وصلت های کیری (۲)

1400/03/20

...قسمت قبل

ایمان درحالی که به سمت اتاق خواب میرفت گف بزار یه چیزایی برات بیارم سکس روی کاناپه را دوس نداشتم چون هم جاتنگ بود هم تخت چیز دیگس با فکر یه فانتزی از جا پریدم همیشه دوس داشتم تکیه به دیوار پاهام را باز کنم ویه مرد کسم را بلیسه ومن سرش را به کسم فشار بدم چند بار از امیر خواسته بودم ولی اون هر بار ببهانه ای شونه خالی میکرد به سمت اتاق رفتم ایمان کاندوم ودیلدو به دست به سمتم اومد وای پس انقدر کوچیکه که با دیلدو میخاد حالم بیاره چقدر بزنش اهمیت میده من چند بار از امیر خواستم ولی اون باعصبانیت حتی دعوام میکرد وبار اخر گف که من مریض جنسی ام ومشکل دارم تا دیگه ازش نخاستم .
به دیوار تکیه دادم وایمان اومد روبه روم لبهاش رابه لبهام چسبوند دیلدویی که ویبره داشت را روی چوچولم گذاشت وزبونش را تو دهنم چرخوند دلم نمیخاس بش بگم بخوره برام دوس داشتم خودش اینکار رو بکنه ویبره را روشن کرد ولی انگار خراب شده بود یا باطری نداشت شروع کرد به ور رفتن باهاش که پاهام را باز کردم وگفتم خودت بخور خودت را دوس دارم
وسط پاهام روی زمین دو زانو نشست وشروع بخوردن کرد ناله هام بلند شده بود واون بیشتر میخورد سرش را بالا اورده بود ومن را نگاه میکرد دستاش سینه هام را میچلوند انقدر بزرگ بود که میتونس تقریبا همه سینه هام را بگیره واین خیلی برام تحریک کننده بود سرش را بکسم فشار دادم واون چوچولم را میمکید وبعد از پایین تابالا زبون می کشید چقدر دوست داشتم دلم میخاس انقدر میخورد تا ارضا شم دیلدو را تو کسم فرو کرد وهمچنان کلیتوریسم را میمکید هر از گاهی جای کیرش را تو شورتش جابه جا میکرد شورتش پادار بود ونمیشد چیزی فهمید
ایمان دیلدو دوس ندارم خودت را میخام این را با تمام لوندی که بلد بودم گفتم ودیدم که نیم تنم را وحشیانه کند وانداختم روی تخت. بالاتنم روتخت بود وپاهام رو زمین از اینکه لخت لخت بودم خجالت میکشیدم دستام رفت رو سینه هام اهان خوبه بمال خودت را تا برات دربیارم دول موشیم را
نگاش کردم چیزی که ۲ماه منتظر دونستنش بودم الان میدیدم که گف نه باید چشمات را ببندی با حرص بستم ودستام را اطراف بدنم گذاشتم
یه کیر خیلی کلفت وبلند را روی شیار کسم حس کردم فکر کردم دیلدویه ولی من میشناختم فرق کیر با دیلدو را .خیلی فرق دارن
با ناباوری نگاه کردم یه کیر بزرگ سر صورتی روی کسم بالا وپایین میشد وقتی ایمان دید دارم نگاه میکنم اروم سرش را کرد تو ناخوداگاه بدنم بسمت بالاتر رفت که شونه هام را گرف گف تحمل کن هسته خرما را
پیروزمندانه نگام میکرد ترس وجودم را گرفته بود درد داشتم ایمان تو روخدا
با دستام پاهاش را دور میکردم
نترس همش را تو نمیکنم نفس نفس میزد ۱بار این اشتباه را کردم وعشق زندگیم را ،زنم را از دست دادم ویه فشار دیگه داد
انگار کیرش کسم را پاره میکرد وجلو میومد درد ولذت با هم بود دستاش رف رو سینه هام خوب بگو چی شد اروم در اورد ومن نشستم ایمان غلط کردم درد دارم ۵ماهه سکس نداشتم گف میدونم زود میشم چون بار اوله بخاب پاهات را باز کن
حس شهوت از سرم پریده بود ترسیده بودم کیرش ۲برابر کیر امیر بود از اون کیرایی که تو فیلم وعکسا کم پیدا میشه یا من ساده وقتی میدیدم فکر میکردم با کمک برنامه ها درستش کردند …
آدم یه عمر یه آرزو داره ودنبالشه وقتی بهش میرسه میفهمه چقدر اشتباه بوده ایمان تو موهام دست کرد لبهام را بوسید
-ترسیدی
-اره
_ نمیتونم ارزو. بزار ابم بیاد زود میاد .شل کن چون ترسیدی بدنت منقبضه صبر کن
-از کشو یه ژل دراورد وروی کاندوم زد یه اسپری هم روی کسم زد اسپری اشنا بود افزایش لذت چیزی که اوایل عروسیمون امیر مرتب به کسم میزد تو اون لحظه یادش افتاده بودم کم کاریهاش را با ژل میخاست جبران کنه
کیرش را روی کسم بالا وپایین کرد دوباره سینه هام را چلوند ومن یکم تو فاز سکس رفتم
پاهات را بازتر کن کمتر دردت بیاد یه ویبره کوچیک که چسبونکی بود را روی چوچولم فشار داد تعجب کرده بودم که چقدر وسیله آمیزشی داشت ولی ما تو کل دو سال زندگی همون ژل بود که وقتی هم تموم شد دیگه نخریدیم
دوباره ناله هام بلند شد دلش نمیومد بکنه تو کسم دوباره شروع به انگشت کردن کسم کرد ژل خنک بود ووقتی با انگشت تو کسم رف یه حس بی حسی را برام داشت واز شهوت ناله کردم
چقدر خوبه ارزو که ناله میکنی صدا میکنی من انقدر دوست دارم
دستش را برداشت وکیرش را کرد تو اروم تلمبه زد کیرش تا نصف تو کسم بود لذت داشت ولی دوس داشتم ادای تنگا را دربیارم
اخ اخ ایمان در بیار دردم میاد
لذت ودرد با هم بود کیرش کسم را میشکافت وجلو میومد ایمان با چشمای بسته میگف اخ چه کسی چقدر تنگی پاهام را بادستاش گرفته بود واز بسته شدنش جلوگیری میکرد کسم نبض میزد وچوچولم بی حس شده بود بدنم شروع کرد لرزیدن که اومدن ابش را از نبض زدن کیرش فهمیدم با امیر حس نمیکردم واین برام لذت بخش بود
-بازم بکن درش نیاریا میخامش تازه داشتم تو اوج میرفتم ایمان سریعتر تقه میزد وچنگ زدنش به سینه هام بیشتر میشد
-ارزوی من عشق من دیدی کوچیک نبود دوسش داشتی
-کیر تو این کیرت با دستم چوچولم را میمالیدم وچشمهام بسته شد وبرای باردوم تو اوج بالاتری رفتم بی حسی کس وچوچولم خیسی زیادش که حتی ۱لحظه فکر کردم شاشیدم! زیر کونم کامل خیس شده بودچیزی که هیچ وقت باامیر تجربش نکرده بودم وجالب بود که ایمان شل نمیشد
جون تو تنم نمونده بود دستم را از چوچولم برداشتم خالی شده بودم حس سبکی وراحتی حسی که چند سال بود دنبالش بودم ونه باامیر ونه باهیچ دیلدو وویبراتوری بش نرسیده بودم
پاهام خودبخود جمع شد کسم در حال نبض زدن منقبض شد وایمان متوجه شد گف بسه یاادامه بدم
دیگه داش دردم میومد گفتم درار مرسی
کاندوم پرازابش را دراورد وتو سطل انداخت اومد کنارم درحالیکه هنوز نفس میزد
مرسی از تو چقدر خوب بود دستم را گرفت وبوسید این کارها برای منی که شوهرسابقم مثل گاو میفتاد روم میکردم وبعد طلبکارانه بام رفتار میکرد تازگی داشت دستش را برد زیر سرم وبادست دیگش محکم بغلم کرد موهام را نوازش کرد به کیرش نگاه کردم نیمه شق بود واز شق شده امیر هنوز بزرگتر بود خندید وگف حالت جا اومد رفتم از خره قرض کردم
خندیدم وبوسم کرد گف ببخشید اذیت شدی نمیتونسم ازت بگذرم مرد که شق میشه دیگه عقلش کار نمیکنه واقعا نمیتونسم نکنمت ولی تا ته نکردم مواظبت بودم گفتم میدونم وفهمیدم دوستم داری
-اگه تا ته میکردم یعنی دوستت نداشتم
-خوب اره یعنی برات مهم نیسم یعنی خودخواهی بفکر کیر خودتی نه من
ناراحت شدوگف چرا شما زنا همه مثل همید چرا اینطوری فکر میکنید چرا خودتون را جای مرد نمیزارید
در حالیکه موهام را ناز میکرد باصدای بغض کرده گف میدونی ارزو عمری درس خوندم تو کار سکس وزن نبودم نمیدونسم زن چیه عاشق زنم بودم خودم پیداش کردم ولی مثل یه گشنه ای که وقتی بغذا میرسه میخاد یه دل سیر از عزا دربیاره افتادم بجونش اشک اومد تو چشماش میدونی فکر میکردم همه این بی صاحاب رو باید بکنم تو تا بنهایت لذت برسم فکر میکردم جا باز میکنه عادت میکنه ولی ولی ازم متنفر شد از من از کیرم از سکس دیگه هر چی تلاش کردم مشاوره رفتم بادیلدو کردمش هیچ عکس العملی نداد میدونی امشب بیشتر از صدات لذت بردم من تاحالا نتونسه بودم صدای سکسی زنم را دربیارم همیشه آه وناله بود وقتی کیر خودم بود وقتی فهمیدم اشتباه کردم وخاستم جبران کنم مثل یه تیکه گوشت مرده زیر دستم بود که زل میزد بچشمهام میگف دوسش ندارم براش مهم نیسم وقتی ناله میکرده وازم میخاسته نکنمش بش گوش نمیکردم هر چی گفتم وقتی شقم نه گوشم میشنوه نه عقلم کار میکنه قبول نکرد که نکرد
مونده بودم چی بگم درسته که من وامیر مشکلات زیاد دیگه ای هم داشتیم ولی سکس ناقصمون توانم را بریده بود دلخوشیم را برده بود اگه سکس خوب باشه زن امیدواری داره بقیه چیزهام خوب میشه ولی وقتی سکس خراب باشه وقتی حس کنی مثل دستمال ازت استفاده شد ودور انداخته شدی مهم نیسی دوست داشتنی نیسی برای راضی نگه داشتنت کاری نمیکنن تو بقیه چیزها هم ناامید میشی
-میدونی ایمان سکس ما مشکل داشت ولی طلاقمون بخاطر سکس نبود من انقدر از ارضا نشدنم عصبی ورنجور وحساس شده بودم که دیگه تحمل بقیه ناملایمات را نداشتم ایمان من هیچ وقت تو زندگیم از کون نداده بودم ولی امیر عاشق کون کردن بود هر دفعه ۲تاتلمبه که توکسم میزد توقع داشت من ارضا شم وبعد بزاره توکونم اون از من عصبی بود چرا بحرفش گوش نمیدم وبقول خودش تمکین نمیکنم منم از اون عصبی تر که چرا از من توقع یه جنده کونی را داره میدونی ایمان ، من نه دوس داشتم نه میتونسم وقتی مچش را با یه جنده گرفتم جای معذرت خواهی چی گف اشکام شروع کرد به سرازیرشدن گف تقصیر خودمه باید از کون میدادم اگه قول میداد دیگه نکنه اگه معذرت خواهی میکرد من میموندم میدونی من دختر اول خونه ام یه خواهر بعد خودم دارم گف میدونم خونوادم خیلی مخالف طلاقم بودن خواهرم کلی گریه کرد گف تو فرصتهای من را میسوزونی من خیلی دلم میخاس بمونم سر خونه زندگیم خودم را ،خانوادم را بی ابرو نکنم ولی نمیتونسم نمیتونسم تحملش کنم من براش فقط وسیله بودم
ایمان باانگشتاش اشکام را پاک میکرد
-کیرم تو کون شوهرت گور باباش کرده مرتیکه الدنگ
خندم گرفته بود کیرت فقط تو کس من ایمان تا بامنی فقط بامن باش من نمیتونم کسی را تقسیم کنم
از حرفی که زده بودم خجالت کشیدم اخه من چکارش بودم
ایمان گشنمه یه چیزی بده بخورم
-کیرم دهنت. انقدر کست را خوردم نکردی یه تعارف بزنی گشنته کیر بخور
با دستام شروع بمالیدن کیرش کردم گفتم ما مخلصشیم
داشت دوباره شق میشد که گف پاشو بریم یه چیزی بخوریم این بلند شه دیگه هیچی حالیش نیس
دوس نداشتم لخت باشم نیم تنه وشپرتم را پوشیدم اونم شورت پوشبد دنبالش راه افتادم تازه شروع به چشم چرونی کردم ظاهر خونه تمیز ولی لک وکثیفی زیاد بود معلوم بود زن خونه خونه دار نیس وتمیز هم نیس
اتفاقا دیشب برات وسایل معجون خریدم تازه تازس باشیطنت روی میز اوپن نشستم وپاهام را انداختم روی صندلی
ایمان چرا چهرت غم داره چرا شاد نیسی درسته اروم وباوقاری ولی ولی یه چیزی داره اذیتت میکنه
-روضه بی بی چساره برات خوندم خنده هام به قهقهه رف اینها را خودم ۲ماه پیش یادش داده بودم وحالا تحویل خودم میداد تو اتاق اینهمه برات درد دل کردم فکر کردی طلاق راحته سال ۲۰۰۲ امار گرفتن تو امریکا که انقدر مردمش آزادند وطرز تفکرشون باما فرق داره بیشترین ضربه روحی وافسردگی از طلاقه شما زنافکر میکنید برای شماها سخته چون زنید ولی بخدا یه مرد هم زن میگیره که زندگی کنه بچه دار شه نه که
گفتم میدونم
گف شوهرت هنوز پیگیرته ؟؟ هنوز میخاد برگردی؟؟
-اره ایمان وخیلی بده چون کار من را سخت کرده میدونی مامانم اینا تو فامیل نگفتن من طلاق گرفتم امید دارند من برگردم بقول خودشون از این عار راحت شند میدونی انقدر بی شرفه رفته به مامانم گفته اگه نگذاشته بودی تو خونتون بدخترت خوش بگذره برمی گشت سر خونه زندگیش
ایمان درحالیکه لیوان معجون را به دستم میداد گف گوشت بشه به کس وکونت
برام جالب بود تمام تیکه های من را از بر داشت گفتم نه که کوچیکه چقدر دیگه بزرگ شه
گف چی میری تو باشگاه؟
تعجب کردم گفتم از کجا میدونی بت نگفته بودم گف از هیکلت اینکه رون وبازوهات پره ولی شکم نداری
-ایمان بعنوان مربی با نصف قیمت یه مربی میرم فقط بخاطر اینکه خونه نباشم فقط بخاطر اینکه سرکوفت ونگاه ملالت بار خانوادم را نبینم ۵تا۸شب میرم من ۳از سرکار برمیگردم حقوقم خوبه خداروشکر ولی میرم که خونه نباشم زنای دیگه را ببینم یکم فکرم منحرف شه از مشکلاتم ایمان دارم روانی میشم
اومد جلو و بوسیدم چرا روانی بشی مگه کست خله
باترحم نگاهم کرد دلش برام سوخته بود دست کرد تو سینه هام با حرص نیم تنه را پاره کرد هی برو این را بپوش اخه ممه به این خوشگلی پوشوندن داره
لیوان معجون را تا ته سرکشیدم وباچشمای خمار بش زل زدم وگفتم من بازم میخام هم معجون و هم کیییییر.

ادامه دارد …

نوشته: آرزو


👍 3
👎 3
5501 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

814529
2021-06-10 00:54:35 +0430 +0430

با داستانت یاد یه خانمی از آشناها افتادم که شوهره به زور کونش میذاشت بدبخت مریضی گرفته بود نمیتونست درست بشینه حتی، رفتش دادگاه خانواده و استدلال قاضی برای داوری و صلح بینشون این بوده که شوهرت زمین خودشه؛ بعضی وقتا دوست داره جو بکاره و بعضی مواقع گندم! :)))))) اینم ترکیب سَمیِ ازدواج در پرتو آموزه های تخمی دین برابری و برادری!

داستانتو دوست نداشتم، نه برای اینکه قلم خاصی نداشتی یا نوع نگارش فحشایی که میدادی به هیچ عنوان به مکالمه ی ۲ پارتنر جنسی نمیخورد و بداهتاً غیر واقعی بود…
اینکه صرفاً برای نیاز جنسی خودت با مرد متاهل، حالا با هرنوع مشکل زناشوییش بخوابی اونم رو تخت دو نفره اشون نهایت لجن بازیِ یه زنه و برای من قابل درک نیست حتی اگر فقط داستان باشه باعث ترویجه این حرکت چندش آوره… بنابراین دیس

4 ❤️