وقتی خواهر حشریم روی کیرم نشست

    سلام به همه دوستان
    من سعید هستم و ۲۱ سالمه. داستانی که می خوام تعریف کنم درباره خودم و خواهر ۱۷ سالم ساراست. اول از همه بذارید درباره سارا بهتون بگم، اون چهره متوسط و نسبتا خوبی داره اما هیکلش واقعا خوبه و با توجه به اینکه نوجوانه هنوز کون و ممه های بزرگی نداره، با این وجود هیکلش خیلی سکسیه و هر کسی رو جذب می کنه. ضمنا پوست سفیدی هم داره. اون کلا دختر حشری ایه و خیلی به موارد سکسی علاقه داره ولی میدونم که دوست پسر نداره شاید چون ما توی یه شهر کوچیک زندگی می کنیم و اینکه هنوز ستش کمه. یادمه وقتی کوچیک بود بعضی اوقات توی اتاقش می دیدمش که داره خودارضایی می کنه ولی از وقتی بزرگتر شد دیگه بیشتر مراقبه و من ندیدم. موارد زیادی از حشری بودنش هست که میتونم بگم که خب اینجا وقت نمیشه.
    اما اگه بخوام درباره خودم بگم قدم ۱۸۶ و وزنم ۹۰ عه و چهره خوبی دارم. راستش همیشه کشش جنسی رو توی سارا نسبت به خودم حس کردم. منم خودم همیشه به موضوع سکس با خواهر علاقه داشتم ولی هیچوقت دلم نمی خواست با سارا سکس کنم چون به نظرم کار درستی نبود.
    روابط من و سارا از کوچیکی خیلی خیلی صمیمی بود و ما همیشه همدیگرو دوست داشتیم و شاید روزی ده ها بار همدیگرو بغل و بوس می کردیم ولی از همون کوچیکی من کم کم رفتار های سکسی رو توی سارا حس می کردم و شاید درست می بود که با بزرگتر شدنمون این روابط کمتر بشه ولش شاید همون علاقه من به رابطه با خواهر باعث شد من این روابط رو به همین گرمی ادامه بدم.
    بگذریم و بریم سراغ داستان اصلی...
    اوایل تابستون امسال بود که داشتم توی اتاقم یه فیلم می دیدم. دقیقا سر یکی از صحنه های سکسی فیلم که حسابی حشریم کرده بود و کیرم راست شده بود سارا در زد که بیاد تو. من سریع صحنه رو رد کردم و گفتم بیاد تو. اونم کار خاصی باهام نداشت، حوصلش سر رفته بود، اومده بود باهام صحبت کنه. اومد تو و طبق معمول چند تا بوسم کرد و بعد نشست روی پام. یه خورده جا خوردم چون معمولا وقتی کوچیک بود روی پام میشست .یکم که صحبت کرد جا به جا شد و دقیقا کونشو گذاشت روی کیرم که شقِ شق بود. کونش واقعا نرم بود، نرم تر از اونچه که فکرش رو بکنید. حس می کردم کیرم توی کونش غرق شده. فک می کنم اون روز حشری شده بود و این کار رو از قصد کرد چون هی کونشو تکون می داد که من بیشتر تحریک شم. منم خوشم اومده بود و می خواستم ببینم چی قراره بشه. یکم که گذشت کیرم بدجوری شق شده بود خواست یکم جا به جاش کنم که به طرز بدی کیرم خورد به کونش، طوری که کاملا متوجه شد. همینطور که برگشت ببینه چی شده یه دفعه کیر من که مثل تیر آهن از زیر شلوار راست شده بود رو دید و گفت:"این چیه؟". من فقط همینطور نگاش می کردم. خودش بلافاصله گفت:"ای شیطون کیرتو به کون من میمالیدی ها!". من خواستم قضیه رو جمع کنم با اعتراض بهش گفتم:"خب سارا تقصیر خودته وقتی میای اینجوری می شینی روش باهاش..." که وسط حرفم پرید و گفت:"باشه بابا مگه من اعتراضی کردم. اصلا از نظر من مشکلی نداره!" اینو که گفت کاملا جا خوردم. بعدش همینطور که من روی صندلی نشسته بودم جلوم زانو زد و دستشو گذاشت روی کیرم و شروع کرد به مالیدنش. بهش گفتم :"سارا داری چی کار می کنی؟". گفت ببین از نظر من هیچ مشکلی واسه رابطه بین خواهر و برادر نیست، چرا وقتی آدم برادر به این خوبی داره بره سراغ غریبه!". اینو گفت و خواست که شلوارمو دربیاره که سرش داد زدم و گفتم که بره از اتاق بیرون. اولش جدی نگرفت ولی وقتی دوباره سرش داد زدم بلند شد و با عصبانیت گفت :"پس من میرم و اون بیرن به هر بی پدر و مادری که تونستم می دم ولی امشب رو یادت باشه که به خاطر تو بود". بعدش درو محکم بست و رفت.
    اتفاق های اون شب خیلی عجیب بود. تا چند روز روابطمون به شدت سرد بود. البته من از اتفاق اون شب بدم نیومده بود ولی علت رفتار اون شبم این بود که نمی خواستم توی عمل انجام شده قرار بگیرم، در واقع مطمئن نبودم. ولی بعدش خیلی پشیمون شدم که چرا این موقعیت رو از دست دادم. البته اونشب وقت خوبی هم نبود چون مامان و بابام هم خونه بودن و نمی شد کاری کرد. از این قضیه چند روز گذشت و من فکر کردم که سارا دیگه کلا بی خیال من شده. یه روز بعد از ظهر که بابام سر کار بود و مامانمم رفته بود بیرون سارا توی اتاقش بود و من رفتم حمو‌م. وقتی از حموم اومدم رفتم توی اتاقم، تقریبا یک دقیقه بعد یک دفعه سارا با یه شورت و سوتین مشکی که خیلی به رنگ سفید پوستش میومد بدون در زدن وارد اتاق شد. وقتی اومد تو من هیچ لباسی تنم نبود و داشتم با حوله سرم رو خشک می کردم که تا اونو دیدم بلافاصله حوله رو جلوی کیرم که در کوچکترین حالت ممکن بود گرفتم! سارا با طعنه بهم گفت:"قربون دودول کوچولوی داداش جونم بشم من!". من که حسابی بهم برخورده بود گفتم:"اگه راست شدشو ببینی از حال میری!". سارا گفت:"خب پس بذار راستش کنم ببینیم کی راست میگه!". با وجود اینکه توی این چند روز همش تو فکر کردنش بودم ولی بازم دلم راضی نمیشد خواهرمو بکنم. بهش گفتم :" سارا دست از این مسخره بازیات بردار، همین حالا گمشو بیرون!". بدون اینکه حرفی بزنه رفت سمت دیگه اتاق و با عشوه تمام شورت و سوتینشو درآورد، نمی خوام اغراق کنم ولی اون جزء معدود دخترای لختیه که بدون شرت و سوتین قشنگ تره. دیگه دست و پاهام سست شده بود. همینطور که میومد سمتم گفت:"آخه چرا مقاومت می کنی؟ من دوستت دارم دیوونه!" دیگه خون به مغزم نمی رسید. وقتی رسید بهم دستامو گرفت و گذاشت روی سینه هاش، من دیگه کنترلمو از دست دادم و ازش لب گرفتم. ازش لب می گرفتم و سینه هاشو می خوردم. سینه هاش کوچیک ولی خوردنی بود. همینطور که سینه هاشو می خوردم خودشم کصشو میمالید و کم کم صدای آهش داشت در میومد که دیوونه کننده بود. بعدش منو برد سمت تخت و انداختم روی تخت و شروع کرد به ساک زدن. راستش اولش دندون میزد چون تجربه اولمون بود ولی زود راه افتاد. اون خیلی حشری بود و نمی دونست با کیرم چیکار کنه از بس که خوشحال بود تند تند ساک میزد و می خندید و سعی می کرد از حرف های پورن استار های خارجی استفاده کنه. در واقع ساک زدن بیشتر واسه اون لذت بخش بود. بعدش که حسابی ساک زد بهش گفتم حالا وقتشه که بکنمش و گفتم که قمبل کنه ولی اون به پشت خوابید و پاهاشو باز کرد که از کص بکنمش. پاک گیج شده بودم. بهش گفتم :"مگه تو پرده نداری؟". با خنده گفت :"چرا دارم!". بهش گفتم :" خب پس یعنی چی؟ می خوای پردتو بزنم؟!". بازم با یه خنده شیطنت آمیز گفت :"آره دیگه، چقد معطلش می کنی. فقط من پردمو دادم تو بزنی که دردم نیاد ها. خودت هوامو داشته باش داداش جون". دوباره بهش گفتم :" پس مطمئنِ مطمئنی دیگه؟". گفت :"آره بابا بکن توش!".
    من واقعا هیجان داشتم. نمیدونید کصش چقدر قشنگ بود. انگار نقاشی بود. تمیز و بدون کوچکترین تیکه اضافی. به معنای واقعی کلمه کلوچه ای و صورتی. واقعا کص قشنگی داشت. من قبلا چند تا فیلم زدن پرده دختر توی اینترنت دیده بودم واسه همین با اعتماد به نفس رفتم سراغش. اول حسابی کصشو لیسیدم. با وجود اینکه یه خورده بوی بدی می داد ولی وسط سکس همون بو هم حس سکسی و قشنگی به آدم میده. دیگه صدای ناله هاش اتاقو گرفته بود و ترشحات کصش داشت زیاد می شد. بعد یه خورده کیرمو دادم دهنش که ساک بزنه و بعد روش دراز کشیدم و شروع کردم به مالیدم آروم کیرم روی کصش و هر از گاهی یه ذره کیرمو می بردم تو ولی نه تا ته. خیلی می ترسید. همش به پشتم و پتو چنگ می زد و نفس نفس می زد. بعد خواستم حواسشو پرت کنم و یه چیزی ازش پرسیدم و تا اومد جواب بده کیرمو تا ته فرو کردم. یادمه آه خیلی بلندی کشید و به پشتم یه چنگی انداخت که زخم شد. بعد تا چند ثانیه کیرم همینطور تو بود تا آروم شه و ازش لب می گرفتم و اونم یکم به خودش می پیچید. بعد که آروم شد کم کم کیرمو جلو عقب کردم و براش تلمبه زدم. کصش خیلی تنگ و البته گرم بود و درد میکشید. یه کم که تلمبه زدم کیرمو در آوردم، خون نسبتا زیادی اومده بود. رفتیم تو حموم خودمون رو شستیم و برگشتیم توی اتاق. من بهش گفتم که میتونیم سکس رو به بعد موکول کنیم ولی همونطور که گفتم این دختر خیلی حشری بود و ول کن نبود و رفتیم روی کار! شروع کردم به تلمبه زدن ، اونم یه دستش روی کصش بود یه دستش روی ممش و با صدا بلند آه می کشید و می گفت :"آره سعید، عاشق کیرتم، بکن منو، جرم بده، آه، آه، ...، چه حالی می ده دادن، چه حالی می ده پرده نداشتن، کیرتو تا ته بکن توم، کصمو پاره کن، آه، آه، ...". مدام از اینجور حرفها میزد و آه و ناله می کرد و به من و پتو پنجه می کشید. معلوم بود مدت زیادیه که منتظر همچین روزیه و یه جورایی سکس و دادن واسش عقده شده. خلاصه منم واسش کم نذاشتمو تا جایی که جا داشت کیرمو تو کصش فرو کردم. تو همین حال و احوال بودیم که دیدم داره کم کم به ارگاسم میرسه منم تلمبه زدنو بیشتر کردم. دیگه کم کم داشت داد میزد که به ارگاسم رسید. فکر کنم ارگاسمش خیلی لذت بخش بود، حداقل ظاهرش که اینو می رسوند. وقتی به ارگاسم رسید تمام بدنش منقبض شد و مثل مار روی تخت تکون می خورد. موقع ارگاسم من کیرمو در آوردم و در حالی که اون منو پس میزد با دستم کصشو با قدرت تمام مالوندم. فقط به خودش می پی چید و کمرش رو از روی تخت بلند می کرد و داد می زد و آه می کشید. همش انتظار داشتم یه چیزی از توی کصش بریزه بیرون. بعد ارگاسم هم تا چند ثانیه مثل جنازه روی تخت بی حال افتاده بود و فقط می خندید و کیرمو با دستش می مالید. انگار مست شده بود! منم بعدش یه مقدار تلمبه زدم که دیدم داره آبم میاد بهش که گفتم اونم با اشتیاق تمام گفت بریز رو صورتم منم کیرمو درآوردم که آبمو بپاشم روی صورتش ولی خب خیلی آبم نیومد، شاید به خاطر تلمبه زدن زیاد و نگه داشتن آبم بود. در هر حال اولین سکس زندگی من و خواهرم سکس عجیب و خیلی خوبی بود که خب واسه رسیدن بهش خیلی تلاش کرد و خب بیشتر لذتش رو هم اون برد اما این تازه شروع رابطه من با خواهر حشریم بود که بعید میدونم حالا حالا ها ول کن من باشه!


    نوشته: سعید

  • 27

  • 92




  • نظرات:
    •   جان.کوچولو
    • 4 ماه،3 هفته
      • 6

    • حیف وقتی که برای تایپ کردن فحش برا تو جقی اصراف شه.


    •   Zhoobin66
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود


    •   Zaman69
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • ارزش خوندن نداره
      من سه خط اولش بخونی متوجه غیره واقعی بودنش میشی
      فانتزی نویسنده هست ...


    •   teen...wolf
    • 4 ماه،3 هفته
      • 19

    • دیسلایک به محارم لدفا دیسلایک کنید تا باب نشه این نوع نوشتن


    •   Ares.1
    • 4 ماه،3 هفته
      • 9

    • ببین به قصد فحش ناموسی دادن داستانت رو باز کردم ، دیدم نه ، این فحش ها برای تو مثل تفریحه
      یه روزی از تو و خواهرت یه کونی پاره بشه ، که آرزو میکنید کاش تو به اون از کون میدادی .
      وایسا ببینم ، نکنه دادی ؟؟؟


    •   mahdiusa1
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • تا حالا نظر نداده بودم ولی داداش ساقیتو عوض اینجوری بخودت اسیب میزنی فوشا میزارم دوستان بگن بای


    •   Erorr.king
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • برو کونتو بده ،بیناموس حرومی


    •   royaei
    • 4 ماه،3 هفته
      • 3

    • ای بابا ؛ واقعا خجالت نمیکشی ؟ افتخار هم میکنی اومدی اینجا تعریف میکنی ؟ هر چند میدونم که واقعی نیست ولی خیالی و فانتزیش هم خجالت آوره ؛ شرم کن ؛ منتظر پیامد های بعدیش باش ؛
      موفق باشی


    •   king.artoor
    • 4 ماه،3 هفته
      • 4

    • ‏شگرد همیشگی پسرا:
      میدونی چندنفر پا دادن که بکنمشون ولی نکردم،من با کسی که بهش حس دارم سکس میکنم،من به تو حس دارم


      درصورتی ک فقط افراد خانواده شون از دستشون در امان بودن


      البته گویا ایشون اعضای محترم خانواده و گربه های محل هم از دستش در آسایش نبودن


    •   sashaarian
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • این داستان تابو بود نوشته استاد جاقو :)


    •   shureshy
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • یعنی ریدم ت مخت ک فانتزیات انقد کسشعره واقعا کلمه کسکشی برازندته


    •   وب.گرد
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • اکانت قبلیم بابت کامنت گذاری پای همچین داستانی به فاک رفت .فقط دیسلایک


    •   ARYA52
    • 4 ماه،3 هفته
      • 5

    • محارم رو نخونده فقط دیسلایک میدم.


    •   Fe4rless
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • نه_به_محارم


      دیس 14


    •   KhAminkh
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • این فیلم سوپررو میتونین از سایتbrazzers دانلود کنین


    •   dimmu.borgir
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نه نه وجدانن. ساقیت کیه؟


    •   Mddi6242
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالی بود میتونم از تجربیاتت استفاده کنم


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • هه


    •   Javane.jahel
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • تعریف نباشه یه گونی دخترو زن کردم، تا حالا هیچکدومشون نگفتن جرم بده من کیرتو میخوام. اینجا تو همه داستانا هست. کسشعر خالص.


    •   Baghe-boloor
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیشعور ؛ نفتکش انگلیس اومده تو خلیج پارس بعد تو نشستی و خاطره سکسی مینویسی ؟
      پاشو برو خواهر ملکه انگلیس رو بگا (clap)


    •   ssonna
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • ازونجا که بدلایلیاین اواخر کمی روی رفتار خانوما دقیق تر شدم.وقتی به اونجای داستانت که کصش بوی بد میداد رسیدم کنجکاو شدم که علت بوی بد چی بوده؟!
      بعد از بررسی های علمی و تحقیقات مکفی دریافتم که این بو بر اثر یک نوع قارچه که در دیواره های رحم رشدمیکننه وعلتش هم سکس غیر بهداشتیه
      و این قارچ در دخترای باکره بوجود نمیاد
      نتیجه میگیریم که تو کص میگی مومنه خداااا خواهرت باکره نبوده شایدم داستانت کلا یاوه سرایی باشه


    •   rezahot1981
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • میخاستم یه مژده بهت بدم خواهرت از مادر یکی از پدر جدا هستید، باور کن خود مامانت دیشب بهم گفت،تبریک هم بهت میگم جنده خوبی به جنده های کف شهرتون اضافه شد، ویه خواهش دیگه هم دارم، دیگه ننویس، جقی محرتم، میمون هوس باز دیگه ننویس، ممنون


    •   arman22shiraz
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • کیر تو مغز خرابت بیناموس خواهر حرمت داره خوک کثیف


    •   Momoooam
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • کسخل شماره ۸ (dash) محارم نمیخونم فقط دیسلاک کردم


    •   alisexy1372
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • یعنی ته ته ته کس شعر بود
      ننویس خب مجهول المغز


    •   hamed010
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • سن بالا بود بهتره


    •   Sepidarsal
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • دروغ میگه این کونی میخاد یک جنده بکنه به جا خاهرش غالب زده که بتونه قصه بگه


    •   dsa321
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • چه احمقانه داستان ساختی پسر.....


    •   Sina.jooni
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلیه کیریت یکم عقل نداره که بخوای بنویسی کسخل جقی.از بس جق زدی جا اب از کیرت مغزت پاچیده بیرون.کسخول دوشاهی


    •   Sina.jooni
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلیه کیریت یکم عقل نداره که بخوای بنویسی کسخل جقی.از بس جق زدی جا اب از کیرت مغزت پاچیده بیرون.کسخول دوشاهی


    •   khoshkon
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو که راست میگی


    •   ک+ک+ک
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • دیسلایک کوس کش کوس ندیده کوس وقتی پردش میره مث یه زخم میمونه 5 تا 10روز میکشه خوب شه مثلا داستان واقعی باشه خواهرت به تو داد تا راحت راهشو باز کنه به یه ملت بده


    •   مسیحی۰
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • اکسیژن هوا هم حرومت باد.


    •   کسلیس@بزرگ
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرم تو داستانت مردک کس کش دروغ گوی لاشی
      سازمان انتقال خون هم اینجوری خون ندیده مس کش


    •   PESAR.PIR
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • همینجورباقدرت ادامه بده ب کردن.هه زن ایندتوداداشش داره میگاد


    •   qpwoeiruty1
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نیومدم کسشراتو بخونم فقط اومدم بگم خاک تو سرت واقعا که از اسمش معلومه چه گوهی هستی


    •   qpwoeiruty1
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نیومدم کسشراتو بخونم فقط اومدم بگم خاک تو سرت واقعا که از اسمش معلومه چه گوهی هستی


    •   qpwoeiruty1
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نیومدم کسشراتو بخونم فقط اومدم بگم خاک تو سرت واقعا که از اسمش معلومه چه گوهی هستی


    •   amirsam69
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ی چنتا عکس از خواهر تنگت بزار جماعت حال کنن


    •   shahvanii139797
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • انقد جقی زیاد شده خب دوست دارید خواهرتون کس بده شماره بدید من بکنمش بیناموسی چرا میکنید آخه ...


    •   sinamozafari
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیر مرحوم قذافی از پهنا تو کونت جقی


    •   mersad8181
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • اول پرده شو زدی و رفتین حموم بعدش مثل پورن استار ها رفتار میکرد ؟ جقی بدبخت اشتباه بهت رسوندن :/


    •   Elyaaaas202020
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • تراوشات یک عدد ذهن مریض


    •   LustLove
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • (wanking) (erection) (wanking) (clap)


    •   آبجیبازم
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • نوش جونت و تا میتونی از این فرشته‌استفاده کن ازش عکش هم تونستی بزار فقط مواظب خانواده باش بویی نبرن و چپ و را هم از کوس و کون بکنش خوش بحالت‌که یکی از بهترین مدل سکس همین است که نصیبت شده ⚫جون کون ابجی حرف نداره قربونش برم


    •   rastin2769
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • تو هیکلت ۹۰..ب نظر خودت بااین هیکل کیری هم داری!!!!؟؟درضمن مگ قرار هرکی حشری بشه ب برادرش بده .ک خاهرت همچین حرفیو زد..


    •   سکس_69
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • کیر همه جماعت کیردار شهوانی تو کونت ملجوغ بقیشونم با دیلدوخدمتت میرسن دیوث کونی


    •   سکس_69
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • اوناییم که لایکت کردن خر های کیردار بهشوون تجاوز کنن به اضافه ی دیسلایک کن هاهم خوار مادرتو بگان تا توباشی دیگه به در این موضوع های ورود نکنی ننویس دیگه کون چاقال


    •   Ehsan@1371
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیرم تو این داستان آخه چی بود نوشتی تو
      برو جقتو بزن خدایی
      انشو در آوردید دیگه???


    •   moh.1208
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ..........................................این نقطه هاروگزاشتم اعضاخودشون فحش بدن


    •   shah.vani420
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • فقط محارم....
      این روزا سکس فقط با ناموس هستش تا جنده و دوس دختر.... واست متاسفم


    •   kokarostam
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • بیناموس


      کاشکی معنی و مفهوم ناموس را میفهمیدی که چیه. شاشیدم قطره قطره توی تک تک سلول‌های مغزت.


      ها کـُکا


    •   sahelsor1360
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • جون به این خواهررررر


    •   انیگما
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • ادمین سایت کیه؟ سریع خودشو معرفی کنه.


      من ی داستان واقعی ی مشکل واقعی،ک خیلیا تو این جامعه کیری دچارش هستنو ی ساعت تایپ کردم نوشتم نمیبره زیر چاپ. بجاش همچین کسوشعرای شاخداری ک هشتاددرصد اعضا خوششون نمیادو چاپ میکنه.


    •   Emperatoorxxx
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • ساخته و پرداخته یک ذهن مریض
      خرچنگ ایکبیری


    •   Pk69
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کسشر بود‌ . توهمات یه جقی


      دوستانی هم که محارم دوست ندارند نخونن خب کسی مجبورشون نکرده


    •   aliboos
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • دخترجون دیگه ننویس خوب خودتو لو دادی هواسشو پرت کردم یه آهی کشید برو جنده خودتی کیرم تو اون کص پژمرده خودتو ننت کنم بی همه چیز


    •   albertarash
    • 4 ماه،3 هفته
      • 2

    • نکشیمون جانی سینز. سن 21 قد 186 سایزتم که حتما 25.
      ولی دمت گرم احتمالا قبل جق ترا خوردی که آبت دیرتر بیاد و بتونی این خزعبلات رو تا آخر بنویسی. بعدشم پرده دختر 17ساله رو که اتفاقا خواهرت هم بود رو خیلی راحت با اولین سکس و بدون مقدمات زدی و اونم کلی حال کرد!!!؟؟؟؟
      یه توصیه دارم واست.‌برو درست رو بخون به سن قانونی رسیدی بعد بیا اینجا در مورد خاطرات جق زدنات بنویس


    •   Plasmid
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلمات اضافی زیاد داری توجمله هات


    •   rezatopol11
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • یه مشت چرت وپرت ..این داستانها زاییده فکر یه مشت آدمای داهاتی کوس ندیده جقیه که حتی یه دخترم بهشون نگاه نکرده تاالان...


    •   _0_0_Mo_ha_mm_ad
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • محارم ننویس


    •   arminsm
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • یربه فکر میکنم چه فحشی بهت بدم که در حد تراوشات کیری مغز جقولت باشه واقعا میبینم تو یه جمله نمیگنجه فقط میتونم بگم کیرم تو مغزت


    •   black.dog
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • نيگا من اصلا اهل فحش دادن نيستم ولي ناموسا گفت بزن تو كص تو هم بدون چون و چرا زدي؟ بچه 15 ساله هاي سايت بهتر كصشعر مينويسن تا تو
      8 سالت باشه هنر كردي جوجو جغي برو كونتو بده به جاي اين كصشعر ها


    •   saeednedved
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای کسکش بی پدر و مادر


    •   AF14D
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • این ادمین کجاست؟چرا اجازه نشر میدین؟


    •   Pooriya993
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • بدون شک تو یه جقیه بی ناموسی که تو تصوراتت با ناموس خودتم هستی ولی تو دنیای واقعی حتی عرضه نداری یه کس پولی بکنی حرونزاده اسراییلی?


    •   parsa_6pack
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • کصشررررر گفتی عجب کسشری کاملا معلومهدتو جقی ای واس خواهرتی


    •   Adolf_hittler
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • این ساراها ی چیشون میشه!!


    •   درون
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ازندگی مادرا برام بگد


    •   Fantasysister
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • یه مشت کسخل میان اینجا داستان را میخونن و شق میکنن و حال میکنن بعد فحش میدن.یه عده دیگه صرفا وقتی تیتر داستان را میخونن میان فحش میدن و میرن که به اونا ربطی نداره و گوه میخورن میان اینجا دخالت میکنن.این داستان ها هیچ کدوم واقعی نیست.فقط تخیل و فانتزیه.منم تو کف کوس و کون و سینه های خواهرمم ولی هیچ وقت باهاش سکس نخواهم کرد


    •   Fantasysister
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • بد نبود.هر کی میخواد فول حشر بشه.بیاد تاپیک خودم.(لطفا فقط بی ها بیان)


    •   mimi1368
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • بابا دیگه تو رو خدا یه دروغی بگین که ادم فکر نکنه شعورش رو دستکم گرفتین
      یعنی تو فکر میکنی ما این چرت و پرت ها رو باور میکنم ؟


    •   17Mr.Fucker
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ببینید جوونامون از بی کسی به چ روزی افتادن...


      اخرش یا باید خار و مادرشونو بکنن یا ب کفدستی رو بیارن (clap) (wanking)


    •   ArtAnanymous
    • 3 ماه
      • 0

    • متاسفم برای ملت که وقتشونو با خوندن این اراجیف تلف میکنن.


      هنر ناشناس بودن.


    •   Meysam5497
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • ای کسکش (biggrin)


    •   mohamad1368khan
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • حتی اگ واقعیم باشه بس که دیشب دو دست با کاندوم خاردار سکس کردم اصلا کیرم تکونم نخورد


    •   Fantasysister
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • سلام.حتما ماجرای ماساژ سکسی خواهرم که به سکس منجر شد را در تاپیکم مطالعه کنید.تنها ماجرای واقعی که خواهید خواند


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو