورتمو داد پایین و کیر شق شده م رو توی دستاش گرفت و آروم شروع کرد به خوردن لبهای نرم و ظریفش دور کیرم حلقه شده بود و دهن داغش کیرمو حسابی راست کرده بود بعد از چن دقیقه ساک زدن دراز کشیدم و گفتم اینجوری بخور و ازش خواستم 69بشیم کیرمو میخورد کون دخترونه ۱۷ ساله ش روبروم بود سرمو بردم جلو و شروع به خوردن کردم حسابی تمیز بود و بوی خوبی میداد حسابی لیسیدم جوری که آه امیر جون بلند شد و معلوم بود داره حسابی کیف میکنه بهش گفتم داگی بشه سوراخ ۱۷ساله اش آماده فتح شدن بود با کیرم دور سوراخش میکشیدم و آروم با سرش به کونش ضربه میزدم کاندوم کشیدم روش و ژل زدم و خیلی آروم سرشو کردم تو یه کم به جلو حرکت کرد با حوصله و آروم کم کم کردم توش و چند لحظه نگه داشتم و آروم کشیدم بیرون و اینکارو چند بار تکرار کردم تا امیرجون آماده گایش بشه و تلمبه های تند و سریع من شروع بشه دور کمر باریکش رو با دستام گرفته بودم و توی کونش تلمبه میزدم امیرجون هم با آه و ناله هاش همکاری میکرد چند دقیقه ای تلمبه زدم گفتم پوزیشن رو عوض کنیم به پشت دراز کشیدم و گفتم بشین رو کیرم تا بتونم صورت خوشکلتو ببینم ، کیرمو توی دستش گرفت و با سوراخش تنظیم کرد و آروم نشست روش و بالا پایین شد لذت و درد توی چهره ش مشخص بود بازوهای ظریفشو میمالیدم سینه مرمری و تمیزشو ماساژ میدادم کیر کوچولوش رو و اون بالا پایین میشد کشوندمش سمت خودم و لبای خوشکلشو شروع به خوردن کردم تمام بدنشو تو بغلم گرفته بودم و گردنشو میلیسیدم صورتشو دادم عقب نگاهش کردم و همه جاشو غرق بوسه کردم چشماش لباش چونه ش به بغل خوابوندمش پای راستشو دادم بالا و چند دقیقه ای رو تلمبه زدم گفت درد دارم و ژل بزن داشتم ژل میزدم ساپورتشو که روی زمین بود دیدم بهش گفتم بپوش وقتی پوشید یه حال دیگه ای شدم کاش از اول میپوشید کلی کونشو بوس کردم و دادمش پایین به شکم روی زمین خوابوندمش و کیرمو با سوراخش میزون کردم و افتادم روش بدن ۱۷ساله دخترونش بطور کامل زیر من بود صورت نیمرخ زیباش سمت چپ بدنش بود و چشمایدبسته و لبای نیمه بازش همراه با آه کشیدن های کوتاهش داشت بهم حسابی حال میداد دستاشو گرفته بودم و صورتش رو میخوردم و همزمان تلمبه میزدم چند دقیقه ای تلمبه زدم اصلا دلم نمیخاست آبم بیاد دوست داشتم تا صبح ادامه داشته باشه کاندوم رو از کیرم برداشتم و گفتم برام بخور(وقتی یکی برام ساک بزنه آبم خیلی دیر میاد) شروع به خوردن کرد و من با کیرش بازی میکردم گفت فیلم میگیری؟ وگوشیشو رو حالت ویدیو برد و دادش به من. برام ساک میزد و انصافا خوب میخورد مث یه دختر حرفه ای وقتی داشتم فیلم میگرفتم توی فیلم چندین برابر خوشکلتر به نظر میومد و من رو ابرا بودم گوشی رو گذاشتم کنار سرشو بین دو تا دستام گرفتم توی چشماش نگاه کردم و کشیدم سمت خودم و دوباره لبای خوشکلشو بوسیدم خیلی آروم گفت داگی میکنی؟ گفتم به چشم عزیزم داگی شد یه کاندوم دیگه باز کردم و شروع کردم کون دخترونه ش رو کردن گفت فیلم بگیر یکی دو دقیقه فیلم گرفتم و تلمبه هامو تند تر کردم و امیر هی به جلو میرفت و میگفت درد دارم دوباره کمی ژل زدم و تندتر ادامه دادم آهش بلند شده بود جوری جلو رفت که چسپید به دیوار دستاشو به دیوار زده بود و من با یه دستم سینه هاشو میمالیدم و با دست دیگه م کیرشو میمالیدم توی اوج حال بودیم که دیدم دارم میام تلمبه هام سریعتر شده بود و حسابی گرمم شده بود و با آه آه امیر با فشار توی کونش خالی شدم (البته توی کاندوم) محکم به خودم فشارش دادم و در گوشش گفتم عرقمو در آوردی بچه خوشکل لبخند ملیحی با چشمای بسته زد گوشه لبشو بوسیدم و چن دقیقه با کیرش بازی کردم تا آبش اومد و با فشار پرید بیرون روی زمین ولو شدم و کشیدمش توی بغلم بوسیدمش و با دستام آروم نوازشش کردم و گفتم نمیشه امشبو پیش من باشی ساعتش رو نگاه کرد و گفت همین الانم زیادی دیر کردم و قراره جریمه بشم لباسامونو پوشیدیم و رسوندمش منم بیرون چرخی زدم شام خوردم و وقتی به خونه اومدم بهش پیام دادم که رسیدی بعد از نیم ساعتی با یه ایموجی چشمک زن نوشت آره رسیدم
گفتم امیدوارم بهت خوش گذشته باشه نوشت دلم برای کیرت تنگ شده کاش عجله و استرس نداشتم تا بیشتر بهت حال بدم


الان که این داستانو نوشتم ۵ روز از اون ماجرا میگذره روز دوم بعد از سکسمون توی تلگرام پیام دادم که هنوز سین نکرده وارد اکانت شهوانی شدم و دیدم که اکانتشو حذف کرده نمیدونم چه اتفاقی براش افتاده و چی شده تنها اشتباهی که کردم اینه که چرا شماره شو ازش نگرفتم و الان دلم براش تنگ شده امیدوارم حالش خوب باشه و دوباره پیام بده

نوشته: Sina


👍 19
👎 4
19801 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

844095
2021-11-23 01:23:53 +0330 +0330

نمیدونم راسته یا دروغ ولی هرکس کیر ۱۸ سانتی منو خواست از بیرجند در خدمتم از خراسان جنوبی بیرجند خودم ۲۴ سالمه
ایدی تلگرا
Specific24

0 ❤️

844116
2021-11-23 02:34:10 +0330 +0330

جون من مثل همون بچه ۱۷ سالم

3 ❤️

844196
2021-11-23 13:37:32 +0330 +0330

چند سطرش رو خوندم و دیگه نخوندم خوشم نیومد

1 ❤️

844264
2021-11-23 23:29:06 +0330 +0330

خوبه شربت جاشو داده به هایپ و مشروب 😂😂

2 ❤️

844300
2021-11-24 01:50:59 +0330 +0330

يادش بخير ٣ سال پيش تو همين سايت منم يه فوتباليست و ورزشكار ١٧ ساله ازم خواست پلمپشو باز كنم

0 ❤️

844310
2021-11-24 02:07:49 +0330 +0330

یابو یه چرت و پرتی بنویس که خودتم باور کنی به جان ارواحت اول تخیلاتت که گفتی فهمیدیم طرف ۱۷ سالش بودتو توهوماتت ساییدی مارو همش با اون ۱۷ ساله گفتنت

0 ❤️

844311
2021-11-24 02:09:01 +0330 +0330

توقع بکنا رفته بالا دیگه کمتر از ورزشکار مسابقه دار نمیکنن 😐😐
عجب دور و زمونه ای شده والا
پس فردا هرکی خواست شوهر کنه جای تست بکارت باید بگه از شوهرش تست مقعد بگیرن حداقل نخواد طرفو انگشت کنه که حشری بشه بیاد بکنتش!
ولی در کل راست یا دروغ از داستانت خوشم اومد حداقل روتین بود کون عنی و ریختن تو سوراخ نداشت

0 ❤️

844512
2021-11-25 11:34:13 +0330 +0330

Ye page ahl shomal mikham k sorakhmo baz kne tahala nddm tarjihn kon lis bashe pm bde mrc

0 ❤️

844538
2021-11-25 16:41:26 +0330 +0330

تخیلات یک جقی صابون بدست🥱

0 ❤️

844544
2021-11-25 17:10:25 +0330 +0330

توی تنهایی واحدم راست کردم

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها